دشواری برای ستاره چاق

حقیقت تلخ این است که رونالدو را از رئال مادرید بیرون کردند و واقعیت تلخ تر آن است که احتمال دارد سرنوشت مشابهی در سن سیرو منتظر او باشد.
کد خبر: ۱۲۵۶۶۱

از همان زمان که رامون کالدرون ، رئیس و فابیو کاپه لو، مربی رئال مادرید شدند ، جدایی رونالدو از این تیم پایه گذاری شد. با این که رونالدو در شکوه و به شکلی مثبت به میلان آمده ، اما حقیقت آن است که این مهاجم برزیلی را از تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا بیرون کردند و او اصلا از آنچه طی این فصل در برنابئو برای وی روی داده بود ، احساس رضایت نمی کرد و به صورت یک شکست خورده (ولو غیررسمی) آنجا را ترک گفت.

رونالدو از همان بدو ورودش به رئال به رغم زدن برخی گلهای حساس و داشتن مهارت های فنی یک مهاجم برجسته کمتر توانسته بود قلب هواداران رئال را فتح کند ، ولی آنچه او را در نهایت از این تیم جدا کرد ، مستقر شدن فابیو کاپه لو در مادرید و سپرده شدن مربیگری این تیم به این ایتالیایی نامدار 61 ساله از ابتدای این فصل بود ، زیرا وی هیچ گاه بازی و شیوه کار رونالدو را نپسندید و اگر هم پسندید یک جزء لاینفک برای تیمش نشمرد و اگر او را به خدمت گرفت ، بندرت و بیشتر به عنوان یک بود و از همان آغاز رود فان نیستلروی هلندی را نوک حمله ثابت تیم تلقی کرد ، هرگاه هم مهاجم سابق منچستر یونایتد با تعریف از رونالدو خواستار ایجاد یک زوج تهاجمی متشکل از خودش و این مهاجم 31 ساله برزیلی شد ، کاپه لو با مهارتی چشمگیر و با همان هنر و پختگی ای که از آدمی مثل او انتظار آن می رود ، خودش را به نشنیدن زده بود!
شاید هم کاپه لو چاره ای جز این نداشته است زیرا به رغم تمام ملاحظات و تعارف هایش بوضوح دریافت بود که با ترکیب موسوم به کهکشانی ها و تکیه بر تعدادی ستاره سیر و اشباع شده به جایی نخواهد رسید و اگر می خواهد به روال و روند 3 سال جام و مقام نبودن رئال پایان دهد ، باید این مهره ها را کنار بگذارد و به جوان ترها روی بیاورد. این که این گونه جوانان (شامل گاگو و ایگواین) هم در هفته های اول الحاق شان به رئال تحول عمده ای را در تیم ایجاد نکرده اند ، مساله ای است جدا!

او ابتدا موفق بود ، اما...

البته از حق نباید گذشت که رونالدو که در اواسط تابستان 2002 سر از رئال درآورد و در این راه اینتر را ترک گفت و به 5 سال حضور توام با مصدومیت های بسیار طولانی و غیبتهای مکرر خود در آن تیم پایان داد اوایل در مادرید موفق بود و در سال 2003 لیگ اسپانیا را هم با رئال فتح کرد ، ولی پس از آن مشکلات کلی رئال شروع شد که همه نفرات تیم را کمرنگ کرد و اتهام اضافه ای که رونالدو را تهدید و همراهی می کرد این بود که وی با تنبلی ذاتی اش و پرهیز از دویدن زیاد و رفاه طلبی هایش ، حاضر نیست فداکاری کند و یک ستاره واقعا زاید است.
هواداران رئال حاضر بودند برای رائول که یک تنبل ذاتی دیگر ولی بازیکنی خانه زاد بود کف بزنند ، اما برای رونالدو که همه و همه (و حتی رئیس جمهور برزیل) از چاقی اش و از داشتن حداقل 10 کیلو اضافه وزن وی انتقاد می کردند ، هورا نکشند. بدتر از همه این که همه آن فضا و تمامی آن انتقادها و مسائل رونالدو را تا سن سیرو نیز همراهی کرده و او در میلان هم با این مساله مواجه خواهد بود.
او اندک مدتی پس از الحاق به روسونری می گوید: من همیشه گفته بودم حاضر نیستم در جایی بمانم که مردم دوستم ندارند ، اما آنچه مرا از رئال رفتنی ساخت ، در درجه اول کاپه لو بود و نه هواداران رئال و برعکس وظیفه خود می دانم که از طرفداران این تیم که همیشه به من لطف داشتند ، تشکر کنم. من رئال را همیشه دوست داشته ام ، اما ادامه کار با کاپه لو برایم غیرممکن بود.
شاید هم آنچه در اواسط زمستان 2007 روی داد ، به واقع از اواخر بهار 2006 پایه گذاری شده باشد ، از آن هنگام که رامون کالدرون در انتخابات ریاست باشگاه رئال پیروز و جانشین فلورن تینو پرز شد.

وقتی شکست ها از راه رسید


کاپه لو از شیوه شرکت رونالدو در تمرین های رئال هم راضی نبود و مثل دیگران چاق بودن وی و عدم تلاشش برای لاغر شدن را بارها به مسخره گرفت و معلوم بود که اصولا سیستم کار و فلسفه وجودی این مهاجم برزیلی را نمی پسندد.
وقتی رئال باز هم شکست هایی را در نیم فصل اول مسابقه های امسال متحمل و فشار روی کاپه لو و هیات مدیره این باشگاه بیشتر شد ، بدیهی بود که آنها در تصفیه تیم و بیرون راندن کهکشانی هایی که فقط نامشان بر تیم سنگینی می کرد ، مصرتر شوند و با تمامی این مقدمات است که رونالدو به میلان رفته است. آنجا که پیشتر برای اینتر هم توپ زده است و حالا باید برای نیمه قرمز و سیاه نشین شهر (آث میلان) به میدان آید و اگر طول مدت قرارداد فیمابین را مبنا بگذاریم ، رونالدو تا 17 ماه بعد در میلان خواهد ماند ، ولی در یک تیم پرستاره دیگر که این روزها مثل رئال بحران زده است ، بازی خواهد کرد.
رونالدو به تیمی پیوسته که به خاطر داشتن تعداد قابل ملاحظه ای برزیلی (کافو ، دیدا ، کاکا ، سرجینیو و ریکاردو اولیویرا) اصلا او را دچار حس غربت نخواهد کرد ، اما این که آیا او می تواند در تفاهم با دیگران (مثل جیلاردینو و اینتزاگی در خط حمله و سیدورف ، گاتوزو ، پیرلو ، نستا ، اودو مالدینی و کالادزه در دیگر خطوط) روسونری را در جدول رده بندی سری A بالاتر ببرد و در جام قهرمانان باشگاه های اروپا در برابر سلتیک اسکاتلند صاحب پیروزی کند ، مساله ای است که مورد تردید قرار دارد و باید صبر کرد و آینده را دید و پاسخ را در آن زمان گرفت

پرز با اجرای سیاست مغشوش و مبتنی بر تجارت موسوم به کهکشانی ها ، رئال را سرشار از ستاره های نامدار فوتبال کرده اما همسو با آن به سبب توجه بیشتر به ظرفیت پولسازی بازیکنان مورد نظرش از میزان توانایی آنها برای درخشش فنی در رئال غفلت ورزیده و تیمی را ساخته بود که به جای فنی و کوشنده بودن فقط کلکسیونی از نامهای بزرگ بود.

وابسته به آنچلوتی

قدر مسلم این که کار زیاد و وظایف دشواری به ستاره سابق بارسلونا در سن سیرو محول شده است. از وقتی آندری شوچنکوی اکراینی پس از 7 سال درخشش و گلزنی میلان را ترک گفت و به چلسی انگلیس رفت ، این تیم مهاجمی همچون او را در ترکیب خود غایب دیده و این مساله و جریمه های انضباطی مرتبط با تقلب در فصول پیشین باعث شده امسال درخششی نداشته باشد و تا اواسط و اواخر جدول رده بندی کالچو سقوط کند.
رونالدو به واقع باید تا پایان فصل ، کاری را در خط حمله میلان انجام بدهد که مثلث اینتزاگی ، جیلاردینو و ریکاردو اولیویرا نتوانسته اند و آن گلزنی مستمر است و سرنوشت کارلو آنچلوتی نیز همپا با سرنوشت خود رونالدو وابسته به نمایش های او در 80 روز پایانی فصل خواهد بود ، زیرا اگر میلان نتایج قابل قبولی نگیرد ، در تضاد با ادعاهای آدریانو کالیانی ، نایب رئیس میلان و همکاران وی به احتمال قوی کارتو از میلان خواهد رفت و مربی جدیدی جای او را خواهد گرفت و به رغم استمرار داشتن قرارداد رونالدو تا پایان فصل آینده بعید است که جانشین آنچلوتی هم او را بخواهد.
شکست و حذف شدن در مرحله نیمه نهایی جام حذفی ایتالیا به دست رم در اواسط بهمن ماه و دور ماندن روسونری از یک جام دیگر مساله ای است که جدایی کارلتو را از این تیم محتمل تر ساخت و چون در سری A نیز میلان قهرمان نخواهد شد ، تنها راه برای ابقای وضعیت فعلی در تیم این است که میلان در جام قهرمانان باشگاه های اروپا به فینال برسد و قهرمان شود که این نیز با توش و توان و روحیه نامساعد فعلی در سن سیرو دور از نظر و بعید می نماید. رونالدو هنوز دفاعیه هایی از خود در قبال 4.5 سال حضورش در برنابئو دارد و آن حاصل قبول کارش در تعداد مسابقه هایی است که برای رئال برگزار کرد ، به واقع اگر تعداد این بازیها و دقایق حضور او را در میلان تقسیم بر حدود 110 گلی که برای آن تیم زد ، بکنیم ، می بینیم که به لحاظ استمرار در حضور و ثمردهی در وظایف محوله ، فقط ایکر کاسیاس ، دروازه بان رئال از او فراتر رفته است.

آینده ای کوتاه

اما این قانون حرفه ای و بیرحمی های ورزش فوتبال است که او را از برنابئو رانده و اگر تغییری اساسی در شکل و فرم و روش کارش در میلان هم ایجاد نکند ، در آنجا هم سرنوشت مشابهی انتظار آقای گل و ستاره جام جهانی 2002را خواهد کشید. این در حالی است که 31 ساله شدن و وزنی که هیچ گاه خیال پایین آمدن ندارد و قراردادهای زیاد تبلیغاتی با شرکتهای تجاری و مشغولیت های جنبی دیگر ، همه و همه به این معناست که رونالدو لاجرم به جای داشتن آینده ای روشن تر و طولانی به سوی آینده ای می رود که دشوارتر و به طور قطع کوتاه تر از تصورات خیلی ها خواهد بود.


مترجم: وصال روحانی
منبع: channel 4
3 فوریه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها