اجازه دهید جدا از موضوع صادرات ، نگاهی کلی به بحث خودکفایی در صنعت سیمان بیفکنیم. در صورتی که خودکفایی را تنها در بحث تولید و نیاز کشور ببینیم ، می توانیم اذعان کنیم که به خودکفایی در این صنعت دست یافته ایم. اما روی دیگر سکه ساخت ماشین آلات و قطعات مورد نیاز است که متاسفانه وابستگی زیادی در این بخش وجود دارد و کارخانه های تازه تاسیس شده عملا نیاز خود را از خارج از کشور تامین می کنند. یکی از دلایلی که مانع ورود سرمایه گذاران به بخش تولید ماشین آلات شده است ، نوسانات شدید در زمینه سیاست گذاری سیمان است که نتوانسته بستری مستحکم را برای سرمایه گذاری فراهم کند و از سوی دیگر نیز باید به این نکته توجه داشته باشیم که ماشین آلات تولید شده در کشور کیفیت بالایی ندارند.
به نظر می رسد طرحهای کارخانه های سیمانی در کشور، به یک الگوی تقلیدی از یکدیگر تبدیل شده است و عملا ظرفیت های یکسان ایجاد شده در هر واحد (3000 تنی) این فکر را تقویت می کند که به سبب حذف هزینه های تحقیقاتی و مطالعاتی مرتبط با هر طرح ، یک الگوی خاص برای تمامی طرحها تجویز شده است و این امر نشان از عدم استفاده از تجربیات کارشناسان در این صنعت دارد.
از جمله مشکلات دیگر این صنعت ، مصرف بالای برق در این صنعت است که به 1.5 برابر استاندارد جهانی آن می رسد که از مهمترین عواملی است که سبب افزایش قیمت تمام شده است که دلیل عمده آن وجود ماشین آلات کهنه و پر مصرفی است که با وجود سپری شدن عمر مفیدشان ، هنوز در خط تولید مشغولند.
کمبود نیروی انسانی تربیت شده در بخش سیمان ، موضوعی است که کارشناسان بخش سیمان درباره آن اتفاق نظر دارند. در سال 1357 جمع ظرفیت ماشین آلات نصب شده سیمان کشور 7 میلیون تن بود که این میزان هم اکنون به 36 میلیون تن رسیده است. این در حالی است که برای آموزش نیروی انسانی متخصص که باید چرخ این صنعت را بگرداند، گامهای هماهنگ برداشته نشده است. در حالی که روند آموزش نیروی انسانی در کشورهایی همچون هند با سرعتی شتابان با حمایت موسسات بین المللی به پیش می رود، اما ما نتوانسته ایم به آموزش نیروی انسانی حتی در مقاطعی که بیش از یک میلیارد دلار تجهیزات وارد کرده ایم ، به علت غیرمتمرکز عمل کردن کارخانه ها اقدام کرده و یک فرصت طلایی را از دست داده ایم و هیچ گونه امکانات و مزایای آموزشی دریافت نکرده ایم.
حتی در مقطعی دیگر از زمان نیز که بیش از 1.5 میلیارد دلار واردات داشته ایم ، نتوانستیم از این فرصت طلایی استفاده کنیم.
فناوری مورد نیاز صنعت سیمان حتی پس از گذشت سالها بومی نشده است و نیاز کشور به خارج همواره این صنعت را تهدید می کند. در طول سالیان گذشته عموما تکنولوژی از رده خارج و آن هم به صورت ماشین آلات و نه دانش فنی به کشور وارد شده است که این امر در کنار بی میلی سرمایه گذاران به حضور در طرحهای تحقیقاتی ، زمینه مساعدی را برای وابستگی روزافزون کشور به خارج فراهم کرده است.
یکی از نکات ظریفی که در صنعت سیمان به عنوان یک خلاء مشاهده می شود، عدم یاری سیستم بانکی از طرحهای سرمایه گذاری در خارج از کشور است. هرچند همان گونه که اشاره شد ایران در زمینه طراحی ماشین آلات و نوآوری در تکنولوژی مورد نیاز به خودکفایی کامل نرسیده است ، اما کارشناسان ایرانی توانایی حضور در خارج از کشور را برای راه اندازی واحدهای سیمان دارند و پشتیبانی نظام بانکی کشور می تواند حضور ایران را در بازار ارائه خدمات سیمان هموار سازد.