چهره خشن زندگی

اینک پس از چند دهه تجربه اندوزی در زمینه سریال سازی ، مجموعه سازان ایرانی راه و روش کار را بخوبی آموخته اند و دیگر خوب می دانند که برای جلب نظر مخاطب عام ، چگونه مجموعه هایی باید بسازند.
کد خبر: ۱۲۹۱۹۱

مجموعه «سایه سکوت» گواه این ادعاست. مجموعه ای خانوادگی که به شرح و بسط موضوع مکافات عمل در قالب ماجرایی پرپیچ و خم پرداخته است. ماجرای غریبی که بعید به نظر می آید نظیرش در عالم واقعیت اتفاق بیفتد. البته این موضوع از نگاه تماشاگری که شیفته و مجذوب سریال شده و بشدت تحت تاثیر صحنه های احساسات برانگیزش قرار گرفته ، اهمیت چندانی ندارد.از مادر هند، تقلید زندگی و مادام ایکس گرفته تا نمونه ایرانی اش میم مثل مادر. در مجموعه سایه سکوت هم چون مجموعه زیرتیغ با این واقعیت تلخ مواجه می شویم که غمهای زندگی بیش از شادیهای آن است.
شخصیت های این مجموعه نیز مدام در رنج و عذابند و هیچ کدام آنها شب و روز خوب و راحتی را نمی گذرانند. صبح را با تشویش و نگرانی به شب می رسانند و شب را با هزار جور فکر و خیال منفی به صبح می آورند. فرضا طاهره (مادر نرگس ) زن رنج دیده ای است که حتی ساده ترین و معمولی ترین واکنش شادی بخش یعنی لبخند زدن را از یاد برده که در جوانی بار غمهای آزاردهنده ای را به دوش کشیده و اینک در بزرگسالی نیز مجبور است روزهای پردرد و رنجی را تحمل کند. مجموعه سایه سکوت مجموعه ای تلخ و آزاردهنده است که به شرح تیره بختی آدمهایی می پردازد که ناخواسته در دام موقعیت های ویرانگر می افتند که اگرچه انگشت اتهام مجموعه به سوی شخصیت های منفی ماجرا (امیر و جهانگیر و تا حدودی هم منوچهر) است ، اما اگر منطقی تر و واقع بینانه تر به قضایا بنگریم متوجه می شویم که مقصر اصلی در به وجود آمدن این همه مصیبت و دربه دری کسی نیست جز منصور.
مردی که به دلیل نازایی همسرش و به خاطر آن که صاحب فرزندی شود یکی از بدترین راهها را انتخاب می کند. نتیجه اشتباه او در جوانی ، پس از مرگش آشکار می شود.
عده زیادی به زحمت و دردسر می افتند و زندگی دو دختر جوان بی رحمانه دستخوش ناملایمات می گردد. گرچه به یقین هدف فیلمنامه نویس و کارگردان بدجلوه دادن شخصیت منصور و نیز روش بچه دار شدن او نبوده ، اما درعمل زمینه چنین نتیجه گیری و برداشتی را فراهم آورده اند. مجموعه از نظر محتوا، شیوه بصری و شکل اجرا یادآور فیلمهای ایرانی سی چهل سال پیش است. همان کاراکترها، همان رفتارها، همان دیالوگ ها و همان روابط. در فضایی مشابه و با ماجرایی مشابه. توجه شود به قسمتهایی از مجموعه که به شیوه بازگشت به گذشته (فلاش بک) روایت شده اند و صحنه های مربوط به دادگاه یا صحنه ای که طاهره در برداشتن یکی از آن دو نوزاد دچار تردید و دودلی می شود و نمی داند کدامیک را انتخاب کند و... که بخصوص از جهت ساختار ظاهری دقیقا دوباره سازی صحنه هایی است که در فیلمهای ایرانی آن دوره رایج و متداول بود.سایه سکوت در واقع یک رمان تصویری است که بیش از هر چیز به دیالوگ هایش متکی است.
سریال کم تحرک و پرحرفی که کارگردان سعی کرده از طریق نماهای نزدیک متعددی که از چهره بازیگران گرفته ، حالات درونیشان را منتقل کند و به دیالوگ ها احساس ببخشد.
اگر قرار باشد از بازیها تعریف شود، بی تردید این تعریف را باید از بازی سیاوش طهمورث شروع کنیم که گویی نقش برادر دوقلوی قدرت (در سریال زیرتیغ) را بازی کرده است!
طهمورث دیگر در این قاب جا افتاده و گرچه این گونه نقشها را خوب بازی می کند، اما در شرایط کنونی زمانی می توان از بازی او تعریف کرد که او در نقش متفاوتی ظاهر شود. لی ماروین هم همین طور بود. یک عمر شخصیت آدمکش های حرفه ای را بازی کرد، که خیلی هم عالی بازی کرد؛ اما یک بار در نقش متفاوتی در فیلم کت بالو ظاهر شد که همان بازی برایش اسکار آورد. مجموعه شخصیت خبیث و شروری هم دارد که کاظم افرندنیا آن را بازی کرده است.
شخصیتی که خیلی شبیه است به تگزاسی های ویرانگر فیلمها و سریال های حادثه ای امریکایی بخصوص در صحنه ای که با خودروی خود وارد باند مخالف جاده می شود و رو در روی خودروی حامل نرگس و مادرش قرار می گیرد و... با توجه به این که از نگاه سینما روهای قدیمی ، افرندنیا همیشه یادآور ریچارد بون بازیگر کهنه کار نقشهای منفی فیلمهای امریکایی بوده است ، می شود نتیجه گرفت که انتخاب او برای ایفای نقش شخصیت شرور این مجموعه انتخاب به جایی است.


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها