طرح سوالات جدید

تام تیکور فیلمساز آلمانی اولین بار شهرت بین المللی خود را در سال 1997و با دومین ساخته سینمایی اش «خواب روهای زمستانی» به دست آورد.
کد خبر: ۱۴۱۶۵۲

این فیلم که مورد پسند تماشاگران آلمانی قرار گرفته بود، توانست توجه تماشاگران خارجی را نیز به خود جلب کند. پس از آن بود که تماشاگران در جشنواره تورنتوی 1998فیلم «بدو لولا بدو» او را کشف کردند. این فیلم لقب مهمترین کار نمایش داده شده در جشنواره را گرفت و نمایش عمومی آن در امریکا و اروپا انبوه تماشاگران را مجذوب خود کرد. این نکته باعث شد تا تماشاگران سینما انتظار فیلمهای بهتر و مطرح تری را از تام تیکور داشته باشند.
آیا این فیلمساز می توانست پاسخگوی این حد انتظار باشد و موفقیت های قبلی اش را تکرار کند؛با آن که لحن و زبان درام رومانتیک «پرنس و سلحشور» (2000)خیلی شبیه فیلم «بدو لولا بدو» است ، اما در مقایسه با آن کاری متفاوت است.
«بدو لولا بدو» انفجار رنگ و انرژی مهار نشده بود، در حالی که «پرنس و سلحشور» بیشتر فیلمی فکور و آرام است و از عمق بیشتری برخوردار است. در حقیقت ، تفاوت های این دو فیلم از همان صحنه آغازین «پرنس و سلحشور» شروع می شود.فرانکا پوتنته که در «بدو لولا بدو» یک بازی جذاب و یک دست ارائه داد، در «پرنس و سلحشور» هم نقش اصلی را بازی می کند. او در این جا در نقش سیسی ظاهر می شود که پرستار یک آسایشگاه روانی است . زندگی روزانه او تکراری و یکنواخت است و اتفاق خاصی در آن رخ نمی دهد.
یک روز دست سرنوشت او را با بودو (با بازی بنو فوزمان ) روبه رو می کند. بودو یک افسر بازنشسته ارتش است که هنوز نتوانسته برای خودش کاری دست و پا کند. به دلیل اقدام اشتباهی که بودو انجام می دهد، ماشین سیسی در خیابان تصادف می کند. سیسی متوجه نمی شود که بودو عامل اصلی این اتفاق بوده است و بودو برای فرار از دست پلیس هایی که به دنبالش هستند، در زیر ماشین (که در خیابان توقف کرده ) پنهان می شود. او متوجه سیسی می شود که نمی تواند درست نفس بکشد، پس تلاش می کند جان او را نجات دهد. پس از آن ، او بلافاصله ناپدید می شود. دو ماه بعد، حال عمومی سیسی بهتر می شود و تصمیم می گیرد نجات دهنده اش را پیدا کند. این در حالی است که بودو هیچ کاری با او ندارد و وی را از خود می راند، اما سیسی دست بردار نیست.
او عقیده دارد سرنوشت این دو را در کنار هم قرار داده و آنها باید به خواسته تقدیر تسلیم شوند. به همین دلیل او به تعقیب بودو ادامه می دهد و این در حالی است که دست سرنوشت بازی تازه ای را برای این دو تدارک دیده است.
برخلاف نام فیلم ، «پرنس و سلحشور» یک فیلم تاریخی نیست و قصه ای امروزی را از جامعه آلمان تعریف می کند. فیلمنامه دقیق و هوشمندانه آن بلافاصله بیننده را درگیر خود می کند. در کنار یادآوری کریستوفر نولات ، فیلمنامه این فیلم یکی از بهترین کارهای نوشتاری چند سال اخیر صنعت سینماست . 15دقیقه پایانی فیلم عالی و بی نظیر است و می توان آن را به شیوه ها و روشهای متفاوتی مورد بحث و بررسی قرار داد.
تمام صحنه های فیلم جذاب و تماشایی است و خط اصلی قصه به گونه ای پیش می رود که بیننده نمی تواند از آن چه که روی پرده اتفاق می افتد، دل بکند. برخی از حوادث فیلم را نمی توان بدرستی توضیح داد و این خود تماشاچی است که باید آنها را درک و تجزیه و تحلیل کند. فیلمنامه فیلم حاضر نیست در این رابطه کمکی به بیننده بکند و خود اوست که باید تصمیم خود را در این رابطه بگیرد. پایان فیلم که قدرت رستگاری عشق را به نمایش می گذارد می تواند برای هر یک از تماشاگران فیلم معنای متفاوتی داشته باشد و این همان چیزی است که خود تام تیکور کارگردان فیلم می خواهد. او قطعات مختلف قصه را به گونه ای کنار هم می چیند که هر کس می تواند تلقی خاص خود را از ماجرا و پایان آن داشته باشد.از نظر مضمون ، «پرنس و سلحشور» حرفهای زیادی برای گفتن دارد. یکی از موضوعات مورد علاقه تیکور یعنی سرنوشت و تقدیر (و اتفاقاتی که زندگی آدمها را رهبری کرده و به پیش می برد) در این فیلم هم خودش را به عیان ترین شکل نشان می دهد.
قصه فیلم همچنین ایده ها و مسائلی را در مورد چیزهایی مثل زندگی ، مرگ ، گناه ، خشونت جنس مذکر نسبت به جنس مونث و رستگاری مطرح می کند. تیکور از روشهای خوبی بهره می گیرد تا همه این ایده ها و مسائل را به شکلی زیبا و منطقی در کنار یکدیگر قرار دهد و چالشهایی را به تصویر بکشد که در عین مطرح کردن یک سری مسائل اساسی ، تماشاچی را سرگرم نیز کنند. از نظر سبک هم ، فیلم همان راه و روش «بدو لولا بدو» را دنبال می کند ، ولی تلاش ندارد تا حس و حال آن را تکرار کند. در فیلم لحظاتی وجود دارد که شبیه «بدو لولا بدو» است (مثل سکانس آغاز فیلم یا صحنه فرار بودو از چنگ پلیس) ولی «پرنس و سلحشور» خیلی زود راه خودش را پیدا می کند. این نکته نشان می دهد که تام تیکور کارش را خیلی خوب بلد است و می داند هر فیلمش را چگونه کارگردانی کند. تماشاچی پس از تماشای «پرنس و سلحشور» احساس می کند تجربه خوب و خوشایندی را پشت سر گذاشته و احتمالا سوالات جدیدی را در رابطه با زندگی خویش مطرح خواهد کرد و این همان چیزی است که تام تیکور از تماشاگر فیلمش می خواهد.


کیکاووس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها