jamejamonline
آذربایجان شرقی کد خبر: ۱۳۱۱۹۱۷   ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۰  |  ۱۷:۳۶

در استان آذربایجان شرقی نیز متاسفانه برخی گونه های جانوری، بر اثر فعالیت های مختلف در معرض خطر و تهدید قرار گرفته اند و اگر مردم و دیگر سازمانها جدیت کافی را در این مورد نداشته باشند

 

امین بیلساز-جام جم آنلاین آذربایجان شرقی

کره زمین تنها متعلق به انسان ها نیست.این کره خاکی، مادر تمام جانداران و خانه همه آنهاست. روی این کره چرخان، ما همسایگانی داریم که از حق حیاتی برابر با ما برخوردارند. بعضی از این همسایگان گیاهانی هستند که خود از دلایل استمرار حیات در زمین اند و برخی، حیواناتی هستند که خداوند رحمان به آنها نعمت زندگی عطا نموده و حضورشان در طبیعت بر زیبایی آن صدچندان می افزاید. اما متاسفانه ما انسانها همسایگان خوبی برای دیگر جانداران این کره خاکی نبوده ایم و با هر وسیله ای بقای آنها را به خطر انداخته ایم.

در استان آذربایجان شرقی نیز متاسفانه برخی گونه های جانوری، بر اثر فعالیت های مختلف در معرض خطر و تهدید قرار گرفته اند و اگر مردم و دیگر سازمانها جدیت کافی را در این مورد نداشته باشند شاید بخشی از زیبایی این استان برای همیشه از بین رفته و فرصتی برای جبران آن پیش نیاید. معرفی گونه های در حال انقراض، مستلزم مطالعه ای جامع و مستمر در بازه زمانی چند ساله است و در مورد هر گونه ای متفاوت است.
اما بر اساس سیاست های کلی سازمان محیط زیست 10 گونه در استان آذربایجان شرقی به عنوان گونه های شاخص و در معرض تهدید در صدر برنامه های حفاظتی سازمان حفاظت از محیط زیست قرار دارد. خرس قهوه ای، شوکا یا گوزن مینیاتوری، سیاه خروس قفقازی یا سیاه خروس ارسباران، غاز پیشانی سفید کوچک، قوچ و میش، آهو، قرقاول ارسباران، کبک دری، مارال یا گوزن قرمز خزر، سیاه گوش یا لینکس گونه هایی هستند که در صدر اهمیت حفاظتی محیط زیست در استان آذربایجان شرقی قرار دارند.
جام جم آنلاین به گفتگو با معاون محیط طبیعی حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نشسته است تا از خطراتی که این گونه های با ارزش را تهدید می نمایند آگاه شده و وظایف مردم و دیگر سازمانها را در این خصوص جویا شود.
خطراتی که در کمین گونه های با ارزشند.
معاون محیط طبیعی حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی در مصاحبه اختصاصی با جام جم آنلاین گفت:« عوامل مختلفی هستند که حیات گونه­های شاخص در استان آذربایجان شرقی را تهدید می کنند.مهمترین عامل تهدید کننده شاید توسعه زیر ساخت ها و جوامع انسانی باشد. اگر احداث یک زیر ساخت مانند یک جاده بدون تمهیدات زیست محیطی و از میان زیستگاه و مسیر مهاجرتی یک گونه انجام پذیرد، جمعیت آن گونه در زیستگاهی به که صورت جزیره ای درآمده است محاصره شده و چرخه زیستی آنها قطع می گردد. به طور مثال گونه قوچ و میش وحشی برای فرار از تغییرات دما و تولید مثل در زیستگاه خود بین مناطقی با ارتفاع مختلف مهاجرت می کند، اما اگر یک جاده باعث شود مسیر مهاجرتی وی قطع گردد، زمانی که نیاز است در زمستان برای تولید مثل و جفت گیری برود زیستگاه او در دسترس نیست و برای این گونه مشکلات جبران ناپذیر ایجاد می­کند.»

داود غنی پور ادامه داد:« فعالیت های گردشگری نیز در برخی موارد آسیب های جبران ناپذیری به این گونه ها وارد میکند. کسانی که برای طبیعت گردی به جنگل های ارسباران عزیمت می کنند در بسیاری از موراد اقدام به جمع کردن میوه های وحشی از قبیل تمشک، گلابی وحشی و آلو می نمایند.حتی مردم محلی نیز در فصل میوه دهی این درختان جهت امرار معاش اقدام به چیدن میوه های جنگلی نمایند.
در صورتی که این میوه ها که توسط گردشگران و مردم محلی از زیستگاه خارج میشود، غذای حیواناتی مانند  خرس و سایر گونه های جانوری است. خروج غذا از زیستگاه باعث می شود این حیوانات برای پیدا کردن غذا به جوامع محلی نزدیک شده و تعارضاتی با آنها ایجاد شود که در نهایت باعث حذف گونه جانوری می­گردد.
در مجموع گونه هایی مانند آهو، قوچ و میش که زیستگاه آنها به جوامع انسانی نزدیکتر است بیشتر در معرض تهدید و خطر هستند. در برخی موارد نیز مانند یوزپلنگ، خود گونه نزدیک به جامعه محلی زندگی نمی کند اما زیستگاه طعمه آن نزدیک به انسان هاست. گراز طعمه یوزپلنگ است و به دلیل اینکه زیستگاهش تخریب شده وارد مزارع شده و آسیب زیادی وارد می کند و همین مساله باعث می شود کشاورزان اقدام به نابودی این گونه بنمایند.
در صورتی که حذف گراز علاوه بر تهدید خود گونه، باعث به خطر افتادن گونه با ارزشی مانند یوزپلنگ می گردد که از آن تغذیه می کند. شکار بی رویه خرگوش و کبک که طعمه گونه هایی مثل گرگ، یوزپلنگ و سیاه گوش هستند همین مشکلات را ایجاد نموده و باعث میشود این گونه ها مجبور شوند برای پیدا کردن غذا به جوامع محلی نزدیک شده و از دام ها و چارپایان آنها تغذیه کنند که در نهایت باعث می شود مردم محلی این گونه ها را شکار کنند.»

وی اضافه کرد:« اگر هر گونه فعالیت انسانی، مطالعه نشده اعم از احداث یک شهرک صنعتی، مسکونی یا معدن بدون توجه به حساسیت های یک زیستگاه انجام گردد، منجر به تخریب زیستگاه، قطع کریدورهای حیاتی گونه، محاصره گونه در یک زیستگاه جزیره ای با یک جمعیت محدودی شده و بر اساس درون آمیزی که در این جمعیت رخ خواهد داد رانش ژنتیکی در آنها ایجاد می شود و رفته رفته کیفیت ژن ها پایین آمده و در اثر یک عامل درونی یا بیرونی این جمعیت از بین رفته و انقراض محلی گونه را در پی دارد. این موارد تنها بخشی از عواملی هستند که باعث تهدید بقای این گونه های می شوند.»

آنچه برای حفاظت از گونه های جانوری انجام می شود

غنی پور در خصوص اقداماتی که سازمان حفاظت از محیط زیست برای حفاظت از گونه های جانوری انجام می دهد اظهار داشت:« ما در سازمان محیط زیست برای حل تعارضات جامعه انسانی با گونه های جانوری اقدامات مختلفی انجام داده ایم تا بقای این گونه های شاخص را تضمین کنیم. در همین راستا ما شکار این گونه ها و زنجیره غذایی آنها را ممنوع و محدود کرده ایم.در استان آذربایجان شرقی تقریبا 12 سال است که مجوز شکار علف خواران بلندجثه ای مانند کل و بز، قوچ و میش، آهو و خرگوش را صادر نکرده ایم. همه ساله در زمان سرمستی که گونه ها اقدام به جفت گیری نموده و احتیاط آنها پایین می آید در مناطق حضور پیدا می کنیم تا هم برنامه حفاظتی اجرا نموده و از شکار آنها ممانعت به عمل آوریم و هم به سرشماری آنها بپردازیم.
 
با بررسی این آمار ابتدایی، مطالعه بر روی آن و مشخص کردن روند تغییرات جمعیتی و ترکیب سنی گونه اقدامات مدیریتی لازم را برای محافظت از گونه انجام می دهیم.»

وی افزود:« ما مناطق زیستگاهی را شناسایی می کنیم و در قالب مناطق چهارگانه تحت مدیریت (منطقه حفاظت شده، پناهگاه حیات وحش، اثر طبیعی ملی و پارک های ملی) تحت حفاظت قرار می دهیم اجازه نمی دهیم زیستگاهها تخریب شوند. زیرا زندگی گونه بدون وجودش زیستگاه به امکان پذیر نیست. زیستگاه برای گونه، غذا، پناه، مسیر مهاجرتی، امکان تولید مثل و سایر اعمال زیستی مورد نیاز را فراهم میکند پس حفظ آن از درجه بالایی اهمیت برخوردار است.
گونه مارال  حدود 60 سال قبل از زیستگاه خود جنگلهای پیوسته 200 هزار هکتاری ارسباران که از شرق کلیبر شروع شده و تا جلفا را در بر می گیرد حذف شده بود اما زیستگاه قابلیت خود را تا کنون حفظ کرده بود. پس ما بعد از انجام مطالعات جامع، طرح احیا نسل مارال از اواسط دهه 70 شروع کردیم که یکی از طرحهای موفقی احیا بود و تا کنون ادامه دارد. برای این کار ابتدا باید یک جمعیت پایه تهیه نمودیم. سپس آن جمعیت را در محل دیگری به صورت وحشی تا تعداد استانداردی رساندیم. بعد اینکه این جمعیت وحشی شد و توانست دشمن خود و کریدورهای مهاجرتی اش را شناسایی کند آنها را در زیستگاهش آزاد کردیم. یکی دیگر از اقداماتی که ما انجام داده ایم، ایجاد حساسیت بین مردم نسبت به گونه های شاخص است. به عنوان مثال سیاه خروس ارسباران  را به عنوان نماد استان معرفی کرده ایم و حساسیتی بین مردم منطقه و اهالی استان ایجاد کردیم که سیاه خروس گونه ایست که در کشور تنها در استان ما و منطقه زیستگاهی ارسباران زندگی میکند. اگر مشکلی برای این گونه ایجاد شود خود مردم مطالبه گر خواهند شد و پیگیر تشدید اقدامات حفاظتی در مورد این گونه خواهند شد.این تنها بخشی از اقدامات حفاظتی است که ما برای تضمین بقای گونه های جانوری در استان انجام می دهیم.»

همه باید همکاری کنیم

غنی پور با اعلام اینکه بیشترین مشکلی که ما در حفاظت از محیط زیست داریم عدم هماهنگی بین سازمانهای مختلف عنوان داشت:« لزوم طرح های توسعه، ارزیابی محیط زیستی این طرح هاست که البته خوشبختانه از زمانی که مصوباتی در این خصوص در مجلس و هیئت وزیران انجام گرفت این مساله انجام شده و پروژه های بزرگ ملزم شدند که ارزیابی زیست محیطی انجام دهند.
خواهش من از ارگان های اجرایی کشور این است که هر پروژه ای را که مشمول ارزیابی زیست محیطی است را به خاطر حفاظت از محیط زیست دقیق تر بررسی نمایند. همچنین تمهیداتی که سازمان حفاظت از محیط زیست برای طرح های مختلف نظر می گیرد و تغییراتی راکه جهت سازگاری یک طرح با محیط زیست اعلام می نمایند دقیقا اجرا نمایند، کما اینکه در بسیاری از موارد این تغییرات هزینه زیادی نیز برای پروژه ایجاد نمی کند.
 
یکی دیگر از بحث هایی که نیازمند همکاری بین ارگانی است واکسیناسیون مکرر دام های اهلی است که بیماری های مشترکی با حیات وحش دارند. سازمان دامپزشکی خوشبختانه کارش را به خوبی و به صورت روتین انجام میدهد اما این نیازمند توجه بیشتری است. خوشبختانه استان ما مواردی مثل تب برفکی را نداشته است اما در مواردی مثل بیماری هاری که بین پستاندارن مشترک است نیازمند توجه بیشتری است.»

وی اضافه کرد:« از مردم هم خواهشمندم حدالامکان در زیستگاههای طبیعی حدالامکان چادر بر پا نکرده و بیتوته شبانه نداشته باشند. اصوات نامتعارف و پخش موسیقی با صدای بلند خصوصا در شب یا فصل باروری یک گونه از مواردی است که باعث آسیب رساندن به گونه های جانوری می گردد.رها کردن پسماند غذایی در طبیعت باعث می شود گونه هایی مانند خرس، روباه یا گرگ به تغذیه از پسماند غذایی عادت نموده و بعد از مدتی تمایل خود برای شکار را از دست بدهند. از این مساله خطرناکتر تغذیه دستی حیوانات در حیات وحش است که مردم باید جدا از آن خودداری کنند.»

وی افزود:« از دیگر مشکلات ما در فصل زادآوری است که مردم یک بزغاله یا بره را با خود به ادارات محیط زیست برده و به همکاران ما اعلام می کنند که من این حیوان را در فلان زیستگاه تنها پیدا کردم و برای محافظت از وی آن را به اینجا آوردم. در صورتی که این حیوان وقتی دست انسان با آن تماس پیدا کرد، دیگر برگشتنش به طبیعت بسیار مشکل است. این کار برای حیوان بسیار مضر بوده و من از مردم می خواهم ابدا این کار را انجام ندهند. اگر آن حیوان را در همانجا تنها بگذارند مادرش آن را پیدا می کند.
این کار در همه جای دنیا مشمول پرداخت جریمه می شود. مردم همچنین توجه داشته باشند که میوه های جنگلی متعلق به حیواناتی است که در آن زندگی می کنند و هر جایی هم که منظره زیبایی دارد، مناسب گردشگری نیست.
 
متاسفانه غذادهی به حیوانات بی سرپرست، بلاصاحب و ولگرد به یک فرهنگ تبدیل شده است. این مساله باعث شده است جمعیت بعضی از این حیوانات ولگرد مانند گله های سگ را افزایش دهد.
این حیوانات بزرگترین آفت قلمرو زیستی استان شده اند و گونه های علف خوار و گوشت خوار ما را تهدید می کنند. این مساله حیوان دوستی نیست، چون بدون توجه به ظرفیت محدود زیستگاه، به صورت مصنوعی و با تغذیه دستی یک گونه را زیاد می کنیم که باعث کاهش منابع برای گونه های دیگر شده و جمعیت آنها را کاهش می دهد. اگر خواستیم از محیط زیست حمایت کنیم از کارشناسان محیط زیست کمک بگیریم تا بدانیم چه کنیم که تعادلی بین ما به عنوان انسان و حیات وحش که حیات ما به حیات آنها وابسته است انجام دهیم و خودسرانه کاری در طبیعت انجام ندهیم.»
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: