سیاه دیروز، تهرانی امروز

«جواد انصافی» را بیشتر با شخصیت «عبدلی» می شناسیم ، شخصیتی که بیش از یک دهه ، محبوب مخاطبان تلویزیونی بود.
کد خبر: ۱۴۷۷۹۲

انصافی اکنون با سریال «میوه ممنوعه» و نقش «آقای تهرانی» به تلویزیون برگشته است. انصافی متولد سال 1330است. او بازیگری را از سن کودکی شروع کرد. تحصیلات آکادمیک او «راه و ساختمان» است ، اما عاشق بازیگری است و این هنر را به صورت تجربه آموخته است. پای صحبتهای عبدلی نشستیم تا او به طور کوتاه درباره فعالیت های تازه اش برایمان بگوید.

چندسالی است که از شما بی خبریم ، در این سالها چه می کردید؛
در 5 سال گذشته بیشترین وقت خودم و همسرم صرف نگارش کتاب «جشنها و نمایش های زنانه در ایران» شد، ما حدود 60 نمایش زنانه را جمع آوری کردیم. این کار به تحقیق و مطالعه زیادی نیاز داشت و اکنون کتاب آماده شده است و ما آن را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه کرده ایم. به نظر خودم کار بی نظیری شده است. پیش از این به صورت محدود، محققانی چون مرحوم انجوی شیرازی در آثار خود به چند نمایش زنانه اشاره کرده بودند، اما ما اطلاعات تمام نمایش های زنانه از پیش از اسلام تاکنون را جمع آوری کرده ایم.

بنابراین شما بجز حرفه بازیگری به کار تحقیق و نویسندگی هم اشتغال دارید؛
بله ، 8 سال پیش هم کتاب «سیاه بازی از نگاه یک سیاه» را منتشر کردم. این کتاب هم تنها اثری است که به تاریخچه «سیاه بازی» در ایران می پردازد. مثلا برای اولین بار در این کتاب نوشته ام ، چرا ایرانیان نامهایی چون «مبارک»، «یاقوت»، «الماس» و «زمرد» را برای «سیاه» انتخاب می کرده اند، در این کتاب من بیشتر به وجه عرفانی «سیاه» نگاه کرده ام.

گویا شما کارتان را با «سیاه بازی» شروع کرده اید؛
بله ، اکنون هم کار اصلی ام «سیاه بازی» است. مثلا ماه گذشته کاری در تالار وزارت کشور اجرا کردیم. در واقع شغل اصلی من ، اجرای نمایش های شاد و سیاه بازی است.

از «عبدلی» چه خبر، شخصیتی که بیشتر مردم شما را به واسطه آن شناختند؛
«عبدلی» هم یک «سیاه» بود که لباس امروزی پوشید و از شکل و شمایل «سیاه» خارج شد و «عبدلی» نام گرفت. «عبدلی» یک نمایش سیاه بازی بود که بنا به شرایطی خانه اش تبدیل به «حجره» شد، از سیاهی درآمد، اما برای حفظ ساختار نمایش های سیاه بازی ، من حتی صدایم را نیز تغییر ندادم و باز هم یک «اوستا» داشتم. «عبدلی» سالها برای مردم از مشکلات زندگی گفت و آنها را خنداند و زمانی که احساس کرد دیگر تکراری شده است ،خود را کنار کشید.

چه شد پس از سالها دوری از تلویزیون بازی در سریال «میوه ممنوعه» را پذیرفتید؛
من هر چند قبلا با آقای فتحی کار نکرده بودم ، اما دورادور به او ارادت داشتم و کارهایش را می پسندیدم.
وقتی برای بازی در «میوه ممنوعه» دعوت شدم ، دلیل انتخابم را از آقای فتحی پرسیدم و او در پاسخ گفت: می خواهم شخصیت تهرانی رگه هایی از طنز داشته باشد؛ البته من با حضور در سریال «میوه ممنوعه» هم درس آموختم و هم درس پس دادم. از استاد نصیریان بسیار آموختم نکته قابل توجه این بود که آقای نصیریان وقتی سرصحنه می آمدند، موبایل ، همراه خود نمی آوردند و می گفتند ما باید به طور کامل در اختیار سریال باشیم و نباید فکر و ذهن خود را به چیزهای دیگر مشغول کنیم.

نظر خودتان درباره سریال «میوه ممنوعه» چیست؛
به نظرم کار بسیار موفقی است و مردم کار را پسندیده اند. خود من شخصیت «جلال» را بیشتر دوست دارم. امیر جعفری این نقش را خیلی خوب درآورده است. در واقع او چهره جدیدی از یک «لمپن» را به نمایش گذاشته است.

این موفقیت را بیشتر مرهون کارگردانی می دانید یا متن قوی؛
هر دو، متن کار خیلی خوب است و دیالوگ ها حساب شده هستند. همان طور که گفتم فتحی ، کارگردان با حوصله ای است که با دقت کار می کند، گاهی یک پلان به 10 برداشت هم می رسید، اما فتحی خسته نمی شد و تا زمانی که نتیجه مطلوب را به دست نمی آورد، دست از کار نمی کشید.

و بهترین خاطره شما از «میوه ممنوعه» چیست؛
سکانس وداع من با حاج یونس ، یکی از بهترین سکانس هایی است که تاکنون بازی کرده ام. در قسمتهای آینده سریال خواهید دید که حاج یونس برای مدتی آقای تهرانی را مرخص می کند و به او می گوید هرجا دوست داری برو، خداحافظی آنها واقعا دیدنی است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها