از مبارزه تا عشق

در چند سال اخیر تعدد مناسبت های مختلف و اصرار مسوولان شبکه های مختلف سیما به داشتن برنامه های نمایشی برای همه این مناسبت ها سبب شده که گاه در طول یک سال ، برای همه مناسبت هاسریالهایی آماده و پخش شوند.
کد خبر: ۱۲۵۶۱۴

در چنین روزهایی شاهد دو نوع نمایش آثار مختلف بوده ایم . دسته ای از آثار به نمایش درآمده در این ایام فیلم های ساخته شده در سالهای اولیه انقلاب است که هنوز هم دیدن آنها جذابیت خاص خود را دارد. بایکوت ساخته محسن مخملباف ، ترن ساخته امیر قویدل ، تشریفات ساخته مهدی فخیم زاده و... برخی از آثاری هستند که در چنین ایامی به نمایش درمی آیند و هنوز هم تماشای چند باره آنها بعد از گذشت سالها جذاب و دیدنی است. شاید حس و حال انقلابی و عمق موجود در این آثار است که سبب شده حرف نهفته در این آثار هیچ گاه اهمیت خود را از دست ندهد و همیشه جذاب باشد، اما در طیف مقابل آثاری هستند که در سالهای اخیر ساخته شده اند و در بهترین حالت آثار چندان پر مایه ای نبوده اند.
سال گذشته شبکه یک سیما سریال چه کسی به سرهنگ شلیک کرد را پخش کرد و امسال نیز سریال از نفس افتاده از این شبکه پخش می شود. ساختار کلی این دو سریال که البته سریال سال گذشته چندان موضوع بحث ما نیست روایت قصه ای عاشقانه است که در پس زمینه آن حوادث سیاسی رخ می دهد.
از نفس افتاده هم همین مساله را به عنوان قالب کلی کار انتخاب کرده است. آرش ، جوانی ترسو که تابحال برای هیچ کس کاری انجام نداده و حالا قرار است به خدمت اداره ساواک در بیاید، در ماموریتی به شمال کشور می رود و طی حوادثی دختری به نام شیده که همبازی دوران کودکی اوست را از دست ماموران ساواک فراری می دهد. شیده یک دختر انقلابی و مبارز است که در یک تشکیلات انقلابی مهره ای مهم است . از سوی دیگر آرش با دختر یکی از مقامات متنفذ آشناست و قرار است این آشنایی به ازدواج ختم شود. اما آرش در یک موقعیت نسبت به این دختر ابراز تنفر می کند و.... از نفس افتاده چند ستون اصلی دارد که بر اساس آن سقف اصلی داستان بنا شده است.
سقفی که قرار است معرف مقطع تاریخی خاصی باشد و جوان های امروزی با دیدن این شخصیت ها با حال و هوای انقلابی آن دوران آشنا شوند، اما آنچه در نهایت دستگیر بیننده می شود؛ یک قصه عشقی پر سوز و گداز و البته دیدنی است که اگر بخواهیم واقع بینانه برخورد کنیم باید گفت که هیچ ارتباط عمیقی با انقلاب اسلامی و آن دوره تاریخی ندارد. یا اگر هم کارگردان برای ارتباط دادن این قصه تلاش هایی انجام داده واقعا تلاش بی نتیجه ای بوده است.
قاسم جعفری ، کارگردان پر انرژی سریال های تلویزیونی این بار نیز موفق شد در مدت محدودی یک سریال تلویزیونی را به پخش برساند. او همیشه فرمول های خوبی برای کار کردن دارد. یکی از آنها که در ساخت این سریال نیز به خوبی به کار گرفته شده ، بردن داستان به فضای شمال کشور است. اینجا دیگر چندان نیازی به حفظ فضاسازی و... هم نیست. حتی می توان تفنگ آلمانی ساچمه ای کالیبر چهار و نیم بادی را که در گرگ و میش هم حضور داشته ، اینجا در کنار فشنگ های شکاری قرار داد و برای قتل آرش برنامه ریزی کرد. بعد هم با قرار دادن بازیگران جوان و چهره های جذاب در کار، مخاطبان جوان را پای تلویزیون نشاند. یک ترانه جذاب به سبک و سیاق خواننده های پیش از انقلاب هم می تواند چاشنی پایانی کار باشد تا حس و حال عاشقانه کار را تشدید کند. حس و حال عاشقانه ای که ظاهرا باید چاشنی کار باشد اما آنقدر پر رنگ می شود که همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد.
آیا از نفس افتاده همه حقیقت گروه های مبارزی را که مبارزه با رژیم طاغوت را در پیش گرفتند آشکار می کند و مخاطب امروز می تواند با تماشای چنین آثاری به حقیقت چهره های انقلابی آن زمان دست پیدا کند؛ چرا درباره جدی ترین مسائل و موضوع های تاریخی تاریخ ملی دینی خود از جابربن حیان تا دوران انقلاب همه چیز را به عشق و عاشقی ختم می کنیم؛


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها