نقد برنامه یا رفع تکلیف یک شبه

شاید برای خیلی از مخاطبان برنامههای تلویزیونی این مساله که یک برنامه چه مسیری را طی میکند تا به پخش برسد چندان مشخص نباشد. در این مسیر طولانی آماده شدن فیلمنامه، انتخاب عوامل، مراحل فنی و... چنان پیچیده است که تقسیم کاری دقیق را میطلبد.
کد خبر: ۱۳۱۱۵۰

مرحله فیلمنامه و متن اولیه کار، یکی از همان بخشهای سخت و حساس کار است که در اغلب فعالیتهای برنامهسازی یک یا چند شخص محدود آن را انجام میدهند. متنی که قرار است پایه و اساس یک اثر هنری باشد باید دارای چه ویژگیهایی باشد و چه ساز و کاری را طی کند تا آماده نمایش شود، تنها یکی از سوالهای مصاحبه جامجم با مدیر اداره کل پژوهش و آموزش سیما بود. فارسیجانی مدت زمان کوتاهی است که از شورای معارف سیما در مجموعه جامجم، به دفتر این اداره کل در خیابان گاندی نقل مکان کرده و حالا مسوولیتهای مختلفی را به عهده گرفته که شرح توضیحات وی درباره این مسوولیتها را در مطلبی که پیش روی شماست میخوانید:

در بخشهای مختلف سازمان صداوسیما گروههای پژوهشی و تحقیقاتی گوناگونی فعالیت دارند. اداره کل پژوهشهای سیما در چنین وضعیتی چه ماموریت و هدفی را دنبال میکند؛
اداره کل پژوهش و آموزش سیما از سال 73 فعالیت خود را آغاز کرد. پیش از این عنوان این اداره «اداره کل پژوهشهای سیما» بود و در دورههای مختلف وظایف متفاوتی را به عهده داشته است، اما رویکرد کلی آن پاسخ به نیازهای پژوهشی معاونت سیما و حوزههای فعال در این زمینه در دو بخش صف و ستاد است. در شکل جدید که اداره کل آموزش هم به این اداره کل ملحق شد، ماموریتهای جدیدی تعریف شده است که با طراحی جدیدی که برای این تشکیلات داریم انشاءالله بحث آموزش هم به بخش پژوهش اضافه خواهد شد.
در یک کلمه این اداره کل اتاق فکر معاونت سیما خواهد بود و دغدغههای معاونت سیما در تمام حوزههایی که نیاز به تدبر و تفکر دارد از این محل مرتفع خواهد شد. از سوی دیگر سه ماموریت پیامشناسی، مخاطبشناسی و ساختارشناسی در این اداره کل به عنوان ماموریتهای اصلی تعریف شده است. البته تلاش میکنیم در دوره جدید، نقد و بررسی برنامههای سیما به صورت علمی و شایسته و جشنوارههای مختلف سیما و همایشهای تخصصی سیما را هم جزو اولویتهای کاری خود قرار دهیم. البته آموزش همیشه متاخر امر پژوهش است. آن چیزی که پژوهش به آن میرسد، به شیوههای مختلف از برنامهسازان تا مدیران آموزش داده میشود تا کار به مرحله عمل برسد. در واقع دغدغه اصلی ما برقراری ارتباط بین پژوهش و تولید است که این ارتباط متاسفانه در حال حاضر گسسته شده است.

دغدغه بین ارتباط تولید و پژوهش در بخشهای مختلف سازمان در سالهای گذشته هم دنبال شده است. به عنوان نمونه مرکز تحقیقات سنجش برنامهای هم به شکل جدی این مساله را دنبال کرده اما چرا با همه این تلاشها همچنان در حوزه تولید گریز از پژوهش وجود دارد؛ مشکل در بخش تولید است یا پژوهش؛
به نظر من مشکل نه به تولید تنها بر میگردد و نه به پژوهش. وظیفه مرکز تحقیقات سنجش برنامهای به طور مشخص کار تحقیق و پژوهش صرف است به همین دلیل زیر مجموعه معاونت آموزش و پژوهش سازمان قرار میگیرد. اگر چه این بخش تمایل دارد نتیجه فعالیتهای خود را به زمینههای تولیدی هم نزدیک کند. به هرحال دغدغه اصلی کار عمدتا در این حوزه بوده و حتی جایی مانند مرکز پژوهشهای اسلامی در قم هم تلاش کرده خود را به حوزههای تولید نزدیک کند؛ اما هیچ حوزهای تا خود در مجموعه تولید حضور نداشته و ارتباط میان این دو حوزه را درک نکرده باشد خیلی نمیتواند گرهی از کار باز کند و در نهایت تنها میتواند کار پشتیبانی انجام دهد. توفیقی که این اداره کل میتواند داشته باشد، این است که دغدغههای پژوهشی و آموزشی مجموعه سیما را به طور کامل بشناسد و انتظاراتی را که تولید از تحقیق و تحقیق از تولید دارد، بخوبی شناسایی کند. در این صورت میتواند میان این دو حوزه پیوندی اساسی ایجاد کند و محصولاتی با زبان تولیدی و مورد نیاز برنامهسازان ارائه کند. تا به حال هر یک از این دو حوزه راه خود را میرفتند و اکثر مراکز تحقیقاتی ما بیشتر ناشران خوبی بودهاند و کمتر توانستهاند پاسخگوی تولید باشند. به همین دلیل در حوزه پژوهشی کمترین ثمره را داشتیم و عمده کارهای پژوهشی ما در جایی صرف میشد که نیاز تولیدی نداشتیم و در جایی که نیاز داشتیم کار کمتری انجام میشد. این مساله باعث گله دائمی مدیران تولید ما شده که همواره از بخش پژوهش خواستهاند از روشهای سنتی و قدیمی فاصله بگیرد و خود را با نیاز آنها متناسب کند. اما یکی از مهمترین هدفهای ما هم این است که تلاش کنیم اثر پژوهش را بر آنتن ملموس و محسوس کنیم.

از نظر شما مهمترین نیاز تولید که باید در اینجا تامین شود چیست؛
خود این سوال یک نیاز پژوهشی است که باید به آن پاسخ داده شود. برنامههای ما یا مخاطب محور است، یا موضوع محور، یا به نوعی با یک قالب ساختاری مثل فیلم و سریال تعریف شده است. اولین بحث ما این است که در تمام این حوزههای تولیدی نیازهای پژوهشی را به دست بیاوریم و ببینیم برای آنها پژوهش کجا ضرورت دارد؛ براساس افق رسانه ملی کارهای مبنایی و ضروری را بررسی کردیم و در اولین قدم پیامهایی را که مایلیم در حوزه تولید منعکس شود فهرست کردیم. البته تولید هم نیازهای خود را اعلام کرده و ما فهرستی از نیازهای آنها تهیه کردهایم.

یکی از مسائلی که همیشه باعث شده تحقیقات نتواند به نتیجه خوبی برسد، این است که منابع مالی همیشه در اختیار تولید است و آنتن هم با این بخش ارتباط نزدیکتری دارد. یک جایی الزام آنتن باعث میشود برنامهای ساخته و پخش شود و طبیعی است که در چنین شرایطی، کاری از دست حوزه پژوهش هم ساخته نیست. شما با این محدودیت چگونه کنار میآیید؛
اداره کل پژوهش و آموزش سیما در رویکرد جدید تمامی این موارد را دقیقا تعریف کرده است. برای مثال پژوهش از این پس در نظام بودجهریزی برای تولید هر سریال و برنامههای تولیدی نقش اساسی خواهد داشت. در نظام تهیهکنندگی هم که در حال تدوین است یکی از نکات مهم تحقق فضای هدفمندی است که تهیهکننده قرار است براساس آن برنامه را بسازد. این اداره کل در حوزه تولید به این بخش امتیاز میدهد. الزام تولیدی هم کاملا روشن است. وقتی قرار است برنامهای ساخته شود، باید شناسنامه پژوهشی برنامه پر شود و این شناسنامه منطبق با اهداف اولیه باشد. این اداره کل باید مدام تولید را رصد نماید و ما نیز باید پژوهش را کنترل کنیم. یعنی پیش و پس از رفتن یک برنامه روی آنتن، آن برنامه را ارزیابی عالمانه کنیم تا اگر ضعیف بود، دیگر به آن تهیهکننده اجازه تولید داده نشود.

این تجربه قبلا تکرار شده است؛
بله. همین تجربه در حوزه معارف انجام شده است. اگر برنامهسازی خود را منطبق با ضوابط معاونت نکند دیگر اجازه تولید نخواهد داشت، آن حوزه برنامهسازی هم رصد خواهد شد تا پس زمینه فعالیتهای آنها و تحقق این که محتوا رعایت شده یا نه، به معاونت سیما منتقل شود تا درباره آن برنامهساز تصمیمگیری شود.

در تجربه حضور شما در دبیرخانه شورای معارف سیما که هماکنون نیز ادامه دارد، آیا این اتفاق افتاده است که برنامهسازی دیگر اجازه تولید برنامه مذهبی نداشته باشد؛
اکثر تهیه کنندهها با کلیات طرح انطباق نشان دادند و خود را با ضوابط منطبق کردند و به همین دلیل آن گونه که موردنظر شماست، موردی پیش نیامد. البته یکی از وظایف اساسی ما در این حوزه ارائه استراتژی و راهبرد لازم به خود معاونت است. این مساله در هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد. در حال حاضر بحث ناتوی فرهنگی و اصل 44 مطرح است. این که سیما در این زمینه چه راهبردی را در پیش بگیرد، فکر میکنم یکی از همان مسائلی است که وظیفهای مهم و سنگین را برای این اداره کل تعریف میکند.

اگر کسی بخواهد درباره همین اصل 44 یک برنامه نمایشی بسازد پیشنهاد عملی شما چیست؛ مجموعه دادههای شما هم اینک در این عرصه چیست؛
ما بنا داریم مجموعه دادههای تحقیقاتی و تمام آن چیزی را که درباره اصل 44 موردنیاز برنامهسازی است را هم در این حوزه و هم در حوزههای مشابه فراهم کنیم تا برنامهسازان در حوزه محتوای برنامهسازی خود به یک آرامش برسد. پژوهشگران ما در این حوزه به برنامهساز کمک خواهند کرد تا بتواند یک برنامه خوب و مناسب بسازد. البته ما سعی خواهیم کرد تا در خیلی از این بخشها با انتشار کتاب و راهاندازی پایگاه اطلاعرسانی کاری کنیم که برنامهساز براحتی بتواند به خیلی از منابع اطلاعاتی و پژوهشی دسترسی داشته باشد. حتی ممکن است گاهی از خود ما هم ایده بگیرد و ما در این زمینه منفعل نباشیم که او فقط درخواست خود را به ما بگوید. بلکه ما بگوییم ما این درخواستها را داریم و حالا شما به عنوان برنامهساز چه کمکی میتوانید به تحقق این مساله بکنید؛

در سالهای اخیر در حیطه برنامههای تلویزیونی جریان نقد شکل گرفته که خود شبکهها اقدام به نقد و بررسی آثار خود میکنند. این برنامهها را دنبال کردهاید؛ نظر شما درباره این برنامهها چیست؛
در حوزه نقد و بررسی فیلمها ما تجربه جدیدی را انجام میدهیم. آنچه در برنامههای تولید شده از سوی خود شبکهها دنبال شده است، در حد بضاعت شبکه بوده اما کارهای علمی و منصفانهای نبوده است. در این اداره کل یکی از رویکردهای اصلی ما تعریف معیارهای علمی برای نقد این برنامههاست و باید در این عرصه فعالیت جدیدی را آغاز کنیم که نقد منصفانه و با حضور صاحبنظران مختلف انجام شود تا موثر واقع شود. گاه برخی از نقدها تاثیری در ادامه کار ندارد اما ما تاکید داریم هر کدام از نقدهایی که انجام میدهیم به نوعی در روند آینده موثر است و این پارامترها در ادامه نقد را پویا و موثر میکند اما وضعیت فعلی مشکلی از نقد و بررسی فیلمها و سریالهای ما حل نمیکند.

چرا؛
اغلب این برنامهها برنامههای متوسط به پایین بود. نه ترکیب آن یک ترکیب کارشناسانه صددرصد بود و نه روش بحث روش علمی و مناسب رسانه بود و نه نتیجهگیری روشن و کاربردی بود و اگر بخواهم منصفانه بگویم، بیشتر به یک رفع تکلیف شبیه بود تا برخورد علمی. علت این بود که خود عوامل آمدند برنامهای که خودشان ساخته بودند را نقد کردند. به عنوان نمونه در نقدی که مرکز پژوهشها بر سریال شبهای برره انجام داد، مطالبی عنوان شد که بسیار عمیق و اساسی بود؛ اما در برنامهای که از شبکه سه پخش شد بسیاری از این مطالب وجود نداشت که این مساله باعث گلایه بسیاری از اساتید شرکتکننده در مباحث شد.
اینجاست که میگوییم شبکهها نمیتوانند خودشان مقام نقد خودشان را عهدهدار شوند. شکل کارشناسانه این است که یک جایگاه علمی بیطرف مانند این اداره کل با کمک خود شبکهها نقد منصفانهای را انجام دهند که این شیوه میتواند کارآمد باشد و به یک اتفاق مثبت در حوزه برنامهسازی منجر شود.

آموزشهای شما قرار است فقط تئوری باشد یا آموزههای عملی را هم در برمیگیرد؛
ما در حوزه آموزش سعی میکنیم از روشهای جدید بهره بگیریم. بخصوص در حوزه رسانه کارهای مطالعاتی زیادی را آغاز خواهیم کرد و بیشتر مخاطبان ما مدیران هستند. البته آموزش عوامل هم لازم است، اما در برنامهریزی جدید تلاش میکنیم به مدیران کمک کنیم که در حوزههای جدید نیازهای مدیریتی خود را بشناسند تا بتوانند توقعات بیشتر از برنامهسازان داشته باشند. برای مثال الان مسالهای به نام نور سرد وجود دارد اما چقدر از مدیران ما این مساله را تجربه کردهاند و با آن آشنا هستند؛ حالا فکر کنید نورپردازان ما با این مساله آشنا باشند، اما تا مدیران آشنا نشوند، اتفاقی نمیافتد. ما با تحول در حوزه آموزش میتوانیم اتفاق و تنوع خاصی را در حوزه تولید سیما شاهد باشیم که در این زمینه اداره کل تکلیف سنگینی را به عهده گرفته است.

شما مثل گذشته کلیپ هم میسازید؛
بله اما در حد ضرورت که بگوییم نمونه کار این است، اما این که فقط ماموریت ما کلیپسازی شود، این را قبول نداریم. در حوزههای دیگر هم برای ساخت برنامههای مشابه ممکن است وارد شویم تا در ساختارهای جدید عرضههای جدیدی داشته باشیم.

زمانی مرکز پژوهشها تنها در زمینه انتشار کتاب فعالیت میکرد. از کتابهایی در زمینه آداب شب چهارشنبه سوری تا سفرههای ایرانی در دوره قاجار و کتابهایی در زمینه فیلمنامهنویسی منتشر کرده و داستان که تناسبی با هم نداشته است. اساسا این مرکز چنین رسالتی خواهد داشت که مثلا درباره شیوه پختن مرغ در دوره زندیه هم کتاب منتشر کند.
این برمیگردد به رویکردی که در شرایط مختلف این اداره کل از سوی معاونت ماموریت پیدا کرده بود. حتما اینطور بوده که در گذشته این اداره کل سفارشهایی را برای چنین ماموریتهایی داشته باشد. به یقین در شکل جدید ما دیگر این ناهمگونی را نخواهیم داشت و در سه حوزه پیامشناسی، مخاطبشناسی و ساختارشناسی عمل خواهیم کرد. در این حوزه تمام تلاش ما معطوف خواهد شد و طبیعتا انتشارات ما نیز در این حوزه خواهد بود. البته به زودی چکیده این کتابها فراهم و کاربردهای آنها در انتهای آن درج میشود. در یک حوزه تعداد زیادی ترجمه و تالیف داریم و در یک حوزه حداقل کار انجام شده که باید تناسبی در این زمینهها ایجاد شود؛ البته ما در معرفی این آثار هم مشکل داریم و خیلیها نمیدانند این کتابها چاپ شده است. برای معرفی داشتههایمان هم باید تلاش کنیم.

در حوزه سینما منتقدان زیادی هستند که به طور مرتب فیلمهای سینمایی را میبینند و درباره آنها مینویسند، اما این مساله در حوزه سیما شکل حرفهای خود را ندارد. به عبارت دیگر ما به معنی واقعی کلمه منتقد تلویزیونی نداریم. با این تعبیر موافقید؛
با این مساله کاملا موافقم که ما در بیشتر برنامههای تلویزیونی از منتقدان سینمایی استفاده میکنیم و به دنبال این مساله نبودهایم، اما ضرورت ایجاب میکند که در این حوزه هم منتقد پرور شویم و طی ارتباط با دستگاههای مرتبط و استادان فن این ضعف را جبران کنیم. استمداد و بهرهگیری از فناوریهای خارج از ایران و شناخت مجلات تخصصی تلویزیونی یکی از فعالیتهایی است که میتواند در این مسیر به ما کمک کند.

آخرین بار در سال 80 و 82 این اداره کل جشنواره سیما را برگزار کرده است. تداوم برگزاری جشنوارهها همیشه یک عامل مهم در اعتبار آنها بوده است. چرا جشنواره سیما از سال 82 به بعد دیگر برگزار نشده و رویکرد جدید معاونت سیما در این خصوص چیست؛
جشنواره سیما یک حرکت انگیزشی مثبت برای تمام فعالان سیماست و سپردن آن به این حوزه یکی از نشانههای اهمیت آن که در حکم بنده هم از سوی دکتر مرتضی میرباقری معاون سیما به این مساله اشاره شده است. اینها ناشی از اهمیت موضوع در رویکرد جدید است. جشنواره یک اثر مهم در فضاسازی در حوزه برنامهسازی دارد که در تحقق محتوای ارائه شده میتواند نتیجهگیری هم موثر باشد. جشنواره قرار است به کارهایی که قرار بوده با پژوهش منطبق باشد نمره دهد. اگر این انتظارات را از جشنواره تعریف کنیم به نظرم توقف سه ساله کار درستی بود، چون بعضی از جشنوارهها فقط یک شکل صوری دارند و بیشتر تبعات بعدی دارند. در جشنواره فیلم فجر امسال هم، چنین اتفاقی افتاد. ما باید یک رویکرد کاملا علمی را درباره جشنوارهها تعریف کنیم و فیلمساز ما بداند که اگر خود را بر اساس این معیار و راهبرد و ضوابط منطبق کرد میتواند در واقع به عنوان برنامه برتر انتخاب شود و این مساله در سفارشهای بعدی برای او موثر شود. به همین دلیل فکر کنم سال 86 سال خوبی برای جشنوارههای سیما باشد و حرکت خوبی در این عرصه اتفاق بیفتد.

یکی از الگوهایی که سال 82 درباره آن بحث شد، برگزاری جشنوارههای موضوعی به جای برگزاری یک جشنواره برای بررسی همه موضوعها بود. شما همین الگو را دنبال میکنید؛
در رویکرد جدید، بنا بر موضوعی کردن جشنوارههاست؛ برای مثال در حوزه کارهای کودک و نوجوان و کارهای معارفی یک تیم کارشناسی قرار است در این زمینهها کار کند و ان شاءالله در سه ماهه اول امسال تقویم کاری را اعلام خواهیم کرد.

این شکل برگزاری شما را درگیر نمیکند که مرتب درگیر جشنواره باشید؛
نه. همه اینها لزوما در یک سال اتفاق نمیافتد و هر کدام از اینها براساس اولویت سیاستها برگزار میشود.

در حال حاضر شکل خاصی برای برگزاری مورد نظر است؛
در این زمینه به یک کار کارشناسی و بررسی دقیقتر نیاز داریم، اما مثل سالهای قبل عمل نخواهیم کرد و بر اساس راهبردهای سالانه معاونت تعریف کار میکنیم. ممکن است یک سال به این نتیجه برسیم که میخواهیم در حوزه مستند تحول ایجاد کنیم، بنابراین اعلام میکنیم که سال بعد در حوزه مستند رقابت خواهیم داشت. این انتخابها تاثیر زیادی بر حرکتهای بعدی سیما هم خواهد داشت. اصولا جشنواره موقعی برگزار میشود که معاونت تزریق موفقی در حوزه امکانات مالی و فکری کرده باشد و حالا بخواهد با برگزاری جشنواره میزان تاثیر و نتیجه این مساله را ملاحظه کند.

با این تعریف، راهبرد سال 86 معاونت سیما چه خواهد بود؛
البته میدانید که راهبردها مجموعه مفصلی است که در این مجال قابل بیان نیست. پژوهشهای مفصلی بر اساس فرمایشهای رهبری انجام شده که 23 ترم آن در افق رسانه آمده است. ما تمام بحثهای ایشان را به صورت موضوعی بررسی و از آن استخراج حرفهای و ترجمه رسانهای کردیم که در حوزه معرفت روشن بینانه مقام معظم رهبری انتظارشان چه بوده و اگر بخواهیم این انتظار را در حوزه برنامهسازی نشان دهیم باید چه کنیم. ابتدای امسال نتایج این بررسیها ابلاغ شده و از این پس در رویکرد شبکهها از آنها انتظار خواهیم داشت به این مسائل عمل کنند.

به نظر شما 3 دستاورد مهم قابل ارائه در حوزه پژوهش سیما تا به حال چه بوده است؛
بتازگی حرکتهایی را شروع کردیم، اما در دوره قبل هم کارهای خوبی در زمینه کارهای انتشاراتی انجام شده است؛ برای مثال در این حوزه در زمینه جمعآوری چکیده آثار داستانی از متون قدیمی فعالیتهایی شده که این داستانها میتواند به برنامهسازان ایده بدهد. راه اندازی پایگاه اطلاعرسانی هم از دیگر فعالیتهای مفید دوره قبل بوده است؛ البته شناسایی جغرافیای مخاطب نیاز جدی ماست که هنوز نمیدانیم برنامهها منطبق بر نیازهای مخاطب است یا نه و بهترین ساختار برای پیام همین ساختاری است که ارائه میشود. ما همیشه در این زمینه دچار افراط و تفریط بودهایم. گاهی خیلی پر میشویم و گاهی خالی. این اداره کل باید سعی کند در حوزههای مختلف پیام را در یک نقطه بهینه متعادل کند.

این نقطه تعریف شده است؛
هنوز تعریف نشده است و باید نقطه تعادل را پیدا کنیم و از افراط و تفریط پرهیز کنیم؛ مثلا در حوزه جشنواره و نقد و بررسی نیاز به یک تحول داریم و باید در حرکت جدید این تحول را به سرعت آغاز کنیم.


رضااستادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها