رد پایم را می بینید...

و یکی از متفاوت ترین بازیگران عرصه سینما و تلویزیون است و البته مهجورترین. هنوز سادگی و گرمی فضایی را که در آن بزرگ شده است همراه خود دارد.
کد خبر: ۱۵۰۷۴۱

باور کنید که کلامش هم بوی جنوب و دریا می دهد اما صدایش آرام است و حرفهایش حکایت از دل شکسته اش دارد. او سالهای سال است که دارد تجربه می کند و می آموزد اما به قول خودش هنوز تبعیض نژادی نگذاشته است که او بتواند به معنای واقعی تجربه ها و آموخته هایش را به معرض نمایش بگذارد.
سیروس کهوری نژاد از کنار تبعیض نژادی گذشته ، اما در عین حال اثرش را هم باقی گذاشته است. او به خوبی از عهده نقشهایش بر آمده است و به کاری که می کند ایمان دارد.


می توان گفت به گونه ای در وادی هنر ، بازیگر مهجوری باقی مانده اید. چرا؛
شاید یک مقدار به تنبلی خودم برمی گردد و یک مقدار هم به تنبلی سینما؛ به این معنا که با سرعت پیش نمی رود.

چقدر وسواس در انتخاب کارهایتان ، دخیل است؛
یک جاهایی وسواس به خرج می دهم اما اگر زیاد این مساله تکرار شود به فقر خواهیم رسید. چرا که ما به عنوان بازیگر به آن شکل انتخاب های گسترده ای نداریم.

مگر چند فیلم در طول سال ساخته می شود؛
آن هم با این تعدد بازیگر. افرادی را می شناسم که در طول عمر هنری شان حتی بازی در یک فیلم هم سهمشان نمی شود در صورتی که بازیگران ما، واقعا با استعداد و قابل هستند. بنابراین با این شرایط گاهی وسواس هایم را کنار می گذارم و در انتخاب کارهایم چندان دخیلش نمی کنم.

البته تیپ شما هم ، بسیار خاص و منحصر به فرد است؛ قبول دارید.
بله و با توجه به این مساله هم می توانم نقش یک عرب را بازی کنم و هم نقش یک جنوبی را و اتفاقا به دلیل این شرایط خاص به نسبت بقیه بازیگران انتخاب های بیشتری دارم البته گاهی هم بیکار مانده ام و گاهی هم بین سه فیلم ، یکی را انتخاب کرده ام.

اما به نظر می رسد به لحاظ نوع چهره تان انتخاب های محدودتری دارید؛
بله. اما محدودیت انتخاب هایم تنها به دلیل نوع چهره ام نیست. در سینما و تلویزیون هم مشکلاتی هست.

منظورتان چیست؛
خیلی از مسائل هستند که هنوز حل نشده اند و برای همین هم جا نیفتاده است مثل این که یک مرد جنوبی می تواند گل فروش باشد یا این که مثلا من حتی با این شکل ظاهری می توانم در نقش یک زن ظاهر شوم که البته این گونه مسائل یک نوع جسارت را می طلبد که ما هنوز خیلی با آن فاصله داریم. بخصوص در سینما و تلویزیون. از طرفی درک نکردن افراد و موقعیت های آنان یک جور تبعیض نژادی را به وجود می آورد که بسیار هم آزاردهنده است.

خب چگونه با این مساله کنار آمدید. از کنارش گذشتید یا مبارزه کردید؛
سعی می کنم از کنارش بگذرم. البته در عین حال اثر خودم را هم می گذارم.

چگونه؛
سعی می کنم ردپایی از من درکار باقی بماند. جالب است برایتان بگویم در سال 74 در یک فیلم سینمایی برای نقش اول انتخاب شدم و کم کم نقش اول تبدیل شد به یک تا چهار 2 دقیقه ای.

با وجود این شرایط ساختار قصه تغییری هم کرد؛
خیر. تنها من بودم که به عنوان بازیگر نقش یک عوض شدم ، طرف مقابل من نمی دانست که با این کار دارد به نوعی همان تبعیض نژادی را به وجود می آورد. اما با تمام این شرایط و برای این که توانایی خودم را اثبات کنم در آن فیلم حضور پیدا کردم و اثر خودم را هم گذاشتم و آن نقش به خوبی دیده شد.

اصلا در سینما به دنبال چه چیزی هستید؛
بازی کردن در یک فیلم خاص.

فیلم خاص به چه معنا؛
فیلمی که در آن شخصیت ها درست پرداخت شده باشند، فیلم نامه اصولی و با محتوا داشته باشد. به جرات می توانم بگویم در سینمای هالیوود به رویاهای پنهان خودم خواهم رسید. جالب است بدانید در سینمای هالیوود رسم بر این است که فیلمنامه را دکوپاژ شده به بازیگر می دهند و طبیعی است که در این شرایط فضای ذهنی بهتری برای بازیگر شکل می گیرد و بازیگر کاراکترش را راحت تر پیدا می کند. همه اینها شرایط خاصی هستند که یک فیلم خاص و یک اثر هنری عالی را در نهایت خلق می کند.

شما در فیلم روزی که زن شدم به کارگردانی مرضیه مشکینی ، تجربه حضور در کنار یک تهیه کننده خارجی را داشته اید. از این تجربه متفاوت بگویید.
بله ،حضور در این فیلم باعث شد که نگاهم به دنیای اطراف تغییر پیدا کند و قدر هنر را بیش از پیش بدانم. یادم است سکانسی بود که من باید سوار اسب می شدم. در گوشه ای از لوکیشن ، آمبولانسی قرار گرفته بود که از امکانات بالایی برخوردار بود. وقتی به آن تهیه کننده خارجی گفتم چرا این قدر خرج کردی و آن آمبولانس را فقط به خاطر گرفتن آن سکانس آورده ای ، گفت : من باید شرایط انسانی را برای تو به وجود بیاورم که تو به راحتی بتوانی هنر درونت را بیرون بریزی و خلاقیت را به کار ببری. آن هم بدون هیچ گونه دغدغه ای . او می گفت باید قدر هنرت را بدانی و به خوبی با آن رفتار کنی تا آن هم آن گونه که باید تبلور پیدا کند که همه اینها به من انگیزه و انرژی مضاعف می داد.

تا به حال در چند نقش اول ظاهر شده اید؛
6 یا 7 نقش یک داشته ام.

اساسا فرقی بین نقش یک ، مکمل یا حتی تک پلانی قائل هستید؛
بله. نقش یک ، مسوولیت سنگینی را با خود همراه دارد. چون هم سرمایه تهیه کننده روی آن فرد است و هم باید در طول 70 ، 80 سکانس موجود در فیلم مخاطب با آن بازیگر همراه شود. پس بازی در نقش یک خیلی هم آسان نیست.

کهوری نژاد از گذشته اش می گوید


از بندرعباس کارم را آغاز کردم. آن هم زیرنظر غلامحسین ساعدی ، بهرام بیضایی و... سالهای زیادی تنها تمرین کردم و آموختم تا این که در سال 67 اولین تئاتر حرفه ای ام را بازی کردم.
آنقدر برایم خوشایند بود که باعث شد به هنر جبری تر فکر کنم و برای رسیدن به خواسته هایم جزو انجمن سینمای جوانان آن زمان شوم. در آنجا دو فیلم ساختم.
کارگردانی را خیلی دوست داشتم. در کنارش عکاسی هم می کردم که بیشتر در زمینه طبیعت بود.
به خاطر دارم که چندین جایزه هم گرفتم تا این که در دانشگاه هنرهای زیبا در رشته بازیگری و کارگردانی قبول شدم و از آن پس دنیای هنر رنگ و روی تازه ای برای من پیدا کرد.
بهترین تئاترهایم را در آن زمان اجرا کردم. مثل عروس چاه ، زیباترین گلهای قالی و... همه اینها را مدیون فضایی هستم که در آن بزرگ شدم. فضایی که خاص و جذاب بود.

نقش مکمل هم شرایط خاص خودش را دارد. البته باید بگویم کلا بازیگری کار دشواری است و یک بازیگر باید بتواند اثرش را روی نقش و همین طور مخاطب بگذارد. حتی اگر به قول شما در حد یک پلان باشد.

به نظر خودتان سیروس کهوری نژاد از کی شناخته و توانایی هایش دیده شد؛
معتقدم که هنوز هم شناخته نشده ام ؛ چراکه دنیای بیرون با تصوراتی که در ذهنم است خیلی فاصله دارد. من می خواهم فیلمم را بسازم اما نمی توانم. متاسفانه شرایط بدی در عرصه هنر ما وجود دارد که باعث شده اکثر هنرمندان گلایه داشته باشند. برای همین من هم هنوز نتوانسته ام توانایی های واقعی خودم را بروز و نشان دهم.

اما برایم جالب بود که اکثر مخاطبانتان شما را با بازی در کلیپی که سالها پیش بازی کرده اید، می شناسند. کلیپی که شعر آن متعلق به سهراب سپهری بود و دکتر محمد اصفهانی هم آن را خوانده بود.
بله. محتوای آن کلیپ در ارتباط با مشکل اعتیاد در جامعه بود. آن کلیپ را در سال 79 بازی کردم البته همزمان با پخش آن در سریال ولایت عشق (مهدی فخیم زاده) هم بازی می کردم که این مساله باعث شد در هر دو کار به نوعی دیده شوم.

شما در کارهای تاریخی زیادی حضور داشته اید. مثل سریال های امام علی ع ، ولایت عشق ، حضرت یوسف (که هنوز پخش نشده است) و... آیا علاقه خاصی به این ژانر دارید؛
به تاریخ علاقه مند هستم. اما لزوما قرار گرفتن در این فضا چندان برایم جذاب نیست.

چرا؛
چون حقیقت را پیدا کردن در تاریخ کار آسانی نیست و برای همین در تناقض ها گم می شوم و نمی توانم خودم را پیدا کنم.

پس چرا در این گونه کارها بازی می کنید؛
چون هم من به عنوان بازیگر نیاز به تجربه های تازه تری دارم و هم به دلیل نوع چهره ام ، کارگردان ها در این ژانر بخصوص به من نیاز دارند.

شما در فیلم اخراجی ها حضور داشتید ، اما حضورتان چندان پررنگ نبود. چرا؛
در ابتدا بازی ام در این فیلم بیشتر بود ولی بعدا دو سکانس از بازی ام حذف شد که اتفاقا یکی از آنها جزو شاه سکانس های بازی ام هم بود، اما به دلیل همان مشکلات همیشگی یعنی عدم هماهنگی ، عجولانه کار کردن و... به هر حال حذف شد البته مسعود ده نمکی قول داده است در فیلم بعدی این مساله را جبران کند در هر حال قسمت من در همین حد بوده است و من هم راضی هستم.

دوست دارم کمی گذشته تان را با هم مرور کنیم. شما بزرگ شده جنوب و دقیق تر بندرعباس هستید، چقدر از فضایی که در آن بزرگ شدید تاثیر گرفته اید؛
شاید تقریبا نزدیک به 80 ، 90 درصد کارهایی که تا به حال انجام داده ام از تئاتر گرفته تا سینما، تاثیر مکانی بوده است که در آن بزرگ شده ام. به نوعی آن کهن الگوهایی که درون من نهفته بود در یک سن و شرایطی متولد شدند و بروز پیدا کردند. به هر حال محیط خیلی به من کمک کرد که بتوانم تجربه کنم و بیاموزم که در نهایت حاصل آموخته هایم تبدیل به نمایش های روی صحنه شد. چه در مقام بازیگر و چه در مقام نویسنده و کارگردان.

احتمالا با مشکلات خاصی هم روبه رو بوده اید؛
بله. یکی از مشکلات ما این بود که به نوعی نمایش را در آن سالها جادوگری می دانستند در صورتی که ما در نمایش با تخیلمان روبه رو هستیم و نه جادوگری. تخیل به مراتب زیباتر و آزادتر از جادو است.

خب شما بین علاقه و تخیل و جادو به کدام یک وابسته تر بودید؛
شاید به هر 3 این عناصر. چراکه علاقه تبدیل به کنجکاوی و تخیل می شود و در نهایت تخیل نوعی جادوگری را به وجود می آورد. به هرحال نمایش حاصل اتفاقات ذهنی در بازیگر و مخاطب است. هر دوی آنها در پرورش تخیلات سهیم هستند.

بزرگترین لذت زندگی سیروس کهوری نژاد؛
بازی با فرزندم و زندگی در خانه.

هنوز چقدر آرزو دارید؛
ایده آل زیاد دارم ولی آرزو نه. معتقدم که هر چه را که بخواهم می توانم به دست بیاورم چراکه خدا نزدیک است و خواسته هایم را می داند. به نظرم آرزو کردن مسوولیت دارد.

کارهایی که در حال حاضر انجام می دهید و یا قرار است انجام دهید؛
در حال حاضر تئاتر اذان صبح را در تالار وحدت اجرا می کنم و در سریال مختارنامه هم بازی دارم که بعدا خواهید دید.

محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها