درک زندگی در دنیای بازیگری

متولد 1335 است. محله شمیران. کارش را از تئاتر آغاز کرده است و در نمایش هایی چون جان نثار ، شبیخون ، معرکه در معرکه و... ایفای نقش کرده است.
کد خبر: ۱۳۴۰۳۱

در سال 64 سینما را هم با فیلم «عقابها» تجربه کرد و پس از آن در فیلمهای دیگری چون اجاره نشین ها، سرزمین آرزوها، غریبه ، بوتیک و... حضور پیدا کرد.
اما علاوه بر اینها، سرود ایران ایران او در ذهن ها ماندگار شده است. رضا رویگری بازیگری است که تاکنون توانسته نقشهای متفاوتی را هم ارائه دهد. پول کثیف ، سریالی است که بتازگی از او روی آنتن شبکه تهران رفته است. وی در این سریال ایفاگر نقش کیانی است. او پس از سالها با این نقش به تلویزیون بازگشته است.

پس از مدتها ، شما را در تلویزیون با سریال پول کثیف می بینیم ، انتخاب این سریال برای بازی چگونه بود؛
من خیلی کم در تلویزیون کار می کنم. شاید در این بیست و اندی سال که در این عرصه فعالیت دارم ، حدودا 6 سریال بازی کرده ام.

این کم کاری چه دلیلی می تواند داشته باشد؛
مشکل اساسی که در تلویزیون و بخصوص سریال ها وجود دارد، این است که قصه ای که در ابتدا با آن مواجه می شویم بعد از کار و هنگام پخش ، تبدیل به چیز دیگری می شود. من همیشه گفته ام اگر قرار است بعدا صحنه هایی از کار را حذف کنند، همان موقع و اصلا زمان نوشتن فیلمنامه کنترل شود تا بعدها کار دچار اشکال نشود. این جوری هم مخاطب دچار سردرگمی نمی شود و هم منی که بازی کرده ام.

چطور شد که ایفای نقش کیانی در تلویزیون را پذیرفتید؛
چون کیانی از نظر من واقعا جای کار داشت. اصولا هر بازیگری از نقشی که بتواند روی آن کار کند استقبال می کند. نقش کیانی این فرصت را به من داد که بتوانم در یک نقش متفاوت دیگر خودم را محک بزنم.

گفتید که نقش باید جای کار داشته باشد. در این باره بیشتر توضیح می دهید؛
برخی نقشها مثل خمیر هستند که بازیگر می تواند به آنها شکل بدهد چه از لحاظ دیالوگ و چه به لحاظ رفتار.

دنیای بازیگری انتها ندارد هرچه بیشترپیش می روی بیشتردرآن غرق می شوی

در واقع می توان با نقش کلنجار رفت ، ولی بعضی از نقشها کلیشه ای هستند و تجربه ای برای بازیگر به دنبال ندارند.

در مورد نقش کیانی ، چه چیزهایی را به او اضافه کردید و این نقش چقدر ساخته خود شماست؛
چیز زیادی به آن اضافه نکردم. چون کاراکتر به اندازه کافی مشخص بود و نشانه های لازم را داشت. من فقط سعی کردم آن تفاوت را در ارائه نقشم به مخاطب نشان دهم. این مساله برایم خیلی مهم بود.

کیانی یک نقش منفی است. شاید مخاطب را با خود همراه کند شاید هم نتواند با او ارتباط برقرار کند؛
به هر حال هر نقشی یک ویژگی هایی با خود به همراه دارد. چه مثبت و چه منفی. مهم تاثیرگذار بودن نقش است. کیانی شخصیتی است که همه از او وحشت دارند. چون نفوذ زیادی هم دارد و من فکر می کنم آن انزجار مخاطب است که اتفاقا او را می کشاند و کنجکاوش می کند.

شاید بشود گفت حتی یک جور وسوسه از طرف مخاطب وجود دارد؛
بله ، و اگر قصه ای کشش و جاذبه لازم را داشته باشد، قطعا وسوسه آن بیشتر هم خواهد بود.

زمانی که کیانی را بازی می کردید، چقدر پیگیری مخاطب برایتان مهم بود؛
این مساله دغدغه هر بازیگری است. چون ما برای مخاطب کار می کنیم و از طرف او هم نقد می شویم.

این نقد شدن ها چقدر برایتان اهمیت دارد؛
خیلی زیاد. خوب و بد بودن نقد هم برایم مهم نیست ، مهم این است که نقد باشد و از روی اصول خودش. به هر حال نقد خوب باعث اصلاح بازیگر می شود و باید از آن استقبال کرد.

مساله ای که در مورد نقشهای منفی ، در اکثر کارها وجود دارد، این است که این شخصیت ها همیشه به مسائلی مثل داشتن نوچه ، لحن بد و رفتار ناپسند تکیه دارند. چقدر با من موافق هستید؛
این مسائل به هر حال یک نیاز است برای این گونه شخصیت ها. وقتی کیانی به دنبال کسب قدرت است ، پس باید نوچه هم داشته باشیم. این مساله خیلی طبیعی است. لحن و رفتار هم دیگر بستگی به متن دارد. برای مثال ما در قسمت اول ، کیانی را یک آدم آرام و منطقی می بینیم ، اما بعدا رفتارهای او دچار یک دگرگونی می شود و در واقع شروع به قدرت نمایی می کند و آن را با رفتار و لحن نشان می دهد.

دوست داشتید مخاطب بیشتر درگیر کدام وجه شخصیتی کیانی شود؛
همه وجوه او. می خواستم مخاطبم با دیدن کیانی متوجه قدرت او، با نفوذ بودنش ، خطرناک بودنش و حتی رفیق باز بودنش شود.

کیانی خیلی شبیه نقش شما در فیلم بوتیک است.
شاید چون هر دو منفی هستند. ولی خیلی با هم فرق داشتند. من فیلم بوتیک را دوست دارم و می توانم بگویم تاکنون متفاوت ترین نقشی بوده که بازی کرده ام.

آیا تلویزیون می تواند محل خوبی برای تجربه اندوزی باشد؛
بازیگر در تلویزیون با طیف وسیعی از مخاطب روبه رو می شود، بنابراین با نظرات متفاوتی هم مواجه است و این خوب است ؛ چراکه دید بهتری از مخاطب پیدا می کنیم. به هر حال تلویزیون رسانه ای است که برای بازیگر دوست داشتنی است.

پس چرا کمتر در تلویزیون بازی می کنید و در این سالها کمتر شما را در این رسانه دیده ایم؛
اتفاقا در این زمینه خیلی پیشنهاد داشتم . ولی خودم نخواستم که بازی کنم. چون کارها، خوب نبودند و نقشها جذابیتی را که باید، نداشتند. کار در تلویزیون لذت بخش است ، اما نه به هر قیمتی.
ضمن این که مردم سریال های خوب را می بینند و در خاطرشان می ماند. برای مثال سریال هزاردستان ، سلطان و شبان و یا حتی زیر تیغ به مراتب ماندگارتر از برخی فیلمهای سینمایی است.

شما کارتان را از تئاتر شروع کردید. اما در این زمینه کمتر فعالیت می کنید، چرا؛
بازی در تئاتر خیلی وقت گیر است و از نظر مالی هم بازدهی ای را که باید، ندارد. بنابراین ، کمتر در این زمینه فعالیت داشته ام. البته آخرین تئاتری که کار کردم ، معرکه در معرکه بود که با استقبال خوبی هم روبه رو شد.

فضای تئاتر را چگونه ارزیابی می کنید؛
چون مدتی است از آن دور هستم ، قضاوت درستی هم نمی توانم داشته باشم. اما به هر حال رونق سابق را ندارد و تمام افرادی که در این زمینه مشغول فعالیت هستند از روی عشقی که به آن دارند کار می کنند که البته قابل تقدیر است.

بازیگران سینما، خیلی سخت به تلویزیون کوچ می کنند. یا حتی گاهی ترجیح می دهند. سالها منتظر نقشی در سینما بمانند تا این که بخواهند در تلویزیون حضور داشته باشند. این مساله درباره شما چگونه بود؛
برای من سخت نبود. وقتی همه چیز درست باشد، کار هم خوب می شود. برای مثال در سریال مختارنامه از متن گرفته تا کارگردانی همه چیز حساب شده و حرفه ای است و خیلی از بازیگران سینما هم در آن حضور دارند. شاید مهمترین مساله در این مورد این باشد که سینما ماندگارتر از تلویزیون است و البته حرفه ای تر. اما در این سالها واقعا سریال های قابل توجهی ساخته شده اند که به مراتب از فیلمهای سینمایی هم جلوتر بوده اند.

مجموعه محله بهداشت که شما هم در آن حضور داشتید، یک سریال خاطره انگیز است اساسا فکر می کنید ماندگاری یک کار را چه چیزهایی تعیین می کند؛
خیلی مسائل در این امر دخیل هستند. اما مهمترین نکته حرف و هدفی است که آن کار دنبال می کند. فقط خنداندن یا گریاندن مخاطب مهم نیست ، بلکه چشم آنها را به دنیای تازه تری باز کردن قابل اهمیت است.

ماندگاری نقش های منفی


اساسا همیشه نقشهای منفی و حتی خاکستری بیشتر ازطرف مخاطب دنبال می شود و حتی در ذهن می ماند. دلیل این امر این است که نقشهای منفی جذاب تر نوشته می شوند. و جای کار بیشتری هم دارند من حاضرم یک نقش منفی خوب بازی کنم تا یک نقش مثبت که سرشار از کلیشه و تکرار باشد. ضمن این که بعضی وقتها مخاطب حتی با آن نقش منفی همدردی می کند. مثلا شما خواهید دید کیانی بعضی اوقات برای آینده پسرش حتی اشک هم می ریزد. به هر حال شرایط در خوب یا بد شدن انسان ها بی تاثیر نیست

مثلا همان محله بهداشت ، اگر درحال حاضر هم پخش شود، بازهم مخاطب خواهد داشت. در عین حالی که طنز بود و از فضاهای شادی برخوردار بود. اما یک نکته مهم در کنار آن وجود داشت که این هم رعایت بهداشت بود.

کارهایی هم که در این زمینه انجام دادید، پرمخاطب بودند. مثل اجاره نشین ها یا سریال دلبر آهنی. اما در این ژانر هم کمتر فعالیت داشته اید، چرا؛
قبول دارم. اما واقعا پیشنهادهای خوبی در این زمینه نداشتم. اتفاقا من عاشق این هستم که در کارهای طنز بازی کنم ، چون اساسا خودم هم آدم شوخ طبعی هستم و خیلی خوب می توانم موقعیت های طنز را بسازم. حتی در یک درام تلخ. حتی در دلبر آهنی قرار بود آن باجناق بداخلاق و خشک باشد، اما بنا به پیشنهاد خودم آن را نرم تر و شوخ تر بازی کردم. به هر حال امیدوارم در آینده بتوانم بیشتر در این زمینه فعالیت کنم.

راستی چرا دیگر نخواندید؛
اتفاقا چند سال پیش یک آلبوم هم به نام غوغا به بازار ارائه کردم.

اما در این زمینه به طور مستمر فعالیت ندارید؛
خیلی دوست دارم تجربه های بیشتری در این زمینه کسب کنم ، اما نشد.

به این مساله که روی تیتراژ سریال ها بخوانید، تا به حال فکر کرده اید؛
اتفاقا بدم هم نمی آید. ولی باز هم بستگی به کار دارد. مثلا دوست دارم روی تیتراژ سریالی مانند مختارنامه بخوانم. چون از همه لحاظ حرفه ای و کامل است.

در سریال مختارنامه ، ایفاگر چه نقشی هستید؛
نقش یکی از مدیران مختار را بازی می کنم که از نوجوانی با مختار دوست بوده است. او یک پهلوان واقعی است و با سیاست های خاصی به اهدافش می رسد. او کسی است که شمر را می کشد، اما کسی متوجه این مساله نمی شود. به هر حال امیدوارم در زمان پخش بتواند با مخاطبان ارتباط برقرار کند.

ژانر دیگری هم مانده که بخواهید آن را تجربه کنید؛
بله. هنوز خیلی نقشها و ژانرهای مختلفی در ذهنم است. اما باور کنید ژانر طنز محبوب ترین ژانری است که دوست دارم بیشتر در آن خودم را محک بزنم.

فکر می کنید مردم شما را به واسطه کدام فیلمتان بیشتر می شناسند؛
کارهای زیادی بوده است. اما فیلم دخترم سحر، و اجاره نشین ها بیشتر در ذهنها باقی مانده است.

بازی کردن سخت تر است یا زندگی کردن؛
قطعا زندگی کردن. چون زندگی یک حقیقت محض است که نمی توانی آن را نادیده بگیری و بازی اش کنی. باید آن را با تمام وجود درک کنی.

انتهای دنیای بازیگری برای شما؛
این راه انتها ندارد. هر چه بیشتر پیش می روی بیشتر در آن غرق می شوی و البته عاشق تر هم می شوی.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها