ویژگی های ناکارآمد

سریال MDAدو ویژگی بارز دارد که البته هیچ یک در وهله اول به عنوان نقطه قوت آن به حساب نمی آیند اما می توانند کلیدی باشند برای ما در جهت دریافت وجوهی از سریال که در نقد آن یاریمان کند.
کد خبر: ۱۲۸۰۶۲

اولین ویژگی آن است که MDAیک موضوع کاملا تخصصی یا حتی فوق تخصصی را دستمایه کار خود قرار داده است: شخصیت های وکیل و پزشکی در یک دفتر وکالت که به شکایات مربوط به جرایم پزشکی رسیدگی می کنند. این موضوع فی نفسه می تواند جذابیت های زیادی را بیافریند و سرچشمه رویدادهای متنوعی شود که با پیچ و خم های دراماتیک مناسب توجه تماشاگر را در هر قسمت به خود جلب کند. در دنیای پزشکی ، مرگ و زندگی انسان ها در اکثر اوقات به دستهای یک انسان می افتد به نام پزشک که او می تواند با تبحرش موجبات ادامه زندگی را فراهم کند یا با لغزشی مرگ را تسریع بخشد و طبیعی است که بازماندگان آن بیمار اگر از آن خطا مطلع شوند، از پزشکی که به وظیفه اش به درستی عمل نکرده رنجور خواهند شد و مرکزی چون MDAدر همین زمان به کار می آیند. البته همیشه هم بحث بر سر مرگ و زندگی نیست بلکه گاه یک پزشک می تواند نوع زندگی آینده یک بیمار را تعیین کند و به آن از لحاظ فیزیکی اعتلا بخشد یا در اثر اشتباه موجب نقصانی شود که در آینده بیمار هیچ گاه قابل جبران نیست.
چالش اصلی که سریال MDAاز طریق آن قصد داشته کشمکش دراماتیک ایجاد نماید، اعمال ابهام در این مورد است که آیا اساسا یک جرم پزشکی حادث شده است یا خیر؛ آیا در نقصان حاصل شده ، کوتاهی و قصور پزشک واقعا تاثیرگذار بوده است یا مجموعه ای از عوامل بیرونی مربوط به زندگی شخصی بیمار باعث آن نقصان شده یا مثلا عوارض غیرقابل پیش بینی بعد از اقدام به معالجه پزشک یا... سریال تا به اینجا مصالح کار را به خوبی فراهم کرده تا بتواند مقدمات لازم را برای کشمکش دراماتیک فراهم آورد اما این مقدمه خوب باعث خلق متن خیلی خوبی نشده است.
علت این امر بیش از همه به نظر بنده آن است که شخصیت های وکیل یا پزشک شناسنامه مناسبی ندارند. گرچه به اسم وکیل یا پزشک شناخته می شوند اما آنچه براساس آنها باید تمایز شخصیتی شان را درک کنیم چندان مشاهده نمی شود. به طوری که شخصیت های وکیل از ظرایف علم پزشکی مطلع اند و بالعکس شخصیت پزشک ازعلم حقوق و وقتی هویت و فردیت آنها براساس مهمترین عامل تمایز آنها، یعنی شغلشان برجسته نمی شود و شاخص نمی گردد طبیعی است که تعاملی هم که بین این شخصیت های بدون فردیت شاخص باید ایجاد شود، نمی تواند دلچسب و درگیر کننده از کار در آید. هر چند دربعضی جاها تلاش شده باشد که این تمایز ایجاد شود مثلا در آنجا که جیمی (پزشک گروه) هر چه تلاش می کند نمی تواند یک نامه حقوقی مناسب بنویسد اما این سوال هم مطرح می شود که چرا وکلای دفتر که بیشتر به پیچ وخم نوشتن نامه های حقوقی واقف اند، خود این وظیفه را برعهده نمی گیرند و در نتیجه این کشمکش فاقد دلالت منطقی است.
برای پر کردن این خلائ شخصیتی که به ضعف کشمکش دراماتیک بین آدمها انجامیده است سعی شده که شاخص شدن آدمها و مهم شدنشان برای تماشاگر از طریق نوعی همذات پنداری حاصل شود که معمولا براساس تجربه های روایی گذشته جواب داده است و آن ایجاد ضعفها و قوتهای انسانی برای این پزشکان و وکلا و یا ایجاد صمیمت های همکاری بین آنهاست.
مثلا اندرسون که یکی از وکلای دفتر است به نوعی بیماری مبتلا شده که هم او را عذاب می دهد و همدردی همکاران را برمی انگیزد و هم به خاطر شخصیت بذله گویش باعث نشاط خاطر آنها، حتی براساس حرف زدن از بیماری خود می گردد.
در واقع سازندگان سریال از آنجا که نتوانسته اند براساس شغل شخصیت ها بارور شدن دراماتیک آدمها را حاصل آورند، دست به دامان کهن الگوهایی شده اند که جذب تماشاگر را معمولا در پی دارند و تا حدودی هم دراین راه موفق بوده اند. چون در غیاب آن عنصر اصلی به هر حال عنصر دیگری اندیشیده شده که بتواندتا حدودی به شخصیت ها گوشت و پوست و خون بدهد و آنها را از انجماد و انفعالی که ویژگی شخصیت های بی هویت است برهاند.
دومین ویژگی MDAاستفاده اش از فضاهای اکثرا بسته استودیووار است و بیش از همه در دفتر وکالت. پس یکی از زمینه های دیگری که می تواند در مجموعه تنوع بصری ایجاد کند از دست رفته است . برای پر کردن این خلائ عمده فعالیتی که صورت گرفته پیگیری چند داستان است در یک قسمت و دنبال کردن تمام شخصیت های درگیر با آن ماجراها و شکایت ها. اما این راهکار تنها در صورتی چاره ساز خواهد بود که یا همراه با تنوع بصری باشد یا تنوع مضمونی. به این معنی که مثلا وقتی از یک اتاق به اتاق دیگر قطع انجام می گیرد و به طور متناوب این عمل تکرار می شود تا هر دو شکایت موازی با هم را در یک قسمت پی بگیریم ، برای این که تماشاگر دچار تشتت خاطر نشود یا باید این دو فضای فیلمبرداری متفاوت باشند یعنی نوع صحنه پردازی متفاوت و چشمگیر به گونه ای که این تغییر فضا چشم نواز باشد، یا مثلا نوع شیوه هایی که برای فیلمبرداری از دو موضوع موازی هم استفاده شده متفاوت باشد یا نوع بازی بازیگران یا حداقل موضوعاتی که در اتاق ها تشریح می شوند، جوری تعبیه شده باشند که نوعی پتانسیل تنوع مضمونی در خود داشته باشند، اما MDAهیچ یک از این موارد را رعایت نکرده است و به همین دلیل تمهیدش برای ایجاد تنوع داستانی که کسالت های ناشی از عدم تنوع فضا را بپوشاند، نوعی اغتشاش ساختار روایی را حاصل آورده که باعث سردرگم شدن تماشاگر می شود. بخصوص وقتی که اصلا داستان هایی به صورت موازی پیگیری می شوند که موضوعاتی شبیه به هم دارند مثلا در یک قسمت هر دو داستان در کلیت خود به سقط جنین می پردازند و هضم جزئیات پرونده های مشابهی که در اتاق ها پیگیری می شود، بدون این که هیچ نوع تکثری یا تغییری را از لحاظ بصری شاهد باشیم و دنبال کردن این ساختار پیچ و خم دار شده تحمیلی را تقریبا غیرممکن می سازد.
سریال MDAبا اختیار کردن دستمایه ای که می تواند در دنیای نامتناهی پزشکی و وکالت را در تعامل با هم به منصه ظهور برساند و مشکلات و گرفت و گیرهای هر دو شغل را معرفی کند و...امکان مناسبی را در اختیار داشته است تا تبدیل به یک سریال پرکشش و جذاب شود، اما نتوانسته از این همه مصالحی که در دسترس اش بوده در جهت ایجاد یک ساختار روایی استفاده کند که بتواند هم مشکلات این دو شغل را به طور توامان مطرح کند و هم شخصیت ها و موقعیت هایی بیافریند که احساس همذات پنداری تماشاگر را برانگیزاند به گونه ای که پس از تماشای آن اندکی خود را نسبت به پزشکانی که ناخودآگاه و به صرف انسانیت شان خطاهایی را در شغل خود مرتکب می شوند، نزدیک تر بدانیم و نسبت به آنها دلسوزی و همراهی بیشتری داشته باشیم یا نسبت به پزشکانی که خود خواسته منشائ خطا شده اند آگاه تر شویم و بدانیم که روشهایی وجود دارند که از طریق آنها بتوانیم حقوق انسانی خود را در موردی مشابه بازپس گیریم.این مجموعه داستانی دوشنبه ها ساعت 21.30 از شبکه 2سیما پخش می شود.


محمد هاشمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها