گفت‌وگو با کیوان ساکت؛ موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده تار و سه‌تار

عاشق باشید، عاشق خوب بودن!

بای بسم ا... «مطالب بسیاری هست که از فرط تعصب و جزم‌اندیشی برخی اهالی هنر، نه تنها من بلکه کسانی نظیر استاد کسایی، استاد سپنتا یا استاد تجویدی هم ترجیح می‌دادند و می‌دهند که بازگو نکنند.»
کد خبر: ۱۳۶۳۹۰۷

 از این اشاره استاد بخوانید که بسیاری از پرسش‌ها را کنار گذاشتند و از بسی فرازها گذشتند با این وصف، البته با مهرانه‌های آفتابی و همدلی دوستانه‌شان بسی این قلم را نواختند و ضمن رعایت سبک و سیاق این جریده، از بسی برنامه‌ها و کارهایشان چشم‌پوشیدند و در بازه زمانی کوتاه ، گفت‌وگویمان را به فرجام نیک و این چنین دلنشان رساندند.

بادا که از این فرازها حظ وافر ببرید. باور بفرمایید نمی‌خواهم فرازی بنویسم که ساحت سخن، غم‌انگیز شود اما بدانیم بزرگانی که پاسدار میراث‌های ماندگار فرهنگی و تمدن بارآور این کهن مرزوبوم هستند و پیش‌برنده و رساننده‌اش به دیگر نسل‌ها، به قول استاد با بسی درد و دریغ، هم کم‌اند هم گم‌اند و کمتر شناسا هستند.

بنا به نویسه استاد « کافیه یه نگاه به سال‌های پیشین بیندازیم از هر نظر که بنگریم، از هر زاویه‌ای می‌بینیم فقط انسان‌های اندکی بودند که حافظه تاریخی دارند و هم آنان هستند که آینده فرهنگی ما را رقم می‌زنند.»

زندگی به شما آموخت که؟
آموخت که تنها در سایه کار و کوشش است که می‌توان به نقاط درخشان دست‌یافت.

همیشه در زندگی‌تان پناه می‌برید به؟
به تنها چیزی که در زندگی پناه می‌برم به توانایی‌ خودم است و دوستانم و دوست خوب.

هراسی نداشتید و ندارید از؟
هرگز از منتقدانم هراس نداشتم.

حتی از آنهایی که با غرض نقد می‌کنند؟
بلکه اعتقاد داشتم کسانی که با غرض یا از سر سلیقه، کارهای مرا نقد می‌کنند باعث رشد من می‌شوند.

اصلا دل‌تان نمی‌خواهد روبه‌رو شوید با؟
با آدم‌هایی که نام خودشان را هنرمند می‌گذارند یا هنرمند ریاکار هستند و خب! در جامعه ما تعداد اینها کم هم نیست و بیشترشان هم مسندهای دولتی یا هنری دارند.

بزرگی انسان به؟
بزرگی انسان به روح بزرگش و قلب اوست.

وجه تمایز یا ویژگی هنرمند در مقایسه با مردم؟
زبان مردم است؛ یعنی شادی‌ها، غم‌ها و دردهای مردم را بیان می‌کند.

استاد کیوان ساکت یعنی؟
کیوان ساکت یعنی یک عاشق موسیقی و فرهنگ و زندگی.

وقتی باران می‌آید در شما چه احساس‌هایی شکفته می‌شود؟
باران برای من، سرچشمه روییدن است.

برف که روی آرامش زمین می‌نشیند؟
نشستن برف روی زمین در قلب من آرامش ایجاد می‌کند.

اگر بخواهید صدای فصل‌ها را به موسیقی ترجمه کنید؟
صدای فصل‌ها بهترین شکلش را ویوالدی به موسیقی ترجمه کرده.

آفتاب الهام از چه افقی بر روح‌تان می‌تابد؟
روشن نیست، هر بار می‌تواند شکلی دیگر داشته باشد.

چه چیزی/ حسی/ دریافتی این خورشید الهام را درخشان‌تر می‌کند؟
غرق‌شدن در کار، سرچشمه الهام را به من نزدیک‌تر می‌کند.

روح شما را تغذیه می‌کند؟
ادبیات غنی و درخشان ایران، روحم را تغذیه می‌کند.

به شما توان می‌دهد کم‌ نیاورید و ادامه بدهید؟
چون من همیشه سرشارم از امید و کشف افق‌های آینده برای همین توان دارم و کم نمی‌آورم.

فکر می‌کنید شانس چقدر در زندگی و پیروزی‌هایتان موثر بوده؟
بخش زیادی از آنچه شانس می‌نامیم بستگی به رفتار خود ما در زندگی دارد.

با موسیقی می‌شود بدون هیچ گزندی جهان را فتح کرد. موسیقی ما (زمانی صدای زیبای جهان بود مثلا ابن‌بطوطه از جانشین امپراتور چین یاد می‌کند که ترانه‌های فارسی را می‌خواند و می‌نواخت) اکنون کجای این فتوحات است؟ اصلا توان فتح جهان امروز را دارد؟
به نظر من بزرگ‌ترین فتح این جهان را می‌شود فتح قلب‌ها و دل‌ها نامید.

شما را می‌برد تا یادمانِ؟
درواقع صدای تار به نوعی مرا به یاد سخن‌گفتن پارسی می‌اندازد.

صدای سه‌تار را تشبیه می‌کنید به؟
سه‌تار، زمزمه دل آدم است. آدم در دل خودش زمزمه می‌کند.

کرونا به شما چه چیزی آموخت؟
کرونا به ما یاد داد از کوچک‌ترین فرصت‌هایمان برای بودن و خوب‌بودن استفاده کنیم.

(استاد قوامی: استاد تهرانی می‌گفت موسیقی ۱۰درصد است که به شما آموزش‌می‌دهم، ۹۰درصد بقیه انسانیت است) مهم‌ترین سفارش پایه و اساسی شما به شاگردان؟
به شاگردانم می‌گویم سعی‌کنید عاشق باشید. این تمام ‌چیزی ا‌ست که می‌تواند به شما کمک کند.

عشقی که شما به آن پایبند هستید؟
عشق به انسانیت و خوب‌بودن.

حس‌تان از دخترک ژولیده؟
دخترک ژولیده، یکی از شاهکارهای تاریخ موسیقی ایران است.

وقتش شده یادی کنیم از بزرگان و وصف شما و دریافت‌تان از ایشان؛ استاد وزیری؟
نابغه بزرگ موسیقی.

استاد آقاحسینقلی؟
نابغه دوران خودش.

استاد علی‌اکبر شیدا؟
شیدا؛ شاعری شوریده.

استاد درویش‌خان؟
نوازنده‌ای بسیار نازنین.

استاد شهنازی؟
هنرمندی که در میان دو سبک آقاحسینقلی و وزیری به اصطلاح گیر کرده بود.

استاد صبا؟
صبا، هنرمندی کم‌نظیر که تاثیری عمیق بر موسیقی ایران گذاشت.

استاد دوامی؟
تصنیف‌خوانی که حتی در ۹۰سالگی، صدایش ژوستی (درست) بود.

استاد نورعلی‌خان برومند؟
بسیار متفاوت از آنچه امروز درباره او می‌گویند و او را بیش از آن که باید بزرگ می‌کنند.

استاد محمدرضا شجریان؟
خواننده‌ای که همه مکاتب آوازی را درک کرد.

استاد پرویز مشکاتیان؟
شاعر سنتور.

استاد منوچهر زمانیان؟
آشنایی و عشق به وزیری و موسیقی درست و اندیشیدن به موسیقی را به من آموخت.

استاد حمید متبسم؟
نخستین کسی که جرقه‌های تمرین درست را در من بیدار کرد.

استاد ایرج بسطامی؟
خواننده‌ای که درونش و صدایش یکی بود.

استاد قنبری‌مهر؟
نابغه بی‌مانندی هم در اخلاق و هم در هنر که شاید مال این روزگار نباشد و شاید دیگر نظیر او را نبینیم.

حس‌تان وقتی که آثارتان از ارکسترهای خارجی شنیده می‌شود (مثل افتتاحیه المپیک زنان)؟
در آن افتتاحیه، آهنگ «یک خانه پر ز مستان» من، پخش و باعث خوشحالی من شد؛ در شگفتم که در ایران، هیچ خبری در این باره نشد.

تکنیک بالا و والای شما هماره ستوده شده؛ این تکنیک را چه چیزی شنیدنی و دلنشان و نیوشیدنی می‌کند؟
تکنیک، ابزاری است برای بیان بهتر و بی‌گمان احساس آن را کامل می‌کند.

فرهیختگی استادی مثل شما یعنی؟
هرگز نخواستم از توان خودم برای کوچک ‌کردن دیگران استفاده کنم.

وقتی از خودتان فراتر می‌روید؟
باید بگویم به یاد این شعر مولوی می‌افتم: یک‌خانه پر ز مستان، مستان نو رسیدند/ دیوانگان بندی، زنجیرها دریدند... این حکایت هنرمندان واقعی است.

لبخندی که گرم‌تان می‌کند؟
لبخند مادرم که شوربختانه، دیگر نیست.

نگاهی که سرشارتان می‌کند از زندگی و مهر؟
نگاه مادری که دیگر نیست و هنگامی که به یادش می‌افتم سرشار از زندگی می‌شوم.

مرهمی برای قلب شکسته به تجویز شما؟
تنها عشق و دیگر هیچ.

بیشترین دلبستگی‌تان به موسیقی کدام اقلیم ایران است؟
من همه آنچه را که موسیقی ایرانی است دوست دارم. موسیقی ایران را دوست دارم همه موسیقی ایرانی و موسیقی تمام فرهنگ‌های درون ایران.

یادی کنیم از کویر که درون ایران می‌تپد؛ دریافت‌تان از کویر؟
کویر جایی است که با یک نگاه می‌شود تا آخرش را دید.

و از کوهستان؟
عظمت.

و از رودباران؟
جاری بودن.

جریان زلال قنات؟
خوب‌بودن پنهانی.

همسفرتان در سیروسلوک درونی؟
موسیقی.

از سوغات‌ موسیقایی و دانش موسیقی که از اروپا آوردید؟
آهنگسازان اروپایی به‌ویژه دوره باروک و کلاسیک بر من خیلی تاثیر داشته‌اند.

راز جاودانگی بزرگانی مثل رودکی و...؟
جاودانگی بزرگانی مثل رودکی، سعدی، حافظ و دیگران به زبانی بسیار شکوهمند و عالی، همه وقایع انسانی مانند عشق و دوست‌داشتن مردم را و... بیان کرده‌اند.

زمان درازی‌ است که دلتنگش هستید؟
دلتنگ نبودن پدر و مادرم و برادر کوچکم که ناگهان مرا تنها گذاشت.

درباره آدم‌های کینه‌ای که با هیچ عذرخواهی و جبران‌کردنی راضی نمی‌شوند؟
تنها باید از اینها دوری کرد.

چه جور آدمی، زندگی‌کردن رو گم‌کرده و انگاری فقط زنده است؟
باید بگویم آدمی که با عشق آشنا نیست.

خلاف رسم جوانمردی است؟
شکستن پیمان و عهد.

برای شما همیشه جذاب بوده؟
این‌که بدانم یک اجرای دیگری هست و می‌توانم هنگام نواختن به یاد آنها که نیستند بنوازم و با شنوندگان بی‌آن که سخنی گفته باشم گفت‌وگو کنم.

به کار هنری، ارزش و اعتبار می‌بخشد؟
صداقت و عشق و کار زیاد.

ریشه‌های شما در آنجاهاست؟
ریشه‌های من در تربیت خانوادگی من است و بیشتر در سایه مهر مادری و شکوه پدری.

از ارزش‌های بنیادین که به آن باور دارید؟
باید بگویم بی‌نیازی‌ است.

باعث نگرانی شماست؟
کوچک بودن [برخی] انسان‌ها و نگاه نکردن به تاریخ گذشته و درس نگرفتن از گذشته باعث نگرانی من می‌شود.

برای رشد و پرورش ضروری است؟
آموزش، آموزش در همه زمینه‌ها.

اگر نگاهی عمیق‌تر به زندگی داشته باشیم؟
درمی‌یابید هیچ چیز جز مهربانی و عاشق شدن و آموختن‌ عشق به دیگران ارزش ندارد.

لازم است برای زنده نگهداشتن آیین‌ها و سنت‌های میهنی؟
حمایت عاشقان وطن و فرهنگ.

از دشواری‌های موسیقی؟
این‌که بتوانیم بین موسیقی فاخر یا موسیقی قوی هنری با موسیقی بازاری برای مردم، مرزبندی مشخص کنیم که آنها دریابند.

نمی‌شود بی‌خیالش شد؟
فکر و اندوه یاد یاران و مرگ.

تعریف‌تان از مرگ؟
پایان یک سفر پر از راز و کار و تلاش و گاهی ناامیدی و گاهی امید.

به قول خیام: پایان سخن شنو... از شما بشنویم برای پایان سخن؟
عاشق شو ارنه روزی، کار جهان سرآید/ ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی(حافظ).

علی اکبر مظاهری - روزنامه نگار / روزنامه جام جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها