مخاطب تلویزیون فقط تهرانی ها نیستند

آیا می توان برنامه های نوروزی سیما را نتیجه یک سال تجربه اندوزی تلویزیون در جلب رضایت مخاطب و بالابردن سطح کیفی برنامه ها دانست؛
کد خبر: ۱۳۰۳۱۸

در مطلبی که می خوانید قصد بر این نیست که به این کارنامه نمره ای داده شود، بلکه فقط نگاهی اجمالی است به پرمخاطب ترین برنامه های سیما یعنی سریال های نمایشی و فیلمهای سینمایی. قشر وسیعی از مردم خود را آماده کرده بودند تا در تعطیلات طولانی مدت نوروز بیشترین وقت خود را در کنار تلویزیون سپری کنند.

مسوولان تلویزیون امسال بیش از صد فیلم را برای پخش در ایام نوروز آماده کردند. مسلما در انتخاب فیلمها برای شبکه های مختلف سلایق متفاوت مخاطبان نیز در نظر گرفته شده بود، البته باید کمی منتظر ماند تا مرکز تحقیقات صداوسیما نظرسنجی های خود را کامل کند تا بتوان با استناد به این اعداد و ارقام متوجه شد که بیشترین قشر مردم از چه فیلمهایی بیشتر استقبال کرده اند؛ اما در یک نگاه کلی بخصوص اگرمانند نگارنده جزو یکی از مسافران نوروزی باشید، متوجه می شوید که اکثر فیلمها براساس ذائقه مردم پایتخت نشین انتخاب شده اند، فیلمهایی که هر چند جزو آثار شاخص سینمای دنیا هستند، اما عموم مخاطبان با آنها ارتباط برقرار نمی کنند و ترجیح می دهند به جای تماشای آنها و سردرآوردن از پیچیدگی های آنها یک فیلم کمدی به همراه خانواده به تماشای آن بنشینند.
البته نمی توان توجه مردم به فیلمهای ایرانی پخش شده از تلویزیون را نادیده گرفت ؛ فیلمهایی چون «بیدمجنون» و«به نام پدر» که اکثر مردم را پای گیرنده های خود نشاند و ثابت کرد که جای نمایش فیلمهای ایرانی از سیما به صورت محسوسی خالی است. در کنار این فیلمها، فیلمهای خارجی مطرحی نیز به نمایش درآمد و نشان داد که سیما برای تعطیلات نوروزی هزینه زیادی کرده است ؛ با نگاهی به فیلمها ی تلویزیونی مانند "تنگنا" و "به خاطر سوگند" هم می توان به این نتیجه ساده رسید که بیشتر مخاطبان تلویزیونی که در سراسر کشور پراکنده هستند فیلمهای ایرانی را که در آنها بازیگران معروف ایفای نقش می کنند بیشتر می پسندند.
در اینجا قصد بر این نیست که با یک ارزشگذاری شتاب زده نمایش فیلمهای ارزشمند خارجی را محکوم کرد، بلکه صحبت از توجه به خواسته مخاطب فراگیر تلویزیون و توجه به سلیقه های مختلف است. مسلما نوجوان و جوانی که در شهرستانی دور از مرکز زندگی می کند و مهمترین سرگرمی او تماشای تلویزیون است تمایل چندانی به دیدن فیلمهایی که از سینما یک ، سینما 86 و سینما 4 پخش می شود ندارد.
او تاحدودی می تواند با نقدهای پیچیده ای که از این فیلمها توسط منتقدان می شود ارتباط برقرار کند و تلاش کند آنها را درک کند؛ اما به این بیننده هم کمی حق بدهیم و به نیاز سرگرمی او هم توجه کنیم. شاید بد نباشد گاهی برای او یک فیلم مفرح و راحت هم نمایش داد. بیننده ای که قرار است در کنار این فیلمها به تماشای دیگر آثار تلویزیونی اعم از سریال و مسابقه و برنامه ترکیبی هم بنشیند و شاید گاهی لازم نباشد که برای ارتقای سطح سلیقه او فقط در انتخاب فیلمهای سینمایی سختگیری کرد.

عجله کنید ، نوروز نزدیک است!

بانگاهی به سریال های نوروزی می توان به این نکته پی برد که مسوولان تلویزیون خواسته اند با تولید سریال های طنز اوقات شادی را برای مخاطبان رسانه ملی فراهم کنند. عمر این گونه سریال ها در تلویزیون پس از انقلاب بیش از 15 سال است ؛ در این سالها دست اندرکاران تولید سریال های کمدی تجربیات بسیاری به دست آورده اند و توانسته اند ذائقه مخاطب را بشناسند و با ارتقای آن گاهی اوقات آثار ارزشمندی تولید کنند؛ اما بانگاهی به سریالهای کمدی نوروز امسال می توان به این نتیجه رسید که سالها تجربه اندوزی تقریبا نادیده گرفته شده است.
سریال ترش و شیرین که در روزهای نوروزی از شبکه 3 سیما پخش شد، با اقبال بیشتری از سوی مخاطبان روبه رو شد. ترش و شیرین هرچند توانست در خنداندن مردم موفق شود، اما در مقایسه با دیگر کارهای عطاران ضعیف جلوه کرد. این سریال با دستمایه قرار دادن یک سوژه قدیمی یعنی قرار دادن آدمهای فقیر و پولدار در کنار هم ، موقعیت های کمیکی را به وجود آورد که باعث خنده می شدند. موقعیت هایی که بیشتر شبیه کاریکاتور بودند و با در کنار هم قرار دادن این کاریکاتورها تلاش می شد قصه ای تعریف شود؛ اما واقعیت این است که قصه ای وجود نداشت.
یک خط داستان بود که در یک سریال چندین قسمتی تعمیم داده شده بود.

نداشتن فیلمنامه بزرگترین مشکلی است که آثار تلویزیونی را تهدید می کند

بیننده هرچند با اشتیاق سریال را پی گیری می کرد، اما واقعیت این است که در قسمتهای مختلف چیز جدید دستگیر او نمی شد و به اطلاعات او افزوده نمی شد و تنها جذابیتی که باعث می شد مخاطب هر شب به تماشای سریال بنشیند، همان کاریکاتورهای کمیک بود.
عطاران در کارهای قبلی خود نشان داد توانایی این را دارد که حس همذات پنداری مخاطب را با شخصیت های خود همراه کند؛ اما در ترش و شیرین از این همذات پنداری خبری نبود؛ چون او در کار جدید خود بیشتر بر تیپ متمرکز شده و روی شخصیت ها کار چندانی انجام نداده بود.
سریال های مناسبتی چند سالی است که در تلویزیون جا خوش کرده اند و در ابتدای تولید این سریال ها چنین به نظر می رسید که قرار است برای هر مناسبت سریال خاص همان ایام ساخته شود. مثلا در ماه رمضان یا محرم حتما سریال ها هر طور که شده به این مناسبت ها مرتبط باشند، اما بتدریج و با گذشت زمان و باز هم کسب تجربه مسوولان تلویزیون این سیاست را در پیش گرفتند که الزاما نباید سریال های مناسبتی ربطی مستقیم به مناسبت خاص داشته باشند. در نوروز امسال اما این شیوه درست هم انگار نادیده گرفته شد و شبکه های مختلف خود را ملزم کردند برای نوروز حتما سریال طنز داشته باشند در صورتی که یک سریال موفق اجتماعی هم می توانست یرای مخاطبان جذاب و گیرا باشد.
به طور مثال ، اگر گروه اجتماعی شبکه 2 سیما به جای سریال به اصطلاح کمدی بایرام تولید یک سریال اجتماعی با موضوع آپارتمان نشینی را در دستور کار خود قرار می داد، حتما موفق تر می شد. بایرام هرچند از بازیگران نام آشنا و کمدین بهره برده بود؛ اما نتوانست موفق شود چون در وهله اول قصه نداشت و باز هم گروه با یک خط قصه سرکار رفته بودند تا یک سریال 15 قسمتی را بسازند. این یک خط قصه که بهتر است آن را «ایده اولیه» نامگذاری کنیم ، باعث شده بود بازیگران در صحنه دور خود بچرخند و ندانند که باید چه کنند و چه بگویند بنابراین دست به بداهه گویی می زدند غافل از این که بداهه پردازی راه و روش خود را دارد و توانایی های خاصی را می طلبد.
فتحعلی اویسی و امیر جعفری که پیش از این در سریال بدون شرح به زوج کمیک موفقی تبدیل شده بودند، برای نجات سریال گویا تصمیم گرفته بودند همان تیپها را در بایرام هم پیاده کنند که نتوانستند کاری از پیش ببرند.
اگر پای صحبت سازندگان سریال های نوروزی بنشینی و درباره ضعفهای کارشان از آنها بپرسی ، اولین نکته ای را که یادآور می شوند این است که وقت کافی نداشتیم و همه چیز با عجله پیش رفت. اما واقعیت این است که مدیران شبکه های مختلف سیما همه مناسبت ها را می شناسند و می دانند که برای این ایام به چه سریال ها و برنامه هایی نیاز دارند. با کمی دقت و برنامه ریزی می توان به مشکل کمبود وقت که دامان بیشتر کارها را گرفته است ، فائق آمد. در این شرایط مخاطب حق دارد که این بهانه همیشگی را دیگر نپذیرد و خواستار یک کار خوب باشد.اما اگر این دلیل همیشگی را نادیده بگیریم و با نگاه دقیق تری به سریال ها توجه کنیم ، به این نتیجه می رسیم که نداشتن فیلمنامه بزرگترین مشکلی است که آثار تلویزیونی را تهدید می کند. مسوولان تلویزیون اهتمام خود را بر پایه افزایش فیلمها و سریال های داخلی گذاشته اند؛ اما این روند زمانی موفق خواهد بود که کیفیت آثار بر کمیت آنها بچربد تا مخاطب اعتماد خود را به رسانه ملی حفظ کند بنابراین اگر قرار است آثار برتر به نمایش درآید، شاید بهتر باشد در وهله اول تلویزیون روی تهیه کنندگان سریال ها و فیلمها سرمایه گذاری کند و تعریف تهیه کننده را از ذی حساب جدا کند و تولید کارهای خود را به تهیه کنندگان حرفه ای بسپارد تا آنها با انتخاب قصه های مناسب و عوامل کاربلد آثاری در خور رسانه ملی و مخاطبان میلیونی آن تولید کنند.


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها