وقتی کمدین ها با هم قهر می کنند

برای تهیه یک گزارش پشت صحنه باید انگیزه قوی داشته باشی. یعنی آنقدر عوامل مقابل دوربین ، پشت دوربین و قصه و روایت باید مهم باشند که این انگیزه را در تو ایجاد کنند
کد خبر: ۱۴۱۶۷۳
که چند ساعتی وقت بگذاری و پس از کلی هماهنگی با گروه تولید به پشت صحنه بروی و از نزدیک شاهد اتفاقات آنجا باشی ، با عوامل سازنده (البته اگر همکاری کنند) به صحبت بنشینی و بعد کلی وقت بگذاری و به این صحبتها سروسامان بدهی و آنها را از کلام به کلمه تبدیل کنی ودر کنارمشاهدات و برداشت هایت روی کاغذ بیاوری تا بشود گزارش پشت صحنه.

تله تئاتر پسران آفتاب را محمد رحمانیان کارگردانی می کند که پیش از این تله تئاترهایی چون نگراسوف ، بازرس ، به سوی دمشق و... را برای ظهیری کارگردانی کرده است . رحمانیان از سالهای دور در ذهنم است. تئاترهای صحنه ای او همیشه از پرطرفدارترین تئاتر بوده است. هنوز هم گاهی مطبوعات از آخرین کار صحنه ای او یعنی فنز می نویسند. وقتی نوجوان بودم ، کار عروسکی ، تلویزیونی او با نام قصه های شبانه را از تلویزیون می دیدم و در این 3 سال اخیر مجموعه های نمایشی او با نام نیمکت و توی گوش سالمم زمزمه کن طرفداران بسیار پیدا کرده بود.
پس حضور رحمانیان به عنوان کارگردان در این تله تئاتر می توانست انگیزه بزرگی برای تهیه گزارش باشد. هر چند دکتر ظهیری یکی از قدیمی ترین تهیه کننده های تله تئاتر تلویزیون است و مدتها بود تمایل داشتم با ایشان درباره کم و کیف تله تئاترهای شبکه 4 صحبت کنم و این فرصت خوبی بود برای یک گفتگوی مفصل.
وقتی از تمدن درباره بازیگران پسران آفتاب پرسیدم ، متوجه شدم مهدی هاشمی ، افشین هاشمی و احمد آقالو بازیگران اصلی آن هستند، پس در این شرایط نمی توان گفت انگیزه لازم برای تهیه گزارش پشت صحنه وجود ندارد، همه خوبان جمع شده اند تا یک تله تئاتر را برای پخش از شبکه 4 سروسامان بخشند.

جدی بگیرید

هماهنگی برای رفتن به استودیوی ضبط پسران آفتاب کار چندان سختی نبود چون دکتر ظهیری آنقدر انسان فرهیخته ای است که بداند با یک خبرنگار باید چگونه برخورد کند. برای هماهنگی مناسب تر، دکتر شماره مدیرتولید کار... خضری را به من داد تا با او روزرفتن را طوری هماهنگ کنم که تمام بازیگران حضور داشته باشند. خضری هم از تهیه گزارش استقبال کرد و چنین شد که در یک بعدازظهر داغ تابستان به جام جم رفتم تا در استودیو شماره 11 شاهد ضبط تله تئاتر پسران آفتاب باشم.
از خوش شانسی من بود که وقتی شماره همراه خضری را گرفتم تا بگویم من مقابل در بلال هستم ، اما آفیش نشده ام ، او بگوید من کنار خیابان مقابل در بلال هستم ، بیا تا با هم به استودیو برویم. وقتی او را دیدم ، اولین خبری که داد این بود که امروز برای آقای دکتر کاری پیش آمده و او نمی تواند به استودیو بیاید. خدا بخیر کند! چراغ یکی از انگیزه ها خاموش شدو کمی بدبینی که این گزارش چگونه از کار در خواهد آمد؛ در طول مسیر که می رفتیم ، خضری از خبرنگاران روزنامه جام جم گله کرد که چرا هیچوقت نام او را به عنوان مدیرتولید در خبرها نمی نویسند. (این گله ای فراگیر است که ما معمولابا آن روبه رو می شویم و جواب قانع کننده ای هم برایش نداریم).
بعد هم گفت که حدود 30 سال است در تلویزیون کار می کند و اکنون با این که بازنشسته شده است ، اما بازهم اورا دعوت به کار می کنند و او معمولا روزهای پرکاری را پشت سر می گذارد. همین طور که از راهروهای ساختمان تولید عبور می کردیم ، او از خاطراتش می گفت و این که چگونه با علاقه زیادی که به تلویزیون داشته توانسته قبل از انقلاب به این رسانه راه پیدا کند.
به استودیو شماره 11 رسیدیم و داخل شدیم. اصلا در ذهنتان چنین نگویید که ای بابا، یک تله تئاتر مگر چقدر صحنه و عوامل دارد که بخواهی درباره آن مطلب هم بنویسی. اما از همین حالا می گویم که تله تئاتر پسران آفتاب را جدی بگیرید؛ چون همه عوامل آن برای ساخت یک کار خوب مصمم هستند. از کارگردان هنری (رحمانیان) گرفته تا بازیگران و کارگردان تلویزیونی (ساسان امیرپور) که مانند ژنرال ها از اتاق رژی به استودیو می آمد و به بازیگران و تصویربرداران می گفت چگونه مقابل دوربین بایستند و چگونه دوربین حرکت کند و دوباره با طمانینه به اتاق رژی برمی گشت.
در این رفت و آمدها بود که متوجه شدم او همه چیز را بادقت زیرنظر دارد و اغماض هم نمی کند؛ حتی اگر کار به 10 برداشت هم برسد.

زمانی برای بازشدن یخ ها

وقتی می خواستم به استودیو وارد شوم ، انگار خانم تمدن و خضری درباره حضور یکباره من در صحنه مردد بودند. خانم تمدن گفت حتما خودت می دانی ، آقای رحمانیان کمتر اهل صحبت با خبرنگاران است. خضری گفت: رحمان سیفی آزاد، مدیر گروه ادب و هنر شبکه هم هستند،گفتم چه خوب. می شناسمش.
تمدن گفت: آقای آقالو توی اتاق گریم هستند، می خواهی اول با او صحبت کنی؛ اما من می خواستم اول صحنه را ببینم .با خضری وارد استودیو شدیم. در یک طرف لوازم صحنه را چیده بودند و مهدی هاشمی و افشین هاشمی مشغول تمرین بودند. در طرف دیگر و نزدیک مونیتورها، رحمانیان با سیفی آزاد به صحبت نشسته بود. به آنها که نزدیک شدیم ، خضری مرا معرفی کرد. رحمانیان با آن تیپ و استیل منحصر به فردش همان طور که احوالپرسی می کرد، از روی صندلی که روی آن نشسته بود، برخاست و آن را به من تعارف کرد. آنقدر فروتنانه این کار را انجام داد که جایی برای ادامه تعارف از جانب من نگذاشت. معمولا وقتی سر صحنه کاری می روی که با بیشتر عوامل آن از نزدیک آشنایی زیادی نداری ، زمانی صرف باز شدن یخ غریبی می شود، اما این زمان در استودیوی ضبط پسران آفتاب خیلی کوتاه بود. پس از این تعارفات اولیه ، انگار خیال خانم تمدن از حضور یک خبرنگار در صحنه آسوده شده که از استودیو بیرون رفت تا به کارهایش برسد.

محمد رحمانیان: هرمتنی ریتمش را به ما تحمیل می کند و ما باید به این ریتم احترام بگذاریم تا کار قابل اجرا شود

رحمانیان و سیفی آزاد هم به مذاکراتشان ادامه دادند. داشتند درباره برنامه دو قدم مانده به صبح صحبت می کردند (همین برنامه ای که آخر شب به صورت زنده از شبکه 4 پخش می شود و رحمانیان برخی شبها به عنوان کارشناس تئاتر در آن حضور دارد.)
رحمانیان برای تمرین با بازیگرانش به صحنه رفت ، فرصتی پیش آمد تا از سیفی آزاد درباره برنامه های جدید شبکه 4 بپرسم (که مشروح این اطلاعات به صورت خبری در صفحه 3روزنامه چاپ شد.) سیفی آزاد بر تولید تله تئاترهای تک قسمتی ، اما با کیفیت تاکید کرد و گفت: بنا به تعریف مخاطب شبکه 4 تله تئاتر مختص این شبکه است و ما برای تولید تله تئاترهای خوب و با محتوا تلاش می کنیم و پسران آفتاب از تله تئاترهای خوبی است که جذب مخاطب بیشتر را هم هدف گرفته است. او در ادامه تاکید کرد که جذب مخاطب گسترده تر، یکی از اهداف جدید شبکه 4 است.

همنشینی با احمد آقالو

صحنه تداعی کننده خانه ای کوچک است که شامل هال و پذیرایی کوچک ، اتاق خواب کوچک و دستشویی است که در گوشه هال قراردارد. همه چیز بخوبی چیده شده است که در عین شلوغی خبر از سلیقه ای هنرمندانه می دهد. به دیوارها عکسهایی از هنرپیشگان قدیمی زده شده است که نشان می دهد صاحب خانه که مهدی هاشمی (ویلی) است ، علاقه ویژه ای به این بازیگران دارد. البته خود ویلی هم از بازیگران قدیمی تئاتر است. اصلا قصه تله تئاتر پسران آفتاب ، درباره 2 بازیگر قدیمی تئاتر است که سالها باهم کار می کرده اند، اما 11 سالی است همدیگر را ندیده اند و در واقع نزاعی پنهان با هم داشته اند.
نزاع آنها از زمانی شروع می شود که یکی از این 2 بازیگر اعلام بازنشستگی می کند و با کناره گیری او تیم 2 نفره آنها به هم می خورد واین باعث دلخوری دیگری می شود. اکنون شرایطی پیش آمده و قرار است پس از سالها بخشهایی از نمایشنامه های آنها ضبط شود و آنها مجبورند دوباره در کنارهم قرارگیرند. دیدار مجدد این دو نفر ماجراهای خنده آوری را به وجود می آورد.امروز قراراست پلانهایی گرفته شود که بن ، خواهرزاده ویلی (افشین هاشمی) دایی خود را برای رودررویی با ال لوئیس (احمدآقالو) آماده می کند، اما ویلی چون نمی خواهد با ال روبه رو شود، طفره می رود.
مهدی هاشمی با ته ریش و لباس متمایل به آبی روبه روی افشین هاشمی نشسته است. هاشمی چند سالی است به دلیل بازی در نقش دکتر قریب در سریالی که کیانوش عیاری کارگردانی می کند، کمتر در فیلم و سریالی دیده شده است. شنیده بودم مهدی هاشمی سرصحنه بسیار جدی است و در زمانهایی که به دلایل مختلف گروه موقتا بیکار می شوند، او برای حفظ راکورد بازی خود معمولا تنها در گوشه ای می نشیند و یا قدم می زند. در اینجا هم هاشمی هیچ حرکت یا دیالوگ اضافی که بازیش را به هم بریزد، انجام نمی دهد.
افشین هاشمی کت و شلوار رسمی پوشیده ، کراوات زده و بخوبی مشخص است مهمانی که قرار است بیاید، برای او اهمیت ویژه ای دارد. شب قبل فیلم خیلی دور، خیلی نزدیک از شبکه 3 پخش شده است. هاشمی در این فیلم نقش یک روحانی را دارد که با لهجه مشهدی صحبت می کند. نقش او در این فیلم کوتاه ، اما بازی او خیلی معرکه است. همان گونه که در فیلم «پابرهنه در بهشت» آنقدر خوب بازی کرد که توانست سیمرغ بهترین بازیگر نقش دوم مرد را از جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. هاشمی در 2 مجموعه قبلی رحمانیان هم بازی کرده است.
آقالو هم داخل استودیو می آید. او ایفاگر نقش ال لوئیس است. او هم کت و شلوار رسمی پوشیده و عصایی در دست دارد. می آید و در صندلی خالی کنار من می نشیند. مثل همیشه با وقار و مهربان است. سر صحبت را با او باز می کنم و می گویم گفتگویی که از او در روزنامه چاپ کردیم ، خیلی خواندنی و جالب بود، می گوید خودش آن گفتگو را هنوز ندیده است. قول می دهم آن را برایش بفرستم.
آن طرف افشین هاشمی با مهدی هاشمی مشغول تمرین هستند. آنها ابتدا روبه روی هم نشسته اند و صحبت می کنند که مهدی هاشمی عصبانی شده برمی خیزد و به سمت آینه ای که کنار دستشویی گوشه هال است ، می رود و یکی از دوربین ها هم با او حرکت می کند. دیالوگ های مهدی هاشمی زیاد است و در حین حرکت باید آنها را بگوید. برای همین گاهی آنها را فراموش می کند و یا پس و پیش می گوید، رحمانیان هم که اصلا قرار نیست از آنچه که در متن نوشته شده است کوتاه بیاید، پلان را تکرار می کند. آنها مصمم هستند کاری خوب ارائه کنند برای همین از تکرارخسته نمی شوند. رحمانیان زمانی که بازیگرانش دیالوگ می گویند، با آنها زمزمه می کند. صندلهای راحتی پوشیده است و مدام قدم می زند، با مو و ریش بلندی که دارد شبیه شخصیت های روس است که در فیلمهای روسی دیده ام اما مهربانی اش را نمی توان با نگاه سخت و تلخ نویسندگان و بازیگران روس مقایسه کرد.
به آقالو می گویم: بازی در کنار مهدی هاشمی چگونه است آن هم پس از سالها که آنها با هم در سریال سلطان و شبان همبازی بودند. آقالو می گوید: در تله تئاتر بازرس کلهم با هم بازی کردیم ، اما همه پسران آفتاب فرق می کند چون یک کار کمدی است. رحمانیان که در نزدیکی ماست ، در ادامه صحبت آقالو می گوید: زندگی این دو کمدین قدیمی بیشتر شبیه بازیگران لاله زار خودمان است که حالا کمتر می توانند روی صحنه بروند. در واقع این تله تئاتر یک جورحس نوستالژی از دوره ای است که اکنون دیگر نیست.

احترام گذاشتن به ریتم

شرایطی پیش می آید تا درفاصله تمرین بازیگران ، با رحمانیان درباره کار گپی بزنم ، در مدتی که در استودیو بودم دیدم که رحمانیان میزانسن های پیچیده ای را برای حرکت بازیگران انتخاب می کند و از آنها می خواهد که دیالوگ ها را سریع و تند بیان کنند. این نوع میزانسن و بیان دیالوگ باعث می شد ریتم کار تند شود و مسلما در این نوع ساختار بیننده از دیدن کار خسته نمی شود.

احترام به سلیقه مخاطب


وقتی نتوانستم با دکتر ظهیری به صورت حضوری صحبت کنم ، برای تکمیل گزارش روز بعد باایشان تلفنی صحبت کردم و درباره کم و کیف کارجویا شدم.
دکتر ظهیری درباره نمایشنامه پسران آفتاب گفت : این نمایشنامه از نمایش های پرطرفدار در دنیا است که حتی توانسته نظر کارگردان های سینما را هم جلب کند. این نمایشنامه کمدی ، جذاب و سرگرم کننده است.
این متن را برای تله تئاتر انتخاب کردیم ؛ چون در شبکه بحث بر سر این است که بیشتر تله تئاترهایی که ساخته می شود، سنگین است و به همین دلیل نمی تواند مخاطب زیادی جذب کند. شبکه تصمیم گرفته کارهای سرگرم کننده و سبک تر را هم تولید کند.
دکتر ظهیری در ادامه تاکید می کند: البته ما در کارهایی که برای شبکه 4 ساخته ایم ، هیچ گاه مشکل جذب مخاطب نداشته ایم. حتی متنهای سنگینی چون نگراسو هم توانست بیننده زیادی پیدا کند. ظهیری در ادامه می گوید: مخاطب شبکه 4 فرزانگان جامعه هستند. ما ادعا نداریم توانسته ایم همه آنها را جذب کنیم ، اما کم کاری هم نکرده ایم. مخاطب مهم است اما نباید دنباله رو سلیقه مخاطب باشیم ؛ چون تلویزیون فی نفسه سهل انگار است وما نباید به این ویژگی دامن بزنیم.
از دکتر ظهیری می پرسم چرا در تهیه تله تئاتر کمتر سراغ متنهای ایرانی می روید؛ وی در پاسخ می گوید: تولید تله تئاتر هرروز مشکل تر می شود. بوروکراسی اداری مخل تولید شده است.
ازطرفی ما در خصوص نیروی انسانی و مالی در مضیقه هستیم. مسلما اگر از تولید تله تئاتر حمایت شود ما حتما به سراغ متنهای ایرانی هم می رویم ، اما در شرایطی که بازیگران و نویسندگان برای برطرف کردن مشکلات زندگی مجبورند تمام وقت کارکنند، نباید از آنها توقع داشت با مشکلات موجود در پروسه تولید تله تئاتر به این هنر تمایل نشان دهند

رحمانیان درباره این ویژگی می گوید: در واقع هرمتنی خودش ، ریتمش را به ما تحمیل می کند و ما باید به این ریتم احترام بگذاریم تا کار قابل اجرا شود. رحمانیان این نکته را هم اضافه می کند که در کنار متن ترجمه شده که خانم آهو خردمند آن را انجام داده است ، متن اصلی را هم به همراه دارد که هر جا لازم بود به آن مراجعه کند. البته رحمانیان متن ترجمه شده را یک بار بازنویسی کرده است.
قرار است پلان بعدی گرفته شود، هنوز بن نتوانسته دایی ویل را راضی کند که کارهایش را سریع تر انجام دهد و آماده شود چون هر لحظه امکان دارد ال لوئیس سر برسد. بن به دایی می گوید چرا ریشت را نزده ای و دایی با بهانه جویی می گوید: اون آگهی تیغ صورت تراشی را برام بگیر تا بزنم... این پلان هم در 3 برداشت گرفته می شود تا نهایی می شود.
رحمانیان در ادامه صحبتهایش می گوید از سایمون نویسنده تله تئاتر پسران آفتاب تاکنون چند نمایشنامه به فارسی ترجمه شده است و امریکایی ها هم یک فیلم براساس پسران آفتاب ساخته اند که من همه آنها را خوانده ام و فیلم را هم دیده ام تا بتوانم بیشتر با کار ارتباط برقرارکنم.
به رحمانیان می گویم احتمالا انتخاب بازیگران براساس ریتم نمایشنامه بوده. او می گوید: ما در انتخاب بازیگر محدودیت داریم. ما باید بازیگرانی را انتخاب می کردیم که ریتمشان سریع باشد. به همین دلیل به سراغ بازیگرانی رفتیم که در میانسالی بتوانند نقش آدمهای پیر را بازی کنند. در واقع آنها باید با نیروی جوانتری نقش پیر را بازی کنند. این اتفاق مهم باید دراین کار می افتاد. انتخاب 2 بازیگر اصلی یعنی مهدی هاشمی و آقالو بر این اساس صورت گرفت.
درباره میزانسن ها هم از رحمانیان می پرسم و این که زیاد از حرکت دوربین استفاده می کند و از نماهای ثابت پرهیز دارد. او در این خصوص می گوید: در تمامی کارهایی که انجام داده ام ، کوشیده ام جذابیت های بصری ایجاد کنم و فقط به جذابیت های صوتی اکتفا نکرده ام تا به این وسیله بتوانم هیجان مستتر در دل تئاتر را به بیننده منتقل کنم. البته بیشتر این میزانسن ها پیشنهاد ساسان امیرپور، کارگردان تلویزیونی است که با من در این کار همکاری می کنند. البته امیرپور در بیشتر کارهای تلویزیونی من به عنوان کارگردان تلویزیونی حضور داشته است و ما به یک همزبانی خوب رسیده ایم.
رحمانیان درباره حضورش در تلویزیون می گوید: من پیش از این که کارگردان تئاتر باشم کارگردان تلویزیون بودم ، کارم را در تلویزیون از سال 64 با نویسندگی شروع کردم و اکنون تقریبا 22 سال است که با تلویزیون همکاری می کنم.
رحمانیان سینما را هم دوست دارد و از تماشای فیلمهای سینمایی لذت می برد، سال گذشته بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد که قرار است رحمانیان براساس رمان استخوان های خوک و دستهای جذامی نوشته مصطفی مستور فیلم بسازد، اما پس از مدتی اعلام شد که ساخت این فیلم منتفی شده است. از رحمانیان دلیل منتفی شدن را جویا می شوم ، او می گوید: این رمان از سوی شورای اقتباس فارابی به من پیشنهاد شد، من هم قبول کردم و فیلمنامه را نوشتم اما بعد ایرادهایی به فیلمنامه گرفتند که در اصل متعلق به رمان بود. بعد متوجه شدم که آقایان اصلا رمان را نخوانده بودند و از روابط آدمهای آن بی اطلاع بوده اند! این هم یکی از شاهکارهای فارابی بود که 6 ماه از وقت مرا تلف کرد. این اتفاق بیشتر شبیه یک شوخی بود که باورکردنش سخت است.
بن و دایی اش هنوز در حال بگومگو با هم هستند، باز هم یک پلان دشوار و پر از دیالوگ و حرکت. این پلان هم در چند برداشت ضبط می شود تا عاقبت یکی از آنها رحمانیان ، امیرپور و بازیگران را راضی می کند.

خسته نمی شویم

گریم افشین هاشمی باید ترمیم شود. در این زمان فرصتی پیش می آید تا با او درباره حضورش دراین تله تئاتر صحبت کنم ، او می گوید پس از مجموعه های نیمکت و توی گوش سالمم زمزمه کن این اولین تله تئاتری است که کار می کند و تاکنون هم مقابل مهدی هاشمی بازی نکرده است اما معتقد است بازی مقابل بازیگرانی که متعلق به نسل پیش از او هستند، یک جورغنیمت است و او از این فرصت به خوبی استفاده می کند.
از هاشمی می پرسم از این که یک پلان چندین بار تکرار می شود خسته نمی شود و ریتمش را از دست نمی دهد؛ می گوید: بازیگر موظف است انرژی و ریتم کار خود را حفظ کند و نگذارد خستگی بر او فائق شود.از دیالوگ ها می پرسم و این که چگونه آنها را به این خوبی حفظ کرده که بتواند چنین روان بازگو کند. هاشمی با ذکر این نکته که بازیگران تئاتر در حفظ کردن دیالوگ ها راحت تر هستند، می گوید: ما پیش از شروع کار چند روزی را به دورخوانی متن اختصاص دادیم که این کار باعث شد ذهنمان آمادگی بیشتری پیدا کند. اگر بهرام بیضایی موفق می شد فیلم لبه پرتگاه را مقابل دوربین ببرد اکنون افشین هاشمی به عنوان دستیار در کنار او بود. اما افسوس که این اتفاق نیفتاد.


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها