jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۹۷۹۵ ۲۴ مهر ۱۳۹۹  |  ۰۸:۴۰

حضرت فاطمه(ع) بعد از شهادت حضرت رسول اکرم(ص) به فاصله کمی به پدر بزرگوارشان ملحق شدند

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از سایت حوزه نت، حضرت فاطمه(ع) بعد از شهادت حضرت رسول اکرم(ص) به فاصله کمی به پدر بزرگوارشان ملحق شدند.

گریه های حضرت زهرا بعد از شهادت حضرت رسول اکرم ص

در این فاصله اندک تا شهادت خود حضرت(س) گریه و حزن ایشان به قدری بود، که نام ایشان جزء بکائین خمسه می باشد.

علت گریه های حضرت فاطمه(س) بعد از شهادت حضرت رسول اکرم(ص) و جریان هجوم توسط غاصبین، چه بود؟

 امام صادق(ع) در این باره می فرماید:

 «الْبَکاءُونَ خَمْسَة: آدَمُ(ع)، و یعقُوبُ(ع)، و یوسُفُ(ع) وَ فَاطِمَةُ(س) بِنتُ مُحَمَّدِِ(ص) وَ عَلِی بنُ الحُسَینِ(ع)!

وَ أَمَّا فَاطِمَةُ(س) فَبَکتْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّی تَأَذَّی بِهِ أَهْلُ الْمَدِینَةِ فَقَالُوا لَهَا: قَدْ آذَیْتِینَا بِکثْرَةِ بُکائِک!

إِمَّا أَنْ تَبْکی بِاللَّیْلِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْکی بِالنَّهَارِ

فَکانَتْ تَخْرُجُ إِلَی الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکی حَتَّی تَقْضِیَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ»

 گریه کنندگان -معروف تاریخ- پنج نفرند:

آدم(ع) و یعقوب(ع) و یوسف(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) وامام سجاد(ع)!

امام صادق(ع) درباره علت گریه حضرت فاطمه(س) فرمود:  حضرت فاطمه(س) در فراق رسول اکرم(ص) به قدری گریه کرد که اهل مدینه خسته و ناراحت شده و به او گفتند: تو به واسطه کثرت گریه ات ما را اذیّت می کنی!

باید یا شب گریه کنی و یا روز گریان باشی!

لذا حضرت زهرا(س) از مدینه خارج و به سوی قبر شهداء می رفت، وقتی ناراحتی های قلبی خود را با گریستن خالی می کرد، به سوی مدینه باز می گشت.

اما حقیقت این است که گریه حضرت فاطمه(س) تنها برای از دست دادن پدر نبود، بلکه گریه های ایشان، مردم را به یاد وقایعی می انداخت، که نسبت به آن بی تفاوت شده بودند و این دل حضرت فاطمه(س) را به درد می آورد، از جمله بی حرمتی و بی اعتنایی به فرمایشات رسول اکرم(ص) در مورد جانشینی امام علی(ع) و هجوم و اهانت به خانه وحی و نادیده گرفتن و حتی فراموشی واقعه غدیر و اینکه حضرت(س) به واسطه این گریه ها به نوعی درصدد اثبات حقانیت و مظلومیت امام علی(ع) بود.چون با شعار «فُقِدَ النَّبِیُّ وَ ظُلِمَ الْوَصِیُّ»این راه را پیش گرفتند. اما اینکه آیا این گریه ها موجب آزار اهل مدینه بوده است یا نه؟!!

 علامه مرحوم سید جعفر مرتضی عاملی در این باره می گوید: «ما تصور نمی کنیم که گریه زهرا(س) در فراق پدرش آسایش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد بلکه آنچه آنان را ناراحت کرد و به واکنش واداشت چیزی است که وجود زهرا(س) در کنار قبر پدرش با حالتی از حزن و اندوه و دلتنگی و دل شکستگی برمی انگیخت (یعنی) مظلومیت زهرا(س) که بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمده بود و نمایانگر حالت تحریک مداوم مردم پاک نهاد و مخلص و با ایمان و در نتیجه نابودی خطی بود که از انجام هیچ عملی در راه رسیدن به خواسته هایش فرو گذار نکرد.

گریه زهرا در فراق شخص رسول خدا(ص) به اندازه گریه آن بانو در تجسم سرنوشت غمباری که به مجرد وفات پیامبر اسلام، بر خاندان پیامبر(ص) وارد شد نبود (در واقع گریه اصلی برای اوضاع پس از رحلت پیامبر(ص) بود)

به هر حال پس از فشار حاکمان و اعتراض همسایگان، امام علی(ع) در قبرستان بقیع، اتاقی برای فاطمه زهرا(س) ساخت که (بیت الاحزان) نام گرفت.

پس از آن حضرت فاطمه(س) در آن شروع به گریه نمودند؛ و به این نحو، گریه را علنی تر کردند.

البته گریه حضرت(س) در خانه ی خودش تا حدودی علنی بود، چون خانه امیرمومنان(ع) به مسجد النبی(ص) چسبیده بود و درب آن به داخل مسجد باز می شد.

لذا تمام اهل مسجد آن گریه های اعتراض را می شنیدند و برایشان یقین حاصل می شد که آن حضرت(س)، از ابوبکر و مردم مدینه رنجیده اند.

لذا بر آنها واجب می شد که رضایت حضرتش را جلب کنند، امّا چنین نکردند.

البته طبق احادیث خود اهل سنّت، ابوبکر و عمر اقدام نمودند به جلب رضایت آن حضرت(س)، ولی آن حضرت(س) رضایت ندادند که هیچ، بلکه تأکید نمودند که هیچگاه آنها را نخواهند بخشید.

در روایات دیگری آمده است که حضرت فاطمه(س) پس از رسول اکرم(ص) همیشه محزون و غمگین بود و هیچگاه نخندید و آنگاه که بیمار شد، در شکایت خود به سوی خدا چنین می گفت:

 «یا حَی یا قَیومُ! بِرَحْمَتِک أَسْتَغِیثُ فَأَغِثْنِی اَللَّهُمَّ زَحْزِحْنِی عَنِ اَلنَّارِ وَ أَدْخِلْنِی اَلْجَنَّةَ وَ أَلْحِقْنِی بِأَبِی مُحَمَّدٍ(ص)»

 ای خداوند زنده و پاینده، به رحمت تو پناه می برم پس به فریادم برس!

بار خدایا! مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد کن و مرا به پدرم رسول خدا(ص) ملحق ساز.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا ا... عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا» در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادند. بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. (احزاب/23)

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر