ارتقاء کیفیت ، دغدغه اصلی ماست

شهریور 1384 «حسن اسلامی مهر» به خیابان فرشته آمد تا مسوولیت اداره یکی از بخش های مهم سازمان صدا و سیما را که طی سالهای گذشته «محمد نبی خسروی» عهده دار آن بود از وی تحویل بگیرد.
کد خبر: ۱۲۵۵۳۵

خسروی زمانی که از ساختمان فرشته خداحافظی کرد به جمع همکارانی پیوست که با پایان دوران خدمت در صدا و سیما عنوان «بازنشسته» را کسب کرده بودند.
حسن اسلامی مهر از ابتدای حضور در مرکز سیما فیلم سیاست کاری خاصی را در پیش گرفت که برای خبرنگاران چندان خوشایند نبود. سیاست سکوت تا زمانی که محصول قابل اعتنایی تولید شود ؛ همان چیزی بود که درخواست های مصاحبه جام جم با این مدیر تلویزیونی را بی پاسخ گذاشت و در نهایت او ترجیح داد تا پاسخ به سوالهای خبرنگار جام جم به عهده مسعود نقاش زاده باشد.
ساعت 8 بعدازظهر هنگام خروج از ساختمان سیما فیلم خودروآبی رنگ حسن اسلامی مهر هنوز در حیاط پارک است. گروه زیادی در جنب و جوش و رفت و آمد هستند تا کارهای مربوط به برگزاری نمایش فیلمهای سیما فیلم در جشنواره فیلم فجر را به انجام برسانند. از گفتگوی دو ساعته من با مدیرکل امور برنامه های سیما فیلم هنوز هم سوالهای زیادی باقی مانده که کم کم در ذهن من شکل می گیرد و به پختگی می رسد. سوالهایی که شاید طرح آنها به زمان بهتر و مناسبت تری نیاز دارد. مسعود نقاش زاده آن گونه که خود می گوید 41 سال سن دارد. او دانش آموخته رشته سینما تا مقطع کارشناسی ارشد است. سابقه تدریس 10 ساله در دانشگاه هنر و سوره در رشته های کارگردانی و فیلمنامه نویسی ، ساخت تعدادی فیلم مستند و نگارش فیلمنامه هم از دغدغه های او در سینما بوده است. دغدغه ای که حالا کار پر حجم سیما فیلم همه آنها را کمرنگ کرده است.

بعد از یک و سال و نیم فعالیت گروه جدید مدیریتی سیما فیلم پاسخ شما به این سوال که: در سیما فیلم چه خبر است ، چیست؛
من از خرداد به جمع همکاران مرکز سیما فیلم پیوستم. پیش از این همکاران دیگر فعالیت هایی را در اداره کل امور برنامه های سیما فیلم انجام داده بودند. اما در این ایام سیما فیلم درباره فیلمهای ویدئویی و سینمایی فعالیت خاصی انجام نداده بود و در زمان ورود من تولید هیچ پروژه ای آغاز نشده بود. یکی از مسائلی که مسوولان سیما درباره سیما فیلم همیشه بر آن نظر دادند افزایش تولید فیلمهای تلویزیونی بود. به همین دلیل با تمرکز در این زمینه بخش قابل توجهی از انرژی مدیریتی و مالی مجموعه را صرف فعالیت در این بخش کردیم.

اگر اشتباه نکنم در دو سال آخر حضور مدیریت قبلی تنها حدود ده فیلم تلویزیونی در این مرکز تولید شده است.
طبق آمارها در سال 84 مجموع تولیدات ویدئویی حدود 8 یا 10 فیلم بوده اما در حال حاضر در شش ماه گذشته ، چهل پروژه سینمایی ویدئویی در این مرکز راه اندازی شده و در حال حاضر 30پروژه در مرحله تولید و 7پروژه آماده پخش است.

در حال حاضر شبکه یک سیما هم تعداد زیادی کار نود دقیقه ای تولید می کند. نوع تولیدات آنها با سیما فیلم چه تفاوتی دارد؛
به بخشی از این سوال باید همکاران شبکه یک پاسخ دهند اما از جهت ماموریت های پیشنهادی معاونت سیما ، ساخت فیلمهای ویدئویی متناسب با مناسبت ها به شبکه ها تکلیف شده ولی درباره این مساله به ما تکلیفی نشده است.

یعنی شما در هر زمینه ای که تمایل داشته باشید می توانید فیلم بسازید؛
البته برای دفاع مقدس تکلیف داریم اما اینکه برای فلان روز بخصوص کار کنیم تکلیف نداریم چون به آنتن متصل نیستیم ، اما تلاش می کنیم فیلمهای جذاب با شرایط استاندارد تولید کنیم. مساله ای که شاید در یک شبکه به دلیل وابستگی شدید به آنتن و پر کردن برنامه ها ممکن است همیشه میسر نباشد.

در فیلمهایی که در این چند ماه تولید شده علاوه بر دفاع مقدس مسائل مربوط به بازگشت به روستا و نگاه مذهبی خیلی غالب است . چرا در این مجموعه با فیلمهای اجتماعی برخورد نمی کنیم؛
درست است که در این مجموعه فیلمهایی با مضامین اجتماعی نسبت به سایر ساخته ها کم است اما فیلمهای مذهبی ، روستایی و دفاع مقدس نسبت به سایر آثار حجم معقولی را دارد. البته فیلمی مانند پایان راه که در بخش مسابقه فیلمهای اول جشنواره است یکی از کارهای اجتماعی است اما نسبت فیلمهای اجتماعی مجموعا به همه آثار اندک است.

در این اندک بودن ترجیح مدیریتی هم نقش دارد؛
نه. فیلمهای روستایی هم کم است و تعداد این فیلم ها نسبت به کل فیلم ها درصد پایینی دارد. درباره فیلمهای اجتماعی ما بر اساس فیلمنامه ها تصمیم می گیریم. بهر حال نوشتن فیلمنامه های اجتماعی ، جذاب و موثر نوشتن دشوارتر است اما این آثار هم در دستور کار ما هست.

فیلمنامه نویسانی که با این مجموعه در ارتباط هستند اغلب از سخت گیری زیاد بر سر فیلمنامه گلایه دارند. پاسخ شما چیست؛
در دوره جدید تلاش کردیم تا بر سر فیلمنامه وسواس زیادی به خرج دهیم. حالا این مساله ممکن است تعبیر به سخت گیری شود اما معتقدم برای داشتن فیلم خوب حتما به فیلمنامه خوب نیاز داریم.

این حرف همه جا زده می شود اما گاهی فیلمنامه خوبی هم وجود دارد ولی زمانی که به تولید می رسد نتیجه خوب از آب در نمی آید؛
با این مساله به شدت مخالفم. معتقدم فیلمنامه به عنوان یک پدیده دراماتیک مستقل کاملا قابل بررسی است. آلفرد هیچکاک همیشه می گوید یکی از ملال آورترین کارهای فیلمسازی برای من حضور در سر صحنه فیلمبرداری است چون همیشه در هنگام نگارش و تکامل فیلمنامه ، فیلم را با همه جزییات آن می سازم و برایم فیلمبرداری کاری کاملا تکراری است. در حال حاضر در دوره جدید همه توجهات به سمت فیلمنامه است اما نسبت به گذشته تفاوتی در این مرحله رخ داده است. در گذشته گرایش مضمونی شدیدی وجود داشته اما در حال حاضر این مساله تبدیل به گرایش موضوعی و دراماتیک شده است. یعنی می گوییم به لحاظ مضمونی همه افرادی که با تلویزیون کار می کنند می دانند که این رسانه چه اهدافی دارد اما نکته مهم تر این است که بسیاری اوقات تمسک به مضمون سبب می شود که فراموش کنیم فیلم قرار است یک داستان را روایت کند و یک درام کامل است. بنابراین تلاش می کنیم تا جذابیت های کافی دراماتیک را در اثر در نظر بگیریم تا نتیجه نهایی در یکی از باکس های بعدازظهر جمعه قابل پخش باشد و برای مردم جذابیت داشته باشد ، نه اینکه مخاطب به دنبال این باشد که فیلم دیگری را جایگزین فیلم جمعه بعدازظهر کند.
درباره فیلمنامه این توجه را داریم که مضمون همه چیز نیست. معتقدیم مضمون تقریبا توافق شده است و کسی که برای سیما کار می کند می داند که باید به چه مضمونی بپردازد و حتی اگر این مضمون خیلی شفاف نباشد طی یک تعامل می توانیم با هم به یک اتفاق نظر برسیم. اما بر ساختمان روایی فیلمنامه به شدت وسواس نشان می دهیم. می گوییم حتی اگر مفاهیم و مضامین مهمی مورد اشاره قرار گیرد اما قصه روایت خوبی نداشته باشد فیلم قابل ارائه نیست چون تماشاچی آن اثر را نمی بیند.

این شیوه مدیریتی چگونه اعمال می شود؛
بشدت به این مساله معتقدم که به صورت هفتگی و دقیق اطلاعاتی درباره پروژه بدانیم. این که پروژه ها هر یک در چه مرحله ای هستند و در آن مرحله چند درصد پیشرفت کرده است. در این زمینه ساز و کاری به وجود آورده ایم که از مرحله فیلمنامه تا پیش تولید بر همه پروژه ها نظارت دقیق صورت گیرد. از انتخاب عوامل تا پیش تولید و انتخاب بازیگران تا مراحلی که وارد تدوین و صداگذاری و موسیقی می شود. آنچه که بشدت مورد نظر ما است این است که فیلم در همه مراحل جدی گرفته شود. حتی برای موسیقی شورایی ایجاد کردیم که در آن همه استادهای موسیقی حضور دارند و فیلمی که تدوین اولیه شده و آماده صداگذاری و موسیقی است را می بینند و درباره موسیقی و جنس آن نظر می دهند.

این مواظبت به معنای ممیزی هم هست؛
نه. اتفاقا این بخش از کار ساده ترین بخش است. همه کسانی که در این عرصه کار می کنند از حساسیت ها و خطوط قرمز با خبر هستند. دشواری کار بخشی است که بتوان از نظر فرهنگی و هنری کیفیت را حفظ کنیم. درباره سریال های تاریخی طولانی که زمان ساخت آنها طولانی شده هم باید عرض کنم که بخش عمده این مسائل به مساله ای به نام "برنامه ریزی و بودجه بندی واقعی" باز می گردد که در سالهای اخیر اساسا جدی گرفته نشده است که البته در هر مراحل مختلف تولید این ضعف با مساله ای به نام "اصلاح برآورد" جبران شده است. با مفهومی به نام اصلاح برآورد به شدت مخالفم.

البته در تولید هر اثری برخی واقعیت ها وجود دارند که نمی توان آن را نادیده گرفت و فقط اصلاح برآورد می تواند برای حل آن مفید باشد.
بالاخره واقعیاتی مانند تورم و حوادث ممکن است بودجه بندی یک سریال را دچار تغییر کند اما در دنیا و در مفاهیم مدیریت و برنامه ریزی می گویند که حتی موارد غیرقابل پیش بینی را هم می شود پیش بینی کرد و این بخش از کار معمولا تا پنج درصد از بودجه یک سریال را شامل می شود.

از نظر شما اصلی ترین مساله ای که سبب شده این سریال ها دچار مشکلات این گونه شوند چه بوده است؛
نادیده گرفتن واقعیت ها در زمان آغاز کار اصلی ترین عامل بوده است.

تهیه کنندگان پروژه های بزرگ می گویند هنگام عقد قرارداد برای تولید یک سریال الف ویژه آنها قرارداد را امضاء کرده اما عنوان کرده اند که با رقم برآورد موافق نیستند. مدیران هم به آنها گفته اند شما کار را شروع کنید ، ما در ادامه کار هوای شما را داریم.
من هر دو این شیوه ها را نادرست می دانم. چه آن تهیه کننده ای که آن قرارداد را امضائ می کند و چه آن مدیری که این حرف را می زند. این یعنی کار کردن در یک فضای مبهم ، مه آلود و بی نتیجه. وقتی یک پروژه بزرگ قرار است 5 میلیارد تومان هزینه ببرد ؛ مدیر سازمان باید بداند که ابعاد واقعی این پروژه چیست تا درباره آغاز یا عدم آغاز کار تصمیم بگیرد. اما سریال های این گونه معمولا مسوولان را در مقابل عمل انجام شده قرار داده اند. مدیر باید بر یک برآورد واقعی اصرار کند. این که بودجه واقعی چقدر است؛ کار چند سال طول می کشد؛ و... وقتی قرار است پروژه ای 3 سال طول بکشد باید تورم سال سوم را هم در برنامه ریزی پیش بینی کرد.

اما گاهی مدیریت به دلیل تاخیر در پرداخت اقساط کار را دچار مشکل می کند.
طبیعی است که این مدیریت هم خیلی خوب نیست و پروژه را دچار مشکل می کند. اما زمانی که یک پروژه با نگاهی واقع بینانه برآورد شود حتما درزمانی بهتر و با هزینه ای کمتر تولید می شود.

اما در کشور ما ساختن یک تونل رسالت هم چندین سال بیش از زمان اولیه پیش بینی شده زمان برد. این مساله شامل سریال سازی نمی شود؛
یک پروژه را 90 تا 95 درصد می توان پیش بینی کرد. این دانشی است که در دنیا از آن استفاده می کنند. علت تاخیر در یک پروژه هم عدم برنامه ریزی واقع بینانه و بودجه بندی واقع بینانه است.

به بن بست نمی رسیم


گاهی مطرح می شود تیم جدید سیما فیلم زمانی فعالیت خود را آغاز کرد که همه کارهای دیگر در مرحله تولید بودند. در این میان تنها سریال یک مشت پر عقاب در اوایل حضور دوره جدید مدیریت مقابل دوربین رفت که البته مقدمات آن کار هم قبلا طی شده بود. بنابراین تکلیف مجموعه سیمافیلم با آثاری که به طور مستقیم "بچه" های آنها نبودند چه می شود؛ ما آنها را هم بچه های خود می دانیم و هیچ تفاوتی میان آنها با کارهای دیگر نمی بینیم و برای جزء به جزئ آنها فکر می کنیم و حساسیت به خرج می دهیم. در این فاصله کوتاه در سیما فیلم تلاش کردیم با پروژه ها وارد تعامل بیشتری شویم . در این مسیر متوجه برخی نارسایی ها شدیم. برخی از آنها به دلیل زمان بندی ، مسائل بودجه و... حتی برای خود عوامل آن پروژه ها هم ابهام هایی داشت و تلاش کردیم برخی مسائل را برای خود پروژه ها روشن کنیم.

زمان تولید پروژه ها را دقیق کردیم و همه اینها برای این بود که هر چه جزییات یک پروژه دقیق تر باشد بیشتر می توان به آن کمک کرد و مسائل مالی آن پروژه را حل کرد. بنابراین منظور از نظارت ایجاد یک برنامه مناسب برای حمایت است. گاهی اوقات وقتی یک پروژه به تعطیلی رسیده به داد آن رسیده ایم. زمانی که یک پروژه تعطیل می شود ریشه های آن به 3 ماه قبل بازمی گردد ، اما اگر پروژه دقیقا کنترل شود مشخص می شود که کجای کار مشکل برنامه ریزی دارد ، کجا با بحران نیروی انسانی مواجه است و... به همین دلیل پیش از آن که کار به بن بست بخورد می توان برایش کاری کرد. حتی درباره یک پروژه که الف ویژه بود و بخشی از آن هم فیلمبرداری شده بود شرایطی را فراهم کردیم که فیلمنامه کار از سوی کارشناسانی مطالعه شد و در نهایت به این نتیجه رسیدند که فیلمنامه نیاز به بازنویسی دارد. با این که سریال آماده تولید بود فیلمنامه بازنویسی شد. درباره این سریال ها هدف ما این نیست که کار فقط تولید شود. اگر کار مشکلی داشته باشد ما برای آن زمان می گذاریم. ما در این زمینه مراقبت های زیادی کردیم و این مساله در حال حاضر به نقطه خوبی رسیده است

اما در مقابل پروژه هایی هم هست که روز شمار دارد. من این مساله را خیلی می پسندم که پروژه زمان بندی روزانه داشته باشد. یعنی این که آنقدر آستانه حساسیت مدیر نسبت به یک پروژه بالا است که می گوید اگر بگویم ظرف 18 ماه یک کار را می کنم انجام می دهم. تنها چیزی که می تواند زمان بندی یک پروژه را برهم بزند مواردی مانند حوادث طبیعی است که در اختیار تهیه کننده نیست و البته این مساله قابل قبول است.

در این میان مساله تعهدات متقابل چه می شود؛
اگر تلویزیون هم در زمانی که باید قسط را بدهد و به اندازه ندهد او هم یکی از عوامل عقب افتادن کار است. البته این مساله در سریال های داستانی ممکن است با دقت اندکی صورت گیرد اما در پروژه های نود دقیقه ای بر همه جزییات کار اشراف وجود دارد و کار بر اساس بودجه پیش بینی شده بدون درصدی از انحراف پیش می رود.

این حرفهایی که می زنید بر چه تجربه ای استوار است؛
در دنیا هنگام راه اندازی پروژه ای بزرگ پروژه کوچک تری را با نام امکان سنجی راه می اندازند. در این مرحله می گویند اگر قرار است پروژه ای در طول 3 سال اجرا شود افراد و نیروی انسانی به چه ترتیبی باید مدیریت شوند؛ مثلا نحوه مرخصی دادن به آدمهایی که قرار است هزار روز کار کنند با پروژه ای که قرار است طی یک ماه ساخته شود بسیار متفاوت است. در این برنامه ریزی اگر من مدیر یک روز قسطی را دیر بدهم به اندازه همان یک روز در آن پروژه خلل ایجاد می کنم. به هر حال انحراف از بودجه و برنامه یک درصدی دارد. پنج درصد و حداکثر 10 درصد. در دنیا هم یک اندازه ای دارد اما در حال حاضر پروژه هایی داریم که بودجه آنها 150 درصد افزایش پیدا کرده و این یعنی در ابتدا اساسا برای این پروژه ها هیچ بودجه بندی صورت نگرفته است. پروژه هایی هم بوده که بودجه آنها 200 درصد افزایش پیدا کرده است. مگر این مساله شوخی است؛ این یعنی برنامه ریزی و بودجه بندی یا وجود نداشته و یا درباره آن به شکل جدی فکر نشده است.

اگر الان سال 1380 بود و شما دراین اتاق نشسته بودید و قرار بود چند سریال تاریخی را به طور همزمان راه اندازی کنید ؛ درباره سریال های تاریخی مختارنامه ، حضرت یوسف و... چه تصمیمی می گرفتید؛ حاضر به راه اندازی این پروژه ها می شدید؛
بله. اما مشروط به این که یک برنامه و بودجه واقعی وجود داشته باشد. در حال حاضر هم دارم این کار را انجام می دهیم و اگر پروژه ای برنامه ریزی واقعی نداشته باشد را اصلا آغاز نمی کنیم.

اما یک تفکر غالب در نظام تولید است و آن این که پروژه ای را آغاز کنیم و بعد زخمی کنیم و بعد پولش را بگیریم.
این غلطترین تفکری است که در نظام تولید وجود دارد. همان ضرب المثل معروف راه بنداز ، جابنداز که به نظرم گریز از برنامه داشتن است. ما گاهی در مقابل الزامات برنامه می خواهیم بی تعهد باشیم. مثلا اگر برنامه می گوید یک پروژه در طول یک سال باید یک میلیارد تومان به آن تزریق شود باید الزامات آن را هم قبول کنیم و مثلا در 6 نوبت هزینه تولید به آن پروژه باید داده شود. وقتی این طور شود می توان آن پروژه را کنترل کرد.

اما بودجه در سازمان صدا و سیما همیشه منظم نیست.
ولی به هرحال نظم دهی به پروژه ها باید از یک جایی آغاز شود. در بی نظمی هیچ موفقیتی نیست. حضرت علی (ع) بعد از توصیه به تقوا نظم را توصیه می کنند. امکان ندارد در بی نظمی کاری انجام شود. اگر هم انجام شود با چند برابر هزینه خواهد بود و این شاهکار نیست. چون اگر به فردی که از تهیه کنندگی هیچ شناختی ندارد به جای 200 میلیون تومان 800 میلیون تومان پول بدهید ، او حتما کار خوبی به شما ارائه می دهد اما این اصلا کاری از جنس مدیریت و تهیه کنندگی نیست. درباره مفهوم مدیریت گفته می شود که معنی آن هزینه کردن بهینه منابع است. منابع باید متناسب با خروجی باشد و اگر توانستیم با کمترین منابع با هزینه ای معین کاری را ارائه دهیم این می شود مدیریت. من هم تا به حال در قبال این مساله که حالا کار را راه بیندازیم و بعد ببینیم چه می شود مقاومت کرده ام. برای راه اندازی یک سد حدود 3 سال کار مطالعاتی و تحقیقاتی باید انجام شود. اجرای سد در واقع اجرای فیزیکی این نقشه است که 3 سال برای آن فکر شده و کار مطالعاتی صورت گرفته است. برای فیلمهای بزرگ در دنیا گاهی یک سال پیش تولید می کنند و دو ماه زمان صرف فیلمبرداری می کنند اما در ایران به آنچه که اسمش را برنامه می گذاریم عملا اعتنایی نکردیم و معمولا به یک برنامه تا جایی توجه کردیم که خیلی مزاحم کار ما نشود. اما هدف برنامه نیل به یک کیفیت معین در زمان معین و با بودجه معین است.

پس می توان نتیجه گرفت که علت عدم راه اندازی پروژه های الف ویژه در سیما فیلم مقاومت های شما بوده است؛
البته ممکن است برخی دوستان این طور استنباط کنند اما چند توضیح لازم است. اول این که من تنها تصمیم گیرنده نیستم. از سوی دیگر سیما فیلم در حال حاضر چند پروژه الف ویژه و چند پروژه الف دارد که همگی از کارهای سخت تلویزیون است. شروع همزمان و نزدیک به هم این پروژه ها باعث شده تا بخش عمده ای از منابع مالی سیما فیلم به این مساله اختصاص یابد. باید پروژه های سنگین در زمان های مختلف تقسیم شود. اگر دو پروژه سنگین همزمان با هم باشد و در پایان آنها پروژه های دیگر آغاز شود هم پروژه سنگین و هم الف و هم کارهای سینمایی ویدئویی خواهیم داشت. شاید یکی از علتهای عدم تمرکز بر پروژه های ویدئویی تمرکز بر این سریال های الف ویژه بوده. البته در مقطعی سازمان صدا و سیما هم به این نوع آثار نیاز داشته است.

در ماههای اخیر که شیوه های نظارتی مختلفی را در پیش گرفتید با چه عکس العملی از سوی مدیران پروژه ها مواجه شدید؛
الان دیگر این شیوه جا افتاده است. در 6 ماهی که من در سیما فیلم بودم در شروع خیلی مشکل داشتیم و افرادی که به عنوان مجری طرح و تهیه کننده بودند می گفتند ما نمی رسیم و قبلا این طور نبوده است. اما وقتی زمانی که گفتیم هدف از دریافت این گزارش ها رسیدن به یک فیلمنامه قطعی و رسیدن به جزییات است و این مساله برای خود پروژه ها فواید زیادی دارد ؛ آنها علاقه مند شدند. بعدا گفتند ما فکر کردیم شما با جزییات کارها مشکلی دارید اما ما گفتیم که نه ما حاضریم گاهی کمک کنیم تا کیفیت بهتر حاصل شود. بهر حال کیفیت تصادفی به دست نمی آید و حاصل یک روند تدریجی و تکاملی است و اگر توانستیم استانداردها را بالا ببریم موفق خواهیم شد. امسال پنج فیلم در جشنواره داریم و با وجود این که تمام گفتگوی من و شما به 6 ماه فعالیت بر می گردد.

حالا این کیفیت تصادفی بوده یا این که برنامه ریزی شده؛
نه. حقیقتا این طور نبوده که بگوییم یک کاری کنیم. از اول هم نمی دانستیم به این نتیجه می رسد. درباره برخی از فیلمها این شرط را قائل شدیم که در صورت خوب بودن و داشتن جذابیت و کیفیت نسخه نهایی همه شرایط را برای تبدیل فیلم به نسخه 35 میلی متری را فراهم خواهیم کرد.

رئیس سازمان در ابتدای سال تاکید کرد که دیگر سازمان به سمت تولید پروژه های سینمایی نرود. آخرین فیلم تولید شده هم جایی برای زندگی بود.اما چطور این مساله شامل حال سیما فیلم نمی شود؛
ما فیلم سینمایی تولید نمی کنیم اما به هر حال در عرصه ساخت فیلمهای تلویزیونی هم از کارگردان های حرفه ای دعوت به کار می کنیم و هم از کارگردان های جوان. تلاش هم می کنیم در این عرصه با همه آنها تعامل داشته باشیم. بنابراین خود گروههای فیلمساز که نمایش فیلم در سینما برایشان مهم است عاملی برای توجه و ساختن یک فیلم خوب می شوند. البته مسائل مهمی در این زمینه موثر است ، اما ترکیبی از همه اینها کمک می کند. این مساله نشان می دهد این اتفاق رو به جلو است و این کار برای آنها اهمیت دارد.

الان شما روی کارگردان های جوانی مانند آرش سجادی حسینی ، انوشه منادی ، مهران برومند ، سیدجمال سیدحاتمی و... سرمایه گذاری کرده اید. حوزه فعالیت کاری شما چه تفاوتی با مراکزی همچون مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دارد؛
پروژه هایی که در سیما فیلم تولید می شوند پروژه هایی برای تجربه فیلمسازی نیست. مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ماموریتی برای فراهم آوردن زمینه ای برای تولید فیلمهای تجربی دارد ؛ اما این نه ماموریت ما است و نه مجاز به انجام آن هستیم. اگر با فیلمسازان جوان کار می کنیم حتما به توانایی های آنها توجه می کنیم و حتما از مشاوران حرفه ای برای آنها استفاده می کنیم. مثلا فیلم آسیه ساخته آرش سجادی حسینی با حضور مشاور با تجربه ای همچون: مجید مجیدی ساخته می شود یا در فیلم دیگری کمال تبریزی مشاور کارگردان است.

با همه این نظارت ها شده کاری ضعیف از آب در بیاید؛
بله. گاهی فیلمسازان خوب هم فیلم بد می سازند. فیلمسازی مانند هیچکاک که 52 فیلم دارد حداکثر 7 فیلم ممتاز دارد و برخی از آنها آثار ضعیفی هستند. این درباره استادان است و فیلمسازان خوب ما هم با چنین مشکلی مواجه هستند. بنابراین گاه با وجود همه مراقبت ها در زمینه فیلمنامه و اجرا کار خوب نمی شود ، اما این مراقبت ها کار را جدی می کند و میزان کارهای ضعیف را بشدت کاهش می دهد و تعداد فیلمهای ضعیف را زیاد نمی کند.

وقتی بحث نظارتی با این شدت پیش می آید یک خطر هست که این نظارت تبدیل به گلوگاه شود. شما این طور بوده اید؛
خود شما می توانید وضعیت امروز را با گذشته مقایسه کنید. در 6 ماه گذشته در سیمافیلم در زمینه فیلمهای ویدئویی حاصل 6 ماه فعالیت ما 4 برابر عملکرد سیمافیلم در سال گذشته است.

این کار به سادگی صورت گرفته است؛
بله اما با تحمل فشار خیلی زیادی کار پیش رفته است. همکاران ما هم برای این که دقت نظر را در نگاه به پروژه ، مشورت دادن و کنترل کردن دنبال کنند فشار زیادی را تحمل می کنند و من از آنها سپاسگزاری جدی دارم. اما در عین حال این مساله درست است که هر قدر بخواهیم به پروژه مشورت دهیم و در کنار آن قرار بگیریم به نیروی کارشناسی بیشتری نیاز داریم. در حال حاضر هم با توجه به دغدغه کیفیت تلاش می کنیم.

یکی از کارهای اصلی ما تولید فیلم با موضوع دفاع مقدس است

در مجموعه شوراها هم از اعضای شاخص استفاده کنیم. در حال حاضر هم پروژه هایی که در حال همکاری با آنها هستیم متوجه این مساله شده اند که دغدغه ما کیفیت است. بدون این که این دغدغه به مزاحمت تبدیل شود. به هرحال عوامل اصلی باید احساس آرامش کنند تا کار خلاقه ای داشته باشند.

با این حجم از کاری که برای شما فراهم شده آیا فرصتی برای حضور در سر صحنه تولیدات دارید؛
فرصتهای ما بسیار محدود است اما شاید باور نکنید که در یک پروژه سینمایی ویدئویی در روز دوم تصویربرداری حتما یک بازدیدی از آن می شود. روز دوم نشان می دهد که اگر پروژه در ابتدای کار مشکل عمده ای یا شرایط خاصی داشته باشد به چشم می آید و برای رفع آن تمهیداتی اندیشیده می شود. پس از آن بازدید هفتگی انجام می شود. البته شخصا امکان بازدید از همه پروژه ها را ندارم ، اما در مورد پروژه های الف ویژه به تناسب از آنها بازدید می کنیم اما در این بازدیدها بیشتر در پی این هستیم که وضعیت مدیریت پروژه بهینه سازی شود و مشکلات رفع شود. این برای ما اهمیت دارد و می خواهیم آنها بدانند ما به اندازه آنها دغدغه داریم و دل نگران کار هستیم.

دست اندرکاران سریال های تاریخی همیشه با یک کار مشقت بار و سخت مواجه هستند. چقدر تلاش می کنید تا با امکانات و کارهای دیگر این فضا را راحت کنید؛
این درست است که ما به لحاظ امکانات نوین تولید در سینما و تلویزیون خیلی عقب هستیم و البته اینها تاثیرات مستقیم زیباشناختی دارد. برخی از ابزارها هستند که با خود امکانات تازه می آورند. یکی از دغدغه های من این بود که ما در پروژه های بزرگ و کوچک خود به مساله توسعه فناوری صنعت سینما و تلویزیون توجه کنیم. به همین دلیل دفتر مطالعات فناوری نوین رسانه را در سیمافیلم تاسیس کردیم. در حوزه های مختلف تولید ، سخت افزاری و... نیز امکانات جدیدی را به وجود آوردیم. البته باید ضرورت استفاده از این ابزار را پیدا کنیم و بگوییم حالا این ابزار خوب است و برخی را بخریم که البته پیش بینی برخی خریدها شده و در صورت حمایت مدیران ارشد سازمان این اتفاق می افتد.

مرکز سیمافیلم در ماههای اخیر به سمت گسترده شدن در حال حرکت است. راه اندازی شوراهای متعدد ، شورای قرآن مشروطه ، شورای طنز کودک ، جنگ ، و... یا ورود سیمافیلم به حوزه های داستان و رمان چقدر ضرورت داشته است؛
یکی از نقاط مثبت سیمافیلم در دوره جدید توجه تخصصی به همه این موارد است. همه این شوراها در ذیل مدیریتی تعریف می شوند که فقط اعضای این شورا را متناسب با موضوع تعیین می کنند. بنابراین شوراها زیرمجموعه ای از یک مدیریت کلان تر در طرح و برنامه هستند که تلاش می کند از همه نظرات بهره ببرد.
شوراهای فیلمنامه ما کارشان رد یا تایید فیلمنامه نیست و فعالیت آنها کاملا کارگاهی است. البته فیلمنامه هایی که حتی دارای یک خط داستانی جذاب باشند توسط یک گروه کارشناس اولیه انتخاب و به این شوراها معرفی می شوند و مانند یک کارگاه به متن نگاه می کنند تا با چه پیشنهادها و تغییراتی این فیلمنامه ها به یک متن قابل قبول تبدیل شوند. مشروط بر این که فیلمنامه ویژگی لازم برای تبدیل شدن را داشته باشند. شاید اولین بار است که در شورای فیلمنامه کار خلاقه می کنیم تا به یک نقطه مطلوب برسد.

سیما فیلم در زمینه تولید مشترک چه فعالیت هایی را انجام داده است؛
در حال حاضر چند پروژه تولید مشترک به مرحله عقد قرارداد رسیده است. البته این نوع کارها معمولا دشوار و وقت گیر است و به سختی می توان دو تفکر ، سلیقه و شیوه اجرایی را به هم نزدیک کرد. از سوی دیگر ما نسبت به موازین فرهنگی خودمان در پروژه ها بشدت حساس هستیم و از آن مراقبت می کنیم ، اما این که فیلمسازی مشترک یک کار پرزحمت و وقت گیر است سبب می شود که همیشه این مساله را نداشته باشیم. در حال حاضر با عنایت مدیران سازمان با برخی از کشورهای اسلامی توافق هایی انجام شده و به قرارداد رسیده است که در مراحل نهایی شدن است.

انحلال سیمافیلم و ادغام آن با گروه فیلم و سریال شبکه یک امسال شایعه ای جدی بود. حتی گفتند یک طبقه در ساختمان 13 طبقه هم خالی شده تا سیمافیلم به آنجا نقل مکان کند؛
البته باید این مساله را از مدیران ارشد سازمان سوال کرد. اما آنچه که من می دانم این است که سیمافیلم حتی در سالهایی که تولیدات کمی داشته به دلیل حجم تولیداتی که در اختیار داشته نمی توانسته با جایی ادغام شود و اگر می شده حجم آن گروه را به اندازه ای بزرگ می کرده که آن گروه خیلی بزرگ می شده. معتقدم باید سیما فیلم را تقویت کرد. این مساله ارتباطی به حضور من در اینجا ندارد. سازمان صداوسیما نیازمند یک مرکز تولید حرفه ای در همه زمینه ها است تا آثاری را در زمینه سینمایی ، سریال و مستند تولید کند و این مرکز هم حتما باید جایی باشد که درگیر آنتن نباشد و دغدغه آنتن را نداشته باشد. در دنیا این تجربه پاسخ مثبتی داده و همیشه یک مرکز تولید حرفه ای در کنار تلویزیون به معنی رسانه دائم در حال تولید برنامه است و در آن مرکز برنامه ریزی برای دفتر پژوهش ادبیات ، اقتباس ، شوراهای تخصصی و... انجام می شود. اینها چیزهایی است که صداوسیما باید به آن توجه کند تا از روزمرگی فاصله بگیرید. روزمرگی که در شرایط تب آنتن اجازه کار دیگری را نمی دهد. اما شاید مرکزی مانند سیمافیلم به همین دلیلی که می تواند امکان برنامه ریزی های استراتژیک در زمینه فرهنگی را داشته باشد کمی خاص است و باید از آن مطالبات بیشتری طلب کرد. در این مرکز باید یک واحد پژوهشی بسیار قوی حضور داشته باشد تا بتواند زیرساخت های حرفه ای را فراهم کند. بنابراین طبقه ای که خالی شده و نمی دانم سیمافیلم به آن می رود یا نه برای من نامشخص است اما امیدوارم سیمافیلم به عنوان یک مرکز مستقل حرفه ای که درگیر آنتن نیست ، با تنوع تولیدات بخصوص در حوزه های اندیشه ای و فکری تقویت شود و توان بیشتری پیدا کند.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها