jamejamonline
فرهنگی عمومی کد خبر: ۱۲۶۹۵۲۸ ۰۳ تير ۱۳۹۹  |  ۲۱:۰۰

گفتگو با اسماعیل آذری‌‌نژاد، قصه‌گوی بچه‌های روستایی

دعوا نکنیم، حرف بزنیم

«به جای فحش دادن به تاریکی، شمعی روشن کنید.» این جمله را حتما شنیده‌اید.گروهی حتی در دهه‌های قبل آن را می‌نوشتند و به دیوار اتاق‌شان می‌زدند تا مثلا مثبت‌اندیشی و راه تغییر جامعه را یاد بگیرند و از خودشان شروع ‌کنند.

اما این شعار کمتر به عمل تبدیل شده که اگر می‌شد الان باید شرایط بهتر بود و لازم نبود خیلی‌ اتفاقات ساده مثل صحبت کردن فرزندان با والدین و حل مشکلات در خانواده به چالشی مهم تبدیل شود.

اگر هر کدام از ما شمعی روشن کرده و تغییرات کوچک را شروع می‌کردیم شاید الان میزان اخبار ناگواری که می‌شنیدیم کمتر بود، اتفاقاتی که کاملا به رفتارهای فردی ما بستگی دارد.

اسماعیل آذری‌نژاد اما از آن آدم‌هایی است که بدون توجه به سرما و گرما و بالا و پایین شدن قیمت ارز و دعواهای سیاسی و حتی کم و زیاد شدن حقوق معلمان و بدون این که منتظر بماند تا کسی بیاید اتفاقی را رقم بزند، خودش دست به کار شده و تا الان کاری کرده کارستان. برای بچه‌های روستاهای کهگیلویه و بویر‌احمد کتاب می‌برد و برایشان قصه می‌خواند. هدف و آموزش مهارت گفت وگو به بچه‌هاست. او معتقد است گفت‌وگو تنها ابزاری است که می‌تواند آینده بچه‌ها را روشن کند.

به نظرتان گفت‌وگو چگونه شکل می‌گیرد و چگونه می‌تواند پیشرفت کند و باعث تغییر رفتار شود؟

خاطره‌ای برایتان تعریف کنم. در روستایی بین بچه‌ها بودم و از آنها سوال کردم اگر وسیله‌ شما را دوستتان بی‌اجازه بردارد چه می‌کنید؟ یکی گفت او را کتک می‌زنم، دیگری گفت به مادرش می‌گویم، یکی گفت به او ناسزا می‌گویم و ... به آنها گفتم یک راه دیگر هم وجود دارد. به او بگویید: چرا بدون اجازه برداشتی؟ یکی از بچه‌‌ها دستش را نشان داد و گفت: « وقتی کوچک‌تر بودم یک روز دستم را در جیب پدرم کردم. او دید و دستم را داغ کرد. در مدرسه هم معلم ما را با شیلنگ می‌زند! به نظرم بهترین راه، کتک زدن است چون هم در خانه و هم در مدرسه بزرگ‌ترها از این روش استفاده می‌کنند !» راستش را بخواهید آن بچه حرف درستی گفت. وقتی بچه‌ها گفت‌وگو را نه در خانه یاد می‌گیرند و نه در مدرسه، چگونه باید از آنها توقع داشت در اجتماع مسائلشان را با گفت‌وگو حل کنند و این مهارت اولین گزینه‌ای باشد که به ذهنشان می‌رسد؟

اگر بچه‌ها در مدرسه گفت‌وگو کردن را یاد بگیرند، می‌توانند روی دیگر افراد خانواده از جمله پدر و مادرشان تاثیرگذار باشند؟

کتاب‌هایی که برای بچه‌ها می‌خوانم و به آنها می‌دهم، گفت‌وگومحور است. وقتی بچه‌ با داستان گفت‌وگو کردن را یاد بگیرد، از آن در همه جا استفاده می‌کند، در محیط خانه به جای پرخاشگری و گریه و دعوا، حرفش را می‌زند. وقتی بزرگ شده و وارد جامعه شود وقتی با مشکلی رو به رو شود به‌جای بروز خشم، حرف می‌زند. وقتی حرف بزند حتی دچار بزه‌ هم نمی‌شود، چون خلائی احساس نمی‌کند که با بزهکاری آن را پر کند. آدم‌ها وقتی حرف درونشان می‌ماند و تلنبار می‌شود، به خشم روی می‌آورند. وقتی چیزی که فرد را آزار می‌دهد به کلمه تبدیل شود، رنجش و خشم را کم می‌کند. آدم‌ها ذاتا تمایل دارند، صحبت کنند و برای بیان خواسته یا مشکل خود از زبانشان استفاده کنند تا دستشان. اما زمانی که مهارت گفت‌وگو را بلد نیستند و نمی‌توانند از کلمات استفاده کنند به دست و قدرت بدنی‌شان روی می‌آورند و درگیر خشونت‌های رفتاری می‌شوند. در روستاها زیاد می‌بینم که بچه‌ها کتک‌کاری می‌کنند. وقتی به مادرانشان مراجعه کرده و طرح مسأله می‌کنم که چرا بچه‌ها را کتک می‌زنید، آنها هم یاد می‌گیرند، از پاسخ‌های آنها متوجه می‌شوم مادران به‌جز ابزار کتک، کار دیگری بلد نیستند که از آن استفاده ‌کنند. بیشتر مادرها از شوهرانشان که پدر خانواده هستند، کتک می‌خورند و این روش برای آنها عادی است. بدون این که بدانند این کتک‌ها چگونه به مرور به نهادینه شدن خشم و رفتارهای پرخشونت تبدیل می‌شود. در گام اول باید این چرخه را متوقف کنیم. همه باید کمک کنند؛ از مدارس گرفته تا دلسوزانی که اصلاح رفتارهای فردی دغدغه‌شان است. البته به نظرم آموزش و پرورش در این مسیر اصلی‌ترین قدم را می‌تواند بردارد. انتقاداتی به نحوه تدریس و رابطه معلمان با دانش‌آموزان دارم که همیشه مطرح کرده‌ام. رابطه معلم و دانش‌آموزان درست نیست. بچه‌ها از معلمان می‌ترسند و معلم‌ها به‌جای گفت‌وگو با دانش‌آموزان یا آنها را نصیحت می‌کنند یا تنبیه. در صورتی‌که مدرسه مهم‌ترین مکانی است که باید به بچه‌ها علاوه بر سواد، مهارت‌های مختلف رفتاری را آموزش دهد. رابطه‌های ما در همه سطوح جامعه بیشتر از بالا به پایین و یک‌طرفه است.

گفت وگو بین اعضای خانواده چه تاثیری در بهبود شرایط خانواده دارد، به‌خصوص بین پدر و فرزندان و مهم‌تر بین فرزند دختر و پدر؟

وقتی والدین و بچه‌ها حرف زدن با یکدیگر را بلد باشند، مسلما خشونت کمتر می‌شود، چون بسیاری از مسائل و ابهامات در همین مکالمات رفع می‌شود. این را هم بگویم که مردهای ایرانی کمتر اهل حرف زدن هستند و به شکل سنتی تمایلی به گفت‌وگو ندارند. برعکس خانم‌ها که اهل حرف زدن و ابراز احساسات خود هستند. مردهای ایرانی باید بیاموزند محبت خود را به زبان بیاورند. از حضرت رسول (ص) حدیث داریم که روزی سه بار به همسرتان بگویید دوستش دارید. وقتی محبت به زبان بیاید، ناخودآگاه خشم را کم می‌کند. وقتی مرد با همسرش حرف بزند و درباره مسائل مختلف با او گفت‌وگو کند در برابر دخترش نیز همین رفتار را انجام می‌دهد و این خودش باعث شکستن چرخه خشونت و پنهانکاری در خانواده می‌شود.

به‌جز آموزش و پرورش، تلویزیون به عنوان یک رسانه تصویری که تاثیر زیادی بر مخاطب دارد، چگونه می‌تواند مهارت گفت‌وگو را افزایش دهد؟

باید سیستم گفت‌وگو در جامعه شکل گیرد. در این روش همه باید دست به دست هم بدهند.عزم ملی لازم دارد. همه رسانه‌ها و آموزش و پرورش باید در کنار هم فرهنگسازی را شروع کنند. معلم‌ها باید بپذیرند که فقط منتقل کننده یک سری درس‌های خشک و غیرکاربردی به بچه‌ها نیستند. حتی درس‌ها باید به شکل گفت‌وگو به دانش‌آموزان تدریس شود. فرهنگ من می‌شنوم و می‌گویم باید باب شود. اگر می‌خواهیم جامعه در هر رده و طبقه‌ای رشد کرده و از خشونت دور شود باید یاد بگیریم حرفمان را بزنیم و حرف دیگران را هم گوش کنیم. گوش دادن هم بخشی از مهارت گفت‌وگوست.این که یکی حرف بزند و دیگری یا دیگران بگویند چشم به چرخه خشونت و ناامنی روانی ختم می‌شود. آموزش و پرورش چون ارتباط مستقیمی با بچه‌ها دارد و دانش‌آموزان بر این باورند که مدرسه جای آموختن است، وظیفه بسیار مهمی در این زمینه دارد. چند سالی است درس‌هایی در کتاب‌ها گنجانده شده که مهارت‌های فردی از جمله گفت‌وگو را به دانش‌آموزان می‌آموزد. اما آموزش و پرورش مشکل دیگری دارد و آن معلمانی است که آن‌قدر به‌روز و تعلیم دیده نیستند که بتوانند این آموزه‌ها را به شکل رفتاری و عملی به بچه‌ها یاد بدهند. معلم‌های کم حوصله که فقط می‌خواهند ساعت کاری خود را پر کرده و زود از مدرسه بیرون بزنند و تا روز بعد و کلاس بعدی با بچه‌ها هیچ ارتباطی ندارند، چگونه می‌توانند مهارت‌های کاربردی و رفتاری را به دانش‌آموزان یاد بدهند؟ به نظرم به موازات تغییر کتب درسی، معلمان هم باید آموزش ببینند و یاد بگیرند چگونه با بچه‌ها تعامل داشته باشند و به آنها آموزش بدهند.

طاهره آشیانی - روزنامه نگار / روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

بابایی جنگ را درست نوشت نه درشت!

بابایی جنگ را درست نوشت نه درشت!

بابایی از آنجا که خود رزمنده بوده، در سال‌های جنگ به معنای حقیقی کلمه با شهدا زندگی کرده و بعد از جنگ نیز همان ضرورت و رسالت را حس کرده و همان مسیر را ادامه داده است.

آغاز یک گام بلند در صنعت رسانه

آغاز یک گام بلند در صنعت رسانه

صنعت رسانه، رو به رشد و از نظر فناوری، پویا و متنوع است. به همین دلیل عملا توسعه این صنعت وابسته به نوآوری در آن است و بدون تکنولوژی این صنعت زمینگیر می‌شود.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر