هنوز 10 دقیقه ای به شروع برنامه تلویزیونی شب شیشه ای مانده بود. میهمان از راه رسید و میزبان هم کم کم آماده شد تا به آلاچیق شیشه ای برود و روایت دیگری از شبهای گفت و شنود را آغاز کند. اما سوالات بسیاری باقی مانده که رشیدپور باید پاسخ بگوید. به عنوان مثال ، یکی از مسائلی که رشیدپور در صحبتهای خود بیان کرد بی پرده صحبت کردن با مخاطب بود، اما چارچوب این شفافیت مشخص نیست.
|
شب شیشه ای و فضای جدید
به نظر می رسد شیوه اجرای رشیدپور در شب شیشه ای موضعی از بالا است که در نهایت بحث را به بیراهه می کشد، اما رشیدپور در پاسخ به این نظر می گوید: من به عنوان یک جوان قصد ندارم در مقابل هنرمندان با تجربه در حوزه فرهنگ بایستم و مثلا در مقابل استاد فریدون شهبازی ، آهنگساز یا تهمینه میلانی گارد بگیرم. نه واقعا این طور نیست. من تنها هدفم این است که مخاطب با فضای جدید از گفتگوی هنری در تلویزیون آشنا شود گرچه ممکن است برنامه هایی با این ساختار را در برنامه هایی مانند صندلی داغ دیده باشند، اما در شب شیشه ای اصل بر تفاوت در شیوه اجراست. من از این فرصت استفاده می کنم و از تمام مدیران شبکه تشکر می کنم که فضا را باز گذاشتند تا با گفتگویی دوسویه به نتیجه مطلوب برسیم. من امیدوارم بتوانم در اجرای برنامه های محتواگرا با تجربه تر از گذشته شوم تا مورد انتقاد بیرحمانه قرار نگیرم و از سوی دیگر، سعه صدر جامعه و منتقدان درباره این برنامه بالا برود. رضا رشیدپور در گذشته تجربه اجرای برنامه عبور شیشه ای را داشت ، اماآن نگاه و تصوری که به اجرای او از سوی مخاطب وجود داشت ، چیزی نیست که اکنون در شب شیشه ای می بینیم رشیدپور در این خصوص گفت: به نظر من همین نوع چالش که در بعضی مواقع به اصطلاح مچ گیری معروف شده ، در «عبور شیشه ای» هم وجود داشت و جالب این که آن چیزی که در مجموعه تلویزیونی عبور شیشه ای درذهن مخاطب مانده ، دقیقا همان لحظه هایی است که بحث به چالش کشیده می شد به عنوان مثال ، گفتگو با سیروس گرجستانی یا ابوالفضل پورعرب زمانی که از پرداخت نکردن دستمزد بازیگران صحبت می شد جذاب بود.

به همین دلیل ، فکر کردیم چقدر خوب است سری جدید برنامه را به این فضا بکشانیم تا ماندگاری اثر در ذهن مردم بیشتر شود. ضمن این که تاکید مدیران ما هم بر این بود که در سری جدید این برنامه شفاف و بی پرده با مخاطب چند میلیونی تلویزیون صحبت کنیم. یکی از ابتکارهای تصویری برنامه «شب شیشه ای» استفاده از دوربین رودست برای تصویربرداری از کلوزاپهای میهمان و میزبان در موقعیت های خاص است که در بیشتر موارد هم با لرزش دست همراه است. عباس اختری ، تصویربردار شب شیشه ای درباره این تکنیک گفت: تمام کسانی که به عنوان مهمان و مصاحبه شونده مقابل رشیدپور می نشینند، در طول 45 دقیقه برنامه عکس العمل های مختلفی در مقابل سوال مجری دارند که نشان دادن این عکس العمل ها در قاب بسته برای بیننده جذاب است. البته قبول دارم ممکن است لرزش دست در حین تصویربرداری چشم بیننده را اذیت کند؛ ولی در نهایت شیوه به کارگیری دوربین در صحنه هایی خاص جزو کار و تجربه ای نو در ساخت برنامه های تلویزیونی است ولی در نهایت مخاطب نظرنهایی خوب یا بد بودن کار را می دهد که اگر مخاطب این شیوه تصویربرداری را دوست نداشت ، تا حالا اعتراض می کرد ولی خوشبختانه با هیچ عکس العمل منفی ای از سوی مخاطب مواجه نشدیم |
به این معنی که آیا این شفافیت به رک گویی تعبیر می شود؛ رشیدپور در این خصوص گفت: با مطلبی که عنوان کردید، کاملا موافقم. چون گاهی اوقات بی پرده صحبت کردن به هر حرفی زدن تعبیر می شود و بسیاری از دوستان که در برنامه حاضر می شوند، گمان می کنند گفتن هر حرفی یعنی رک گویی در حالی که در بسیاری موارد به هم ریختن تصور ذهنی بیننده از موضوع مورد بحث با رک گویی متفاوت است و من فکر می کنم بعضی وقتها دوستان مصاحبه شونده به سمت استفاده نکردن از تریبون آزاد می روند که این شکل زیبایی ندارد و امیدوارم این فضا با تفاهم بیشتری به شکل کنترل شده پیش برود. دسته بندی پرسشها و چگونگی هدایت برنامه های گفتگو محور یکی از ارکان اصلی اجرای برنامه های روتین است ، رشیدی درباره دسته بندی سوال های گفت: در اجرای برنامه ای با این فرمت ما با دو طیف از مخاطب روبه رو هستیم. یک دسته مردمی هستند که علاقه مند به این برنامه ها هستند و هر شب پای گیرنده های خود می نشینند و برنامه را می بینند. یک طیف دیگر هم خود هنرمندان و اهل فن هستند. یعنی زمانی که با گلشیفته فراهانی مصاحبه می کنیم ، دوست دارم نوع سوالها به گونه ای باشد که مثلا زمانی که باران کوثری ، ترانه علیدوستی ، مریلا زارعی و دیگران هم آن را می بینند، از کلیت کار لذت ببرند و در عین حال خیلی تخصصی و فنی هم نشود که رسیدن به این منظور به ضعف و توان من در اجرا بستگی دارد که تا چه اندازه بتوانم بین این دو طیف بیننده تقسیم بندی درست انجام دهم پس اصل بر تعادل است.
یکی از خاصیت های برنامه تلویزیونی این است که یک نفر در مجموع تولید عهده دار چند کار مهم و اساسی در یک طرح می شود. به عنوان مثال ، رضا رشیدپور هم در مقام مصاحبه کننده در شب شیشه ای حضور دارد و هم به عنوان مجری طرح و تهیه کننده در کنار محمد قنبری فعالیت می کند و متاسفانه یا خوشبختانه از هر دری که وارد می شدم ، به رشیدپور برمی خوردم و به نوعی مجبور بودم در حوزه های مختلف از جمله نحوه تولید این برنامه از او بپرسم.
سازمان صداوسیما به عنوان نهادی دولتی مکان بزرگی برای کار و تربیت نیروی انسانی کارآمد در زمینه تولید برنامه است. بنابراین ماندگاری یک مجموعه تلویزیونی در میان هزاران برنامه متعدد دیگری که ساخته می شود کار ساده ای نیست و برنامه ساز باید به نوعی به آن توجه داشته باشد. ولی متاسفانه بسیاری از برنامه هایی که تولید می شود و به صورت زنده روی آنتن می رود از استانداردهای لازم یک برنامه خوب تلویزیونی برخوردار نیستند و به گمانم مقصر اصلی آن فقط برنامه سازان هستند. برای این که من شاهد هستم مدیران سازمان بسیار پیگیر ارائه یک کار با کیفیت هستند ولی کم کاری و کم مایه گذاشتن از سوی ما برنامه سازان است.
منتظر میهمانان غیرمنتظره باشید
چیزی به شروع برنامه نمانده بود، عوامل تک تک می آمدند و رشیدپور را صدا می کردند که بیاید و در جای خود بنشیند، اما واقعا نمی توانستم از این سوال بگذرم که نحوه گزینش و دعوت میهمانان به چه صورت است و آیا ممکن است از کسانی که اصلا به فکر مخاطب نمی رسد که روزی به تلویزیون بیاید دعوت کرد؛ تا در شب شیشه ای حاضر شوند و رشیدپور همان طور که داخل استودیو می رفت ، گفت: دعوت از هر فردی به عنوان میهمان برنامه امری غیرممکن نیست اما خاصیت این برنامه ایجاب می کند که گزینش ها پیش بینی نشده باشد و هیچ بعید نیست که مثلا مسعود کیمیایی یا داریوش مهرجویی مهمان شب شیشه ای باشند. با آمدن میهمان برنامه رفته رفته باید گروه را ترک می کردم شاید بتوانم در ترافیک شهر شلوغ تهران خودم را به گیرنده تلویزیونی برسانم.
تا ادامه شب شیشه ای و بحثی تازه درباره موضوعی خاص با آدمی جدید را با دقت تماشا کنم. «شب شیشه ای» تا پایان بهار میهمان خانه های ماست.