اصل ماجرا کجا بود؛

1- نجف دریابندری را بیشتر به عنوان مترجم می شناسیم ؛ مترجمی که بهترین رمان ها و داستان ها را به فارسی ترجمه کرده است ، مترجمی که ارنست همینگوی را به ایرانیان شناساند
کد خبر: ۱۳۶۸۵۱
و هنوز هم پس از گذشت سالها ترجمه «پیرمرد و دریا»ی او از بهترین هاست . ترجمه های او عالی است چون ادبیات را می شناسد. به زبان فارسی تسلط کافی دارد و می داند اساس و پایه ادبیات داستانی چیست.
نجف دریابندری سینما را هم خوب می شناسد، چون در پایتخت سینمای ایران یعنی آبادان بزرگ شده است و بهترین فیلمهای تاریخ سینما را در مجهزترین سینماهای آن زمان آبادان دیده است. شاید همین شناخت از سینما و رفاقت او و ناصر تقوایی عاملی شد تا چند سال پیش دریابندری به عنوان میهمان در جشنواره فیلم آبادان حضور پیدا کند.
این حضور باعث شد دوستداران و علاقه مندان او، دریابندری را از نزدیک ببینند و متوجه شوند او با همه کهولت سن و بیماری هنوز هم دوست داشتنی و هم صحبتی با او غنیمتی است.
دریابندری همسری گرانقدر هم دارد که فهیمه راستکار نام دارد. صدای او برای بیشتر مردم آشناست ؛ صدایی که به جای بهترین بازیگران زن سینمای دنیا صحبت کرده است.
راستکار با علاقه ای که به بازیگری دارد گاهی در فیلم مناسبی هم بازی می کند. آخرین نقش آفرینی او در فیلم «پابرهنه در بهشت» بود. دریابندری و راستکار پس از سالها زندگی مشترک به زوجی هنرمند و موفق تبدیل شده اند و زبانزد بسیاری هستند. یک مرد پشت سرزنی موفق و زنی صبور تکیه گاهی مردی بزرگ.
2- گفتگوهای تلویزیونی با فرمت و ساختاری که در یکی دو سال اخیر پیدا کرده اند، فضای خوبی را برای آشنایی بیشتر و بدون واسطه با ادیبان و هنرمندان فراهم کرده اند. گفتگوهایی که با طراحی محیطی خودمانی به مهمانان خود این فرصت را می دهند تا از تجربیات و زندگی شخصی که سهم زیادی در موفقیت آنها دارد، سخن بگویند. برنامه «باز هم زندگی» که پنجشنبه شبها از شبکه 4 سیما پخش می شود یکی از همین برنامه های گفتگو محور است که در لابه لای صحبتها، موضوعات مرتبط با مهمان را بررسی می کند.
باز هم زندگی با اجرای روان و زنده بیژن بیرنگ قصد طرح مباحث پیچیده را ندارد. این برنامه آیینه ای می گذارد مقابل زندگی و آن را منعکس می کند. البته این آیینه مقابل زندگی های موفق قرار می گیرد؛ زندگی هایی پرفراز و نشیب که صاحبان آن انسان های مثبت اندیشی هستند که نیمه پر لیوان را می بینند و بدون ناامیدی به درون لایه های سخت زندگی نفوذ می کنند و خود را در آن جاودانه می کنند. این انسان سختکوش می تواند یک زن باشد که برای مقابله با دشواری زندگی شغل رانندگی اتوبوس را برای خود برگزیده است یا می تواند نجف دریابندری باشد که در کنار مونس زندگی اش از روزهایی که سپری کرده سخن می گوید.
3- دریابندری و راستکار یک دنیا سخن نگفته دارند، دریابندری کمتر در رسانه های دیداری یا شنیداری حضور پیدا کرده است. او در یکی دو دهه اخیر کم گفتگو کرده است. دریابندری برای نسل دیروز یک چهره متفکر و صاحب اندیشه است و برای نسل امروز یک فرد ناشناخته و برنامه باز هم زندگی این امکان را فراهم کرد تا نسلهای مختلف با هر ذهنیتی که از دریابندری دارند به تماشای پرده هایی از زندگی او بنشینند و البته برای این معرفی ، سازندگان برنامه کتاب آشپزی ، تالیف دریابندری را انتخاب کرده بودند. شاید این انتخاب برای نزدیک شدن به زندگی شخصی دریابندری و ایجاد فضای صمیمی تمهید خوبی باشد، اما برای نسلی که دریابندری را از سالهای دور می شناسد و می داند که او در دوران جوانی و میانسالی در آبادان چگونه با اندیشه های خود برای نجات جامعه کارگری آن زمان تلاش می کرد و چگونه می کوشید از طریق آشنایی با فرهنگ امریکایی ها در مقابل آنها مقاومت کند، دریابندری فقط یک آشپز ماهر نیست ، دریا بندری ادیب و فرهیخته ای است که در سالهای زندان برای مقاومت ، نوشتن آشپزی را انتخاب کرده است.
باز هم زندگی در لابه لای تصاویری از نجف دریابندری و همسرش که مثل همیشه مانند یک تکیه گاه در کنارش بود تصاویری از جستجوی بهروز بقایی برای دستیابی به یک آبگوشت خوب ایرانی را به نمایش گذاشت. این شاید نوعی دیگر از ورق زدن زندگی باشد، اما واقعیت این است که کمی هم به شوخی شبیه است ، شوخی با مردی که تالیف کتاب آشپزی بخشی از روش زندگی متفاوتش طی سالهای متمادی زندگی بود. کتابی که هر چند مهم است و ناب ، اما در کنار دیگر فعالیت های دریابندری یک حاشیه است.
او خاطراتی دارد که دنیای مهمی از زندگی را به ما نشان می دهد، خاطراتی که مثل زندگی او هستند و اصلا شبیه زندگی کس دیگری نیستند و آشپزی هم می تواند بخشی از آن خاطرات شنیدنی باشد. با همه اینها یک پرسش ؛ چرا باز هم زندگی حاشیه را بر اصل ترجیح داد؛


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها