در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
دنیایی که تغییر کرد مردم با سه شنبه های رادیو پیام و لحن و قصه ها و شعرهای شما دنیایی داشتند تا این که تغییرات جدید ایجاد شد، از بزرگان موسیقی در برنامه های دیگری هم برای گفتگو می شد دعوت کرد ، می دانید. در این چند هفته با این تغییرات حال مخاطبان همیشگی شما گرفته شده است؛ پیش از این که فرمت جدید اجرا شود ، من پیش بینی چنین انتقادهایی را کرده بودم. اول این که این تغییرات را من انجام ندادم. این را می گویم که شما و شنوندگان بدانید. من در شیفت شبانگاهی پیام کاملا راضی بودم ، همان طور که مردم با این بخش دنیایی داشتند، خودم هم با آن دنیایی داشتم. حس می دادم و حس می گرفتم. یک بخشهایی پیش می آمد که برایشان نمی توانم سند رو کنم. هادی ابوالفضلی ، صدا بردارمان می گفت یک بخش حسی داشته باشیم. منظور از بخش حسی این بود که من نکته ای را می گرفتم و جوری آن را می گفتم که شما فکر می کردید یک نوشته زیبا یا عاطفی را از رو می خوانم ، در حالی که اصلا متنی در کار نبود . به تخیلاتم می رفتم و یک فضای عاطفی یا یک داستان کوتاه زیبا خلق می شد. مثلا یک شب یادم است که با یک مترسک صحبت می کردم که زمستان در یک زمین پر از برف هیچ کاری ندارد انجام دهد. دلش تنگ شده برای این که کلاغی به کلاهش نوک بزند. دلش تنگ شده برای این که عده ای دور و برش باشند و گاهی که کج می شود، صافش کنند و همین طور این حس را گسترش دادم. بعدا که داوران رادیو پیام برنامه را شنیدند، گفتند این متن را کی نوشته اید؛ و جواب دادم ، متنی در کار نبوده و فی البداهه گفتم. این بخش برای من خیلی عزیز بود. |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: