ایثار در نویسندگی رادیویی

واحد نمایش رادیو از سال 78به صورت مستقل کار خود را آغاز کرد؛ به گونه ای که تا به امروز، تامین کننده نمایش های شبکه های مختلف رادیو بوده است .
کد خبر: ۱۴۸۶۸
قصه شب سراسری ، نمایش جوان ، از رمان تا نمایش در شبکه فرهنگ و قصه شب شبکه تهران ، در آدینه با نمایش که سالهاست موردتوجه بسیاری از مخاطبان رادیو بوده است ، از برنامه هایی با این جنس بوده اند. نمایش در رادیو مولفه های متعددی را می طلبد. نویسنده ، سردبیر، کارگردان ، تهیه کننده ، بازیگران و افکتور عواملی هستند که ماحصل همدلی آنان ، تولید یک نمایش موفق را به دنبال خواهد داشت . در این مسیر، اولین بستر، متن رادیویی است که اگر مصالح درستی نداشته باشد؛ نتیجه جلوه نخواهد داشت . از این رو بر آن شدیم در گفتگو با ایوب آقاخانی ، کارشناس ارشد ادبیات دراماتیک که سابقه ای ده ساله در عرصه نویسندگی و نگارش متون نمایشی رادیویی دارد، به تحلیل وضعیت نویسندگی در واحد نمایش همت بگماریم . چه مرزی میان نویسندگی در نمایش رادیویی و تئاتر وجود دارد؛ نویسندگی تئاتر را نویسندگی فکورانه تری می دانم ؛ اما این اختلاف بسیار جزیی است . واقعیت این است که نویسنده اگر جهان بینی و فکرت قابل توجهی داشته باشد، در هر حیطه ای این نگاه و سلیقه را به عرصه خواهد رساند و باید بدانیم که ساخت وساز یک اثر دراماتیک واقعا در ریشه و ژرفای خود هیچ تفاوتی در مدیوم های مختلف پیدا نمی کند. به هر حال داستانی باید ساخته شود، فکرتی باید بالنده شود و مجموعه ای از عناصر دراماتیک باید به غایت و منزلت پیش بینی شده خود برسند. پس مسیر اصلی یکی است ؛ فقط وسیله و مختصاتی که در پیمودن این مسیر، نویسنده را یاری می کند، متفاوت است . به عبارت دیگر هدف و شیوه عملکرد نویسنده در هر دو حیطه مشترک و واحد است ؛ تنها ویژگی ها و فرمول های این دو مدیوم با هم متفاوت است . نویسنده باید آنها را بیاموزد تا بتواند ظرف و مظروف را یکی کند و چه حیف که بسیاری از نویسندگان تئاتر را به رادیو و رادیو را به تئاتر می برند، بدون این که تلاش کنند ویژگی هایی را به لحاظ تکنیکی در آنها تغییر دهند. با توجه به این که همچنان ایفاگر نقشهایی در نمایش رادیویی بوده اید، چه تعاملی میان بازیگری و نویسندگی یافته اید؛ از وقتی وارد دنیای بازیگران رادیو شده ام ، کارهای کم غلطتری را ارائه می دهم . اکثر نویسندگان در خلوت خود فضاهایی را ایجاد می کنند و در آثارشان به کار می برند؛ بدون این که بدانند این فضاها در حیطه رادیو چقدر قابل استفاده است . از این رو آثارشان عارضه های غیرقابل درمانی ایجاد می کنند. اساسا در نزد نویسندگان اهمیت ندارد که چه کسی کارشان را کارگردانی می کند و یا چه بازیگرانی در اثرشان ایفای نقش می کنند؛ در حالی که حضور نویسنده اثر بر سر کار می تواند یک تعامل منطقی میان اثر و گروه تلاشگر اجرا ایجاد کند. من در بسیاری از کارهای خودم حتی اگر نقشی نداشته باشم ، حاضر می شوم . اساسا این کار منجر به ایجاد یک احترام متقابل میان نویسنده و گروه اجرا می شود؛ چیزی که ما برای روح دادن به اثر، به آن نیازمندیم . برخورد گروه مجری با نویسنده در حین کار چه تبعاتی می تواند داشته باشد؛ گروه مجری با توجه به سلایق و ذائقه و باورداشت نویسنده درباره فضای کار خودش ، یک پروسه ناخودآگاهی را به منظور تکامل کار آغاز می کند؛ به این معنی که اهمیتی که گروه برای این سلیقه ها قائل می شود، خودبه خود حساسیت نویسنده را درباره آثار بعدی اش بالا می برد. احیانا اگر گروه اجراکننده در حین کار متوجه خطاهای نویسنده شوند، چه در زمینه ساخت وساز عناصر داستانی و چه در زمینه تنظیم دراماتیک اثرش ، باعث خواهند شد که اولا نویسنده متوجه هشیاری گروه اجرا شود؛ ثانیا با آزمون و خطای منطقی ، احتمالا خود را برای کم کردن نقش های احتمالی در آثار بعدی آماده کند. طبیعی است که به این ترتیب هر کاری از یک نویسنده ، در قیاس با کار قبلی ، نیم گامی به جلو خواهد بود. حضور نویسنده و تعامل منطقی و دوستانه او با گروه باعث می شود که پیشنهادهای زنده برای اثر، در حضور صاحب اثر مطرح شود و در یک شور کاملا حرفه ای ، هر دو به نتیجه قابل قبول تری برسند؛ در حالی که این اتفاق اصلا به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست ، اما اتفاق پرارزشی است . نویسندگان در واحد نمایش رادیو چگونه ارزیابی می شوند؛ نویسنده و سردبیر و گروه مجری همگی تلاش خود را دارند؛ ولی اتفاقی که در این میان باعث می شود این فرآیند بسامان جلوه نکند، دستمزد نویسندگی در رادیوست که حدود یک چهارم طبیعی دستمزد در تلویزیون است . بنابراین کمتر نویسنده ای که البته اثرش ارزش اجرا داشته باشد تن به این ایثار می دهد. همین امر باعث می شود بخش اعظمی از نویسندگان خلاق از گردونه نوشتن برای رادیو حذف شوند. در نتیجه دو دسته نویسنده در رادیو باقی می مانند و دسته دوم «تومنی نویس »ها هستند. این دو دسته چطور تفکیک می شوند؛ دسته ای از آنها به دلیل عشق به نویسندگی و رادیو ایثار می کنند، که این دسته به یک رشته از ارزشها مقید هستند؛ حتی اگر این ارزشها جهانشمول نباشد. مهم این است که آنها به این ارزشها باور دارند. حداقل این که اثر به لحاظ حسی روند درستی را طی می کند؛ حتی اگر معضلات ساختاری داشته باشد. معمولا این دسته خیلی کند کار می کنند؛ چیزی که در تضاد با تقاضای مدیومی مثل رادیوست که باید مرتب برنامه داشته باشد، بنابراین خواسته این مدیوم و سردبیران واحد نمایش خود به خود برآورده نمی شود و آنها پناه می برند به دسته دومی که من عبارت «تومنی نویس » را درباره آنها به کار بردم ، که نه خلاقیت دارند و نه همت آموختن . از دیروزشان نیز تجربه نمی گیرند و تلاشی نیز برای ترسیم بهتر فردای کارشان ندارند. حاصل کار چنین ویژگی هایی ، طبیعی است که اثری باشد عاری و بری از هرگونه وجه خلاق و پر از غلطهای ساختاری و تکنیکی و سرشار از جملات و کلمات و یاوه گویی ها که با هیچ منظری نمی شود اسمش را دیالوگ دراماتیک گذاشت . این دسته ، کسانی هستند فقط در خدمت پر کردن مجموعه فضاهای خالی آنتن . نفوذ سردبیران خبره چطور می تواند این مشکل را برطرف کند؛ هر قدر سردبیران تلاش داشته باشند، شاید بتوانند بمرور ضعفهای تکنیکی و ساختاری آثار آنها را برطرف کنند؛ اما قطعا نمی توانند به این دسته خلاقیت ، فکرت و نگاه فراخ منظر دراماتیک تزریق کنند؛ نتیجه آن که بیشتر درامهای رادیویی را متهم و محکوم به ابتذال می کنند؛ فقط به این دلیل که نویسنده های خلاق رادیو در قیاس با صفحه پرکن ها در اقلیت بیرحمانه ای قرار دارند. فکر می کنم مهمترین راه حل ، بالابردن منطقی دستمزد است که باعث جذب نیروهای مستعد می شود. بالابردن دستمزد چگونه می تواند به نویسندگان و آثارشان اعتبار ببخشد؛ نویسنده به اندازه زمانی که صرف یک اثر شایان توجه می کند، بتواند به بازدهی مالی آن اعتماد و اطمینان کند؛ در نتیجه از فشار بیرحمانه ای که به نویسنده وارد می شود، کاسته خواهد شد. نویسنده دیگر مجبور نیست لزوما سر هر دو هفته اثری ارائه کند. او می داند که اگر برای کاری (مثل خود این حقیر) 6ماه وقت صرف می کند، پاسخی درخور 6ماه صرف شده اش دریافت خواهد کرد؛ بنابراین به فکر بالابردن سرعت کار خود و کمیت آثار نخواهد بود و در عین حال نویسنده های دیگر که مستعد هستند، اما به دلیل کمبود دستمزد، از رادیو احتراز می کنند، با اطمینانی که به این بخش از ماجرا پیدا می کنند، دوباره سراغ رادیو خواهند آمد؛ چون هر چه باشد، کار نویسندگی دراماتیک ، نوشتن درام است . حالا برای هر مدیومی که می خواهد، باشد؛ چه تئاتر، چه سینما، چه تلویزیون ، و در این مورد بخصوص رادیو.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها