سعید سلطانی ، کارگردان سریال «شکرانه» تاکنون با ساخت سریال هایی چون «پس از باران»، «خانه ای در تاریکی» و «رسم عاشقی» نشان داده است که ذائقه مخاطب را خوب می شناسد و می داند که چگونه باید همه گروههای مردم را از کار خود راضی کند؛ اما در «شکرانه» او با نویسنده ای همکاری کرده است که کمتر با تلویزیون کار کرده است.
محمد هادی کریمی را بیشتر به عنوان فیلمنامه نوس سینما می شناسیم. همان گونه که قبلا گفتیم ، سازندگان سریال های تلویزیون باید همگام با «رسانه» و «جامعه» پیش بیایند تا بتوانند اثری موفق خلق کنند. موتور حرکت سریال «شکرانه»، همسر و دختر سبحان هستند که هیچکدام را تاکنون ندیده ایم و فقط نامشان قصه را پیش می برد، پس زنان در قصه موثر هستند؛ اما این تاثیرگذاری زمانی صورت می گیرد که شخصیت ها درست پرداخت شوند؛ اما زنان در سریال «شکرانه» واقعا موجودات بیهوده ای هستند. البته وجه نادرستی و غیرانسانی آنها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
مریم دختر رحمان که مثلا وکیل هم هست یک زن خانه نشین است که او را فقط در 2 موقعیت می بینیم یا با همسر خود در حال نقشه کشیدن برای تصاحب مال پدر است و یا در حال اعتراض به پدر که چرا به او سهم کمتری می دهد.
«منیر» هم یک زن خانه نشین است که وظیفه اش آب میوه و غذا دادن به رحمان است و البته او هم مدام در حال نقشه کشیدن برای تصاحب مال و ثروت رحمان به شکل غیرمستقیم است.
زنان تاجیک هم مثل زنان ایرانی عمل می کنند. زنان ایران برای ثروت رحمان دام می گسترند و زنان تاجیک برای ثروت «حامد». این زنان به جز نقشه کشیدن کار دیگری ندارند، راستی اگر همه این زنان را از قصه «شکرانه» حذف کنیم و به جای آنها مرد بگذاریم چه اتفاقی رخ می دهد، آیا آنها در «خانواده» تاثیرگذار هستند و آیا می توانند خط فکری مرد خود را تغییر دهند.
اینجاست که باز هم می توانیم بگوییم در کنار برنامه ریزی مسوولان تلویزیون برای ارائه یک اثر فاخر، هوشمندی سازندگان اثر نیز لازم است.