پلیس به دنبال بیننده

بی تردید تصویری که از پلیس و دستگاه پلیس جوامع غربی در بسیاری از فیلمها و سریال های خارجی ارائه می شود، با توجه به فرهنگ حاکم بر همان جوامع و حتی از نگاه خود غربی ها، چندان قابل اعتماد و مطابق با واقعیت نیست.
کد خبر: ۱۴۹۷۵۵

در این گونه فیلمها و سریال ها ماموران پلیس و کارآگاه ها، افراد شریف ، وظیفه شناس و از جان گذشته ای نشان داده می شوند که در حمایت از مردم و برای حفظ نظم و امنیت جامعه با جانیان و تبهکاران دست و پنجه نرم می کنند و در نهایت در رویارویی با آنها یا شخصا حسابشان را می رسند یا آنها را دست بسته تحویل دستگاه قضا و عدالت می دهند. با این همه ، این واقعیت را نیز نمی توان نادیده گرفت که از آغاز دهه 70 میلادی به موازات پاره ای تحولات سیاسی و اجتماعی که در جوامع غربی پدید آمد، تصویر ساختگی و قراردادی یادشده نیز دستخوش تغییراتی شد و بتدریج نقاط منفی و تیره و تارش نمایان گشت ، به طوری که در چند دهه اخیر در برخی فیلمها و سریال های خارجی ، ماموران پلیسی را دیده ایم که در خباثت ، سنگدلی و بدطینتی دست کمی از تبهکاران و جانیان بالفطره نداشته اند.
در واقع نگاه بسیاری از کارگردانان خارجی به پلیس و دستگاه پلیس مملکتشان ، همواره نگاهی انتقادآمیز، سرزنش بار و پر کنایه بوده است ، به طوری که در فیلمها و سریال هایی که ساخته اند، خطاهای پلیس و همچنین فساد حاکم بر دستگاه پلیسی را بوضوح به تصویر کشیده اند. حتی برخی از آنها پا را از این هم فراتر گذاشته ، جسارت بیشتری به خرج داده و در آثارشان با نمایش ناکامی های پلیس در مقابل تبهکاران نه تنها دق دلی شان را درآورده اند که پلیس را به تمسخر و ریشخند گرفته اند.
به فرض ، فیلم این فرار مرگبار (The Getaway) ساخته «سام پکین پا» و بویژه سکانس پایانی آن در نسخه اصلی و دستکاری نشده اش در واقع نوعی دهن کجی به پلیس ایالات متحده بود! این موج ضد پلیسی بتدریج به سریال های تلویزیونی نیز کشیده شد. در برخی سریال های انگلیسی مانند (سوینی) و نیز ادامه آن سریال (بازرس مورس) که از لحن تند و تیزی هم برخوردار بودند، دستگاه پلیس به دلیل فساد و اشتباهاتش ، مرتبا و آشکارا مورد انتقاد قرار می گرفت.
در لابلای ماجراهای متنوع و جالب توجه سریال استرالیایی (ماموران مخفی پلیس) نیز به موضوع فساد رایج در دستگاه پلیسی پرداخته شده است. به فرض در برخی قسمتهای این سریال کارآگاهان و مقامات ارشد پلیس استرالیا را می بینیم که دستشان با دست قاچاقچیان عمده و عوامل توزیع و فروش موادمخدر توی یک کاسه است.
واقعیت انکارناپذیر آن است که درصد بالایی از شهروندان امریکایی و اروپایی (بویژه فرانسوی ها) دل خوشی از پلیس شان ندارند که این واقعیت سوال برانگیز در فیلمها و سریال هایشان نشان داده می شود. حتی بسیاری از شخصیت های مثبت و شریف فیلمها و سریال های امریکایی که ریگی هم به کفش شان نیست ، در برخورد با پلیس یا ماموران اف.بی.آی دستپاچه می شوند و خودشان را کاملا می بازند؛ در واقع سعی می کنند هیچ گونه برخورد و اصطکاکی با آنها نداشته باشند. در سریال های فرانسوی (ناوارو) و (کمیسر ژولی لسکو) بارها از زبان خود پلیس ها می شنویم که مردم از آنها بیزارند. جالب این که بندرت اتفاق می افتد دستگاه پلیس جوامع غربی در مقابل محتوای ضد پلیسی این گونه فیلمها و سریال ها حساسیت یا واکنشی از خودشان نشان دهد. قطعا به این دلیل که اگر صحنه های ضد پلیسی این محصولات عین واقعیت نباشند، بی تردید چندان هم خلاف واقع نیستند.
خوشبختانه برخلاف آنچه در جوامع غربی می گذرد، نه دستگاه پلیس ما آلوده چنان مفاسدی است و نه نگاه مردم به پلیس نگاهی خصمانه و نامطمئن است. با این همه ، تصویری که در سریال های ایرانی از پلیس ارائه می شود به دلیل فیلمنامه های خام و بی حساب و کتاب خالی از اشکال نیست. مجموعه تلویزیونی (خواب و بیدار) را به خاطر دارید؛ یادتان هست که ناتاشا، شخصیت تبهکار سریال چگونه تعدادی پلیس زبده را به ستوه آورده بود و آنها را به بازی می گرفت ، به آنها کلک می زد و چقدر هم آسان آنها را جا می گذاشت؛ به خاطر دارید که آخرسر دستگاه پلیس در مصاف با او قشونی از افرادش را به انواع سلاحها مجهز کرد و با تعدادی نفربر و هلیکوپتر فرستاد سراغش.
با این حال ، در آخرین لحظه باز هم ناتاشا به آنها کلک زد و... خواب و بیدار گرچه سریال پرکشش و سرگرم کننده ای بود که در ساخت آن اصول و قواعد سریال سازی بخوبی رعایت شده بود؛ اما از نگاه کارشناسان مسائل پلیسی ، در این سریال پلیس و دستگاه پلیس قربانی جذابیت های دراماتیک و عناصر هیجان زا و حادثه آفرین شده بودند. البته این موضوع به فرض در سریال های امریکایی اصلا تعجب آور نیست و امری عادی تلقی می شود، اما در سریال های ایرانی به دلیل انتظارات جامعه از دستگاه پلیس ، سوال برانگیز است.
در سالهای اخیر و حجم بالای تولیدات تلویزیونی و سینمایی با محور پلیس انتظار می رفت که در نگارش فیلمنامه های سریال های پلیسی و نیز سریال هایی که به دلایلی پای پلیس به ماجرایشان کشیده می شد، دقت و تامل بیشتری صورت گیرد که چنین نشد و هنوز هم در این گونه سریال ها با پلیس های کم تحرک ، ناکارآمد، بدون ابتکار عمل و غیرموثر با ضریب هوشی پایین مواجه می شویم ؛ سریال های شبه پلیسی «نقش بر آب » و «نسیم وصل» از آن جمله اند.
تازه ترین نمونه این گونه سریال ها مجموعه پر ماجرای «ما چند نفر» است که تا مدتی پیش از شبکه اول سیما پخش می شد. و اما در سریال میوه ممنوعه ، سرگرد ملک پور، مامور رسیدگی به پرونده مفقود شدن آقای شایگان نیز با تمام هوش و ذکاوتش قربانی جریان دراماتیک ماجرای سریال شد، زیرا در حالی که بنا به گفته خودش شدیدا به هستی شایگان و فرزاد سعیدی مظنون است ، آنها را زیرنظر نمی گیرد و تعقیب شان نمی کند. در واقع از ابتدایی ترین و معمولی ترین اقدام پلیس در این گونه موارد خودداری می کند و جالب این که کم سن و سال ترین کاراکتر سریال ، پسر کوچک حاجی فتوحی که جوانکی خام و بی دست و پاست فقط با یک بار تعقیب فرزاد سعیدی ، مخفیگاه آقای شایگان را پیدا می کند!ظاهرا سازندگان سریال های شبه پلیسی «راه بی پایان» و «من نه منم» حواس شان جمع تر از دیگر همکاران شان بوده و هوشمندانه تر عمل کرده اند، زیرا برای جلوگیری از بروز مسائل و اشتباه های پلیس ترجیح داده اند ماجرای پرتنش سریال هایشان را که تبهکاری در آنها موج می زند، بدون حضور و دخالت پلیس پیش ببرند و یا فوقش در سکانس پایانی ، برای دستگیری تبهکاران و تحویل آنها به دستگاه قضا، پای پلیس را به ماجرا بکشانند. با این همه ، در میان سریال های پلیسی و شبه پلیسی پر اشتباهی که دیده ایم ، سریال هایی را هم به خاطر می آوریم که نه تنها در آنها تصویر قابل قبول ، مناسب و واقعی تری از پلیس ایرانی ارائه شده بود که از ویژگی های قابل توجهی نیز برخوردار بودند؛ سریال هایی مانند دایره تردید، سرنخ و معما.


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها