همبستگی های بشری

مجموعه تلویزیونی پرستاران شاید در متن ، شباهتهایی با سایر سریال های پزشکی داشته باشد، اما بی تردید در اجرا کار متفاوتی است و به شکل واضحی گرمتر، قوی تر؛ زنده تر و پرتحرک تر است.
کد خبر: ۱۳۲۸۳۲

مجموعه در حالی که کوشیده است لطف ، شکوه و زیبایی زندگی را به تصویر بکشد، به موضوع مرگ نیز به عنوان مرحله گریزناپذیری از زندگی پرداخته است.
بنابراین ضمن آن که در برگیرنده لحظه هایی سرشار از شور و زندگی است ، صحنه هایی هم دارد که در آنها غم و اندوه موج می زند. بیمارانی که از دست می روند وکسانی که از آنها قطع امید می شود...با این همه اگر چه پرستاران به اقتضای ماهیت ماجراهایش ، شرایط لازم جهت تبدیل شدن به مجموعه ای تاثرآور و احساس برانگیز تمام عیار را داشته ، اما سعی شده که چنین وضعیتی پیدا نکند و در دام صحنه های رقت انگیز نیفتد.
لذا کارگردانان قسمتهای مختلف سریال به بزرگنمایی موقعیت های عاطفی نپرداخته اند.در نتیجه این گونه موقعیت ها خیلی سریع رها می شوند و جای خودشان را به صحنه های ملایمی می دهند و تماشاگر را به فضای دیگری می برند که غالبا در تضاد با فضای غم انگیز قبلی است و در واقع نقش مسکن را دارند. با این حساب هر چند صحنه های عاطفی سریال تماشاگر را عمیقا تحت تاثیر قرار می دهند اما آزاردهنده و منقلب کننده نیستند.
با توجه به پر تعداد بودن شخصیت های سریال از کادر پزشکی و کارمندان بیمارستان گرفته تا بیماران پیداست که مجموعه هیچگاه دچار کمبود داستان نمی شود و همیشه قصه های تازه ای برای تعریف کردن دارد. ضمن روایت همین داستان ها مسائل و مشکلات خانوادگی ، روابط انسان ها، آسیبهای اجتماعی و... رخ می نمایند و نیز در لابه لای همین قصه ها به جلوه های تکان دهنده ای از عشق به همنوع و همبستگی های بشری مواجه می شویم. در این میان هرگاه فرصتی پیش می آید، دوربین وارد فضای زندگی شخصی کاراکترهای دائمی سریال می شود و به واکاوی درون آنها می پردازد و بعضا خوشی ها و ناخوشی های زندگیشان را به تصویر می کشد، اگر چه نگاه مجموعه بیشتر به سوی دکتر میچ استیونی و سرپرستار تری سالیوان است اما از دیگران هم غافل نمی ماند. به فرض پرستار وان رایان پیر دختر تنهایی که سالهای زیادی از عمرش را در بیمارستان گذرانده و اینک تبدیل به شخصیت معنوی و مسالمت جوی بیمارستان شده و سعی می کند گره از مشکلات دیگران باز کند و یا پرستار براون که با پدرش مشکل اساسی دارد به طوری که هر وقت سر راه یکدیگر قرار می گیرند کارشان به مشاجره می کشد و دیگران...گرچه قسمتهایی از سریال آنقدر خوب و خوش ساخت و حرفه ای از کار درآمده اند که می توان آنها را با فیلمهای باارزش سینمایی مقایسه کرد، اما هدف سازندگان سریال چیز دیگری بوده است و کوشیده اند با در نظر گرفتن اندازه پرده تلویزیون ، مجموعه ای تلویزیونی با مختصات تلویزیون برای تماشاگر تلویزیون و متناسب با توقعات ساده اش ، بسازند ودقیقا به همین خاطر شیوه بصری سریال ساده و بدون ابهام و پیچیدگی است. نماها شفاف و گویا و ساده اند و از عوامل جانبی مثل نورپردازی جهت القائ مفاهیم استفاده چندانی نشده است.
دوربین هم غالبا ساکن و آرام است مگر در لحظه های بحرانی که در تعقیب سوژه و شخصیت ها به این سو و آن سو می رود. دیالوگ ها نیز در حالی که عمیق و پرمعنی هستند، ساده و روان نوشته شده اند. در نهایت تماشاگر به سهولت و بدون هیچ گونه درگیری ذهنی ، تمام لحظه های سریال را درک می کند و هیچ مفهومی از نظرش پوشیده نمی ماند.از جذابیت های بصری سریال ، تیتراژ جالب آن است ؛ تیتراژ ساده ای که به شیوه کلاسیک و خیلی هم باسلیقه ساخته شده. در گوشه ای از کادر تصاویری از بازیگران را می بینیم و در مقابلشان نام آنها و شخصیت هایی که بازی کرده اند. این تصاویر با موسیقی زنده و سرحالی که به خوبی فضای بیماستان را القائ می کند، همراه می شوند. جالب این که در میان این ملودی دلنشین ،گهگاه صدایی شبیه صدای تنفس با ماسک اکسیژن ، شنیده می شود. بی تردید دوبله مجموعه ای چنین پر شخصیت و سرشار از لحظه های اضطراری ، نفسگیر و پرجنب وجوش ، نباید کار سهل و آسانی باشد که خوشبختانه عوامل دوبلاژ بخوبی از عهده اش بر آمده اند. بخصوص جلال مقامی با صحبت کردن به جای دکتر میچ استیونی جوان ، نشان می دهد که با وجود گذشت این همه سال ، صدایش همچنان جوان و با طراوت باقی مانده است.


محمودرضا جغتائی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها