تمرین ذهنی رمز موفقیت تیم بود

درخشش جوانان رعنای والیبال ایران در عرصه جهانی بار دیگر مهر تاییدی بر شایستگی های بی حد و حصر استعدادهای ناب ایرانی زد.
کد خبر: ۱۴۱۸۵۹

همان گونه که بازیکنان خوب ما در بین برترین جوانان جهان والیبال ایستادند، کادر فنی سراسر ایرانی و مربیان موفق ما نیز توجه بسیاری را در جهان توپ و تور معطوف خود کردند.
مصطفی کارخانه سرمربی تیم ملی والیبال جوانان اکنون به عنوان نمادی از اعتماد به مربیان کارآمد، عاشق و دلسوز ایرانی شناخته می شود. کارخانه که در موردش گفته می شود هرگز بدون وضو راهی جلسه های تمرین و مسابقه نمی شود، از هر تورنمنتی برای والیبال ایران مدال صید می کند. پس بجا دیدیم سرمربی موفق تیم سوم جوانان جهان و قهرمان باشگاه های آسیا را به «جام جم» دعوت کنیم تا از رموز دستیابی به موفقیت های چشمگیرش بگوید. کارخانه نیز در حالی که بشدت ناراحت به نظر می رسید اما سعی می کرد نگرانی اش را در چهره مشخص نکند در دفتر روزنامه جام جم حاضر شد و از موفقیت تیم جوانان گفت.

آخرین بار که شما را از نزدیک دیدم وقتی بود که هر دو به عنوان کارشناسان والیبال و فوتبال به یکی از برنامه های ورزشی شبکه جام جم دعوت شده بودیم...
بله چند ماه پیش بود، ما در ابتدای حرکت آماده سازی خود برای حضور در بازیهای قهرمانی جهان بودیم. یادتان هست گفتم برای موفقیت و سکو می رویم. خیلی مصمم بودم.

و حالا...؛
قبل از هر چیزی این مقام سوم باارزش را به ملت شریف ایران تبریک می گویم ، موفقیتی که حاصل تلاش و کار گروهی ، حمایت های بی دریغ فدراسیون ، شخص آقای داورزنی رئیس فدراسیون که باعث دلگرمی ما می شد و توجه به کادر فنی ایرانی بود.

روی کلمه ایرانی (در مورد کادر فنی) تاکید ویژه ای کردید.
در حالی که مربیان تیمهای ملی بزرگسالان و جوانان ما خارجی هستند، مسوولان فدراسیون در مورد تیم جوانان به مربیان ایرانی اعتماد کردند و ما خوشحالیم که جواب اعتمادشان را بخوبی دادیم. کادر فنی زحمت زیادی کشید. شب و روز وقت گذاشتیم. بنا را بر همدلی و کار دلسوزانه گذاشته بودیم. با تمام وجود و کمال همدلی وقت و انرژی گذاشتیم.
محوریت سرپرستی در دست آقای حسینی که سرد و گرم چشیده والیبال است قرار داشت. محور فنی خودم بودم آقایان ایرج مظفری ، محمدرضا دامغانی ، علی پرویزی (بدنساز)، امین پور (پزشک ) علیرضا طلوع کیان (آنالیزور)، رضاخان محمدی (مسوول فرهنگی)، مصطفی منطقی (سرپرست گروه)، جمشید حمیدی (ژورنالیست) و انوشیروان آریامنش (خبرنگار شبکه خبر) در کنار ما مجموعه ای متحد و همدل ساخته بودند.
حتما لازم است از مربیان ایرانی اعم از لیگ برتری ، شهرستانی و... که من و گروه همکارم نمایندگان آنها بودیم تشکر کنم. زحمات همه آنها این موفقیت را به وجود آورد.

راهبرد و بینش کلی شما به شرایط ما در مسابقه های جهانی مراکش چه بود؛
باتوجه به سطح بالای مسابقه های جهانی و تجربه و افتخارات 10 ساله ما در این رقابت ها به این جمع بندی رسیدیم که کارها را بر مبنای اولویت بندی پیش ببریم.

بنای کار و اولویت نخست؛
بنای کار، توکل به خدا بود. توسل به نام مبارک خانم حضرت فاطمه زهرا (س) به ما آمادگی می بخشید. محور اول کار ما تمرین های ذهنی بود. باید ذهن و روح و روان و شادابی تیم تقویت می شد. به این منظور تمرین هایی را که همه ابداعی خودمان و بر مبنای تجربیات پیشین بود با کمک همکاران طراحی کردم. چون هدف ما قهرمانی و سکوی اول تا سوم بود واژه های «نمی شود»، «نمی توانیم» و «اصلا نمی شود» را از ذهن بازیکنانم دور کردم و به جایش پالس های مثبت دادم «می شود»، «ما می توانیم» و «ما موفق هستیم» آنقدر مقاومشان کردم تا سختی های کار تمرینی روزانه 6 ساعت را تحمل کنند و نبودها، کمبودها، ناملایمات و نامهربانی ها را تحمل کنند. هر روز از مسابقات را به عشق نامی مقدس مثلا وطن ، نام مبارک حضرت زهرا (س)، پدر، مادر، امیرالمومنین (ع) و... نامگذاری کردیم و با آن اسم عزیز پا به میدان می گذاشتیم چون بنا را بر توکل و توسل گذاشته بودیم. برای ایجاد حس هدفمندی 4 قله در ذهن ترسیم کرده بودیم قله اول ؛ موفقیت در اردوها بود قله دوم ؛ موفقیت در دیدارهای تدارکاتی ، قله سوم ؛ آماده سازی مناسب برای حضور در جام جهانی (جوانان) و قله آخر فتح جام جهانی (جوانان).
نیازمند این بودیم اگر بخواهیم قله آخر (هدف نهایی) را فتح کنیم باید به ترتیب قلل اول تا سوم را با برنامه فتح کنیم. تیم را به هواپیمایی تشبیه می کردیم که برای فتح بالاترین قله نیاز دارد از هر 4 موتور خود استفاده کند. در مرحله اول باید نخستین موتور روشن می شد و به همین ترتیب موتور دوم تا چهارم.

قدرت ، سرعت ، چابکی ، استقامت و به طور کلی آمادگی جسمانی بچه های ما در مراکش خیره کننده بود. مسلما بدون ذهن و روحیه ای آماده ، تیمی نمی تواند اینچنین از قابلیت های بدنی خود بهره ببرد. کار بدنسازی را چگونه انجام دادید؛
اتفاقا اولویت دوم کار ما بر مبنای بدنسازی بود. آقای پرویزی که کارشناس ارشد تربیت بدنی هستند، زحمات زیادی کشیدند تا تیم کم نیاورد. ایشان چون خود والیبالیست بوده اند کاملا کار تخصصی بدنسازی در والیبال را اجرا کردند. در این زمینه اطلاعاتی که از تیمهای بزرگ داشتیم و از پژوهش هایی که در کشورهای ایتالیا، آلمان ، فرانسه و بلژیک انجام شده بود، بهره زیادی گرفتیم.
در مرحله اول مسابقات مراکش 5 بازی کردیم که اکثرا سنگین و 5 گیمه بود که در آنها کم نیاوردیم. در 2 بازی مرحله دوم (ضربدری و رده بندی) هم تیم شاداب بود.

حتما محور سوم اولویت فعالیت های شما هم کار تکنیکی یا تاکتیکی بود؛
بله محور سوم تمرین های تکنیکی و تاکتیکی یا به قول خودمان والیبال بود که اکثرا هدفمند و بر مبانی فرمول های ریاضی انجام می شد.
مقاوم سازی تکنیکی و تاکتیکی به خاطر بازیهای سخت پیش رو، همواره مدنظر ما بود و نوع تمرین ها بر مبنای آن طراحی می شد.

مثلا؛
تیمهای الف و ب درست می کردیم. تیم ب را در امتیاز 24 و تیم الف (اصلی) را در امتیاز 19 قرار می دادیم (یا 23-18) تا پایداری در تکنیک و تاکتیک تیم به وجود آورم.

همیشه از ناملایمت ها، بهره می گیرم و به تقویت انگیزه های خود می پردازم

یا در همین تمرین ها 7 بر 2 یا 14 بر 9 عقب می افتادیم یا بازی را از 2 گیم باخته شروع می کردیم و تیم را موظف می کردیم 3 بر 2 ببرد. این نوع تمرین ها تیم را مقاوم می کرد.
نتیجه این نوع تمرین در مسابقه های جهانی مشخص شد. در یکی از بازیها 2 بر صفر عقب افتادیم ، 3 بر 2 بردیم.

بازی اول با ایتالیا؛
بله یا در ست سوم بازی با روسیه 23 بر 18 عقب بودیم اما خودمان را به حریف رساندیم.

چقدر در این تمرین ها به شرایط و مختصات توانمندی های حریفان توجه می کردید؛
شرایط هر مسابقه را بیشتر براساس قابلیت های هر حریف و سپس قابلیت های خودمان طراحی می کردیم و درصد دریافت نوع امتیازها را تعیین می کردیم مثلا برای بردن یکی از مسابقه ها 45 درصد امتیازها را از طریق حمله ، 15 درصد از طریق دفاع ، 20 درصد با سرویس ، 15 درصد توپ گیری و 5 درصد باقیمانده را از طریق توپهای برگشتی تعیین و تمرین می کردیم.
یکی دیگر از تمرین های تاکتیکی که با فرمول ریاضی صورت می گرفت به این شکل بود: تیم الف و ب درست می کردیم تیم الف باید 5 سرویس دریافت می کرد و در آن 4 امتیاز از 5 امتیاز ممکن می گرفت.
از 3 دفاع یک امتیاز می گرفت. 2 توپ برگشتی می زد و از هر دو باید امتیاز می گرفت.

منظورم از طرح سوال پیشین ، استفاده از آنالیز حریفان بود؛
بله اتفاقا محور چهارم فعالیت های ما که بیشترین انرژی را از ما می گرفت و بی خوابی را تحمیل می کرد، تجزیه تحلیل (آنالیز) تیمها بود. جا دارد از آقای طلوع کیان آنالیزور پرانرژی تیم تشکر کنم که به اتفاق ایشان تا پاسی از شب بیدار می ماندیم تا بتوانیم نقاط ضعف و قوت تیمها را به دست آوریم ، چون اعتقاد دارم وقتی تجزیه تحلیل ها درست باشد، تصمیم ها، برنامه ها و اجرای کار، درست و آسان می شود.
اعتقاد دارم ورزش و مربیگری مثل جبهه جنگ می ماند. در جبهه جنگ باید بدانیم دشمن پشت خاکریز چه اهدافی را دنبال می کند؛ چند تا تانک یا سرباز و نفر بر، گردان زرهی و... دارد؛
وقتی متوجه شدیم ، طرح حمله را براساس اطلاعات برگرفته از دشمن برنامه ریزی می کنیم. آنالیز در ورزش هم همانند کار اطلاعات عملیات در جنگ است.
در برخی موارد 2 یا 3 فیلم را از یک حریف می دیدیم تا قانع شویم اطلاعات لازم را به دست آورده ایم و طرح حمله و دفاع را به پاسور و دفاع و زنندگان سرویس منتقل می کردیم و طراحی حملات را براساس ضعف حریف انجام می دادیم.

اولویت دیگری هم در برنامه های خود در نظر گرفته بودید؛
بله محور پنجم ، انسجام تیمی ، همدلی ، اتحاد و درک کامل همدیگر بود. کادر فنی بر مبنای احترام به یکدیگر و رعایت حرمت بزرگترها بر مبنای مسوولیت ها فعالیت می کرد. روابط کادر فنی با بازیکنان ، بازیکنان با کادر و بازیکنان با یکدیگر هم بر همین مبنا بود. مثلا به بازیکنان تفهیم شده بود کجا ناراحت می شوم ، چه می خواهم ، کجا خنده یا تنبیه و...، سازماندهی کاملی وجود داشت و درک متقابلی بین ما و بازیکنان به وجود آمده بود. هم ما می دانستیم از بازیکن چه می خواهیم و هم آنها می دانستند ضمن این که حرمت ها هم کاملا حفظ و رعایت می شد.

کار علمی و هدفمند محکوم به موفقیت است. پارامترهای خود را برای استفاده فنی دیگر مربیان و اهالی فن ، بیشتر تشریح کنید؛
ما برای هر بازیکن فرم ارزیابی روزانه طراحی کرده بودیم که فاکتورهای مختلفی در آن درج شده بود برای آمادگی جسمانی 100 نمره در نظر گرفته بودیم که شامل قدرت ، سرعت ، استقامت ، چابکی و انعطاف می شد که هر کدام 20 نمره داشت. 20 نمره هم برای تکنیک در نظر گرفته بودیم که به مولفه های سرویس ، ساعد، دفاع ، اسپک و پاس اختصاص داشت. برای شرایط روانی هم 20 امتیاز داشتیم که شامل روحیه ، جنگندگی ، اعتماد به نفس و تمرکز (هر کدام 5 امتیاز) می شد. 20 امتیاز کار گروهی شامل اخلاق ، انضباط، وجدان کاری و قوانین و مقررات می شد و سرانجام کار تاکتیکی 20 امتیاز داشت که شامل دو تا 10 امتیازی تاکتیک تیمی و تاکتیک انفرادی می شد.
بر این مبانی هر بازیکن روزانه نمره ای می گرفت تا پیشرفت و پس رفت او روی منحنی مشخص شود و براساس مجموع این منحنی ها ما حتی جایگاه و موقعیت آمادگی خود را براساس رنکینگ فرضی جهانی ارزیابی کنیم.

فکر می کنم بحث را خیلی به سمت فنی پیش بردم. اجازه بدهید عمومی تر ادامه دهیم در مقطعی با شما بی مهری های عجیبی کردند و درعین موفقیت از تیمهای ملی کنار گذاشته شدید؛
اتفاقا همان بی مهری ها باعث شد من انگیزه بیشتری پیدا کنم. همیشه از ناملایمت ها بهره می گیرم و به تقویت انگیزه های خود می پردازم.

و از دیگر رموز موفقیت تان بگویید؛
همواره امروزم با فردایم متفاوت است.
مرتب با مشاوران قابل ، مشورت می کنم. از انسان های ناموفق مشاوره نمی گیرم. مشاوران مدیریتی ، تکتیکی و اخلاقی دارم.

پیشنهادهایی از خارج کشور هم دارید؛
سالهاست که با پیشنهادهای مختلفی از جمله کشورهای عربی روبه رو هستم. در رقابت های جهانی جوانان ، با پیکان در رقابت های قهرمانی باشگاه های آسیا و پس از بالا رفتن از سکوی قهرمانی و دیگر تورنمنت ها با پیشنهادهایی روبه رو بوده ام. به فرض آن سال که نایب قهرمان نوجوانان جهان شدیم پیشنهاد کار با دریافت ماهیانه 15 هزار دلار دریافت کردم.

مدرک مربیگری شما در چه پایه ای قرار دارد؛
مدرک سطح 2 دارم که در شرایط فعلی بالاترین مدرک مربیگری است.
نیاز به دوره مربیگری حرفه ای دارم و ایتالیا را حرفه ای ترین نقطه والیبال می بینم. لذا بزودی کنار تیمهای اول تا پنجم این کشور می روم تا با مربیان آنها به بحث و تبادل نظر بپردازم.

محصولات کارخانه از نگاه استاد


تیم موفق امسال جوانان در هیچ پستی نفر نخست به جهان والیبال جوانان معرفی نکرد در حالی که در اغلب پست ها نفرات ما جزو بهترین های دنیا بودند و از آن مهمتر عملکرد هر یک در ترکیب تیمی ، بازده بسیار بالاتری نسبت به عملکرد انفرادی آنها داشت.
موسوی 2 متر و 3 سانتی متری از امتیازآورترین و فنی ترین بازیکنان جهان شناخته شد.
صابر نریمان نژاد از بهترین پاسورهای دنیا به حساب آمد. علیزاده یکی از بهترین لیبروهای مسابقه ها بود. محمودی از بهترین اسپوکرها و کشاورزی یکی دیگر از بهترین ها بود. نظر مصطفی کارخانه در مورد برخی شاگردانش جالب توجه است.
کاپیتان صابر نریمان نژاد: از موقعی که حکم مربیگری تیم را گرفتم او را به چشم یک خریدار نگاه می کردم به تیم باشگاهی خود آوردم و با توجه به این که در باشگاه پیکان زیرنظر داشتم اهدافم را در باشگاه نیز به ذهن ایشان القاء کردم ضمن این که پاسور کارکشته ای مثل سیدامیر حسینی را هم در کنارش قرار دادم تا تجربه های باارزشی را به او منتقل کند.

سیدمحمد موسوی عراقی: یکی از بازیکنان شاخص ما بود در عین کم سن و سال بودن و کمبود تجربه های مسابقه های جهانی از ارکان تیم ما بود. کارایی موسوی انفجاری بود مثلا با یک سرویس یا اسپک وحشتناک به یکباره شرایط حریف را از هم می پاشید و باعث ایجاد روحیه در بقیه بازیکنان ما می شد.
آرش کشاورزی: رشد بسیار قابل توجهی داشت جزو 3 بازیکن ثابت ما بود. او آینده بسیار درخشانی دارد به شرطی که خود را باور کند و به حاشیه نرود.
دارای ساعد، سرویس و حمله خوبی است. نوید می دهم که او می تواند طی سالهای آینده جایگزین مناسبی برای پیمان اکبری شود.
شهرام محمودی: قطر پاسور پست خیلی مهمی است طوری که گران ترین بازیکنان دنیا در این پست بازی می کنند. در تیمهای دیگر مثل ایتالیا و کوبای امسال ، ستاره های ملی پوش مشهورشان در تیم جوانان در این پست بازی می کردند. با توجه به مصدومیت کاپیتان ما که بازیکن پست قطر پاسور بود نتوانست انتظارات را برآورده کند و نوبت به شهرام محمودی رسید که بالاتر از انتظار ظاهر شد.
به خاطر چنین درخششی او را به باشگاه خودم - که قهرمان آسیاست - (پیکان) می آورم

خوشبختانه احساس می کنم هیچ چیز از مربیان خارجی کم ندارم. اساسا والیبال نکات خیلی خیلی پیچیده ای ندارد.

آیا فعالیت خود را به عنوان سرمربی تیم ملی جوانان ادامه می دهید؛
ماموریتم به عنوان سرمربی جوانان ایران تمام شده است. نمی دانم در آینده حکمی در رده های ملی به من داده خواهد شد یا خیر؛ اما آنچه برایم کاملا مشخص است این که فعلا نیاز به استراحت دارم. این 7 بازی رقابت های جهانی فشاری بیش از 2 سال کاری به من وارد آورد؛ چون توقعات و انتظارها واقعا زیاد است. در مجموع حاضرم عرصه را به جوان ترها واگذار کنم.

نظر شما راجع به گائیچ سرمربی تیم ملی والیبال ایران چیست؛
به هر حال سیاست فدراسیون والیبال ما استفاده از ایشان بود. ایشان از نظر اسم و آوازه مربی بزرگی است.

و آقای ست کوویچ؛
دید فدراسیون این بود که ایشان می تواند برای نوجوانان ما موفق باشد.

به نظر شما آیا تیم سوم جوانان جهان در مراکش می تواند همان تیم ملی بعدی ما باشد؛
30 درصد این بازیکنان می توانند جزو 12 نفر تیم ملی باشند و 50 تا 60 درصد آنها، آینده تیم باشند.

خلاء تیم امید ایران را حس نمی کنید؛
بله. چون متاسفانه تیم امید نداریم بستر مناسبی برای پخته شدن و مهیای ملی پوش شدن این 50 تا 60 درصد مهیا نیست. این 50 تا 60 درصد به اضافه تعدادی از جوانان بالای 21 سال و یک مربی خوب می توانند تیم امید ما را بسازند.

به بحث تیم جوانان بازگشتیم ، تیمی که در گذشته بر مبنای حضور ستاره ها می چرخید، آیا موافقید تیم امسال به رغم حضور ستاره های درخشانی مثل موسوی ، کشاورزی ، صابر، علیزاده و محمودی یکدست تر از همیشه بود؛
بله. تیم امسال تفاوت های دیگری هم با تیم دوره های قبل داشت ، از جمله آن که هرگز در تاریخ والیبال نتوانسته بودیم با بلغارستان یا ایتالیا یا کوبا یا روسیه 5 گیم بازی کنیم ولی در مراکش ، ایتالیا و بلغارستان را در 3 گیم پیاپی بردیم ، بازی با کوبا را به گیم پنجم کشاندیم و با روسیه 4 گیم بازی کردیم.
دیگر این که در الجزایر در مسابقات نوجوانان تیم فعلی به ایتالیا (نوجوانان آن موقع) باخت ولی در مراکش امسال آن تیم را در دو نوبت برد.
ما ژاپنی را که امسال 3 بر صفر بردیم قبلا در مسابقه های جوانان آسیا در تهران با نتیجه 3 بر یک از آن باخته بودیم.
اینها نمونه هایی است که رشد تیم ما را نشان می دهد.

هرگز در تاریخ والیبال جام جهانی به عنوان تیم اول صعود نکرده بودیم.
هرگز به جمع 4 تیم برتر هم نرسیده بودیم.

دیگر دستاوردها را هم ذکر کنید.
از نظر ذهنی ، روحی ، روانی نسبت به گذشته تغییراتی داشتیم از جمله این که دیگر استرس و ترس نداشتیم.
از نظر تجزیه تحلیل (آنالیز) پیشرفت کردیم در حالی که قبلا آنالیزور نداشتیم. ضمن این که سطح مسابقه های امسال آنقدر بالا بود که هیچ تیمی حاشیه امنیت نداشت. در این شرایط ما امتیاز مساوی با روسیه ای به دست آوردیم که مثل ما 2 باخت در پرونده داشت و یک امتیاز، اختلاف با برزیلی داشتیم که یک باخت داشت.

استقبال مردم مراکش از تیم ایران بی نظیر نبود؛
مراکشی ها عاشق ایرانی ها بودند. خود را خواهران و برادران ما می دانستند. همه طرفدار رئیس جمهور ما بودند. آقای وحید احمدی سفیر محترم و اعضای گرامی سفارت با حضور گرمشان در مسابقه ها باعث دلگرمی ما شدند در شهر کازابلانکا تنها 7 یا 8 خانوار ایرانی سکونت دارند.


مجید عباسقلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها