یک نفر اینجا آواز می خواند

وقتی با اتومبیل روزنامه توی خیابان می پیچیم و سروش صحت را می بینیم که با تلفن همراهش صحبت می کند، مطمئن می شویم که درست آمده ایم.
کد خبر: ۱۳۹۱۱۱

از وقتی که چارخونه پخش شده تازه فرصتی دست داده تا به این گروه در جایی از جردن سر بزنیم. اینجا یک خانه بزرگ دو طبقه است که تمام لوکیشن های مختلف سریال «چارخونه» در آن طراحی شده است. طبقه زیرین این خانه کنار پارکینگ ، سازندگان ذوقی به خرج داده اند و کافه تریای چارخونه را راه اندازی کرده اند جایی که در آن اعضای گروه می توانند در زمان کوتاهی که بین تصویربرداری سکانس ها پیش می آید استراحت کنند. چارخونه را نویسنده خوش ذوق سریال های طنز تلویزیونی سروش صحت کارگردانی می کند. چارخونه مانند بیشتر کارهای آپارتمانی ، داستان های پیچیده و غامضی ندارد و خیلی راحت با مخاطب ارتباط برقرار می کند.

این سریال در واقع روایتگر ماجراهای مختلف آدمهایی است که در یک خانه زندگی می کنند. آدمهایی که هر کدام به خاطر نوع رفتارهایشان در نگاه اول عجیب و غریب به نظر می رسند. منصور که نقش آن را حمید لولایی بازی می کند، به دلایلی در یک آپارتمان جداگانه زندگی می کند، شکوه با بازی مریم امیرجلالی ، رعنا (فلامک جنیدی) و پرستو (بهنوش بختیاری) خانواده او هم در یک آپارتمان دیگر زندگی می کنند.
امروز قرار است قسمتی دیگر ازاین سریال به نام «شیرین کام» تصویربرداری شود. حمید برزگر یکی از نویسندگان این سریال که این قسمت توسط او نگارش یافته می گوید: این قسمت یکی از بخشهای ابتدایی کار است در واقع قصه مربوط به فرزاد (با بازی اردلان شجاع کاوه) و پرستو است. فرزاد مستاجر خانواده جمالی است و به دروغ می گوید دکترایش را از «سوربن» گرفته ، اما واقعیت چیز دیگری است. از طرف دیگر ماجراهایی هم بین رعنا (فلامک جنیدی) و حامد (رضا شفیعی جم) به وجود می آید که داستان را پیش می برد.

ماجرا شروع می شود

گروه برای تصویربرداری یک سکانس آماده می شود. وحید مهین دوست و میلاد نعیمی دستیاران کارگردان هستند که تلاش می کنند صحنه را برای تصویربرداری آماده کنند. سروش صحت با بازیگران این صحنه یعنی اردلان شجاع کاوه و بهنوش بختیاری صحبت می کند و توضیحات لازم را به آنها می دهد. در این صحنه شجاع کاوه از حیاط بیرون می رود،اما بلافاصله برمی گردد و در را می بندد. معلوم است که از آنچه دیده سخت هیجان زده شده است.
در باز می شود. بختیاری همچنان که کیفی روی دوش دارد وارد حیاط می شود و از کنار او می گذرد. اما شجاع کاوه به دنبال او می دود و این باعث می شود که بختیاری توی باغچه کوچک حیاط بیفتد. این صحنه چند بار تکرار و هر بار به دلیلی تصویربرداری متوقف می شود. سروش صحت درباره سریال طنز چارخونه می گوید: من با مهران مدیری ، رضا عطاران ، مهران غفوریان و مهدی مظلومی کار کرده ام و از هر کدام از این افراد هم چیزهایی یاد گرفته ام.
سعی می کنم از تجربیاتی که در این چند ساله به دست آورده ام استفاده کنم . حالا این که در این راه موفق بشوم یا نه در آینده معلوم می شود. به هر حال کارهایی که هر شب پخش می شوند محدودیت های خودشان را دارند. ما باید روزی یک قسمت یعنی حدود 40 دقیقه ضبط کنیم و خب این موضوع دست و پای آدم را خیلی می بندد. با توجه به این محدودیت ها و با توجه به بضاعتی که وجود دارد، سعی می کنم کار خوبی ارائه شود. وقتی از او می پرسم «راست است که می گویند طنز تلویزیونی الگوی مشخصی ندارد و این مقوله هنری دوران آزمون و خطایش را می گذراند» می گوید: نمی دانم. ببین هر نظری که شما الان بگویید می تواند صحیح باشد یا نباشد و این تنها یک نقطه نظر است. چه کسی می تواند بگوید این نظر کاملا مردود یا کاملا درست است؛
من فکر می کنم هر کس که در کاری فعالیت می کند یک سری چارچوب ها و قوانینی دارد و براساس آن کارش را انجام می دهد وقتی کاری را شروع می کند به هر حال ذهنیتی از کاری که می خواهد انجام دهد، دارد. البته گاهی وقتها طرف به این ذهنیت می رسد و گاهی هم نمی رسد.
ولی این که طنز تلویزیونی آزمون و خطا باشد باید بگویم ما به هر حال داریم از تجربیات گذشته هم استفاده می کنیم.

فشار آنتن

صحت در جواب این سوال که «تمام آثار طنز ما که روتین بوده یک جور فشار آنتن را هم داشته تا گروه سازنده کار را به آنتن برسانند این فشار چه محسنات و چه معایبی می تواند داشته باشد» می گوید: ببین اشکال کار در این است که ما باید روزی 40 دقیقه ضبط کنیم و ضبط روزی 40 دقیقه برای ما یک ماراتن توانفرساست یعنی حتی ما از فکر این اتفاق روز پخش شدن اضطراب داریم و البته می دانیم که این موضوع به هر حال اتفاق خواهد افتاد.
آدم در آن زمان بسیاری از حساسیت هایش را از دست می دهد و در خیلی از موارد مجبور است ریزبینی ها و ظرایف را کنار بگذارد و خب اینها ضررهایی است که متوجه اثر می شود، ولی علت این که این اتفاق می افتد این است که نظر مخاطب خیلی تاثیر می گذارد یعنی مخاطب به ما می فهماند که چه چیزهایی را دوست دارد و چه چیزهایی را نه. همین بازتاب ها به ما کمک می کند کار را اصلاح کنیم یعنی نمی توانیم از این موضوع که کاری برای مخاطب و به صورت هر شب پخش می شود، صرف نظر کنیم.
در واقع این موضوع جزو محاسن کار است که می توانیم آنچه را مردم با آن ارتباط برقرار نکردند حذف کنیم.

به موضوعات اجتماعی پرداختیم


حمید برزگر در کنار نویسندگان دیگری چون علیرضا بذرافشان ، محمدرضا آرین ، ریما رامین فر، علیرضا ناظر فصیحی ، علیرضا کاظم نژاد و سروش صحت کار نوشتن متنهای مختلف این سریال را به عهده دارد. او در جواب به این سوال که بیشتر چه موضوعاتی را دستمایه کار قرار می دهید می گوید: راستش معمولا برنامه های 90 شبی موضوعات عام را شامل می شوند. چارخونه هم از این قاعده مستثنی نیست. ما در این اثر بیشتر به موضوعات اجتماعی و خانوادگی پرداخته ایم و البته درباره موضوعات مختلف ما به عنوان نویسنده پیشنهاد می دهیم.
او که پیش تر با آثاری چون شبهای برره ، باغ مظفر، زیر آسمان شهر و بدون شرح نیز همکاری داشته درباره نوع طنز چارخونه می گوید: وجه تمایزی که چارخونه دارد در نوع دیدگاه شخصیت ها و روابط آنها با یکدیگر است. علاوه بر آن فکر کنم نوعی از طنز در حال شکل گیری است که خاص سروش صحت است.
حمید لولایی بازیگر نقش منصور جمالی است که تلاش کرده چهره متفاوتی از یک شخصیت را به نمایش بگذارد. او درباره منصور جمالی می گوید: این شخصیت در ساختمانی زندگی می کند که به اسم زنش است و همین موضوع او را خیلی اذیت می کند.
به هر حال شبهای تابستان فرصتی دست داده که می توانید بازیگرانی چون حمید لولایی ، مریم امیرجلالی ، اردلان شجاع کاوه ، محمد شیری ، فلامک جنیدی ، بهنوش بختیاری ، اصغر حیدری ، پیام خواجویی ، رضا کریمی و رضا شفیعی جم را در یک سریال طنز تازه به نام «چارخونه» ببینید

کار تصویربرداری این سکانس که به پایان می رسد، فرصتی دست داد تا با بهنوش بختیاری درباره نقشش صحبت کنم. «تمام تلاش من این بود که این نقش ویژگی بارزی نداشته باشد چرا که هیچ انسانی ویژگی مطلق ندارد و این ویژگی مدام در زندگی در حال تغییر است ، یک آدم مهربان ممکن است در جایی خیلی نامهربان شود و در جایی دیگر نه. ویژگی مطلق حتی در کار طنز وجود ندارد. درباره پرستو هم نمی توانم به طور مطلق بگویم چه جور آدمی است. بنابراین در هر صحنه بنابر موقعیت با یکدیگر همفکری می کنیم تا ببینیم چه عکس العملی در آن صحنه بهتر جواب می دهد.»
او درباره تفاوت های این نقش با سایر نقشهایی که بازی کرده می گوید: «اصولا نقشهایی که به من پیشنهاد می شود نقش یک دختر جوان است که یا در خانه است یا شوهر کرده. من نقش یک پیرزن یا معتاد یا دزد را تا حالا بازی نکرده ام. پس بنابراین تفاوت زیادی در اعمال فیزیکی من وجود نخواهد داشت. فقط به لحاظ شخصیتی این آدمها با یکدیگر مقداری متفاوت هستند مثلا نقش پرستو که من اینجا بازی می کنم ، با نقش فریبای سریال جایزه بزرگ خیلی متفاوت است. شخصیت «لیلون» شبهای برره یک شخصیت کارتونی و اغراق شده بود. ولی پرستوی سریال چارخونه خیلی رئال است. او دختر ته تغاری خانواده است ، درسخوان نیست و پدرش را دوست دارد».
اردلان شجاع کاوه هم نقش یک آدم امروزی و اتو کشیده را به نام فرزاد بازی می کند که خیلی تلاش می کند خودش را مبادی آداب نشان دهد. او درباره جذابیت های آثار طنز می گوید: «جذابیت های این آثار در نوع بداهه پردازی های آن است. شما در این کار بدون هیچ فکر قبلی باید توان آن را داشته باشید که با انگیزشی آنی برای پیشبرد واقعه یا رویداد در لحظه عمل کنید. این موضوع از ویژگی های بارز این نوع کارهاست. می شود این طور گفت که به نوعی به اجرای زنده تئاتر نزدیک می شود. در اجرای زنده تئاتر شما در لحظه با استفاده از بداهه داستان را پیش می برید اما در یک اثر تلویزیونی شما مخاطب میلیونی دارید و البته خب به همان اندازه هم توقع ها افزایش پیدا می کند».
شجاع کاوه که پیشتر او را در آثار جدی دیده ایم ، می افزاید: من بارها کارهای قبلی بچه های این حوزه را می دیدم. زمانی که همه خسته بودند وقتی این آثار پخش می شد اصلا فضا تغییر می کرد و می دیدم مردم چقدر به این آثار طنز نیاز دارند و به آن توجه می کنند.
شما چرا گوش کردی؛
تکرار اولین قسمت چارخونه از تلویزیون پخش می شود و این فرصتی است تا اعضای گروه در لابه لای کار نظاره گر تلویزیون باشند. کار که تمام می شود، مریم امیرجلالی درباره قسمت اول سریال با دیگران صحبت می کند. وقتی زین الدین علامه و بابک زرافشان دوربین هایشان را در خیابان مستقر می کنند، معلوم است که قرار است یک صحنه دیگر تصویربرداری شود. در این صحنه فلامک جنیدی ، مریم امیرجلالی ، رضا شفیعی جم ، محمد شیری و یک بازیگر تازه کار حضور دارند. یک اتومبیل دم در حیاط پنچر شده و همین موضوعی شده تا افراد خانواده با خانمی (سودابه) که اتومبیلش پنچر شده جروبحث کنند. در این صحنه حامد نشسته و تلاش می کند مهره های چرخ را باز کند.
شکوه: [عصبانی] شما نباید پنچر می کردی. اول می پرسیدی مال کیه؛
فرخ : به من چه خانم ، آقا حامد گفت پنچرش کنم.
حامد: [توی حرفش می دود] من گفتم. من حرف زیاد می زنم ، شما چرا گوش کردی...
فرخ: [جا خورده] یعنی چی؛ یعنی شما آدم نیستی؛ من بهت احترام گذاشتم.
رعنا: [بهش برخورده] حامد خیلی هم آدمه...
سودابه: [به حامد] اصلا فکر نمی کردم همچین شخصیتی داشته باشید.
رعنا: [برافروخته] ببخشید! مگه حامد چشه؛
سودابه: [با طمانینه] معذرت می خوام ها یه آدم بی ملاحظه خودخواه ، ماشین مردم رو که نباید پنچر کرد.
شکوه: سودابه جان شما عصبانی نشو. چیزی نشده که درست می شه. من معذرت می خوام.
سودابه: [حالا دیگر عصبانی شده] یعنی چی خانم؛ من دیرم شده باید برم به کارم برسم. شما به دامادتون تربیت اجتماعی یاد بدید.
تصویربرداری به دلیلی قطع می شود. محمد شیری بازیگر نقش فرخ است آدمی که گهگاه و به دلایل مختلف زیر آواز می زند. موضوعی که برای حامد که او هم اتفاقا در یک رشته موسیقی فعالیت می کند خیلی پذیرفتنی نیست!



مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها