دوبله ؛ زشت و زیبا ندارد

شاید بهترین نشانی برای شناسایی صدای ناصر طهماسب ، صدای هارولد لوید کمدین محبوب سینما باشد. ناصر طهماسب دوبلور است ، ولی وقتی شروع به حرف زدن می کند متوجه می شوید که سینما و ادبیات را هم به جدیت کار دوبله دنبال می کند و جالب این که از دریچه ای دیگر به این هنر می نگرد؛ از دریچه زیبایی شناسی .
کد خبر: ۱۴۱۴۳
آنچه در پی می آید، گفتگویی است با او درباره آنچه در فوق به آنها اشاره شده . با هم بخوانیم : مدتی است فعالیت شما در تلویزیون و در عرصه دوبله کمتر شده است . علت چیست ؛ قبلا کارهای اساسی ، در استودیوهای بیرون انجام می شد. من در آنجا هم گویندگی می کردم و هم سرپرستی . بعدها فیلمهای آماده شده برای پخش به تلویزیون فرستاده شد؛ یعنی همان کاری که حالا سازمان صداوسیما در اتاقهای خودش انجام می دهد، بیرون انجام می شد و هزینه اش را پرداخت می کرد. سپس با تغییر شرایط، استودیوها به کلی تعطیل شد و فیلمها در خود تلویزیون دوبله شد. این ، علت اصلی کم کاری من بود. پس از آن یکی از مسوولان در تلویزیون درباره کاری به من پیشنهاد کرد و این طور شد که کم کم وارد تلویزیون شدم . زشت و زیبا هم انتخاب نکردم که این بهتره و آن بدتر و این نقش را بگویم و آن را نگویم . هدفم این بود که کاری کرده باشم نه چیز دیگر. با صداگذاری برخی فیلمهای فارسی ، تقابل منفی میان بازیگران و دوبلورها شکل می گیرد. بازیگران عقیده دارند دوبله کارشان را مختل می کند و از طرف دیگر دوبلورها نیز مدعی هستند برخی نقشها را جان دوباره می بخشند. عقیده شما درباره این موضوع چیست ؛ به نظر من سینمای ایران بیش از حد مدیون دوبله و هنوز تحت تاثیر آن است ؛ اما اصل موضوع یک چیز است . یا کاری هنرمندانه است یا نیست . اگر هنرمندانه باشد، طبیعتا این تاثیرات مشخص می شود و نیازی به گفتن ندارد. مثلا یک خطیبی بر منبر بسیار هنرمندانه حرف می زند، که علاوه بر سنجیده بودن و تسلطبر زبان و ادبیات و موضوع ، یک طعم خاص دارد. این ربطی به جنس صدا ندارد؛ به انسانیت و خلقت آدم مربوط می شود که موضوعی را می تواند تبدیل به یک عنصر هنرمندانه کند یا نه ؛ حالا می خواهد در فیلمی ، یک خط حرف بزند یا این که نقش بازی کند، فرقی نمی کند. این چیزها به ادعا بستگی ندارد. مثل سینمای ایران ، ما اصلا سینما نداریم چون تهیه کننده نداریم اما عده ای فیلمساز خوب داریم . دوبله هم همین طور است . ما هم تشکیلات آنچنانی نداریم ؛ ولی گوینده های هنرمندی داریم که وقتی روی شخصیتی صحبت می کنند شما را متوجه هنری می کند که متضمن یک حقیقت است و ربطی به کیفیت صدا، پول ، احترام و... ندارد. این آدم وقتی در کاری ظاهر می شود جدی ظاهر می شود و جلب توجه می کند. اگر فیلم فارسی دوبله می شود حتما ضرورت کار است . حالا یکسری کارها نتیجه می دهد و یکسری نه . همه خبرها همین طور است ، مثلا عده ای به ادبیات می پردازند؛ ولی همگی هنرمند نیستند؛ ولی تولستوی همیشه هنرمند و همیشه قابل قبول است . با کمتر شدن اکران فیلم های خارجی در سینماها، بالطبع کار دوبله هم کمتر شده است و حتی با رکود مواجه شده که این رکود، روی کیفیت کار دوبله هم تاثیر گذاشته است ، با توجه به این شرایط، دوبله امروز را چطور ارزیابی می کنید؛ اول این که زبان گفتار تغییر کرده است . آن خاصیت زبان که در فیلمهای قدیم وجود داشت ، الان نیست . شما فیلمهای سابق را که می بینید، زبان خاصی دارند. زبان فیلمهای امروزی ، دیگر زبان فیلم قیصر نیست ، زبان فیلم طوقی نیست . یک زبان دیگر است که محمدرضا فروتن با آن بازی می کند. اینها دیگر نمی توانند از زبان رایج آن فیلمها استفاده کنند، اصلا آن دیالوگ ها در تن این آدم فرو نمی رود. زبان در هر مقطع ، یک جور است و حالا که مفاهیم تغییر کرده ، زبان جور دیگری شده است ؛ یعنی از آن صورت قبلی خارج شده ، چرا که نویسنده ها تغییر کرده اند، موضوع ها پوشیده تر شده و... اما راجع به این که چرا رکود ایجاد شده است ، علت این است که آن موقع آدمهایی فیلمها را می آوردند که توانایی دفاع از فیلم را داشتند. تهیه کننده ، فیلم را می خرید، می آورد، بعد روی بخش تجاری فیلم اعمال نظر می کرد و می گفت اگر روی این فیلمها فلان طور کار بشود این فیلم می فروشد. انتخاب ها براساس مناسب بودن دوبلورها صورت می گرفت . صاحب فیلم می گفت مثلا این را آقای فلانی بگوید بهتر می شود. بسته به ساختار فیلم ، مدیر دوبلاژ انتخاب می شد. فیلمهای امروزی ناظر ندارد و کسی به آن انتخاب ها اهمیت نمی دهد. وقتی ما دیالوگی را تغییر می دهیم ، یک کار سطحی انجام نمی دهیم . دوبلوری که فرهنگی را وارد فیلم می کند قطعا باید آدم توانایی باشد. وقتی فیلم گوزن ها اینقدر جذابیت دارد، به خاطر این است که فرهنگ اعتیاد در فیلم وجود دارد. فرهنگ زمین خورده لاتی در فیلم هست . یک آدم روزی صلابتی داشته ، حالا خورده زمین . آن یکی که سیاسی است آن هم زمین خورده ، جامعه اصلا این آدمها را نمی خواهد. این فرهنگ در فیلمهای امروزی دیده نمی شود. فیلمی ترجمه می شود یک نفر هم می آید و این ترجمه ها را در فیلم بازگو می کند. استفاده از اصطلاحات فارسی در دوبله فیلمهای خارجی ، گاهی تا اندازه ای زیاد می شود که به دلزدگی مخاطب از فیلم منجر می شود. به عقیده شما اعمال سلایق شخصی در دوبله تا چه حد مجازاست ؛ تا حدی که صاحب کار می خواهد. البته اگر اصطلاحات و شوخیها دقیق گفته شود، خیلی هم دلنشین است . پس تکلیف مخاطب فیلم چیست ؛ مخاطب تکلیفش روشن است ، می نشیند فیلمش را تماشا می کند. بدانید که تماشاگر نه سانسورچی است و نه هنرمند موشکاف که مته به خشخاش بگذارد. مدتی است صدای تقلید شده شما در برخی فیلمها شنیده می شود آیا به این امر اعتراضی داشته اید؛ وقتی می خواهند شما را ناراحت کنند، بدلت را روی کار می آورند تقویت می کنند و از او استفاده می کنند. این ظاهر قضیه است . همان فرهنگ و ذات نمایش که از آن صحبت کردم ، در همان آدم اولیه وجود دارد. شما چطور ممکن است صبح بیدار شوید و صدایت عین صدای من یا دیگری باشد. باید صدا را کوک کنی . به نظر من صدا، حقیقت آدم است . هر صدایی تقلیدی باشد و خالص نباشد تماشاگر می فهمد. اصل هنر باید طبیعت انسان را بشناسد تا کار باورکردنی بشود وقتی کسی این طبیعت را شناخت ، دنیرو می شود. شکی نیست که هنر بی اصالت ماندگار نیست ؛ اما در همین مقطع تقلیدی هم ممکن است بدلکار (!) لغزشی به وجود بیاورد. خب ، برای کسی مثل من که نمی دانم این صدا بدل است ، لغزش و خطا را به پای نسخه واقعی می گذارم ، که این آفت است . این طور نیست ؛ در این نوع بدلسازی ها، اگر بدل موفق شود، جای اصلی جا می زنند، اگر هم موفق نشود می گویند این کس دیگری است . اساسا نوع تفکر غلط است ؛ اگر چیزی خوب هست ، خوب هست . درست است که سینما بازسازی و دروغ است ؛ ولی دروغی است که متضمن حقیقت است ، باید عین حقیقت باشد آنقدر زیور بشود که آدم باورش کند. برخی دوبلورها کارتون کار نمی کنند و به دوبله کارتون توجه چندانی نشان نمی دهند. در صورتی که دوبله کارتون بسیار حساس و البته دشوار است ، دیالوگ های کارتون باید بسیار فکر شده و کنترل شده عرضه شود. عقیده شما چیست ؛ (با توجه به این که در دوبله کارتون سابقه دارید). عده ای فکر می کنند چون شخصیت های کارتون آدم نیستند و شخصیت ها کارتونی هستند و یک بعد دارند، پس زیاد مهم نیستند یا اصلا مهم نیستند. این نوع کار، کاری است ذوقی . تا کسی آن ذوق را نداشته باشد نمی تواند اهمیت این کار را تشخیص دهد. اتفاقا همین کار، کار اصلی دوبله است ؛ برای این که متعلق به بچه هاست و برای شکل گیری زبان آینده است . کارتون حقیقیتر از فیلمهای دیگر است . زبان درست تری می خواهد، کوک می خواهد. صدای کارتونی اگر کوک نباشد بچه ها تماشا نمی کنند. ما کارتون باگزبانی را که کار می کردیم سعیمان بر این بود شبیه نسخه اصلی باشد. تمام صداها در حدود صداهای فیلم بود. شما فیلمهای موفقی را دوبله کرده اید و در نقشهای متفاوتی هم صحبت کرده اید؛ اما نقش هارولد لوید ماندگارترین اثر شماست . در صورتی که دیالوگ های هارولد لوید کمتر از فیلمهای دیگر بود، علت این ماندگاری چیست ؛ آن نوع سینمای کمدی به خاطر نجابتی که داشت خود به خود ماندگار بود؛ یعنی هارولد لوید و چارلی چاپلین و لورل هاردی و باستر کیتون همیشه خواهند ماند. آن نوع سینما اصالتا جذاب و دیدنی است . اولا کوتاه است و تک پرده ای و ثانیا جدی نیست و سرگرمی است . وقتی جدی نگیرید، کار راحت تر انجام می شود. اگر شما آن فیلم را جدی نگاه کنید، چیز مهمی به شما نمی دهد، در ضمن حرفهایی هم که می زند روی فیلم است و در دهان کسی نیست ؛ پس صدا بیشتر در یادها می ماند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها