پارازیت روی موج جوانی

تا به حال برای شما پیش آمده که برای رسیدن سر موعد مقرر به جایی عجله کنید و دست آخر زودتر هم برسید ، ولی باز دیر کنید یا نه؛
کد خبر: ۱۲۱۶۶۱

می خواستم زودتر از ساعت 10 به پخش جوان برسم ، برای این که از اول شاهد پخش زنده پارازیت باشم ، اما آنقدر زود رسیدم که تا رفتم یک دوری بزنم و ساعت 10برگردم ، دیرم شد. وقتی رسیدم ، فرشید منافی در یک برنامه زنده پشت میکروفن رادیو جوان داشت چیزهایی راجع به زیر آب زدن می گفت. 5 دقیقه از ساعت 10 گذشته ، فرشید منافی پس از خداحافظی اساسی با شنونده ها آغاز کرده است امروز می خواهیم درخصوص تغییر و تحول ذهنی صحبت کنیم. معنی شروع با خداحافظی در یک برنامه رادیویی را می پرسم که پاسخ آن را درهمین گزارش به شما هم می گویم.
زهرا عبدالله زاده (تهیه کننده) کنار میز صدا ایستاده ، مونا میرزایی (صدابردار) شش گوشه حواسش را جمع اتاق فرمان و مجری کرده است و صادق داوری فر یک دستش روی ریل است و در فاصله حدود یک متر ، دست دیگرش روی صفحات متن برنامه می چرخد.

تا یک هفته پیش در همین ساعت و پشت میکروفن همین برنامه که می گویند پارازیتی بیش نیست ، بنفشه رافعی می نشست که برای خودش طرفدارانی هم داشت. تا همین چند وقت پیش هم هر روز عصر فرشید منافی باز پشت همین میکروفن می نشست تا روی خط جوانی حرکت کند. اما حالا بنفشه رافعی در پارازیت جای خود را به همکارش فرشید منافی بخشیده است. عکس العمل شنونده های پارازیت را از آن رفتن و این آمدن از کسی می پرسم که نویسنده و مسوول هماهنگی و ارتباطات این برنامه است. عصمت باپیران می گوید: برخورد مخاطبان خیلی جالب بود. همه از رفتن بنفشه رافعی ناراحت و از آمدن فرشید منافی خوشحال بودند. صدای شنونده ای پخش می شود که انگار در مدت حضور نداشتن منافی خیلی دلش هوای او را کرده است. «عمو فرشید ، قربونت ، بمون دیگه خداحافظی نکن» عمو فرشید هم که اصولا عادت ندارد خیلی مسائل را جدی بگیرد ، پاسخ می دهد خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ و صدای شنونده دیگری که منافی را خطاب قرار داده است: «خوبه دیگه آقای منافی ، اومدی خانوم رافعی رو بیرون کردی» و پاسخ می شنویم: «می تونیم داداش ، زیرآب می زنیم.»

حرکت قبل از صفر

تا اینجای کار در فاصله مشخصی از اتاق فرمان قرار گرفته ام و پنجره نگاه من برای دیدن یک برنامه رادیویی دیوار شیشه ای میان اتاق هماهنگی و فرمان است. وارد اتاق فرمان که می شوم ، صادق داوری فر یک دستش را روی دکمه میز صدا فشار می دهد و به منافی اشاره می کند که بار دیگر بگوید این پارازیتی بیش نیست.

از این شبکه تا آن شبکه چه خبر؛

موسیقی «فاصله» عبدالله زاده پخش می شود و چراغ روشن داخل اتاق نشان دهنده این است که مجری می تواند حرف بزند. صدای امواج رادیویی و پارازیت های مختلف هنر حنجره فرشید منافی است. بیایید همراه او روی موج همه شبکه های رادیویی حرکت کنیم. سلام شنوندگان عزیز صدای ما را از رادیو ایران می شنوید... فرهیختگان عزیز عنایت دارند به این که... از شکل صحبت کردن او پیداست که روی موج رادیو فرهنگ ایست کرده اید... حداقل روزی یک بار ورزش کنید... تهران شب از تو دور است ، تهران همیشه نور است... هم اکنون که با شما صحبت می کنیم ، در خیابان های... ترافیک سنگین دیده می شود و خلاصه این که آنقدر حرکت می کنیم تا برسیم به موجی که نیما رئیسی برایش خوانده است «آیتم ها چفته ، حرفامون فیته ، غمها دلیته ، پارازیته».

وقتی یک مرد برای رادیو می نویسد

به نظر شما دخترها بیشتر می کوشند محیط خود را تغییر بدهند یا پسرها؛ فکر می کنید دخترها در تغییر ذهنیات خود موفق تر هستند یا پسرها؛ این پرسشی است که بروبچه های پارازیت از جوانها پرسیدند. نگران رعایت شدن عدالت در قضاوت نباشید. تعادل برقرار شده چون در برابر پاسخ هر 3 جوان پسر یک دختر هم به این پرسش پاسخ داده است.
خلاصه این که هر کدام به نفع جنس خود حرف می زنند. دخترها معتقدند دخترها و پسرها باور دارند که پسرها در تغییر ذهنیات خود موفق تر هستند. ناهماهنگی و رعایت نکردن توازن میان پاسخ دهندگان آنقدر مشهود است که صدای منافی درمی آید: عجب موجودی است این صادق داوری فر ، فقط از پسرها پرسیده ، انگار نه انگار که 4 تا خانوم آن طرف نشسته اند.
هنوز جمله مجری تمام نشده که مونا میرزایی پشت به میز صدا به روی داوری فر برمی گردد و با لحن معترضانه ای می گوید: چرا فقط از پسرها پرسیدی؛! البته سردبیر پارازیت می تواند در این خصوص از جرم مبرا باشد چون با او کسانی کار می کنند که به قول خودش حکم آچار فرانسه را دارند. غیر از لیلا قیصرخواه که نویسنده است ، عصمت باپیران ، امین نبی اللهی برای پارازیت متن می نویسند. کار هماهنگی و ارتباطات هم می کنند و میثم عبدی و همسرش که یک زوج رادیویی جوان هستند، گزارش های این برنامه را آماده می کنند. خلاصه اگرچه پرسشها را این چند نفر از مردم و تماس گیرنده ها می پرسند؛ اما این صادق داوری فر است که به همه گفتگوها جهت می دهد.

پارازیت را جدی بگیرید

زیاد جهت دادن را جدی نگیرید ؛ چون می شود از آن برداشت های متفاوتی داشت. اصلا داوری فر ازجمله جوان های خوشفکر رادیو است که عادت ندارد چیزی را جدی بگیرد.

اول خداحافظی ، بعد سلام


یادتان هست گفتم فرشید منافی برنامه اش را با خداحافظی آغاز کرد؛ حالا ساعت نزدیک یازده و سی دقیقه است و او که دیگر باید میکروفن را به دست همکارانش در برنامه های دیگر بسپارد تازه می گوید: سلام حالتون چطوره؛ جوابی که من برای این شیوه عجیب و غریب شنیدم ، این بود: اگر ما توانسته باشیم با یک پرسش تو را از نگرش قبلی ات جدا کنیم و تو به گونه دیگری فکر کنی ، پس اول برنامه خداحافظی می کنیم با نگاه قبلی تو و در پایان به شیوه فکر کردن جدیدت سلام می گوییم

تقریبا از لحظه ای که وارد استودیو شدم تا پایان برنامه ، شاهد خط و نشان هایی بودم که زهرا عبدالله زاده برای غیرقابل پیش بینی بودن داوری فر می کشید. طبیعی بود که تصور کنم زهرا عبدالله زاده در پایان کار سنگهایش را با آقای سردبیر وا می کند.
اما وقتی ساعت به 11.30 رسید و عبدالله زاده خسته نباشیدی گفت و خداحافظی کرد ، فهمیدم این مشاجره ها کار همیشگی این دو جوان همکار است. «قرار است در شبکه جوان شنیده شوی ؛ باور می کنی در کشور ما روستاهایی هست که نامشان در نقشه نیامده؛ تو زنگ بزن نام روستایت را بگو تا شنیده شوی . با هم حرف بزنیم.»
اینها را منافی می گوید و فردی که در کنار داوری فر ایستاده ، به گفته مجری که همان نوشته سردبیر است می خندد. به این معنا که مگر ممکن است ، داوری فر توضیح می دهد: «باور کن. شهرهای خراسان روستاهایی دارند که نامشان در نقشه نیامده.» فکر نکنید اینها را آقای سردبیر به خاطر وسعت آگاهی اش در حوزه جغرافیا می داند ، می تواند این گونه هم باشد ؛ اما واقعیت این است که او خراسانی است.

حرف های نامربوط برای یک مساله مربوط

پارازیت که می دانید یعنی چه؛ یک صدای نامربوط روی امواج رادیویی. یک جور مزاحمت برای این که تو نتوانی آنچه را می خواهی گوش بدهی. اینجا هم که پارازیتی بیش نیست. حرفهای نامربوط هم زیاد گفته می شود؛ اما در نهایت به یک چیز ربط دارد. قرار است برای جوانها برنامه پخش شود، نه درباره آنها. در آیتم میزگرد حرفهای جوانی جوانها گفته می شود.
آن هم به زبان خودشان که اصلا ربطی به هم ندارند. در یک پیاله حرف با چهره های معروف و شناخته شده گفتگوهای غیرمربوط می کنند و در بی حاشیه به همه کس و همه جا تبریک و تسلیت می گویند. این آیتم های تفریحی فقط به قول سردبیر حکم نفس تازه کردن برای برنامه را دارد. برای این که در میان موج اطلاعاتی که به شنونده می دهی ، خسته نشود.

ما هم جوانیم ، حرف جوانی می زنیم

پارازیت هم می تواند معنا داشته باشد ، اگر آن را برای خودت در قالبی نو تعریف کنیم. در شورای طرح و برنامه و سیاستگذاری سازمان ساعتهای صبح به قالب برنامه های خانوادگی اختصاص یافته است. مثل همان برنامه هایی که تا یک سال پیش هم پخش می شد و ساعتهای عصر هم بویژه در رادیو جوان به برنامه های تفریحی و سرگرمی اختصاص دارد.
حال چطور می شود در ساختار جدیدی این هر دو را با هم گنجانید؛ وقتی برای جوانها برنامه می سازیم باید حس و حال و زبان و روحیه آنها را بشناسیم و طبیعی است ما به خاطر جوان بودن با این فضا غریبه نیستیم ، اما وقتی درباره جوانها برنامه می سازیم ، قالب برنامه می شود. پرسش و پاسخ و نظر کارشناسی. از ابتدای کار که پارازیت را شروع کردیم ، در این فکر بودم که حرفهای خانوادگی نزنیم ؛ اما در قالب یک برنامه تفریحی. اینها را داوری فر می گوید و نگاه من به کاغذی می افتد که با چسب نواری روی دیوار اتاق فرمان چسبیده و موارد آن را سردبیر یکی یکی تیک می زند. روی این برگه تغییر در اشکال و انواع مختلف و روشهای متفاوت نوشته شده که آخرین آنها توکل در تغییر است.

یک شروع غیرمنتظره

صدای انفجار توپ ، موسیقی آشنای لحظه تحویل سال و فرشید منافی که به شنونده ها سال جدید را تبریک می گوید. اصلا امروز اول فروردین نیست ؛ ولی کسی نمی داند در سر مجری و سردبیر و تهیه کننده پارازیت چه می گذرد. عجله نکنید. صبر کنید. منافی خودش می گوید: یادته این لحظه رو در سال جدید؛ یادته چه فکرهایی داشتی و چه تصمیم هایی گرفتی؛ یادته می خواستی چه چیزهایی رو تغییر بدی؛ خوب اگر این اتفاق افتاده ، شروع جدید بر تو مبارک! و صدای یک جوان دیگر در لابه لای ازدحام آیتم پارازیت موج می اندازد: «هرگز به این فکر نمی کنم که مشکل بزرگی دارم ، به این فکر می کنم که خدای بزرگی دارم.» چقدر حاضران اتاق فرمان از این حرف به وجد می آیند. انگار آمده بودند حرفهایی بزنند برای این که شنونده ها را تکان بدهند ؛ ولی حالا با حرف این جوان شنونده خودشان هم تکانی خوردند.

رادیو برای جوان ترهای رادیو

متفاوت بودن و ساختارشکنی و جسارت های برنامه سازی در میان جوانان رادیو و بویژه رادیو جوانی ها خیلی مشهود است. برای همین هم هست که همین جوانان برای این رسانه گرم تعریف جدیدی را باز کرده اند. پارازیت هم واقعا از همان برنامه های متفاوتی است که می خواهد حرفهایش را دور از قالبهای کلیشه ای بگوید. در میان این همه متفاوت بودن توقع داری قاعده مرسوم و کلیشه انتخاب موضوع را برای یک برنامه رادیویی هم جای خود را به ایده تازه تری بدهد ، اما داوری فر معتقد است انتخاب موضوع حکم ریسمانی دارد که نقطه های مختلف برنامه را به هم وصل می کند و از او می پرسم چرا ریسمان و سررشته جدیدی نمی یابید؛ اصلا دور از ذهن نیست. جوانان رادیو برای همه قالبهای کهنه و قدیمی ایده دارند.

فاطمه رحیمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها