نگذاشتم مافیای نفتی وارد شود

48 ساعت و فقط یک استکان چایی. بد روزهایی بود آذر 77. نفت را می فروختیم 7دلار. چی به سر مملکت می آید؛ آنقدر قدم زده بودم که پاهایم درد گرفته بود... اتاق کار بیژن نامدار زنگنه ، وزیر سابق نفت ، نیرو ، جهاد ، معاون وزیر ارشاد و...
کد خبر: ۱۲۲۵۲۰
در دانشگاه خواجه نصیرطوسی نشانی از ابهت و دبدبه و کبکبه ساختمان وزارت نفت در خیابان طالقانی ندارد و این برای کسی که آن ابهت را دیده ، گردش روزگار را به یاد می آورد.
با این حال فرمانده سابق نفت ایران با چشمهایی آبی هوشیارش ، حساب همه چیز را دارد و سخت سخن از نا گفته ها می گوید.
بسیاری از صحبتها و ناگفته ها را زنگنه پیش از آغاز رسمی مصاحبه به امانت گفت و می دانید که برای خبرنگار، زجری بدتر از ناتوانی از عدم انتشار آنها نیست.
اندوه درگذشت پدر هنوز در چهره اش خوانده می شود: آخرین پولی که از وزارت نفت گرفتم و بیرون آمدم یک میلیون تومان حقوقم بود ، والسلام.
در این سالها که پدرم زنده بود، به یک ترتیباتی که به غرورم برنخورد به من کمک مالی می کرد و غیر آن چیز دیگری نداشتم.



شروع کنیم؛
بفرمائید.

از نفت و سیاست در بافت ایران صحبت کنیم. به نظر شما نفت چه نقشی در اقتصاد ، سیاست و سایر بخشهای جامعه ایران بر جای می گذارد؛
در تمام دنیا مطالعات زیادی در حوزه اقتصاد سیاسی در باب دولتهای نفتی انجام شده که مختص ایران هم نیست و تمام کشورهای نفت خیز جهان سوم را در بر می گیرد. واقعیت این است که علی رغم میل مسوولان حکومتی ، اقتصاد نفتی آثار خودش را در ساختار قدرت یک کشور بر جای می گذارد و این اثر رفته رفته به روابط اجتماعی و نهادهای مدنی نیز کشیده می شود. ایران نیز از این قانون مستثنی نمی شود. اگر دولت بخواهد بدون نفت این کشور را اداره کند سالانه باید به تولید ناخالص داخلی کشور حدود 900میلیارد دلار نسبت به آنچه که الان داریم اضافه شود تا با درآمد مالیاتی این مقدار تولید که حدود درآمد فعلی نفت است کشور اداره شود. اما الان نفت هست بدون این که کسی (چه مردم و چه دولت) برای آن زحمت بکشند. لذا تاثیر خودش را بر ساختار قدرت بر جای می گذارد. می توانم بگویم کشورهایی که از نفت به عنوان ابزار سرمایه گذاری برای آینده استفاده می کنند، موفق هستند اما در کشورهایی که نفت را درآمد دولت تلقی می کنند آفاتی ایجاد می شود که ساختارها را ناسالم ، مخارج را غیر قابل کنترل و بی حساب و کتاب می کند. نفت در اقتصاد ایران چهار مشخصه اصلی دارد: یکی سهم بالا در تولید ناخالص داخلی کشور، دوم سهم بالا در تراز پرداختهای خارجی کشور، سوم سهم بالا در تامین درآمدهای بودجه عمومی دولت و چهارم سهم بسیار بالای رایانه های نفتی در اقتصاد که ویژه ایران است. این نشان می دهد که ما در استفاده از نفت موفق نبوده ایم و لذا تاثیر آن نیز در ساختارهای کشور نامناسب بوده است.

یعنی نفت باعث ناسالم شدن ساختارهای اقتصادی و سیاسی کشور شده است؛
آنچه گفتم در همین حد کافی است و جای بیشتر از این در مصاحبه نیست. باید رفت در بحثهای آکادمیک و حوزه اندیشه که خیلی وقت می گیرد.

بسیار خوب. پس بیایید درباره چالشهای صنعت نفت کشور صحبت کنیم. بفرمایید مهمترین این چالشها چیست و اگر با آن مبارزه نشود درآینده چه وضعیتی خواهیم داشت و دیگر آنکه شما وقتی به عنوان وزیر وسط گود بودید برای رفع این چالشها چه کردید؛
من می توانم چندین چالش را نام ببرم که چند تای آن از قبل وجود داشته و یکی دو تا نیز در دولت جدید به وجود آمده است. اولین چالش ، مساله روز آمد شدن صنعت نفت است. اعتقاد من این است که این مساله انتخاب نیست بلکه الزام است . ایران باید صنعت نفت در کلاس جهانی داشته باشد و لازمه آن این است که مجهز به منابع انسانی ، مالی ، مدیریتی و غیره در کلاس جهانی باشد. این شامل بخش دولتی نمی شود. چالش دیگر ضرورت ظرفیت سازی و سرمایه گذاری برای توسعه صنعت نفت در شاخه های مختلف مانند اکتشاف و استخراج نفت و گاز و تولیدات فرآورده ها بویژه پتروشیمی است که بخش تولید نفت و گاز اهمیتی بیشتر دارد. ما باید بهره برداری بسیار بیشتری از ذخایر مشترک داشته باشیم و نگذاریم حق کشور را بقیه ببرند. ما نباید اجازه دهیم سهم تولیدمان در اوپک کاهش پیدا کند چرا که اگر جایگاه مان را حتی در منطقه از دست بدهیم بحران ایجاد می شود و دولت جدید باید به این سمت برود که جایگاه ایران را در منطقه از نظر تولید نفت ، گاز و پتروشیمی بیشتر و بیشتر بالا ببرد. ما باید در پتروشیمی در منطقه اول باشیم ، همینطور گاز.

فرمایشات شما صحیح ، اما در زمان وزارتتان در این باره چه کردید؛
من خیلی تلاش کردم و از همه چیز مایه گذاشتم حتی از خانواده ام. در حدی توانستم بخشی از مسائل را حل کنم. ما در بخش پتروشیمی به سویی رفتیم که از حدود یک میلیارد دلار تولید پتروشیمی در سال 75 تا چند سال آینده به راحتی با حدود 18میلیارد دلار سرمایه گذاری انجام شده می توانیم به تولید حدود 10 میلیارد دلار در سال مواد پتروشیمی برسیم حتی اگر قرارداد جدیدی هم بسته نشود. اما با این حال ما باید تا سال 1394 به 20میلیارد دلار تولید سالانه در بخش پتروشیمی برسیم که کار و تلاش زیادی می خواهد در زمینه گاز ایجاد منطقه عسلویه و توسعه پارس جنوبی کار بسیار مهم ما بود. در مجموع در زمینه توسعه و بهره برداری از میدانهای مشترک نفت و گاز بزرگترین و کم سابقه ترین شتاب توسعه صنعت نفت را در دو دوره دولت اصلاحات داشتیم و قریب 50میلیارد دلار از منابع خارجی استفاده شد که بیش از 84درصد آن در طرحهای توسعه نفت و گاز مربوط به میدانهای مشترک می شد. از نظر میزان اکتشاف نفت نیز ما بهترین دوره پس از انقلاب را تجربه کردیم . جمعیت بهره بردار از گاز طبیعی از حدود 19میلیون نفر در سال 75به حدود 43میلیون نفر در ابتدای سال 84 رسید. برآورد این بود که ما در فاصله 10ساله بین 1384 تا 1394 باید 170 الی 180 میلیارد دلار سرمایه گذاری جدید در کل صنعت نفت لازم داریم. همچنین تولید نفت و میعانات گازی ما باید به حدود 7میلیون بشکه برسد. (5.6 میلیون بشکه تولید نفت خام) باید ظرفیت پالایش کشور به 2.5 میلیون بشکه در روز برسد. (با تاکید بر پالایش نفت خامهای بسیار سنگین و میعانات گازی) و در بخش گاز باید 1300میلیون متر مکعب در روز تولید داشته باشیم. اینها اهدافی بود که در افق 10ساله 1394 به عنوان میان دوره و چشم انداز 1404 به عنوان بلند مدت پیش بینی شده است.

فرمودید دولت جدید با چالشهایی جدید نیز در بخش نفت روبروست؛
بله. اولین مساله باز تعریف رابطه مالی دولت با شرکت ملی نفت ایران است که ما خیلی در این مورد کار کردیم و در برنامه سوم ماده 120 را به تصویب رساندیم و سپس برای لایحه برنامه چهارم متنی را در قالب ماده 3 آن لایحه به مجلس دادیم که مجلس ششم هم آنرا تصویب کرد ولی در کش و قوس با شورای نگهبان مجلس هفتم آنرا حذف کرد. گرچه بعدا همان محتوا با اندک تغییری در بودجه سال 1384 پس از بحثهای فراوان به تصویب مجلس هفتم رسید و بعدا هم دولت جدید مجددا آنرا برای بودجه سال 85 پیشنهاد دادند و مجلس هم تایید کرد. این نظام جدید واقعا برای صنعت نفت ایران حیاتی است . به نظر من شبهه کردن در این روال می تواند چالشی جدید را برای صنعت نفت کشور ایجاد کند و جلوی توسعه آن را بگیرد و این شرکت را از حالت یک بنگاه اقتصادی خارج کند و به کشور نیز ضرر مالی بزند.امروز دیگر با تبصره 38 معروف نمی شود صنعت نفت را اداره کرد.

محتوای این تبصره 38 چیست؛
این تبصره در اول انقلاب در قوانین بودجه گنجانیده شد که هدف از آن تنظیم رابطه مالی بین دولت و شرکت ملی نفت بود و واقعا کمر نفت را این تبصره شکست و ضررهایی جبران ناپذیر به توسعه صنعت نفت وارد کرد. ماجرا این بود که شرکت نفت باید کل پول حاصل از صادرات نفت را به خزانه واریز کند و برای امورات خودش از دولت پول بگیرد.و نفت تحویلی به پالایشگاههای داخلی را نیز رایگان مصرف کند. اوایل کار مشکل زیاد نبود ولی وقتی فاصله قیمت فرآورده های نفتی که شرکت نفت به داخل می داد نسبت به قیمت های واقعی بسیار زیاد شد و نرخ برابری دلار نیز به شدت تغییر کرد مشکل شروع شد و شرکت نفت دیگر نمی توانست مثل یک بنگاه اقتصادی عمل کند و بعد به دولت مالیات هم بپردازد. این مساله امکان فعالیت اقتصادی واقعی شرکت ملی نفت و روند صحیح سرمایه گذاری و کسب سود را با مشکل مواجه کرد چالش دیگری که جدیدا ایجاد و یا نمایان شده بی اعتمادی و بهانه گیری و گیردادن به صنعت نفت است . الان بعض نهادها هستند که خیلی به بخش نفت گیر می دهند و چالش مصنوعی درست می کنند. همه اش یک جوری حرکت می کنند که این مجموعه تضعیف شود، مدیریتش قدرت نداشته باشد، اختیاراتش را بگیرند به اصطلاح سر به سرش بگذارند. الان که من در نفت نیستم اما این حرکتها به نفع کشور نیست . به نفع جایگاه ایران در منطقه نیست ، به نفع بالابردن ظرفیتهای تولیدی کشور نیست . مثلا گیر دادن به حقوق کارکنان صنعت نفت یا امکاناتی که دارند. من این را یک چالش جدی برای دولت نهم می دانم که نگاهش را به نفت اعمادآمیز کنند. نفت یک جایی است مثل بانک مرکزی مثل وزارت اطلاعات و مثل ارتش. زیاد نباید سر به سرش گذاشت ، این بخش خیلی حساس است ، اما کمتر کسی متوجه این حساسیت است.

روشن بفرمایید چه دستگاههایی باعث این رفتار شده اند؛
من عمدتا_ روی سخنم یا بخشی از دیوان محاسبات است. من نمی گویم نظارت نباشد اما اگر شجاعت مدیران و کارکنان را بگیرید و اینها نگران برخوردهایی که می شود و آینده شان شوند دیگر کار مهم و بخصوص ریسک نمی کنند. در همه چیز با احتیاط عمل می کنند و هیچ اتفاق خوب و سریعی در این شرایط نمی افتد. مثال می زنم : اگر یک ارتش اساس کارش در جبهه جنگ بر احتیاط باشد هیچ پیروزی به دست نمی آورد و همه اش باید عقب نشینی کند. اگر فرمانده احتیاط کند، سرباز هم احتیاط می کند حال آنکه در چنین شرایطی به قول علی ع باید فرمانده سر و جمجمه اش را به خدا بسپارد و برود جلو. بالاخره جنگ بزن بزن دارد. جریان سازندگی و توسعه هم همینطور است اگر بگوئید احتیاط و احتیاط هیچ کاری انجام نمی شود و دودش هم در چشم کشور می رود. ابو سعید ابو الخیر حکایت جالبی دارد که روزی بر منبر بود شخصی وارد مسجد شد و چون جا برای نشستن نبود صدا زد خدا پدر کسی را بیامرزد که برخیزد و یک قدم به پیش بگذارد. ابوسعید از منبر پایین آمد و گفت حرف همان بود که این مرد گفت و تمام ! حالا حکایت صنعت نفت است که آنقدر فشار از بیرون وارد می شود که کسی یک قدم به پیش نمی گذارد بلکه سعی هم می کند یک قدم به عقب بگذارد و خودش را مواظبت و جمع و جور بکند و می ترسد. یعنی شجاعت مدیران و کارشناسان سلب می شود و کسی جرات کار را ندارد چرا که می ترسد انگ بخورد. این چالش جدی است که در دولت جدید ایجاد شده و واقعا فرآیندکارها در صنعت نفت را کند کرده است و باید مدیران ارشد کشور در این باره تصمیم بگیرند و نگذارند چنین اتفاقی تشدید بشود. بالاخره باید به یک کسی و مجموعه ای اعتماد شود نمی شود گفت آقای رئیس ما شما را قبول داریم اما همه کارشناسان زیر دستتان فاسدند. در این حالت هیچکس کار نمی کند و همه همیشه خود را در معرض اتهام دستگاههای نظارتی می بینند و دیگر کار نمی کنند.

یعنی می فرمایید هیچ تخلفی در مجموعه نفت انجام نشده؛ همه سالم اند؛ مثلا همین ماجرای مافیای نفتی به کجا کشید؛
ما که نفهمیدیم از آنهایی که گفتند بپرسید.

یعنی اصلا مافیای نفتی وجود خارجی ندارد؛
من نمی گویم نیست. هست اما بیرون بخش نفت است ، داخل بخش نفت نیست. خیلی دلش می خواهد بیاید داخل اما من تلاش کردم اجازه ندهم بیاید داخل. امیدوارم جدیدی ها هم نگذارند.

ماهیتش چیست؛
همان آدمهایی که می خواهند از 300 هزار میلیارد تومان پول نفت بخورند و رانت بگیرند.

یعنی آقای مهندس مثلا وقتی قراردادی می خواست در وزارت نفت منعقد بشود و کارشناسی از پایین به بالا شروع می شد تا قرار دادی در سطح عالی به امضائ برسد.واقعا عواملی بر آن تاثیر نمی گذاشتند و مثلا_ رقمها را دستکاری نمی کردند؛
ما قراردادهای بزرگ را متمرکز کردیم. این قراردادها در یک جمع بسیار کوچک کنترل شده مذاکراتش انجام می شد و این افراد تحت نظارت مستقیم شخص من بودند. خارجی ها هم این اخلاق من دستشان آمده بود. بابا آنهاهم عقل دارند و می فهمند ما سالم هستیم یا سالم نیستیم. می فهمند سر و گوش طرف می جنبد یا نمی جنبد.

خاطره ای از قضیه قراردادها بخاطر دارید؛
که چی بشود؛ که فرض کنید نفوذی بخواهد صورت بگیرد؛
زیاد است. از این چیزها زیاد است.

خوب. یک موردش را نام ببرید.
فعلا مصلحت نیست.

فقط نام قرارداد.
نمی شود.

با عذر خواهی می توانم یک سوال از شخص شما بپرسم؛ آیا پیشنهاد مالی در قراردادی به شما نشد؛
این که کسی به من پیشنهاد پول داده باشد هیچکس جرات نکرده و من هم هیچ وقت سفره طمعی از خودم نداشتم .واقعا کسی جرات نکرد. البته می دانستم فردا مسائل فحش و تهمت رقبا و افراد کج فهم وکج سلیقه جاری شود. اما کار کشور بود و باید انجام می شد لذا نه دستم لرزید و نه ترسیدم.

البته آقای هاشمی شاهرودی از شما و خانواده تان برای افزایش نیافتن اموالتان تقدیر کرد و من ضمن تبریک می خواستم بپرسم چگونه شد که اموالتان بیشتر نشد؛
من اول از آقای شاهرودی متشکرم که در این فضا چنین چیزی را نوشتند و این را بگویم که من در تمام عمر کاری ام فقط با حقوقی که از دولت گرفتم کار کردم و در طول مدت وزارت نفت هم حتی یک ریال از وزارت نفت دریافت نکردم ، به جز حق ماموریتهایی که به خارج می رفتم . واقعا حقوق دولتی پولی نیست که آدم با آن بتواند پولدار بشود یا ذخیره و انباشتی داشته باشد. عرض کردم من حتی پاداش و حق جلسه ای نگرفتم .یک چیزی هم به شما بگویم تنها کسی که در این مدت کمک مالی به من می کرد مرحوم پدرم بود که با ترتیباتی که به اصطلاح خیلی به غرور ما بر نخورد به من کمک می کردند. خداوند رحمتشان کند. به هر حال من چیز دیگری نداشتم و بگویم بقیه هم همینطور بودند. این ظلمی بود که به مدیران جمهوری اسلامی شد هر کسی را از آنها که می شناختم شریف و دلسوز و زحمتکش و سالم بودند. متاسفانه برخی ها برای این که کار سیاسی خودشان را پیش ببرند به این افراد خیلی ظلم کردند و باید پیش خدا پاسخگو باشند.

فرمایش شما صحیح ، اما الان مثلا دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات زیادی در وزارت نفت صحبت کرده است. به عقیده شما هیچ کدام از این حرفها درست نیست؛
اولا به تعدادی از مطالبی که در پرونده های دیوان محاسبات مطرح است اشاره می کنم . به عنوان مثال حدود 30پرونده ( برای هر استان یکی) عینا_ با یک موضوع وجود دارد که چرا، تعرفه گاز مساجد و حسینیه ها را چند ریال ارزانتر حساب کرده اید و در مقابل هم حدود همین تعداد بنظرم پرونده هست که چرا فرضا تعرفه گاز فلان بخش دولتی را یک ریال گران حساب کرده اید؛ یا پرونده هایی در این مورد که چرا فلان کالا را به طور رایگان به فلان اداره دولتی داده اید؛ و شاید 50 ، 60 پرونده هم وجود داشته باشد که همه یک موضوع دارند و آن عدم اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت در صنعت نفت است که نه ما اعتقاد به شمول این قانون در نفت داشتیم و نه دولت جدید چنین اعتقادی دارد. واقعا_بیش از 95 درصد نوع پرونده های دیوان محاسبات در بخش نفت از این جنس است . ثانیا ، هر جا پول باشد، تخلف و زمینه تخلف هم هست. در طول هشت سالی که من وزیر نفت بودم فقط حجم معاملات دسته اول این وزارتخانه 300هزار میلیارد تومان بود. یعنی فکر نمی کنم تصوری از این رقم داشته باشید. تازه این رقم مال معاملات دست اول بود؛ حال آنکه روی هر قرارداد قراردادهای کوچکتر متعدد منعقد می شود که رقم کار را بسیار بالاتر از این رقم می برد خوب در این رقمها همیشه احتمال خلاف هست و ابتدا باید نظامهای عملیاتی را اصلاح کرد که تخلف را به حداقل برساند ضمن این که بازرسی ها را نیز باید دقیق کرد. مثلا_ ما در آن موقع حساب کردیم 500 تا 600 میلیارد تومان تفاوت بین قیمت فروش دولتی محصولات پتروشیمی با قیمت بازار آزاد آنها بود. یعنی اگر کسی حواله دولتی می گرفت و بیرون می فروخت سود هنگفتی می برد. اینها به عقیده من بیشتر عوامل ایجاد فساد است . خیلی افرادی که به من مراجعه می کردند به دنبال به دست آوردن رانتی از آن اختلاف قیمتهایی که گفتم بودند. هر کسی یک جوری می خواست استفاده بکند. جالب اینجاست که برخی هم آدمهای موجهی بودند و وقتی جلویشان را می گرفتی به هر حال خوششان نمی آمد و نشانه هایی از تلافی هم نشان می دادند. یا مثلا ماجرای بنزین . هر کاری بکنی آن تفاوت قیمت داخل و خارج مرزها قاچاق را به دنبال می آورد و نمی توانی به طور موثری جلویشان را بگیری و به هر حال دزدی می کنند. من یک نکته ای را بگویم در مورد تحقیق و تفحص مجلس در بخش نفت من متن آنرا خواندم. از این خوشحالم که نمایندگان بررسی کننده انصاف داشتند و نوشتند که عملیات وزارت نفت سالم بوده است.

بعد از وزیر شدن آقای هامانه ایشان با شما ملاقاتی یا مشاوره ای داشتند؛
خیر. فقط یکبار لطف کردند و برای مجلس ترحیم پدرم به مسجد آمدند.

عملکرد ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؛
بهر حال ایشان و همکارانشان زحمت می کشند و فعلا_ هم نمی خواهم در این مورد بیشتر صحبت کنم.

پارس جنوبی به عنوان یک کار بنیادی در اقتصاد ایران مطرح است و از عسلویه به عنوان پایتخت اقتصادی ایران نام می برند. الان روند کارها در این منطقه چطور پیش می رود؛
توسعه پارس جنوبی با این که از سال 68 مطرح شد اما تا سال 76 کارهای خیلی جزئی در آن انجام شده بود اما با حمایت مسوولین درجه اول نظام ما کار را شروع کردیم و در ماه اول وزارتم اولین قرارداد بسته شد و چند ماه بعد فاز یک و بعد هم تا 10 فاز قراردادها بسته شد و 5 فاز تا سال 83 وارد مدار شد. امسال هم باید فازهای 6 ، 7 و 8 وارد مدار می شد که تا الان انجام نشده. بعد از آن هم نه قرارداد عمده ای بسته شده و نه کار قابل ذکر جدیدی عملیاتی شده است.

یعنی کارها در پارس جنوبی کند شده است؛
متاسفانه بله. ما 18 فاز دیگر در پارس جنوبی را باید قرارداد ببندیم تا به 28 فاز برسیم اما همانطور که گفتم فشارهایی که از بیرون به بخش نفت می آید ، هر قدر هم مدیریت نفت تلاش بکند باز تاثیر خودش را می گذارد اما ایده و کارهای انجام شده عظیم است و باید بخاطر کشور ادامه یابد. ما در پارس جنوبی پالایشگاه و خوراک و پتروشیمی را کنار هم داریم . عسلویه الان سمبل صنعت نفت ایران است و 60درصد سرمایه گذاریهای ما در آن انجام شد و بزرگترین سرمایه گذاری تاریخ صنعتی کشور درآن شکل گرفته است. پارس جنوبی مثل بچه من بود. هر ماه به آن سر می زدم. 50در صد وقت من صرف آنجا می شد و یادم نمی آید اینقدر به خانواده ام رسیده باشم . بیشتر ایام تعطیل من در پارس جنوبی می گذشت و می خواستم آنجا حتی یک روز هم تعطیلی نداشته باشد و کارها شتاب بگیرد. هر روز آمار می گرفتم که در پارس جنوبی چند قطر - اینچ جوشکاری شده است. واقعا_ حیف است در این بخش حساس کم کاری صورت گیرد.

تلخ ترین ایام شما در وزارت نفت چه زمانی بود؛
من روز خوشی را یاد ندارم که در وزارت نفت گذرانده باشم. خیلی اذیت شدم. تلخ ترین دوران زندگیم بود خدا را شکر که تمام شد. پر از تنش های وحشتناک و مسوولیتهای سنگین اما تلخ ترین ایام ،زمانی بود که قیمت نفت به زیر 10دلار در هر بشکه رسید. سال 77 فکر می کنم آبان یا آذر بود که من می خواستم به اجلاس اوپک بروم. آنقدر ناراحت بودم که واقعا در طول 48ساعت شاید جز یکی دو تا چایی هیچی نتوانستم بخورم . آنقدر ناراحت بودکه چیزی از گلویم پایین نمی رفت . واقعا بار مسوولیتی بسیار سنگین را احساس می کردم. آنقدر در اتاق قدم زده بودم که پاهایم درد گرفته بود. از خودم می پرسیدم چی به دست مملکت می آید؛ خیلی سخت بود. تمام این سختی ها هم پیامد اجلاس جاکارتای اوپک برای ما بود. آن اجلاس 2.5 میلیون بشکه به سهمیه تولید نفت اوپک اضافه کرد و ما می دانستیم که این تصمیم باعث کاهش قیمت نفت می شود. این مساله با آن بحران معروف اقتصادی در آسیای جنوب شرقی همراه شد و کار از دست در رفت. یعنی دیگر خود عربستان که می خواست قیمت نفت را پایین بکشد تا ونزوئلا را که از سهمیه اش تخلف می کرد ، تنبیه کند، به هراس افتاد.

و شیرین ترین خاطره؛
شیرین ترین اتفاق مسائلی بود که باعث افزایش قیمت نفت شد و من در راس مذاکرات مربوط به آن با عربستان سعودی بودم. ما در کل سال 77 با عربستان اختلاف نظر داشتیم. چون سعودی دنبال این بود که سهمیه تولید ما را کاهش بدهد ، حدودا 320هزار بشکه در روز. ما واقعا زیر بار این قضیه نرفتیم . آخر کار قرار شد من و وزیر نفت سعودی بنشینیم و مساله را بحث کنیم. من رفتم عربستان. آنجا یک جلسه خیلی سخت و تلخی را برگذار کردیم ولی آخرش شیرین شد و آنقدر که آقای امیر عبدا... که آن موقع ولیعهد سعودی بودند به آقای خاتمی زنگ زدند و گفتند دو وزیر تصمیم بسیار خوب و امکان پذیری گرفتند و خوشحالم.

جریان آن جلسه چه بود؛
در آن سفر نهایتا ما با وزیر نفت سعودی توافق کردیم که رقم پایه تولید ایران همان رقم مورد نظر ما یعنی 3.9 میلیون بشکه در روز باشد و توافق دوم هم این بود که سعودی پذیرفت همزمان تولید خودش را نیز کاهش بدهد. رقمش خاطرم نیست اما رقم درشتی بود. ما با این توافق به اجلاس خصوصی بعض اعضائ اوپک در هلند رفتیم یعنی ایران و عربستان و ونزوئلا و الجزایر و بعد ماجرا در اوپک نهادینه شد و از آن به بعد دیگر قیمتهای نفت هیچ کاهش نداشت و همه اش سر بالایی بود. جالب اینجاست که ما اول کار با وزیر سعودی اصلا به توافق نرسیدیم. 1.5 ساعت بحث کردیم و با عدم توافق از جلسه بیرون آمدیم اما وزیر سعودی نیم ساعت بعد آمد و گفت تمام حرفهایی که زدی قبول.

اگر بخواهید توصیه نفتی به دولت جدید داشته باشید چه می گویید؛
مهمترین نکته را می گویم : عقیده من این است که درآمد بیش از 20 تا 25دلار در هر بشکه نفت را به دولت اختصاص دادن جز شکننده کردن اقتصاد ایران در برابر سقوط احتمالی قیمتها فایده دیگری ندارد. مازاد این درآمدها را باید از طریق حساب ذخیره ارزی و صرفا با دادن تسهیلات به بخشهای خصوصی و تعاونی به مصرف سرمایه گذاری های تولیدی در کشور برسانند تا واقعا چشم انداز بیست ساله محقق شود. در این باره تذکر بدهم قیمتهای جهانی نفت بالا نمی ماند و اوپک نیز قیمتهای بالا را نمی پسندد. چرا که قیمت بالا جایگاه اوپک را تنزل می دهد و از قدرت اثرگذاری و تصمیم گیری اش در بازار جهانی می کاهد. ما باید در نظر داشته باشیم که تولید نفت مان باید به سرعت بالا برود و رقم 5.6 میلیون بشکه برسیم تا جایگاه مان در اوپک تثبیت شود. مساله دیگر چالشهای بین المللی قیمت نفت است که اگر متوجه آن نباشیم و آمادگی مقابله با آن را در خودمان ایجاد نکنیم ضرباتی به ما می زند که به این راحتی نمی توانیم کمر راست کنیم و این نوسانات حتی در حد امنیت ملی برای ما خطر ایجاد می کند. من عرض می کنم که این چالشی است که آرام آرام در حال اتفاق افتادن است و ما متوجه نیستیم و ممکن است این مساله با عوامل شوک زای دیگر مانند کاهش قیمت نفت و عوامل سیاسی توام شود و برای ما مشکلات جدی ایجاد کند.

متن آن لایحه و پاسخ شهید بهشتی


فضای مطبوعاتی و فرهنگی اوایل انقلاب با الآن خیلی تفاوت داشت. این نسل فعلی مطبوعاتی ها تازه متولد شده بودند. از روزنامه ها فقط جمهوری اسلامی بود.
من از مهر 59 وارد وزارت ارشاد شدم به عنوان معاون فرهنگی که کار نظارت به کتاب و مطبوعات را هم به عهده داشت.
آقای دوز دوزانی وزیر ارشاد دولت شهید رجایی بود (بعد در نیمه سال 60 آقای معادیخواه آمدند و بعد هم در آبان 61 آقای خاتمی).
جنگ هم تازه شروع شده بود که بحث نظارت به کار روزنامه ها و کتاب بخصوص مطرح شد. در آن زمان گروههای مسلح سیاسی مانند مجاهدین خلق (منافقین) روزنامه منتشر می کردند و اسمش را هم روزنامه حزبی می گذاشتند.
طرف می رفت بمب می گذاشت و آدم می کشت ، می خواست روزنامه هم داشته باشد. در کردستان ترور می کردند و تریبون هم می خواستند.
این کارها خیلی در تغییر فضای دموکراتیک اول انقلاب موثر بود و آنها واقعا به آن فضا آسیب زدند و یکسری اقدامات کنترلی را باعث شدند که به وجود بیاید. من اینجا می خواهم خاطره ای بگویم که تا حالا در رسانه ها نگفته ام. ما در وزارت ارشاد سال 59 یک لایحه ای نوشتیم در مورد کتاب که اگر بشود ما یک کنترل هایی را از قبل از چاپ بر کتاب اعمال کنیم مثلا در چاپخانه و غیره.
مجازاتهایی را هم تعیین کردیم و فرستادیم برای قوه قضاییه که نظر بدهند. شهید بهشتی پاسخ نامه ما را نوشتند که ما با کنترل کتاب قبل از چاپ و انتشار مخالفیم.
اگر کسی کتابش اشکال داشت بعد از چاپ شما بیایید و شکایت کنید. سه یا چهار ماه بعد اوایل سال 60 در اوج بزن بزن منافقین که آدم می کشتند و کار تبلیغاتی می کردند ما دوباره این لایحه را کمی دستکاری کردیم و مجددا فرستادیم.
دوباره شهید بهشتی همان جواب سابق را داد و صراحتا نوشت که ما با کنترل و ممیزی کتاب قبل از انتشار مخالفیم. من بعدا_ خیلی گشتم که این نامه را در بایگانی وزارت ارشاد پیدا کنم اما نشد.



سید علی دوستی موسوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها