2 نگاه به مجموعه داستانی زیر تیغ

یکی از بینندگان سریال «زیر تیغ» تحلیلی از این سریال را برای روزنامه جام جم ارسال کرده است ؛ تحلیلی که نشان می دهد این بیننده به قوانین جزایی آشنایی دارد.
کد خبر: ۱۲۶۵۴۸

نوشته وی با اطلاعاتی که در آن ذکر کرده ، خواندنی است.

زیر تیغ ، زیر تیغ نیست


سریال زیر تیغ به کارگردانی محمدرضا هنرمند از پربیننده ترین سریال های تلویزیونی است که این روزها توجه مخاطبان رسانه ملی را به خود جلب کرده است.
نقد و بررسی این سریال به لحاظ جنبه های فنی و هنری آن ، کار باارزشی است که از بضاعت علمی اینجانب خارج است ؛ هرچند به عنوان یک تماشاگر عادی هر هفته داستان سریال را دنبال می کنم و از تماشای آن لذت می برم ؛ با این حال بررسی حقوقی و گمانه زنی در مورد سرنوشت قهرمان فیلم یعنی محمود به عنوان متهم در قتل دوستش جعفر خالی از فایده نیست.
به اعتقاد اینجانب ، با روایت فعلی داستان و صرف نظر از اتفاقاتی که ممکن است در ادامه آن حادث یا کشف شود، نتیجه قضایی یا حکم محتمل الصدور دو صورت بیشتر نخواهد داشت که با توجه به تحلیل حقوقی قضیه ، محکومیت محمود به قصاص منتفی است.

شرح ماجرا


حسب محتویات پرونده و گزارش ماموران در تاریخ...ساعت...در محل رختکن کارخانه ، پس از مشاجره لفظی مابین دو کارگر به اسامی 1- محمود 2- جعفر، نامبردگان با هم گلاویز شده که بر اثر برخورد جمجمه جعفر به یکی از کمدهای موجود در رختکن ، وی مجروح و پس از انتقال به بیمارستان ، صبح روز بعد به گواهی پزشکی قانونی به علت ضربه مغزی فوت کرده است.
پرونده حکایت دارد متهم و مقتول از دوستان قدیمی یکدیگر بوده و پسر مقتول و دختر متهم که بین ایشان عقد شرعی جاری شده ، قصد ازدواج با یکدیگر را داشته اند.
پرونده همچنین حاکی است ، ابتدا 3 نفر از کارگران کارخانه به اسامی...در محل جنایت حاضر و شخص خسرو را که به تنهایی در صحنه حضور داشته دستگیر می کنند؛ ولی به رغم اقرار نامبرده در محل تحقیقات اولیه ، محمود خود را به کلانتری معرفی و به قتل جعفر اعتراف می کند.

تحلیل قضیه


بنابر مراتب پیش گفته و مطابق موازین قانونی و رسیدگی های ماهوی در دادگاه حسب مورد تصمیم دادگاه از 2حال خارج نیست: 1- براساس محتویات پرونده ، دادگاه سوئنیت یا قصد کشتن جعفر را از سوی محمود احراز نمی کند که در این صورت با توجه به این که قاتل قصد کشتن مقتول را نداشته و از طرفی کار انجام شده از سوی وی ؛ یعنی هل دادن مقتول نوعا کشنده نیست ، به استناد ماده 295قانون مجازات اسلامی ، نوع قتل خطای شبه عمد تشخیص داده شده و محمود به پرداخت دیه کامل در حق اولیای دم محکوم خواهد شد. 2- دادگاه حسب دلایل و مستندات پرونده احراز می کند که محمود در کشتن جعفر قاصد بوده و بعمد او را کشته است.
در این صورت و به رغم تصور عمومی و حکم عام ماده 207قانون مجازات اسلامی مبنی بر این که «هرگاه مسلمانی کشته شود، قاتل قصاص می شود» با توجه به اقرار اولیه خسرو به قتل جعفر و پس از آن اعتراف محمود به همان قتل و این که با توجه به اوضاع و احوال قضیه ، احتمال تبانی میان آنها وجود نداشته است ، موضوع مشمول حکم استثنایی مندرج در ماده 236 قانون مجازات واقع و قصاص یا دیه از هر دو آنها ساقط و دیه از بیت المال پرداخت خواهد شد.
در این ماده آمده است: «اگر کسی به قتل عمدی شخصی اقرار کند و پس از آن دیگری به قتل عمدی همان مقتول اقرار کند، در صورتی که اولی از اقرارش برگردد، قصاص یا دیه از هر دو ساقط است و دیه از بیت المال پرداخت می شود و این در حالی است که قاضی احتمال عقلانی ندهد که قضیه توطئه آمیز است.»


پرویز رضایی

حاکمیت قصه


محمدرضا هنرمند را کم و بیش می شناسیم و آثار فراوانی را از وی به خاطر داریم. با ایجاد صحنه های بسیار ساده و فضاهای صمیمی مخاطبان را با خود و داستان فیلم همراه می سازد و زمینه های جذب آنها را فراهم می کند.
هنرمند با داشتن این ویژگی ها سریال «زیرتیغ» را ساخته است ، سریالی که داستانی محکم دارد و از ساختاری متفاوت پیروی می کند.
هنرمند در این سریال با خلق فضاهایی ملموس و واقعی تبحر خود را به نمایش می گذارد و شناخت دقیق خود از نیاز مخاطب را به رخ می کشد. آگاهی هنرمند و تصویری از واقعیت های ساده دو خانواده صمیمی که به ناگاه دچار مشکل بزرگی می شوند و تا حد ویرانی پیش می روند قابل ستایش است ، اما به لحاظ روان شناختی در سریال دچار تناقض گویی می شود.
وجود صحنه های طولانی بدون حرکت و تکراری بودن برخی از دیالوگ ها و رفتار بازیگران بیننده را خسته می کند.
هنرمند در این سریال پرطرفدار به نکاتی نیز بی توجه بوده آن هم تنوع در تصویر و جایگاه بازیگرانش در نقشهای خود که به تکرار می افتند و مخاطب را از قصه دور می کند و بعد از گذشت چند قسمت این نکته حائز اهمیت است که قصه بر بازی بازیگران نیز چربیده و مخاطب بدون توجه به بازی خوب بازیگران فقط به انتظار نتیجه است اگر چه آدمهای سیاه و بدمن را شناخته اما درگیری ذهنی وی با قصه و پیچیدگی های پیش رو، او را از همراهی بازیگران بازداشته است.
بارها شاهد روایت تلخی ها و ناکامی های جامعه بوده ایم اما، هنرمند این بار به ابتکاری تازه دست زده و با تعلیق های متعددی که برای قصه پیش می آورد مخاطب را مجذوب کرده است ولی بهتر بود چارچوب های ساختمانی فیلمنامه نیز بیشتر رعایت می شد.
هنرمند را کارگردانی حرفه ای ، خوش سلیقه ، نکته بین و با شناخت می شناسیم وی نه تنها در انتخاب بازیگران و لوکیشن فیلمهایش بسیار وسواس به خرج می دهد بلکه در گرفتن بازی از بازیگرانش بسیار حرفه ای عمل می کند.
شناخت دقیق وی از بطن جامعه و مردم ، توانسته در خلق این اثر به یادماندنی بسیار حائز اهمیت باشد.
در مجموعه باید به این نکته اشاره کرد که «زیرتیغ» سریالی پرطرفدار است که نباید مخاطبانش را به خاطر برخی موقعیت های داستانی و تلویزیونی آزار دهد.


ناصر ندافی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها