گمشده در بزرگراه

در این موضوع که سریال «ما چند نفر» یک سریال جوان پسند است ، نمی توان شک کرد؛ اما پرسش این است که قرار دادن تعدادی جوان به عنوان آدمهای محوری یک مجموعه بلند تلویزیونی در کنار هم بر مبنای چه اسلوب و ساز و کاری باید صورت پذیرد؛
کد خبر: ۱۳۹۳۵۲

وقتی شما جرقه حرکتی داستان خود را با چند جوان در یک شرکت مهندسی آغاز می کنید و با چالش های آنان خط اصلی داستان را جلو می برید، ضروری است که آدمهای خود را در ادامه به دست تقدیر و تصادف و حادثه نسپارید. تزریق پی در پی حادثه و پرت کردن آدمها به این طرف و آن طرف ، به نوعی فرستادن شخصیت ها دنبال نخود سیاه است که در فرصت مقتضی اگر باز داستان در حفره ای گیر کرد، این آدمها را وارد گود کنیم تا داستان را از فرود به اوج نزدیک کنیم.
از آن 4 جوان ابتدای داستان ، اینک در عمل 2 نفر از سازمان قصه خارج شده اند. رضا و آریا خیلی راحت از موش و گربه بازی مازیار و سهراب کنار رفته اند.
خود «سهراب» که به عنوان آدم اصلی «ما چند نفر» مورد توجه فیلمساز است ، اکنون به فردی حاشیه نشین مبدل شده است. ورود افراسیاب به سازمان روایی داستان بموقع صورت پذیرفت ؛ اما مثلث او با سهراب و مازیار به علت قدرت غیرقابل باور او در انجام هر عملی لنگ می زند. سهراب که در ابتدای رخدادهای سریال به عنوان عقل کل و رهبر آن گروه 4 نفره معرفی شد، حالا به ساده ترین شکلی ، مرعوب افراسیاب شده و مانند عروسک خیمه شب بازی برای او نقش بازی می کند.
تمرکز سازنده سریال به 3 خانواده خسرو، سهراب و مازیار از جهتی می توانست فرصت سنجش و قیاس 3 طبقه اجتماعی ، بالادست ، فرودست و متوسط جامعه را به بوته نقد بسپارد؛ اما جز خانواده خسرو که تمام سلسله رخدادهای داستان بی جهت در آن متمرکز شده ما از خانواده سهراب و مازیار در حد رفت و آمد شخصیت ها به محل زندگی خود موضوع تازه ای را لمس نمی کنیم.
زار زدن مازیار مقابل خواهرش در ارتباط با موضوع اعتیاد، می خواهد پرسش این طیف از جامعه را از متولیان امور مطرح بکند که با شیوه طرح ابتدایی موضوع و اجرای بسیار نخ نما شده بازیگر نقش مازیار، بیشتر حالت فکاهی گرفته است.
وقتی فلاکت و مصیبت از در و دیوار خانه مازیار می بارد، چه نیازی است که مازیار با چند دیالوگ آسیب شناسانه و پندآموز این روند را تشدید کند؛ به هر حال وقتی سازنده اثر از یک جغرافیا بهره می برد، این جغرافیا دارای شناسه و هویت برای بیننده است که با نگاه به زوایای مختلف آن که خود فیلمساز آن را مهیا کرده ، مخاطب به اصل ماجرا نزدیک می شود. این که آدمهایی را کنار هم قرار دهیم که بیشتر تئوری به سمت گیرنده پیام مخابره می کنند و کمتر عمل می کنند، اجحاف به رسانه تصویری است ، در صورتی که رسانه ای مانند رادیو بهتر می تواند به این رویکرد بپردازد.


علی احسانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها