قهرمان پوشالی

«التهاب» ساخته رائول والش داستان گانگستر پرحرارت ، با اراده و کمی طناز است که در عین این که رهبری یک گروه گانگستری را به عهده دارد و به دلیل شخصیت کاریزماتیکی ، شهرت فراگیر یافته است ؛ اما با همه این ویژگی ها و شرارتی که در او موج می زند بشدت وابستگی عاطفی و کودکانه ای به مادرش دارد.
کد خبر: ۱۳۲۲۸۰

شاید یکی از بارزترین ویژگی فیلم التهاب در ژانر گانگستری توجه این فیلم به روانکاری قهرمان داستان و واکاوی شخصیت درونی اوست و خود عنوان فیلم نیز بار روانی مفهوم قصه را بردوش می کشد. در واقع مخاطب در فیلم التهاب فقط با عرصه بیرونی و اجتماعی یک رهبر گانگستری آشنا نمی شود، بلکه در دنیای درونی و عاطفی او نفوذ می کند و تصویری چند لایه و عمیق تر از یک بدمن و گانگستر بزرگ را می بیند.
التهاب ، یک اقتباس ادبی از رمانی در ژانر گانگستری است که ناپایداری و فقدان آرامش و اضطراب دائمی را که در زندگی و فردیت آدمهای گانگستر وجود دارد، برملا می کند و به بررسی روان شناختی میل آدمی بر بی بندوباری و خشونت و بی قانونی می پردازد. جامعه شناسان ، گانگستری را پاسخی به بحران اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی می دانند که موقعیت انسان نابهنجار در جامعه شهری مدرن را نشان می دهد. حتی گروهی از آنان به قصد برپایی عدالت فردی در برابر بی عدالتی اجتماعی دست به قانون شکنی و خشونت می زنند؛ اما در فیلم التهاب ، رائول والش صرفا به تحلیل اجتماعی وضعیت گانگستری بسنده نمی کند. شما در اینجا با فردیت کودکی مواجه می شوید و تاکید کارگردان بر وابستگی عاطفی او به مادرش گواه این مدعاست که وی می خواهد علل روانی - عاطفی گرایش به گانگستری را در شخصی مثل کودلی نشان دهد. در واقع او به آسیب شناسی روانی و وضعیت اجتماعی گانگستر توجه می کند.
در التهاب ، خبری از خانواده به معنای متعارفش نیست ، حتی مادر کودلی نیز یک زن معمولی و خانه دار نیست بلکه خودش یکی از عناصر موثر در باند گانگستری پسرش است.
در این موقعیت ، کودلی تنها به مادرش اعتماد دارد و حتی همسرش را قابل اعتماد نمی داند. اساسا این نوع بی اعتمادی و شک به همه یکی از ویژگی های دنیای گانگستری است. آنها یک ضرب المثل معروف دارند که هرگز اعتماد نکن! بنابر این هرگونه کنش و تصمیمی در این فضا براساس قاعده بازی صورت می گیرد و هیچ گونه رفتار عاطفی حسی مجاز شمرده نمی شود. کودلی فقط به مادرش اعتماد دارد و تنها با درد دل کردن با او می تواند به آرامش واقعی دست یابد. او زمانی به آن پلیس مخفی اعتماد می کند که او نیز مثل مادرش وقتی دچار تشنجات صرع شد عمل مادرش را تکرار کرد و سر و گردنش را مالش داد. 2 تا از سکانس های بسیار زیبای فیلم که وابستگی شدیدعاطفی کودلی به مادرش را نشان می داد یکی وقتی بود که او دچار حمله شدید صرع شد و مادرش او را آرام کرد و دیگری در رستوران زندان ، زمانی که خبر مرگ مادرش را به او دادند.
واکنش و عکس العمل کودکانه کودلی باآن تصویری که از یک رهبر گروه گانگستری و آن شخصیت شرور انتظار می رود به یک پارادوکس رفتاری ظریفی در کاراکتر کودلی و آدمهای خلافکار اشاره می کند که به نظر نگارنده نقطه عطف فیلم است.
در واقع نوعی متضاد از کنشهای دوگانه شرارت و جنون و اقتدار و وابستگی در قهرمان داستان به چشم می خورد که در واقع ضمیر ناخودآگاه شخصیت کودلی را رونمایی و پوچی ، دلهره و بحران های روحی - عاطفی او را بر ملا می کند. تلاش او برای دیده شدن ، مورد توجه قرار گرفتن و تبدیل شدن به قهرمانی مشهور، بزرگترین هدف او از گانگستر بازی است. تکیه کردن او به مادرش بخش عمده ای از عطش روحی را نشان می دهد. تاکید مادرش به اوج گرفتن کودلی با توجه به وضعیت فقر و یتیمی او در کودکی نیز در خلق چنین انگیزه هایی بی تاثیر نبوده است.
زمانی که او در سکانس پایانی در بالای آن سکو مورد حمله و تیراندازی پلیس قرار می گیرد به شکل جنون آسایی فریاد می زند و احساس خوشحالی می کند. گویی همین دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن برای او کافی است. همین که کانون توجه پلیس قرار می گیرد گویی آبی برعطش شهرت طلبی اش ریخته می شود و در نهایت مثل همه قهرمان های تراژیک فیلمهای گانگستری از میان می رود.
رائول والش که پیش از این در سال 1914 دستیار گریفیث بوده از اندیشه ها و نگاه او به سینما بهره می گیرد و در ساخت فیلمهای خود از آنها استفاده می کند. یکی از این نکات ، توجه به نقش صورت و میمیک بازیکنان است. در التهاب کلوزآپ و نماهای صورت مورد توجه جدی قرار می گیرد و دنیای پراضطراب و دلهره کاراکترهای فیلم در واکنش های صورت محورانه باز نمایی می شود.
التهاب در نهایت بدون این که پیام اخلاقی خاصی صادر و به شکلی بیانیه ارائه کند با واکاوی شخصیت درونی آدمهایش ، پوچی و بی معنایی جهان گانگستری را برای مخاطب تبیین می کند و بحران های روحی معطوف به ناهنجاری های اجتماعی را در بستر ساختار عاطفی مورد نقد قرار می دهد و در نهایت به گونه ای تلویحی دروغ و بی اعتمادی و خیانت را رمز دنیای پرالتهاب گانگستری معرفی می کند؛ دنیایی که هیچ وقت رنگ آرامش را به خود نمی بیند و قهرمان های آن گر چه در ظاهر و عرصه اجتماعی اقتدار و موقعیتی کاریزماتیک دارند؛ اما در دنیای واقعی و درونی خویش انسان های ضعیف ، شکست خورده و تحقیر شده ای هستند که در نهایت به فنا و نابودی می رسند و زمانی شناخته می شوند که دیگر وجود ندارند. این سرنوشت مشترک همه قهرمان های پوشالی است.


سیدرضا صائمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها