رهایی از دیوارهای شیشه ای

اینجا و آنجا اعلام شده که «میوه ممنوعه» در کنار «اغماء» در میان سریال های ماه رمضان اهمیت بیشتری نسبت به دو کار دیگر دارند.
کد خبر: ۱۴۸۲۳۲

این حرف درستی است و حتی بتدریج دیده می شود که قصه سریال حسن فتحی از سریال سیروس مقدم پیچش جذاب تری دارد و مایه های فرعی اش کمک بسیاری می کند به قوام یافتن ماجرای اصلی و از این حیث بهتر است از اغما که نقطه ضعف اصلی اش همین فقدان مایه های فرعی و شاخ و برگهای تکمیل کننده است ؛ با این همه امتیاز سریال فتحی ، امتیاز ویژه ای برای او محسوب نمی شود، آن چنان که همین بهترین سریال ماه رمضان امسال هم دارای نقصان هایی است . این نقصان ها البته آنقدر چشمگیر نیستند که میوه ممنوعه را تبدیل به اثری ناموفق کند در واقع در مواردی بخصوص همان عنصری که در ظاهر دهن پرکن و خبرساز است و ویژگی اصلی سریال می شود، می تواند عامل سقوط آن هم باشد، مثل دیالوگ های سریال حسن فتحی .یکی از چیزهایی که همان مردمی که این سریال را دوست دارند درباره اش حرف می زنند و حتی آن را دلیل قاطعی برای متفاوت بودن سریال قلمداد می کنند، نوع حرف زدن شخصیت های میوه ممنوعه است . درست است که جمله های فخیم و ترکیب های استعاری شخصیت های این سریال ، وزن آن را در قیاس با آثار مشابه تلویزیونی بالا می برد و لحن اثر را نزد بیننده ای که کارهای دیگر را از روی تلفن می بیند ، متفاوت جلوه می دهد، اما نکته قابل ذکر این است که عمومیت یافتن این طرز تکلم ، امکان تشخیص سواد ، میزان شعور و خاستگاه فرهنگی کل شخصیت ها را از ما می گیرد.
همان قدر که حاجی این سریال و همسرش به دلیل شغل ، مطالعه و البته بینش شان «خوب» حرف می زنند ، به همان میزان ولی بدون دلیل روشنی ، مادر بزرگ آن دخترخانم (هستی : هانیه توسلی) یا پسر جوان خانواده هم در موقعیت های حکیمانه شاعرانه سخن می گویند و نغز می پراکنند.
این حرف در حالی به عنوان یکی از نقاط ضعف سریال گفته می شود که نگارنده نیز در کنار بسیاری دیگر از بینندگان از دیالوگ های سنجیده و ظریف این سریال لذت برده حتی در مواردی این جمله ها را از دهان شخصیت هایی شنیده که اصلا باور نکرده این آدمها صاحب چنین تفکر و دیدگاهی باشند.
به این ترتیب در چنین موقعیت هایی ، بیننده لذت ادبی می برد از ادبیاتی که در این سریال به کار رفته است و باید به این نکته مثبت سریال میوه ممنوعه هم اشاره کرد که برای نخستین بار سازندگانش تشخیص داده اند که بجز فیلمنامه نویس ، وجود فردی به عنوان نویسنده دیالوگ ها هم لازم است. خط اصلی یا پلات سیال برگرفته از دو روایت کهن «شیخ صنعان» و «شاه لیر» است . در هر دوی این روایت های مشهور ، قهرمان مرد پا به سن گذاشته ای است که در اولی صاحب عقل و درایت و در دومی صاحب قدرت است . عشق اولی به دختر ترسا، پیرمرد را از اوج عالمیت و حکمت به حضیض می رساند و اشتباه دومی ، پیرمرد را در اوج حاکمیت و قدرت به حضیض ذلت و بی چیزی و آوارگی می کشاند. هر دوی این قصه ها در ذات خودشان پیامی اخلاقی را می پرورند؛ نتیجه همان چیزی است که سنت اخلاقی تجویز می کند: عشق حقیقی آن است که تنها نثار خداوند شود و باید از هر چیز و هر کس که این عشق حقیقی را مختل می کند ، پرهیز کرد. از سوی دیگر از نمایشنامه جاودانه ویلیام شکسپیر می آموزیم که غرور و قدرت همنشین و لازم و ملزوم یکدیگرند.
در میوه ممنوعه شخصیت اصلی هم صاحب قدرت و شوکت و مال و منال است و هم برخوردار از سجایای اخلاقی و متانت و پرهیزگاری. مشکل اصلی این آدم ، معاصر نبودن اوست . درست است که تا این جای کار عشق هستی به عنوان یک انحراف در شخصیت او و بر هم زننده آرامش زندگی اش معنا شده اما شاید تنها دستاورد این رابطه احتمالا ناکام این باشد که چشم پیرمرد بر وقایع پیرامونش روش شود.
محل کار او که به سان زندانی شیک و تر و تمیز طراحی شده ، دارای دیوارهایی شیشه ای است که تصور رابطه او را با بیرون ایجاد می کند. او خوب و بد را در ذهن خود پرورش داده و دنیایی خیالی دارد و محتاطانه تاکنون زیسته اما رفتن دخترش به ناگاه و آمدن زنی تازه به زندگی اش ، چشم او را حتی در موضع ضعف برحقایقی تازه روش می کند. رفتن دختر و بی خبری پدر از او به دلیل بی ارتباطی ، کنایه ای است از شخصیت محافظه کار و خوش بین پدر که باوجود نزدیکی به پسرش تا آن زمان از نیات و گرایش های او اطلاعی نداشته است . همچنین در این دنیای شیشه ای ، خصایل اخلاقی پیرمرد تاکنون مجال عرضه نیافته بود و ایمان او آنچنان در محک آزمون سخت و عملی گرفتار نشده بود تا عیار آن مشخص شود.
دیگر ویژگی مهم میوه ممنوعه این است که ثابت می کند حسن فتحی به دور از تشریفات و دک و پز سریال های عجیب و غریب و حوصله سر بر این توانایی را هم دارد که قصه معاصر و ملموسی را با جذابیت هر چه تمام تر روایت کند و میوه ممنوعه حداقل حسنی که دارد این است که ضعفهای فیلم بی در و پیکری مثل «ازدواج به سبک ایرانی» تا اطلاع ثانونی به بوته فراموشی می سپارد.
در این راه او را همکاران زبده ای یاری کرده اند از علی نصیریان که پس از سالها نقشی دلنشین را استادانه ایفا می کند تا نویسنده متون و طراح صحنه و تصویربردار و حتی سازنده تیتراژهای ابتدایی و پایانی که بسیار با سلیقه و شکیل طراحی شده است.

امان جلیلیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها