غافلگیری در دقیقه 90

دهها فیلم و سریال را می توان نام برد که داستان آنها این گونه آغاز می شود: فردی از خارج از ایران برای یک عملیات خرابکارانه وارد ایران می شود و....
کد خبر: ۱۴۰۳۰۶
نکته مهم درباره چنین آثاری این است که کمتر پیش می آید تا درباره آنها شاهد بیانی جذاب و هنری باشیم.
اغلب این آثار با نگاهی کلیشه ای به سراغ آدمهای خود می روند و از همان ابتدا آدم های خوب و بد قصه مشخص هستند و می توان پایان داستان را هم حدس زد.
وقتی بیننده ای با چنین پیش فرضی به تماشای فیلم «قهوه اسپرسو» در بعدازظهر جمعه می نشیند، هر لحظه این احتمال وجود دارد یا کانال تلویزیون را عوض کند یا این که پیچ تلویزیون را تا نقطه خاموش شدن بچرخاند؛ اما قهوه اسپرسو حداقل با شروع خوب و عنوان بندی دیدنی اش این نکته را به بیننده می گوید که اندکی باید صبر کند و شخصیت های داستان را همراهی کند.
قصه فیلم درباره فردی به نام «دکتر آرامی» است که به عنوان کارشناس انرژی هسته ای مسوولیت مهمی را دارد او همسرش را به تازگی از دست داده و دست بر قضا فعالیتی نیز در زمینه مرمت دارد. قصه از جایی آغاز می شود که جزییات عملیاتی موسوم به قهوه اسپرسو به دست ماموران اطلاعاتی ایران می رسد و آنها تصمیم می گیرند سرنخ ماجرا را کشف کنند. این عملیات هم با هدف به دست آوردن اطلاعاتی انجام می شود که در اختیار مهندس آرامی است.
حالا گروهی که این عملیات را تدارک دیده ، زنی میانسال و دختری جوان را از فرانسه به آپارتمانی فرستاده که در آن آرامی به همراه پدر و مادرش زندگی می کند. آنها قصد دارند با نزدیک شدن به آرامی ،در موقعیتی مناسب اطلاعات را به دست بیاورند.
بخش مهمی از داستان از همان ابتدا مشخص است. همه می دانیم کدام شخصیت مثبت و کدام شخصیت منفی است. حتی یک مامور پیگیر هم در داستان حضور دارد که ظاهرا بد جوری موی دماغ آرامی است. شخصیت آرامی هم یک مرد زن مرده است که تنها نکته قابل توجه آن علاقه اش به مساله مرمت است.
ریتم و حال و هوای داستان هم نشان می دهد قرار نیست اتفاق عجیب و غریبی در داستان رخ دهد. ظاهرا نه انفجاری در کار است ، نه پلیس بازی و نه از آن دست ماجراهایی که در فیلمهایی مانند ماموریت غیرممکن شاهد آن هستیم.
همه چیز به سادگی پیش می رود تا جایی که شخصیت های بد هم بزودی دستگیر می شوند. نکته جالب داستان از جایی آغاز می شود که انگیزه نسرین از حضور در این ماجرا معلوم می شود. این که او تنها نیامده تا یک کیف حاوی اطلاعات با ارزش از انرژی هسته ای را بدزدد، بلکه آمده تا انتقام برادرش را هم از آرامی بگیرد. از اینجا قصه شکل جذابی به خود می گیرد و معلوم می شود قرار نیست داستان یک تصویر شعاری از انرژی هسته ای ارائه دهد.
همین مساله ظاهرا ساده در داستان حدسهای مختلفی را پیش روی بیننده قرار می دهد و به دلیلی جدی برای تماشای فیلم تبدیل می شود. تصمیم آرامی برای این که رفتار دیگری هم با آن دختر ظاهرا دلداده در پیش بگیرد دلیل دیگری برای جذابیت داستان می شود. در این فیلم نسرین هم به اندازه خود آدم زرنگی است. این تغییر جهت فیلم و متمرکز شدن بر این 3شخصیت جذابیت زیادی را در داستان ایجاد می کند و مهمترین فایده اش این می شود که فیلم در پرداختن به مساله انرژی هسته ای به دام شعار و حرفهای کلیشه ای نمی افتد. یک فیلم خوب همیشه باید چیزهایی برای روکردن داشته باشد و مخاطب خود را غافلگیر کند. این همان چیزی است که قهوه اسپرسو از آن به خوبی بهره برده است هرچند صحنه پایانی کار می توانست با پرداخت بهتری همراه باشد و همه چیز با شلیک گلوله سلطانی به انتها نرسد.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها