شکست چند باره حدادی، این بار در قونیه

ناکامی پشت ناکامی

روایتی متفاوت از نخستین مدال تاریخ ورزش ایران در المپیک

این سلماسی، قهـرمـان المپیک است!

داستان حضور وزنه‌ برداری ایران در المپیک، از هزار و نهصد و چهل و هشت شروع شد؛ دقیقا سه سال پس از پایان جنگ‌جهانی دوم در لندن. کاروان ایران، برای اولین‌بار در مراسم افتتاحیه المپیک حاضر بود.
کد خبر: ۱۳۷۵۷۸۹
نویسنده گروه ورزش

 رویای مدال المپیک، خیلی از قهرمانان آن زمان را بی‌خواب کرده بود. چه کسی اولین مدال تاریخ ایران را می‌گرفت؟

در چنین فضایی همه نگاه‌ها به تالار امپرس لندن، محل برگزاری رقابت‌های وزنه‌برداری المپیک بود. همه محمود نامجو را شانس اول کسب مدال می‌دانستند و جعفر سلماسی را شانس دوم. نهم آگوست (هفتادوچهار سال پیش در چنین روزی) رقابت‌های وزنه‌برداری المپیک برگزار شد، اما نامجو که سبک وزن‌ترین نماینده ایران بود، در همان روز، روی ناآگاهی اطرافیان غذایی خورد که باعث دل‌درد او شد و در توان بدنی‌اش تاثیر گذاشت.

نامجو در پرس و یکضرب، چهار حرکت خود را از دست بدهد و برای جبران، در دوضرب با مهار وزنه صدوبیست و دو و نیم کیلوگرم، رکورد المپیک را زد، اما مدالی کسب نکرد و پنجم شد.

ساعاتی پس از پایان رقابت‌های دسته پنجاه و شش، درحالی که نامجو خودش را در اتاق حبس کرده بود، رقابت‌های دسته شصت کیلوگرم آغاز شد تا جعفر سلماسی روی تخته بیاید.

او که با پنج قهرمانی متوالی در ایران، راهی رقابت‌های المپیک شده بود، در همان حرکت پرس، رکورد جهان را با مهار وزنه صد کیلوگرم شکست و در یکضرب هم هر سه حرکت را زد که سومی وزنه نودو هفت و نیم بود.

سلماسی در دوضرب هم وزنه صدوپانزده را مهار کرد و با رکورد مجموع سیصد و دازده و نیم کیلوگرم، بعد از وزنه‌بردارانی از مصر و ترینیداد روی سکوی سوم المپیک ایستاد و نامش برای همیشه تاریخ، به عنوان نخستین مدال آور ورزش ایران در المپیک ثبت شود.

نیروی شفابخش

سلماسی زمانی که بر سکوی سوم المپیک ایستاد همان روز مصاحبه‌ای کرد و گفت: «چنین صحنه‌ای را بیست سال قبل از آن در رویا و خیال یا بهتر بگوییم با دید باطن و درون دیده بود.»

مرحوم کدخدازاده در کتاب سرآمدان ورزش ایران از قول سلماسی می‌نویسد: «در جوانی، با استفاده از نیروی هیپنوتیزم و پرسش‌هایی که از مدیوم‌های به خواب برده شده خود می‌کردم، توانسته بودم عادات ناپسند یا اعتیاد به کشیدن سیگار یا مشروبات الکلی را در مراجعین از بین ببرم، ولی چون متقاضیان بسیاری برای این کار به منزل ما مراجعه و ایجاد مزاحمت می‌کردند، مادرم از من خواست که از ادامه این کار خودداری کنم و من مدت‌ها به آن کار دست نزدم.»

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
ایستاده در سیل

روایت دست‌اول امدادگران از عملیات جست‌وجو و نجات در سیل امامزاده داوود و فیروزکوه

ایستاده در سیل

همه زنده زنده سوختند

نصرت‌الدین نصراللهی تنها شاهد حادثه سقوط هواپیمای فرماندهان جنگ، از آن روز می‌گوید

همه زنده زنده سوختند

نیازمندی ها