مبارزه جدی با تیفوسی ها

در فضای پیچیده فوتبال ما ، متاسفانه فرهنگ و اخلاق روز به روز رنگ می بازد و جای خود را به ادبیات خشن می دهد.
کد خبر: ۱۴۷۱۵۳
نمونه و مصداق تازه این موارد ، حوادث مذموم اخیر پس از پایان دیدار استقلال و سایپا و پرسپولیس و فجر سپاسی به وقوع پیوست که مایه شرمساری شد.
میلیون ها تومان خسارت به اتوبوسرانی شرکت واحد، بخشی از رفتارهای ناپسند بود که از جانب برخی تماشاگران گستاخ و به قول امروزی ها ، تیفوسی ها رخ داد و چهره پایتخت را زشت کرد.
در آبادان هم گروهی از اراذل به یک بازیکن خارجی تیم صنعت نفت حمله ور شدند و او را با مشت و لگد مورد تاخت و تاز خود قرار دادند ، به این بهانه که وی در جریان یک بازی ، کم کاری کرده است .در این فضای تنش زا ، نقش رسانه ها و باشگاه ها در امور فرهنگی و جلوگیری جدی از ایجاد توقعات کاذب نزد طرفداران چیست؛


اول : با کناره گیری ابراهیم قاسمپور از کادر فنی صنعت نفت آبادان ، این تیم ریشه دار بار دیگر آبستن حوادث تازه ای شد تا آب خوش از گلوی آبادانی ها پایین نرود.قاسمپور که ذاتا یک نفتی پروپاقرص است و از این باشگاه آبادانی شهره شد باز هم تاب نیاورد و ترجیح داد مهرش را حلال کند تا جانش آزاد باشد.او پیشتر نیز چوب حاشیه ها را خورده بود و آنقدر جان به لب شده بود که حاضر نشد تا پایان قراردادش در صنعت نفت بماند، حالا هم این مربی نام آشنا از یک سوراخ دوباره گزیده شده است .واقعا جریان چیست و چرا نمی گذارند حتی مربیان خودی و نفتی های اصیل در این باشگاه قدیمی پرطرفدار تاب بیاورند؛ دیروز عبدالرضا برزگری ، عطای فعالیت در نفت را به لقایش بخشید و امروز هم ابراهیم قاسمپور برای دومین بار، غزل رفتن سر داد. پیش از شروع لیگ هفتم ، هشدار دادیم و زنگ خطر جدی را به صدا درآوردیم اما کجا بود گوش شنوایی تا جلوی حاشیه های کاذب را بگیرد. متاسفانه سالهاست که فقدان مدیریت قوی و تشکیلات حرفه ای موجب شده ، صنعت نفت با ابهت گذشته ، فاصله ای عمیق بگیرد. از سویی دیگر، تعصبات خشک و بی منطق ، گروهی از هواداران که در بروز حاشیه های کاذب و حوادث تلخ نقش دارند در پسرفت این باشگاه دخیل بوده است . این دو نقطه تاریک ، سالهای سال است که همانند غده ای چرکین ، بدنه نفت را می خورد و نحیف می کند. به طوری که کارد به استخوان قاسمپورها و برزگری ها و... می رسد تا دوام نیاورند و قید ماندن در خطه زرخیز آبادان را بزنند.به یاد داریم که قاسمپور ، پیش از شروع لیگ هفتم ، هواداران را به سعه صدر و خویشتنداری دعوت کرده و مصرانه از طرفداران کم طاقت نفت خواسته بود صبور باشند و تبعات استفاده از بازیکنان غیربومی و جوان را بپذیرند اما توصیه های او نیز ره به جایی نبرد تا جایی که او ترجیح داد رفتن را به ماندن ، مقدم بداند.با این اوضاع و احوال مسموم و پرتنش که اخلاق مداری و فرهنگ محوری محلی از اعراب ندارد، چگونه می توان با فراغ بال کار کرد؛ با این هوادارانی که طاقت باخت نداشته باشند و فضای مقدس ورزشی را آلوده کنند و مدیر و مدیرانی که با رفتار حرفه ای غریبه باشند ، بیش از اینها نمی توان توقع داشت و باید فاتحه فوتبال این منطقه فوتبال خیز را خواند. حیف از صنعت نفتی که به برزیل ایران شهره بود و با تکنیک جادویی برزگری ها ، قاسمپورها ، نکویی ها ، نظام آزادی ها ، بهاریان ها ، نظری ها ، کشتکارها ، شکارها و شاملی ها لرزه به اندام بزرگان می انداخت . افسوس و صدافسوس از جم و کارگر و نفت و مرحوم سالیا که سالها خون دل خوردند و عرق جبین ریختند و برای سربلندی صفت نفت یا علی گفتند.

اندیشه های اصولی

دوم : شاید تساوی دوباره پرسپولیس باعث شد در فضای سنتی فوتبال ما، هواداران دو آتشه استقلال تا حدودی خویشتنداری به خرج دهند و مهر سکوت بر لب بگذارند اما واقعیت این است که ناصر حجازی روی صندلی داغ نشسته و کماکان روی لبه تیغ راه می رود. چهره رنگ پریده او در نیمه نخست بازی با برق نشان از آن داشت که مبادا دوباره مورد مواخذه قرار گیرد و سرانجامی ناخوشایند داشته باشد. حجازی نیک می داند که در فوتبال امروزی ، ذات و جوهره مدرنیت یک مربی طرز تفکر اوست ، کسی که عمق و ژرفای فوتبال مدرن را بشناسد. ما دوست نداریم که سکاندار استقلال به سرنوشت علی پروین دچار شود اما او باید این مهم را ملکه ذهن خود کند که فوتبال امروز با دیروز ، تفاوت آشکاری دارد.حجازی بداند در فضای پرتنش و بی رحم فوتبال امروزی ، باید چم و خم کار را بخوبی شناسایی کرد و به پیش رفت .اندیشه های او تا اینجای کار ، نتوانسته اسباب رضایت مندی آبی ها را فراهم کند لذا او راهی غیر از این ندارد که ساختمان ذهنی خود را تغییر دهد.حجازی ، خط مشی استقلال را در امور فنی تعیین می کند و طبعا اوست که باید پاسخ مخالفان خود را که بر طبل ناتوانی اش می کوبند ، بدهد. تیم حجازی در دیدار با سایپا ، در نیمه دوم سر در گم نشان داد و در پیکار با برق در 45 دقیقه اول ، حرفی برای گفتن نداشت .او یک روز به دفاع خطی روی می آورد و روزی دیگر با دفاع 3 نفره تیمش را آرایش می کند. پژمان منتظری یک روز دفاع آخر است و روزی دیگر در نقش هافبک به بازی گمارده می شود. خط آتش آبی ها در یک بازی فقط به آرش برهانی تک مهاجم خود متوسل می شود و در یک دیدار با دو فوروارد ظاهر می گردد. تمامی این نوسانات ، نوعی بی نظمی در روند تیمی ایجاد کرده و موجب شده استقلال از بلوغ روانی و تاکتیکی به دور باشد. در دو بازی اخیر مقابل سایپا و برق ، اشتباهات فردی و ناهماهنگی در خطوط سه گانه استقلال به وفور دیده شد که تمامی این نقاط تاریک به القائات فکری کادر فنی مربوط می شود. سوالی که هواداران پر و پا قرص آبی ، مطرح می کنند این است که خطوط سه گانه ، چه زمانی قرار است هماهنگ شوند؛ و حجازی چرا در هر بازی ، یک سیستم را به بوته آزمایش می گذارد؛ استقلال با این شرایط، جمعه شب باید با تیمی صف آرایی کند که این روزها برای هر رقیبی ، سینه سپر می کند و شاخ و شانه می کشد. حالا استقلال به تور صباباتری خورده ، تیمی که با انبوه ستارگانش از گل محمدی و اسدی گرفته تا کلاه کج و نوری و فضلی موی دماغ حریفان می شود. مرد شیک پوش استقلال برای آن که هزینه ای گزاف تر نپردازد ، باید برای عبور از این مانع سخت در افکارش تجدیدنظر کند و با تدابیر شیوه های اصولی تر ، راههای تفوق بر صباباتری را برای شاگردانش ترسیم کند.

نقش خطیر ما

سوم : خسارت به اموال عمومی را چگونه می توان توجیه کرد و برای مقابله با اعمال زشت و بروز ناهنجاری های برخی از تماشاگران فوتبال چه نسخه ای باید پیچید؛ آیا تماشاگری که به شیشه های اتوبوس رحم نمی کند و با رفتارهای غیراخلاقی خود مایه سرافکندگی می شود ، سرمایه اصلی ورزش است؛ در دو آدینه گذشته متاسفانه حوادث و اتفاقاتی دردآور رخ داد که مایه شرمساری گشت . صندلی های اتوبوس های شرکت واحد از جا کنده شد و شیشه های بسیاری خرد شد و خلاصه این که چهره شهر ، بویژه خیابان های اطراف استادیوم آزادی از سوی برخی از اراذل ، به زشتی گرایید.پرسشی که این روزها مطرح است ، این است که نقش رسانه ها و باشگاه ها در این خصوص چیست؛ چه غفلتی صورت گرفته و آیا ایجاد توقعات کاذب در میان هواداران باعث بروز این حوادث تاسف بار و تلخ شده است؛ چرا با مقصران و به قول فوتبالی ها با تیفوسی ها برخورد جدی نمی شود؛ نقش ما در رسانه ها که معتقدیم ورزش بهترین ابزار برای سلامتی جامعه و انسان سازی است ، در این راستا چیست و چه باید بکنیم؛ به باور ما رسانه ها و باشگاه ها باید در وهله نخست از ایجاد توقعات کاذب نزد طرفداران آبی و قرمز جلوگیری و در راه توجه به امر فرهنگ در کنار ورزش اهتمام کنند.
بحث مهم دیگر به شناسایی خاطیان و طرد آنان و از همه مهمتر جلوگیری از ورود تیفوسی ها به ورزشگاه ها مربوط می شود. اقدامی که در لیگهای معتبر اروپایی به خوبی جاافتاده و به طور جدی اعمال می شود.به هر حال باید سریعا دست به کار شد تا واقعا به دور از شعار و در عمل ، هواداران و تماشاگران فوتبال را سرمایه اصلی ورزش معرفی کرد که در این رهگذر ، نقش رسانه ها و باشگاه های فرهنگی - ورزشی خطیر و سترگ است.

رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها