کدام رادیو،کدام ماموریت؛

صبح که می شود، موقع رفتن به محل کار برای دقایقی هم که شده در تاکسی یا خودروی شخصی با رادیو همراه می شویم.
کد خبر: ۱۴۰۵۴۲

اما بیشتر اوقات پیش از رسیدن به مقصد متوجه نمی شویم شنونده کدام شبکه رادیویی هستیم. مگر این که معضل بزرگ ترافیک به یاری رسانه بیاید و آنقدر در خیابان ها معطل بمانیم تا گوینده به تعارفات روزمره اش برسد و بعد هم اعلام کند که صدای ما را از شبکه رادیویی... می شنوید. نه این که تکرار عنوان شبکه از سوی گوینده هر چند دقیقه یک بار ضروری است که اتفاقا ماموریت تعریف شده برای هر شبکه آنقدر باید با ظرافت لحاظ شود که بدون اعلام گوینده و در کمترین زمان ممکن متوجه شویم کدام رادیو را می شنویم.
این تشخیص هم تنها از طریق شناختن و شنیدن صدای یک مجری رادیو که متعلق به یک شبکه خاص هم هست ایجاد نمی شود. چون اولا شهرت از راه صدا به مراتب دیرتر از شهرت از راه تصویر محقق می شود و دوما اکثر مخاطبان امروز رادیو لحظه ای هستند و ممکن است در یک ساعت خاص و در شرایط خاصی شنونده رادیو باشند اما دغدغه پیگیری مداوم یک برنامه رادیویی را نداشته باشند. بنابراین اگر چه داشتن نیروی انحصاری برای هر شبکه خیلی مهم و ضروری است ، اما تشخیص نوع شبکه از طریق شناخت آنها راهکار مناسبی نیست و هر شبکه رادیویی می بایست در اجرای اهداف و ماموریت های خود به گونه ای گام بردارد که شنونده به محض چرخاندن موج رادیو و شنیدن یک برنامه یا از طریق موضوع مورد بحث یا از نوع اجرا و ساختار رادیویی متوجه شود که کدام رادیو را گوش می کند.
تا چند سال پیش شباهت نسبی و تداخل ماموریتی فقط میان شبکه های عمومی محسوس بود. این رادیوها اگر چه از موضوعات متنوعی استفاده می کردند اما در نوع پرداخت و ساختار برنامه هایشان از یک منبع واحد الگو می گرفتند که آن نمونه هم سالها در رادیو بود و تغییر هم نکرده بود و در این میان لااقل شبکه های تخصصی به وظیفه تخصصی خود عمل می کردند. اما آفت همپوشانی و یکسان سازی مدتی است که دامن این شبکه ها را گرفته است و فرم برنامه هایشان تفاوت چندانی با شبکه های عمومی ندارد.
توجیه اغلب برنامه سازان شبکه های تخصصی که برنامه هایی با ساختار مشترک با شبکه های عمومی تولید می کنند این است که ما در محتوا تخصصی شده ایم و برای تنوع در فرم هیچ محدودیتی نداریم.
اما مگر غیر از این است که فرم در خدمت معنا قرار می گیرد برای این که آن را بهتر منتقل کند. از این روست که از تهیه کننده یک برنامه صبحگاهی در یک شبکه تخصصی که برنامه یک ساعته را هر روز زنده به روی آنتن می برد می شنوم که اگر ما نتوانیم در این 60 دقیقه یک یا دو پیام تاثیرگذار هم به مخاطب بدهیم به هدف خود رسیده ایم و این یعنی این که یک برنامه ساز که باید برنامه اش محتوای کاملا تخصصی داشته باشد کمترین نسبت موثر بودن را برای خود در نظر می گیرد و به انتقال یک یا دو پیام اثرگذار اکتفا می کند و احساس رضایت هم دارد. این پیام رسانی کوتاه از عهده شبکه های عمومی بر می آید. در این صورت نیازی به ایجاد شبکه های تخصصی نیست.
ممکن است توجیه دیگر برنامه سازان این باشد که محتوای تخصصی برخی برنامه ها سنگین هستند و باعث خستگی مخاطب می شوند و باید در قالب تنوع ایجاد کرد. قبول ، اما برای تنوع در ساختار برنامه هم می توان به ابتکارات بدیع فکر کرد و نیازی به نمونه برداری از شبکه های عمومی نیست.
شبکه های تخصصی باید بتوانند فرم جدیدی از برنامه سازی را که برای شنونده هم ایجاد دلزدگی نکند برای خود تعریف کنند. درست است که افزایش شبکه های تخصصی در سالهای اخیر تجربه نوپای رسانه ملی است و برای رسیدن به ایده آل باید بیش از این تامل کرد، اما تکثر شبکه ها در عین همپوشانی نکته مهمی است که بسادگی نباید از آن گذشت.
عملکرد کنونی برخی برنامه ها و شبکه های رادیویی این تصور را ایجاد می کنند که اسامی متعدد و ماموریت های مختلف تعریف شده فقط بهانه ای برای تکثر بوده اند و به نظر می رسد حالا که شبکه های تخصصی دیگری هم در راه هستند، باید برنامه سازان رادیو درباره ویژگی ها، اهداف و ماموریت های شبکه هایی که در آن فعالیت می کنند بدرستی توجیه شوند و حتی فرض ایده آل تر این است که هر رادیویی افراد متخصص حوزه کاری خود را به عنوان نیروی اجرایی برای کار در رسانه تربیت کند.
چون به محض افتتاح یک شبکه جدید و البته تخصصی ، برنامه سازانی از دیگر شبکه ها به عنوان بازوی اجرایی و نیروی فکری به شبکه تازه تاسیس می روند و برای فعالیت جدید آموزش نمی بینند و حتی حضور نداشتن متخصصان حوزه مربوط در کنار آنها (به عنوان نیروی اجرایی و نه فقط فکری) به این مشکل دامن می زند. آن وقت برنامه ساز رادیو گرفتار فرمی می شود که سالها در ذهن او شکل گرفته و احتمالا تغییر چندانی هم نکرده و مخاطب احساس می کند که شبکه تخصصی به نیاز خاص او پاسخ نمی گوید. به حاشیه می رود، درازگویی می کند و مقدمه و میان برنامه های بی ربط و مطول دارد.
افزایش شبکه های رادیویی تخصصی اقدام موثر سازمان در سالهای اخیر بوده است که اگر در ابعاد بیشتری هم گسترش یابد به عقیده کارشناسان حوزه ارتباطات در توفیق سالهای آینده رادیو هم موثر است ، اما واقعا چه اصراری به این است که یک شبکه تخصصی که می تواند ظرف مدت 4 یا 6 ساعت همه حرف مفید خود را بگوید 12 ساعته و 24 ساعته باشد و برنامه ساز ناچار شود برای پر کردن دقایق آنتن به موسیقی مصرفی ، طنز بی محل و حاشیه های کسل کننده دست بیاویزد و دست آخر هم منجر شود به همپوشانی غیرقابل اغماض یک سری شبکه رادیویی که برایشان وظایف جداگانه ای تعریف شده اما آنقدر شبیه به هم هستند که تا پیش از اعلام مجری نمی توانیم حدس بزنیم روی کدام موج اف ام ایست کرده ایم.
اگر هر شبکه ای نیروی فکری اش را برای کار رسانه ای و نیروی اجرایی اش را برای تبحر و تخصص در حوزه مربوط تربیت کند، رسانه می تواند در حیطه وظایف و ماموریت های خود حتی جریان ساز هم باشد و حس اعتماد مخاطبی را که به آن توجه کرده است جلب کند.


فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها