حدوداختیارات زوران گائیچ

برش ها و برداشت هایی از سه زاویه ، نگاهی است به مسائل و رخدادهای روز والیبال ایران در روزگار جدید، ورزشی که پس از حدود یک سال چشم انتظاری تغییراتی را لمس کرده و امیدوار است از حالت سنتی دیرینه به سوی علمی شدن و پویایی بیشتر گام بردارد.
کد خبر: ۱۳۲۱۵۱

در مطلب زیر، 2 دیدگاه از سوی 2 مربی جوان ، بین المللی و تحصیلکرده ارائه شده که می تواند برای فدراسیون والیبال جالب توجه باشد بخصوص که تاکید محمدرضا داورزنی بر بهره گیری از نیروهای جدید و افکار جوان و نوجو در تشکیلات فدراسیون والیبال بوده است.

والیبال ایران 2 دهه پیش با انتصاب یزدانی خرم به عنوان رئیس فدراسیون ، شاهد دگرگونی های تازه ای شد. بازاندیشی در یک سیستم سنتی و فرسوده ، منجر به گامهای بلند و اساسی در حومه این ورزش مفرح و دانشگاهی شد.
اگرچه نتایج حاصل از اجرای سیستم جدید، عاری از نقص نبود، اما موجب تحولات مانا در والیبال ایران شد. برگزاری همه ساله لیگ باشگاهی در رده های مختلف ، خلق باشگاه های ریشه دار، ایجاد درآمد قابل توجه برای ورزشکاران و مربیان و داوران از طریق نیمه حرفه ای کردن والیبال ، بروز و ظهور مربیان جدید و موفق ، ورود داوران جوان ، مربیان و تیمهای باکلاس جهانی به کشور و در نهایت کسب مقامهای جهانی و آسیایی در رده های سنی مختلف ، مطرح شدن والیبال ایران در سطح بین المللی و نظایر آن از دستاوردهای مثبت سیستمی بود که از سوی یک مدیر صنعتی در والیبال ایران اعمال شد.
این نظر یک مربی جوان و تحصیلکرده بین المللی به نام جهانگیر سیدعباسی است .او می افزاید: اگرچه به زعم بسیاری ، سهمی از مقامهای آسیایی و جهانی در رده های سنی پایین را باید مرهون پدیده صغر سنی دانست ، اما باید اذعان کرد که فدراسیون یزدانی خرم از پیشگامان استعدادیابی در ورزش کشور بوده و بحق استعدادهای ناب و بی بدیلی را کشف و معرفی کرد، اما نگرشی دقیق بر تحولات یکی دو ساله اخیر والیبال بخصوص ناکامی ها در رده بزرگسالان کم کم به خلق این باور کمک کرد که این سیستم کارایی سابق خود را از دست داده و دوره به کارگیری آن سپری شده است ؛ سیستمی که در آن فرآیندگرایی محلی از اعراب ندارد و صرفا وظیفه گراست.
با انتخاب آقای داورزنی و تکیه ایشان بر مسند ریاست فدراسیون ، همه اهالی این رشته منتظر نوگرایی و بازاندیشی بنیادین در سیستمی بودند که اواخر دوره انبوهی از مشکلات و نارسایی ها را در خود انباشته بود، عدم استمرار حضور باشگاه ها در لیگ ، کاهش تیمها، تولد باشگاه های بی ثبات ، بیکاری بازیکنان مطرح ، نوسان دستمزدها، برگزاری مسابقه های لیگ در بخش کوتاهی از سال با شیوه ای فرسوده و کم بازده و اغلب به دور از جذابیت های کافی برای بخش خصوصی ، عدم تربیت مربیان ایرانی در کلاس جهانی به واسطه نداشتن تعامل با کشورها و باشگاه های صاحب والیبال ، نداشتن دوره های بازآموزی برای مربیان ، نداشتن برنامه آموزشی برای آموزش دهندگان ، نبود اتحادیه مربیان ، بازیکنان و داوران و چارچوب حقوقی و از همه مهمتر موضوع صغر سنی ، تنها بخشی از این نارسایی هاست.
سیدعباسی می گوید: با وجود این ، رئیس جدید فدراسیون در اظهارنظرهای خود، چشم انداز توسعه والیبال در افق سالهای آتی را با اهدافی بیان کرد که هر یک از آنها برای اهالی والیبال آرزویی بزرگ محسوب می شود و می تواند اثرات جانبی مثبت اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی فراوانی در سطح جهانی داشته باشد. حضور در بازیهای المپیک 2012 ، شرکت در معتبرترین لیگ این رشته (لیگ جهانی) و قرار گرفتن میان 10 تیم برتر دنیا؛ اما در نگاهی فارغ از غرض و تعصب ، شکافی عظیم میان آنچه هست و آنچه باید باشد متبلور است که سیستم موجود و بازمانده از دوره ریاست پیشین قادر به پر کردن آن نبوده و حتی تغییرات تدریجی و جزئی راهگشای مشکلات کنونی و کافی برای رسیدن به اهداف آینده والیبال نخواهد بود.
سیدعباسی ، مربی سازنده اهل ارومیه اضافه می کند: اکنون که سکان این کشتی به دست فردی با تحصیلات دانشگاهی و با تجربه مدیریتی در سطح عالی ورزش سپرده شده است ، جنس انتظارات از رئیس جدید نیز تغییر کرده است. به نظر می رسد برای رفع شکاف موجود، این سرانجامی گریزناپذیر است که فدراسیون والیبال به عنوان یک سیستم ، ناچار باید خود را از نو تعریف کرده و به عبارت دیگر، مهندسی مجدد کند.
مهندسی مجدد را نمی توان با گامهای کوچک و محتاط به اجرا درآورد و هدف از آن ترمیم یا اصلاحات جزئی و بهبود وضعیت موجود نیست. مهندسی مجدد دوباره سازی روشهای کاری ، جایگزین کردن رویکرد فرآیندگرایی به جای وظیفه گرایی و کل گرایی به جای جزئگرایی است. مهندسی مجدد همان قضیه صفر و یک است که حد وسطی ندارد.

فدراسیون والیبال به عنوان یک سیستم ناچار باید خود را از نو تعریف کرده و به عبارت دیگر مهندسی مجدد کند

مهندسی مجدد به معنای حذف افراد یا جایگزین سازی آنها نیست ، بلکه تغییر تفکرات افراد، تحت تاثیر تغییر یک سیستم است و زیرساخت ها، نرم افزارها و سخت افزارهای جدیدی را می طلبد. یکی از مهمترین موضوعات برای رسیدن به جایگاه بین المللی در والیبال ، داشتن لیگهای حرفه ای است ؛ اما به اعتقاد من ، با وعده لیگهای موجود در کشورمان رسیدن به اهداف موردنظر دور از دسترس است.
اول این که لیگی که پس از چند سال وقفه در کشورمان شروع شده ، گاهی با هشت و نیم و زمانی با 16 تیم برگزار شده است و از آن زمان چه بسیار تیمهایی که آن موقع تشکیل شده بودند، منحل شدند، آمدند و رفتند بدون این که اثری مشخص و مفید در والیبال ایران از خود برجای گذاشته باشند. گاهی اوقات مسابقه ها در 2 گروه برگزار شد. گاهی یک گروهی ، زمانی به صورت منطقه ای و حتی با شرکت 40 تیم جریان پیدا کرد و عجیب این که بیشتر اوقات تیمهایی که به لیگ برتر صعود پیدا کردند در ادامه اما حاضر به حضور در سوپرلیگ نشدند و اصولا قید والیبال را زدند. این چالشهای عمیق باعث شده از طریق لیگ نتوانیم به اهداف بلندی که داشتیم ، دست یابیم . در این باره علی پورعروجی ، مربی بین المللی والیبال می گوید: راهکارهای زیادی وجود دارد. در کشورهای مختلف نیز مدلهای مختلفی را در نظر گرفته اند؛ اما آنچه مهم است ، اعتقاد پایدار آنها نسبت به فعالیت هایی است که برای رسیدن به هدف تدوین کرده اند. این کشورها هرگاه کارشناسان ضروری بدانند، اصلاحات لازمه را انجام می دهند؛ اما این طوری نیست که مثل ما هرساله قالب مسابقه ها را تغییر بدهند.
با توجه به ضیق وقت (در سال جاری) هرچه زودتر نسبت به تعیین سطح تیمها اقدام شود. ابتدا باید 3 سطح را در نظر بگیریم ؛ 1- لیگ برتر 2- لیگ دسته یک 3- لیگ دسته دوم ؛ اما چگونه تیمها را در این سطوح قرار دهیم؛ چاره ای نداریم که به عنوان سال اولی با توجه به نتایج سالهای گذشته بویژه در سال 85 ، تیمها را سطح بندی کنیم و در صورت مساوی بودن شرایط، به برگزاری مسابقه های رفت و برگشت زیرگروه ها اقدام کنیم.
درجه بندی تیمها اصلی ترین وظیفه فدراسیون ها در تمام دنیاست ؛ چراکه همه جا به دنبال رقابت برتر هستند، نه برگزاری مسابقه ها به صورت یک سویه. رقابت هنگامی معنی پیدا می کند که دارای تعالی نسبی باشد؛ اما تعداد تیمها در هر دسته چه تعداد باشند؛ پورعروجی در این باره می گوید: تعداد تیمها در هر دسته لیگ 12 تیم پیشنهاد می شود، چرا؛ به دلیل این که هر تیم باید 11 بازی رفت و 11 بازی برگشت انجام دهد و بر مبنای هفته ای یک بازی حدودا 6 ماه فصل مسابقه ها پوشش داده می شود. طبق قاعده حرفه ای و استاندارد جهان ، ما 3 فصل ورزشی در طول یک سال داریم:
1- فصل آمادگی پیش از مسابقه ها، 4 ماه
2- فصل مسابقه ها، 6 ماه
3- فصل استراحت فعال ، 2 ماه
در بقیه موارد تیمهای استانی و شهرستانی باید در قالب هیاتهای ورزشی استان ها برنامه ریزی شوند. همچنین برای تیمهای جوانان و نوجوانان برنامه ریزی ویژه نیاز است تا به وضعیت تحصیلی آنها نیز توجه لازم شود.


جمشید حمیدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها