در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
زمستان سرد و ایده یک فیلم مستند سالها بود به طور جدی به ساخت فیلم بلند داستانی می اندیشیدم و حتی تا آستانه کلید زدن چند کار نیز پیش رفتم ، اما به دلیل مشکلات مادی و نداشتن تهیه کننده طرحهایم در نطفه خفه می شد. وسوسه ساخت فیلم بلند تمام این سالها آزارم می داد. من در فیلمسازی به دنبال انجام یک کار شاخص بودم تا تمام آن سالهایی را که پشت درهای بسته مانده بودم ، به نوعی جبران کنم و در واقع مسیر موفقیت و تولید کارهای آینده ام را کوتاه کنم. زمستان سال 84 برای من و مردم شمال زمستان سردی بود. خصوصا زمستان کوهستان. اوایل دی بود که دوست فیلمسازم ، ایوب روشن ضمیر از تهران به ساری آمد. از من راجع به کارهای جدیدم جویا شد. او یک دوربین هندی کم داشت. شب با او تماس گرفتم و گفتم: ایوب فردا بیا نکا. می خواهم فیلم بسازم. پرسید: داستانش چیه؛ گفتم: نمی دانم! فقط می خواهم تا می توانم ازشهر و مردمانش دور شوم! صبح روز بعد ایوب با دوربینش به خانه ام آمد. ساعتی بعد به ترمینال هزار جریب رفتیم و سوار مینی بوسی شدیم که نمی دانستیم به کجا و کدام روستا می رود! دل نه به دریا که به کوهستان زدم. |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: