«زبل خان شکارچی هستم. قابل اعتماد، منحصربه فرد. همیشه پرهیجان، بدون آرام و قرار. زبل خان اینجا، زبل خان اونجا،زبل خان همه جا! فقط کافی دستش رو دراز کنه تا حیوان وحشی رو بگیره (یک شیربه دستش می آمد) آقای کارگردان این شیر اینجا چه کار می کنه؟!»
کد خبر: ۱۳۸۱۸۶۰
نویسنده مریم فلاح
تعداد بازدید : 52

از تماشای این تیتراژ، هیچ وقت خسته نمی شدیم. زبل خان شکارچی بود که طرفدارانش از سراسر دنیا برایش نامه می فرستادند.محتوای این نامه ها که شکارهای در خواستی بود،زبل خان را با آن دوچرخه فکستنی اش راهی جنگل و بیشه زار می کرد.

یادتان هست چقدر دست و پا چلفتی بود و باعث خنده مان می شد.هیچ وقت از پس شکار برنمی آمد.البته چون سنبل پشتکار و اعتماد به نفس بود به روی خودش نمی آورد.

یک میمون بازیگوش هم در هرقسمت مزاحم زبل خان می شد والبته گاهی هم باعث نجات او از دست حیوانات.

صداپیشگی اکبر منافی برای زبل خان نیزلذت تماشای این کارتون را چندبرابر می کرد.آن روزها تکیه کلام «زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان همه جا» آن قدر سر زبان بچه ها و بزرگترها بود که حتی تا به امروز به عنوان یک جملۀ قِصار از زبان کارتون بین های دهه 60 می شنویم .

این کارتون لهستانی با عنوانِ اصلیِ پامپالینی شکارچی حیوانات (به لهستانی:Pampalini łowca zwierząt)طی 1975 تا 1980 به کارگردانی مشترک برونیسواف زِمان،ماریان چولرک،جان هودر و ریزارد تولید شد.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها