خواب با چاشنی خنده

کارگردان مجموعه طنز چارخونه سروش صحت است. سروش صحت بازیگر خوبی است که اتفاقا در تعداد زیادی مجموعه طنز نیز بازی کرده است.
کد خبر: ۱۴۱۲۷۸

چند سال پیش در مجموعه موفق کاکتوس ، سال پیش در زیرزمین و شب عید همین امسال در سریال ترش و شیرین به عنوان نویسنده حضور داشت. خیلی از بازیگران دلشان می خواهد برای یک بار هم که شده ، از این سوی دوربین به آن سوی دوربین بروند و فیلم یا سریالی را به میل و سلیقه خودشان کارگردانی کنند. همیشه همین طور بوده ، اما تجربه نشان می دهد این تغییر حرفه و جابه جایی غالبا نتیجه خوب و دلخواهی به بار نیاورده است.
برخی از آنها آنقدر باانصاف و واقع بین بوده اند که بعد از یک بار تجربه کارگردانی ، متوجه شده اند که این کاره نیستند پس عطایش را به لقایش بخشیده اند و مجددا برگشته اند سر جای اولشان. در مواردی هم گرچه نتیجه خوب و حتی تحسین برانگیز بوده ، اما بازیگر ترجیح داده است به حرفه اصلی اش بپردازد.

لارنی هاروی ، بازیگر فقید انگلیسی که پس از سالها بازیگری یک بار در سال 1963 فیلمی را کارگردانی کرد به نام تشریفات (The Ceremony) که اتفاقا فیلم قابل توجهی از کار درآمد. با این حال ، این اولین و آخرین باری بود که نام لارنی هاروی را به عنوان کارگردان در تیتراژ فیلمی می دیدیم.
خودش در این باره حرف خوبی زده بود: «کارگردانی حرفه جذاب و لذتبخشی است ، اما من یکی ، وقتی جلوی دوربین قرار می گیرم ، احساس رضایت و راحتی بیشتری می کنم . چون حرفه اصلی ام بازیگری است...»
مجموعه چارخونه بی آن که کار قابل توجهی باشد، مجموعه ای مانند بسیاری از مجموعه های طنزی که دیگران ساخته اند، مثل: خانه به دوش ، ترش و شیرین ، نقطه چین و... اگر آنها خوب بوده اند، پس این هم خوب است و اگر این بد است پس آنها هم بد بوده اند. سروش صحت در ساختن سریالش از تجربیات بازیگری اش ، بخوبی استفاده کرده است.
در نتیجه ، سریال چارخونه درواقع دستچینی شده است از موقعیت های طنز سریال هایی که در آنها به عنوان بازیگر حضور داشته البته با کمی دستکاری آن هم با حضور بازیگرانی که اتفاقا همه آنها قبلا نیز بارها در موقعیت های مشابه قرار گرفته اند و نقششان را کاملا از حفظاند. اگر این گونه بازسازی ها جرم هنری محسوب می شود، باید گفت سروش صحت به تنهایی مرتکب چنین جرمی نشده است که یکی ، دو تا شریک جرم ردیف اولی هم دارد! نویسندگان محترمی که در بیشتر موارد به تکرار موضوع ها و موقعیت هایی پرداخته اند که قبلا نیز در سریال های طنز دیگر مورد استفاده قرار گرفته اند البته با اندکی تغییرات.
با این همه ، مورد یاد شده نمی تواند دلیل بر بد بودن یک سریال طنز باشد و نباید با آن چماقی ساخت و بیرحمانه به جان سریال افتاد. تکراری بودن موضوع و موقعیت ها در مجموعه های طنز ایرانی دیگر به صورت امری عادی درآمده است.
شاید هم اجتناب ناپذیر باشد. واقعا از مجموعه های طنز چه انتظاری می توان داشت ، در حالی که قالب و بسته بندی مشابهی دارند و عناصر تشکیل دهنده شان عبارتند از: خواستگاری ، عروسی ، سوئتفاهم ، قهر و آشتی ، دوز و کلک ، شیرین کاری و بیش از اندازه لازم لودگی و خل بازی.

تکراری بودن موضوع و موقعیت ها در مجموعه های طنز ایرانی دیگر به صورت امری عادی درآمده است

اما ورای تمام اینها واقعیتی که در یک مجموعه طنز بالاتر از همه چیز قرار می گیرد و به کل کار ارزش و اعتبار می بخشد، این است که عده ای دور هم جمع شده اند و صمیمانه تلاش کرده اند و زحمت کشیده اند تا ساعت خوب و خوشی را برای مخاطب فراهم آورند که دقیقا به همین دلیل کوچک شمردن مجموعه های طنز و ایراد گرفتن از آن اصلا منصفانه به نظر نمی آید. از معدود مواردی که بهتر است منتقد چندان سختگیر نباشد و ضعفها و کاستی ها را به بزرگواری خودش ببخشد و نادیده بگیرد! البته در صورتی که مجموعه صاف و ساده و سالم باشد.
اولا جنبه های بدآموزی نداشته باشد. ثانیا لحنش بی ادبانه و دور از نزاکت نباشد و ثالثا به ترویج نوعی شلختگی فکری و سلیقه ای و رفتاری نپردازد. واقعا چه چیز بهتر از مجموعه ای شاد و خنده دار آن هم دقایقی پیش از خواب می تواند باعث انبساط خاطر بیننده ای شود که روز سخت و پرمشغله ای را در گرمای شدید تابستان سپری کرده است؛
مجموعه چارخونه در کنار برخی موارد نازل ، بی ارزش و پیش پا افتاده اش ، مثل اشتباه گرفتن کلیدساز به جای کلیپ ساز و نیز برخی موارد بشدت تکراری ، مثل زندانی شدن کاراکترهای اصلی اش ، موقعیت های خنده دار جالبی هم دارد که پیداست روی آن بیشتر فکر شده و در پرداخت شان سلیقه بیشتری به کار رفته است.
مثل تداخل موضوع خواستگاری نیما (بنفشه خواه) و فرزاد (شجاع کاوه) از پرستو (بهنوش بختیاری) و سوءتفاهم هایی که در این خصوص به وجود می آید. در ضمن بسی جای خوشحالی است که برخلاف دیگر مجموعه های طنز ایرانی ، در سریال چارخونه لااقل تا این جای کار شخصیت های مجموعه را آفتابه به دست و یا در جدال برای رفتن به دستشویی ندیده ایم.
چیزی که معلوم نیست به چه دلیل تبدیل شده است به جزو لاینفک مجموعه های طنز ایرانی . به هر حال امیدواریم این وضعیت مودبانه و محترمانه تا پایان این مجموعه همچنان ادامه یابد. درباره بازیگران مجموعه و بازیهایشان چیز زیادی نمی توان گفت ؛ چراکه غالب آنها درواقع به تکرار همان نقصهایی پرداخته اند که پیش از این بارها بازی کرده اند.
ظاهرا خانم مریم امیرجلالی در یکی از مصاحبه هایش به دلیل ایفای نقشهای مشابه و تکراری ابراز ناخشنودی کرده است. هرچند باید اذعان کرد که در حال حاضر بازیگر دیگری را سراغ نداریم که بتواند این گونه نقشها را بخوبی ایشان بازی کند. اردلان شجاع کاوه در این مجموعه هم فوق العاده است. از معدود بازیگرانی که شیوه بیانش باعث می شود بازی اش دلچسب تر و دوست داشتنی تر جلوه کند.


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها