:
«و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه....» و ای آدم ، تو و همسرت در بهشت مسکن کنید و از آن هر قدر که می خواهید بخورید ولی نزدیک این درخت مشوید که در آن صورت از ستمکاران خواهید شد.
کد خبر: ۱۴۹۱۸۵
پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا بلکه بتواند عیبهایی از ایشان که پوشیده بود ، آشکار سازد و لذا گفت : پروردگار شما، شما را از این درخت نهی نکرده ، مگر برای این که در نتیجه خوردن از آن مبدل به فرشته نشوید و یا از جاودانان در بهشت نگردید. (و اگر شما از آن بخورید ، همیشه در بهشت خواهید ماند) آن گاه برای آن دو سوگند یاد کرد: که من از خیرخواهان شمایم . با این وسیله و با نیرنگ های خود آن دو را به خود نزدیک کرد تا آن که از درخت بخورند. همین که خوردند عیبشان ظاهر شد. ناگریز شروع کردند از برگ های بهشتی بر خود پوشیدن ، و پروردگارشان ندایشان داد: مگر به شما نگفتم : از این درخت مخورید؛ و مگر نگفتم شیطان برای شما دشمنی است آشکار؛ گفتند: پروردگارا ما به خویشتن ستم کردیم ، اگر ما را نبخشی و رحم نکنی ، حتما از زیانکاران خواهیم شد، فرمود: از بهشت پایین بروید که بعضی بر بعضی دیگر دشمنید و زمین تا مدتی معین (یعنی تا هنگام مرگ) جایگاه شماست و نیز فرمود در همانجا زندگی کنید و در آنجا بمیرید و از همان جا دوباره بیرون شوید (سوره اعراف آیات 19 تا 25) آدم 40 روز به سجده بود و بر بهشتی که از دست داده بود می گریست . تا آنجا که جبرئیل بر او نازل شد و گفت : آیا جز این بود که خدا تو را به دست قدرت خود آفریده و از روح خود در تو دمید؛ و ملائکه را به سجده بر تو وا داشت؛ آدم گفت : همین طور بود ، جبرئیل گفت : پس چرا وقتی تو را «نهی» کرد از خوردن آن درخت ، نافرمانی کردی؛ آدم گفت : آخر ابلیس به دروغ برایم سوگند خورد. (تفسیر قمی جلد 1 صفحه 43) سوال این است که خطیئه و گناه آدم در این بهشت موقت برزخی که طلوع و غروب خورشید دارد که زمان آن هم محدود است که به روایتی زمان حضور آدم و حوا در آن فقط 6ساعت بود! و خداوند برای آزمایش آدم آن را خلق کرد چه معنا دارد؛ در سفر آفرینش در عهد عتیق و در تورات آمده است که خداوند همه میوه ها را بر آدم مباح کرد به جز خوردن میوه درخت خیر و شر سپس شیطان در هیات مار و طاووس خوش خط و خال بر آدم ظاهر می شود و او را اغوا می کند. او از این درخت بهره می برد و هبوط می کند. حاج یونس اغوا می شود و دل در گرو هستی خوش خط و خال که همان طاووس است می بندد و این لغزش باعث هبوط او از کرامت انسانی و فضیلت ها می شود. هبوط آدم از بهشت به واسطه خطای از نهی ارشادی و خروج شیطان از بهشت و رانده شدن او از میانه ملائک به واسطه گناه از امر «مولوی» باشد اما برای حاج یونس برگشتن ضمیر «ها» در جمله «فاخرج منها» و جمله «فاهبط منها» خروج و هبوط این ذریه آدم از منزلت و کرامت انسانی است که ممکن است برای هر انسان نمازخوان دیگر که به نبوت ، عالم غیب و معاد نیز ایمان دارد ، بیفتد. مگر نه این که سوره ماعون برای «ولیدبن مغیره» نازل شد. «ارایت الذی یکذب باالدین...فویلا للمصلین» (پس وای بر نمازگزاران) در جایی خود حاج یونس به هستی می گوید تو عمارت کهنه 60 ساله پر از مار و مور را خراب کردی و من به رستگاری برگشتم . او که توبه می کند به قرآن پناه می آورد، در قرآن تدبر می کند، اعتکاف می کند و بخشیده می شود. در جایی هستی می گوید: خواب بودم ولی می دیدم بالای سرم قرآن می خواندی. خواب بودم ولی می شنیدم . توی ظلمت و تاریکی گم بودم ولی صدای شما رو می شنیدم . می دونستم دارم می میرم ولی صدای شما امیدوارم می کرد. چشم باز می کردم ، شما رو نمی دیدم . چشم می بستم شما رو کنار پنجره می دیدم که قرآن می خوانید: «و خدای شما آن کسی است که زمین و آسمان ها را در 6روز آفرید» «خدای شما آن کسی است که سرپرست و ولی کسانی است که ایمان آورده اند و آنها مرا از تاریکی و ظلمت به نور خواهد برد» خطای آدم زمانی صورت گرفت که هنوز شریعت بنا نشده بود و هنوز دین شکل نگرفته بود. بنابراین آدم برای توبه به خدا پناه می آورد و چون شریعت شکل نگرفته بود.آدم در مقام پیامبر همچنان معصوم است و این خطا یا گناه (در لفظ عام) نافی معصومیت آدم در مقام پیامبر نیست اما خطای حاج یونس زمانی اتفاق می افتد که شریعت و دین تجلی عینی دارد پس بدیهی است همان گونه که آدم از بهشت 6ساعته هبوط می کند و پس از توبه به سعادت می رسد ، حاج یونس از عمارت کهنه 60ساله خود که پر از مار و مور است ، بیرون می آید و به واسطه قرآن و شریعت و اعتکاف ، دوباره به خدا روی می آورد، زیر باران رحمت الهی شستشو می کند و به تزکیه می رود که این همان سعادت ذریه آدم است که در آغاز به آن اشاره شده است .میوه ممنوعه نهایتا قرار است که درام و ادبیات شرق پایان و فرجام خوشی را به تصویر بکشاند که لذت و طعم شیرین توبه و اثرات آن به نمایش گذاشته شود. شاید بتوان گفت اگر کمبود وقت و فضای مناسبتی مجموعه این فرصت را می داد کارگردان خلاق و تاثیرگذار مجموعه پایان مناسب تری را رقم می زد اگرچه مدیوم تلویزیون به دلیل این که رسانه ای جمعی و تاثیرگذار است ، طبیعتا عوامل بسیار زیادی بنابر دلایل متعدد تدوین پایان یک مجموعه موفق را رقم می زنند.بر خلاف تصور برخی که گمان می برند «میوه ممنوعه» ، تاثرپذیری از شیخ صنعان دارد به عنوان اثری مستقل ، بدیع و جسارت آمیز در عرصه تولید خودنمایی می کند، شاید از یک منظر شباهت هایی هم به شیخ صنعان یا شاه لیر شکسپیر هم داشته باشد. اما هیچ ارتباطی معنادار با این آثار ندارد. شیخ صنعان زنار می بندد ، خوک می خورد ، منبر می سوزاند، قرآن پاره می کند ، سوال اینجاست آیا در هیچ سرزمینی می توان درامی به نام شیخ صنعان با این ویژگی ها را به نمایش گذاشت؛! این همان خط قرمزی است که برخی دغدغه آن را دارند یعنی سرپیچی از «نهی مولوی». سازندگان این اثر با استفاده از عناصر تخیل ، حس و خلاقیت در این مدت کوتاه توانستند اعجازی شاعرانه را خلق کنند و با حمایت مدیریت راهبردی سیما دکتر میرباقری و مدیریت مسوولانه شبکه دو سیما ، تعریف جدیدی از خط قرمز را ارائه دهند که نهایتا همه اینها به نفع مردم فهیم ، زحمتکش و متعهد ایران سربلند است.