فیلمی که «کم فروشی» نمی کند

: فیلمهای زیادی درباره دفاع مقدس ساخته شده اند اما از میان آنها تنها درصد کمی از این فیلمها به طور مشخص به «ارتش» پرداخته اند.
کد خبر: ۱۴۷۴۵۷

در بسیاری از فیلمها حضور شخصیت های بسیجی و نیروهای مردمی را حس می کنیم اما بنا به ملاحظات و محدودیت های مختلف ، کمتر شاهد تصویری از بخش «کلاسیک» جنگ بوده ایم و مجموع فیلمهایی که شاید به یاد همه ما مانده باشد ، به چند اسم مانند: کانی مانگا ، پایگاه جهنمی و... خلاصه می شود.
چند سالی است که بخشهای مرتبط با فیلمسازی در ارتش فعالانه وارد میدان شده اند و در این زمینه چند فیلم قابل قبول ساخته اند. آفتاب سرد هم یکی از این فیلمهاست که عصر روز جمعه ششم شهریور از شبکه دو سیما پخش شد.
فیلمی به کارگردانی مسعود تکاور که پیش از این نیز چند فیلم با چنین حال و هوایی برای ارتش ساخته بود. داستان فیلم درباره یک مدیر ارشد دولتی به نام حق پرست است که 20 سال بعد از آنکه در یک ماموریت شناسایی ، دوستان خود را در میان برف و سرما گم می کند ، آنها را به یاد می آورد و به همراه یک گروه برای جستجوی آنها عازم کردستان می شود. شخصیت اصلی داستان «آفتاب سرد» یک نظامی کهنه کار است . او فردی است که در اثر صدمات ناشی از جنگ دچار مشکل شده و گاه دست به اعمالی خشونت آمیز می زد.
انتخاب چنین شخصیتی در کنار انتخاب بازیگری مانند جعفر دهقان برای ایفای این نقش ، یکی از نقاط مثبت فیلم است . با در کنار هم قرار گرفتن این 2 عنصر فیلم توانسته تصویر یک شخصیت مستحکم و قهرمان را از «حق پرست» به مخاطب خود ارائه دهد شخصیتی که گاه آنقدر عصبانی می شود که سر داماد خود را در استخر زیر آب می کند ، به صورت فرزند خود سیلی می زند، کمی تلخ و اصطلاحا «نجوش» است و البته در کنار همه این خصلت ها فردی دل رحم و دوست داشتنی است و مجموع این ویژگی ها از او شخصیتی قابل باور را ترسیم می کند البته شخصیت های قابل باور فیلم به همین یک نفر محدود نمی شود.
محمود مقامی ، کاظم افرندنیا ، بیوک میرزایی ، محمد فیلی و... هم تقریبا انتخاب هایی غیرکلیشه ای و مناسب برای نقشهای خود هستند و هر یک از آنها بخوبی توانسته اند زمینه ارتباط عاطفی مخاطب با فیلم را ایجاد کنند. این مساله درباره 2 شخصیتی که بیوک میرزایی و کاظم افرندنیا نقش آنها را ایفاء می کنند، بیشتر احساس می شود. از این 2بازیگر در سالهای گذشته کمتر شاهد نقشهای خوب و تاثیرگذار بوده ایم و این اتفاقی است که در این فیلم افتاده و نقشی که توسط این دو بازیگر ایفائ شده از استحکام خوبی برخوردار است . آفتاب سرد از آن دست فیلمهایی است که اصصلاحا به آنها می گویند تولید سختی داشته است . در ماههای اخیر کمتر پیش آمده فیلم نود دقیقه ای با این کیفیت از سیما پخش شود و به همین دلیل دیدن فیلمی مانند آفتاب سرد، « غنیمتی» است که نمی توان بسادگی از کنار آن گذشت . هر چه باشد فیلم به مخاطب خود کم فروشی نمی کند. مثلا وقتی قرار است آشفتگی های ذهنی حق پرست به تصویر کشیده شود، شاهد چند سکانس جاندار انفجار از نگاه او هستیم . شروع غافلگیرکننده و پرانرژی فیلم هم قابل توجه است . صحنه های مربوط به گم شدن سربازان در برف که از لحاظ زمانی در شب رخ می دهد، با توجه به سختی های موجود در به تصویر کشیدن چنین صحنه هایی واقعا جای خسته نباشید دارد. لیز خوردن اتومبیل حق پرست در جاده ، بیرون افتادن او از اتومبیل و تداعی صحنه های گذشته نیز از بخشهای قابل توجه داستان است . حتی در صحنه ای که گروه کوهنورد دچار سانحه و از کوه آویزان می شوند، با این که ظرافت چندانی در به تصویر کشیدن این صحنه دیده نمی شود اما باز هم در حد و اندازه امکانات محدود سینمای ایران کاملا قابل باور و پذیرفتی است و توقع مخاطب را از یک فیلم تلویزیونی کاملا برآورده می کند. اما یک سوال در پایان ذهن مخاطب را به خود مشغول می کند: این که چرا باید حق پرست در پایان فیلم به شهادت برسد و خانواده او خیلی خونسرد در پای تلویزیون بیننده مراسم تشییع جنازه پدر و همسر خود باشند؛ این که چرا او حتما باید به این ماموریت برود تا اسنادی را به دست بیاورد که می تواند به محکومیت شرکتهای اروپایی فروشنده سلاح شیمیایی به صدام کمک کند؛ آیا حق پرست در همان زمانی که 20سال قبل از جمع دوستانش جدا شده بود نمی توانست این اسناد را با خود بیاورد؛
آیا منطقی است که نگاتیو موجود در یک دوربین فیلمبرداری بعد از گذشت 20 سال آن هم در آن سرمای شدید همچنان سالم بماند و آیا نباید تاثیر سرمای شدید هوا، بر چهره اعضای گروه کوهنوردی دیده شود؛
اما با همه این ضعفها باز هم فیلم اثر قابل قبولی در حد و اندازه یک فیلم تلویزیونی است و در بخشهای زیادی لذت یک هیجان شیرین را برای مخاطب خود به وجود می آورد.

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها