jamejamonline
آذربایجان شرقی عمومی کد خبر: ۱۳۱۲۳۸۴   ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۰  |  ۱۲:۳۰

کارآفرینی یکی از پر ریسک ترین کارهای کشور است. بیخوابی، ناملایمات مختلف از جمله سختی های بروکراسی اداری، کار افرینی را در زمره ی مشاغل سخت قرار داده است. در این گزارش با یک کارآفرین به گفتگو نشستیم و از انگیزه ی اشتغال زایی اش سخن به میان آوردیم.

 





راه تولید چند صباحی است که در کشور ما از میان دریای عشق عبور می کند و اگر نگوییم موج های خون فشان، حداقل موانع زیادی در مسیر خود دارد. شاید همین مساله بود که مقام معظم رهبری را بر آن داشتند تا شعار امسال را به برداشتن موانع از مسیر تولید و پشتیبانی و حمایت از تولیدکنندگان اختصاص دهند. گستره حمایت از تولید کننده بسیار وسیع تر از چیزی است که ما تصور می کنیم. حمایت از تولید می تواند یک برخورد مناسب توام با خوشرویی باشد زمانی که یک تولید کننده به ادارت دولتی مراجعه می کند و تا تسهیلات بانکی و مشوق های صادراتی و ... ادامه یابد. از موانع این راه هم که بگذریم، اینکه تولید کننده و کارآفرین باید عاشق باشد، حقیقتی است غیرقابل انکار.

داستانی که امروز جام جم آنلاین روایتگر آن شده است می توانست طور دیگری رقم بخورد؛ داستان یک فروشنده. داستان صاحب یک سوپرمارکت که صبح را به شب می رساند تا درآمدی کسب کند و زندگی خود را بگذراند. مرتضی پورعباس به همراه همسرش خانم زبردست یک کسب و کار خانوادگی راه انداخته اند و در کنار ارس پر خاطره، سالانه بیش از 65 تن گوجه فرنگی تولید می کنند. بی شک اگر عشق آنها به تولید و کارآفرینی نبود از مسیر پر از سنگلاخ سربلند بیرون نیامده بودند. جام جم آنلاین به گفتگو با مرتضی پورعباس و همسرش پرداخته است تا روایت آنها را از زبان خودشان بشنود. شاید این داستان تلنگری برای همه باشد که بدانیم برای توسعه و پیشرفت کشور عزیزمان، نباید منتظر ماند تا دولت همه کارها را انجام دهد. کافی است آستین بالا بزنیم، راحت طلبی را کنار بگذاریم و قدم در راه بگذاریم. 

*روحیه ام سنخیتی با سوپرمارکت نداشت

مرتضی پورعباس لیسانس مدیریت صنعتی از دانشگاه آزاد اسلامی تبریز است. در زمان تحصیل در دانشگاه با همسرش خانم زبردست آشنا شد و سال 1387 با هم ازدواج می کنند. بعد از ازدواج با کمک خانواده، یک قطعه زمین خرید ، یک  مغازه در آن می سازد و یک سوپر مارکت افتتاح می کنند. وی به جام جام آنلاین گفت: بعد از مدتی که در سوپر مارکت فعالیت می کردم، مطمئن شدم این آن چیزی نیست که دنبالش بودم و سنخیتی با روحیه من ندارد. من عاشق کارآفرینی و تولید محصولات کشاورزی بودم و اینکه تمام روز را در سوپرمارکت بنشینم و منتظر باشم تا مشتری وارد مغازه ام شود تا جنسی را که شخص دیگری تولید کرده، بفروشم برایم بی معنی و آزار دهنده بود.صدایی در درونم می گفت این جایی نیست که من باید باشم.
 
پور عباس افزود: سرانجام دلم را به دریا زدم و تصمیم گرفتم کاری را انجام بدهم که به آن علاقه دارم. به جهادکشاورزی مراجعه کردم و گفتم تصمیم دارم یک مجموعه گاوداری راه اندازی کنم و از آنها کمک خواستم. به من گفتند تو برای این کار ساخته نشدی و قیافه ات داد میزند که اینکاره نیستی. آنجا برای من نه حمایتی وجود داشت و نه کسی که مرا راهنمایی کند. اما امید خودم را از دست ندادم. از طریق خانواده همسرم که اهل جلفا بودند خبردار شدم که در منطقه آزاد ارس جهت احداث گلخانه به داوطلبان زمین واگذار می کنند. برای اینکار باید حداقل 200 میلیون تومان در حساب بانکی شخص وجود داشت تا زمین را واگذار کنند.
 
این کارافرین ادامه داد: سوپرمارکت را با تمام وسایلش فروختم و پولش را در حساب بانکی واریز کردم تا بتوانم زمین برای احداث گلخانه بگیرم. بعد از آن برای گرفتن وام اقدام کردم تا گلخانه را بسازم که بانک و جهاد کشاورزی اعلام کردند باید حداقل 30 درصد پروژه را پیش ببریم تا بتوانند به ما وام پرداخت کنند. با مشکلات زیاد و حمایت خانواده هایمان و قرض کردن پول از دوست و آشنا توانستیم 30 درصد پروژه گلخانه را پیش ببریم اما وقتی تقاضای وام کردیم اعلام کردند که صف طویلی در نوبت دریافت وام هستند. انتظار ما برای دریافت وام حدود دو سال طول کشید و در نهایت نیز با پیگیری وام از جهاد کشاورزی و مدیریت بانک کشاورزی در تهران توانستیم موافقت لازم برای دریافت وام را کسب کنیم که جا دارد از این بزرگواران قدردانی بنمایم. در زمان پرداخت وام که به شهرستان مراجعه کردیم، وام را یکباره پرداخت نکرده و معادل 20 درصد ارزش پروژه به ما پرداخت می کردند و از ما 40 درصد پیشرفت در پروژه را می خواستند.

وی گفت: در نهایت با تمام مشکلاتی که در مسیر بود در سال 96 گلخانه ای با 5000 متر مربع زیر بنا و 3500 متر مربع سطح زیرکشت را افتتاح کردیم و سال اول خیار کشت نمودیم. به دلیل کنترل هزینه ها قادر نبودیم کارگر بگیرم. خودمان بودیم و پدر و مادرهایمان. دو فرزندم هم کوچک بودند و به مراقبت زیادی نیاز داشتند اما همسرم با فداکاری زیاد هم از آن ها مراقبت می کرد و هم در گلخانه کار می کرد. از طرف دیگر برداشت و فروش خیار مشکلات زیادی داشت. خیار باید هر روز چیده شود و زود بسته بندی شده و نباید هوای زیادی به آن بخورد. در میدان تره بار نیز باید تا ظهر آن را بفروشند وگرنه کیفیت آن پایین آمده و باید با قیمت پایین تری به فروش برسد. با هر زحمتی بود دوره یکساله خیار را پشت سر گذاشتیم. ما که شروع به کار کردیم تقریبا 5 گلخانه اینجا فعالیت می کردند. از سال دوم به بعد سراغ کشت گوجه فرنگی رفتیم. بعد از مدتی هم که تعداد گلخانه ها بیشتر شد واحدی برای بسته بندی و یک شرکت تعاونی تشکیل دادیم و صادرات گوجه فرنگی را در دستور کار قرار دادیم. گوجه را هم به این خاطر انتخاب کردیم که ماندگاری بالایی داشته و اگر دو روز هم نچینید مشکلی برایش پیش نمی آید. الان 50 گلخانه در این مجموعه وجود دارد که همگی گوجه فرنگی می کاریم و به ارمنستان، روسیه و دبی صادر می کنیم.

نبود کریدور سبز، تامین آب و بذر مناسب مهمترین مشکلات ماست
 
پورعباس در خصوص موانع پیش روی تولید گفت: یکی از مهمترین مشکلات ما تهیه بذر است. ما از بذر ازمیر استفاده می کنیم در صورتی که حدود سه سال است که در کشور ترکیه استفاده از این بذر دیگر منسوخ شده است. بذری که جهاد کشاورزی وارد می کند متاسفانه نسبت به آفات و بیماری ها مقاوم نیست، بار دهی آن کم است و کیفیت ندارد. اگر خودمان بخواهیم بذر وارد کنیم، قیمت تمام شده برای ما بسیار بالا خواهد بود. یکی از مشکلات ما تورم شدید و قیمت های سلیقه ای در نهاده هاست که متاسفانه نظارتی بر آنها انجام نمی گیرد.
 
این کارآفرین ادامه داد: یکی از مشکلات ما در بخش صادرات نبود یک کریدور سبز در گمرک است. کریدور سبز مزیت گمرکی است که به کالاهای کشاورزی تعلق می گیرد تا بتوانند بدون توقف در گمرک برای ممانعت از فاسد شدن آن ها به کشور مقصد ارسال شوند. زمانی که ترکیه با روسیه اختلاف پیدا کرده بود، ما می توانستیم در زمینه صادرات محصولات کشاورزی به روسیه از ترکیه پیشی بگیریم اما عدم وجود همین کریدور سبز باعث شد این فرصت طلایی از دست برود. البته در حال حاضر شرایط بهتر شده است مدت توقف محصولات در گمرک 24 ساعت است. گوجه بعد از چیدن، حدود سه روز زمان برای  بسته بندی نیاز دارد. اگر 6 روز هم در گمرک بماند محصولی برای تحویل به کشورهای مقصد باقی نمی ماند. متاسفانه یکی دیگر از مشکلات تلخ ما این است که با وجود اینکه در همسایگی رود ارس قرار داریم اما با مشکل تامین آب دست و پنجه نرم می کنیم. بالاتر از مجموعه گلخانه ای که ما  در آن فعالیت می کنیم، استخری وجود دارد که از آن برای آب رسانی به دشت گلفرج استفاده می کنند و ما برای اتصال به این استخر فقط 50 متر لوله گذاری نیاز داریم. این مساله در جهاد کشاورزی نیز تصویب شده است و در صورت عملی شدن دیگر به پمپاژ برای آبیاری گلخانه ها و هزینه های تعمیر و نگهداری آن نیازی نیست و مشکل آب گلخانه های این مجموعه نیز به طور اساسی رفع می گردد اما متاسفانه این کار انجام نمی گیرد.
روایت یک کسب و کار خانوادگی در همسایگی رود ارس/ از بقالی تا صادرات 65 تن گوجه
*همسرم عاشق کارآفرینی است

خانم زبردست همسر مرتضی است که علاوه بر زندگی، در کار نیز همیار، پشتیبان و شریک روزهای سخت همسرش بوده و در حال حاضر در کنار هم مشغول به فعالیت در این گلخانه هستند. او که لیسانس روزنامه نگاری دارد در خصوص شروع به کارشان می گوید: همسرم از ابتدا علاقه زیادی به کارآفرینی داشت و روحیه اش با کار دیگری سازگار نبود. از فروش سوپرمارکت 200 میلیون تومان سرمایه جمع کرده بودیم و 400 میلیون تومان هم وام گرفتیم و به کمک خدا در سال 96 این گلخانه را افتتاح کردیم. در این راه سختی بسیار زیادی را تحمل کردیم. گرفتن وام حدود دو سال طول کشید و در این مدت همسرم که مجبور شده بود سوپر مارکت خود را بفروشد، بیکار بود. من در منزل کارهای هنری مانند نمد دوزی انجام می دادم تا بتوانیم راحت تر امرار معاش انجام دهیم، البته خانواده هایمان نیز از ما حمایت می کردند. در ابتدا فقط من و همسرم  و مادر و پدر همسرم در گلخانه مشغول فعالیت بودیم اما امسال یک نفر هم به ما اضافه شده است. خوشبختانه سالانه حدود 65 الی 70 تن گوجه فرنگی تولید می کنیم و هر کشوری که قیمت بالاتری را پیشنهاد دهد، با تصمیم تعاونی به آنجا صادر می کنیم.

زبردست در خصوص مشکلات تولید می گوید: بیمه کارگران یکی دیگر از مشکلات ماست. قبلا به بخشی از حق بیمه کارگران یارانه تعلق می گرفت و مابقی را کارفرما پرداخت می کرد اما از شهریور سال گذشته این قانون تغییر پیدا کرده و ما باید کل مبلغ بیمه کارگر را پرداخت کنیم که این مساله باعث می شود نتوانیم تعداد زیادی کارگر استخدام نماییم و میزان ایجاد اشتغال ما نیز پایین می آید. مشکل بزرگ دیگر ما نیز همانطور که همسرم گفت مشکل تامین آب است. این مساله را از سازمان های ذیربط پیگیری کرده ایم و به جهاد کشاورزی، منطقه آزاد ارس و اداره آب و  فاضلاب مکررا مراجعه نموده ایم اما هر کدام موضوع را به دیگری ارجاع داده و سازمان دیگر را مسئول این امر معرفی می کند.
 
وی در پایان  عنوان کرد: اینکه بتوانیم هم وظایف خود را به عنوان پدر و مادر به خوبی ایفا کرده و هم به عنوان یک تولید کننده مفید بوده و قدمی در راه آبادانی کشور برداریم مشکلات و سختی های زیادی دارد. اما خوشبختانه من و همسرم هم در امورات مربوط به خانه و نگهداری از بچه ها و هم در امور کاری همکاری زیادی با هم داریم که این مساله باعث شده کارها برای هردویمان راحت تر باشد. بچه ها هم خوشبختانه به این وضعیت عادت کرده اند. طوری برنامه ریزی می کنیم که وقت کافی برای بچه ها داشته باشیم و ابتدا یک خانواده گرم و صمیمی و بعد از آن یک کارآفرین و تولید کننده موفق باشیم.
 
گزارش از امین بیلساز، جام جم آنلاین آذربایجان شرقی.
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: