جهانی شدن ، پیامد غیرقابل گریز

سیاست خارجی مبانی نظری و الگوی رفتاری است که دولت برای دستیابی به منافع خود در رابطه با سایر دولتها و بازیگران سیاسی اتخاذ می کند.
کد خبر: ۱۲۱۶۱۹

در تجزیه و تحلیل سیاست خارجی باید تلاش کرد تا برای رفتار کشورها، توضیحات منطقی ارائه و عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری سیاست خارجی را شناسایی و طبقه بندی کرد ؛ در حالی که در مطالعه سیاست خارجی ، چگونگی و چرایی اعمال بیشتر مدنظر قرار می گیرند. برای درک بهتر رابطه بین سیاست خارجی یک کشور و وجهه بین المللی آن لازم است مواردی مانند اصول حاکم بر سیاست خارجی ، عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری آن ، نهادهای مسوول تصمیم گیری ، روند برنامه ریزی ، تکنیک ها و ابزار مورد استفاده در اجرای سیاست ها مورد توجه قرار گیرند.

کشورها ، اهداف متعددی را جستجو می کنند. خواسته ها و تمایلات گروه های مختلف که هر یک خواهان نوع و میزان مشخصی از درگیری در روابط سیاست خارجی هستند ، باعث تنوع و تعدد اهداف می شود. مهمترین نیاز هر کشور ادامه حیات است ؛ اما اهداف مهم دیگری نیز برای کشورها مطرح است. حفظ یکپارچگی دولت ، ارتقای منافع اقتصادی ، تامین امنیت ملی ، حمایت از وجهه ملی و توسعه قدرت از جمله هدف هایی است که تمامی حکومت ها متناسب با امکانات خود سعی در دسترسی به آنها را دارند ، اما میزان موفقیت آنها ارتباط مستقیم با سطح توسعه و قدرت بین المللی دارد.

عوامل موثر بر شکل گیری سیاست خارجی

هنگام مطالعه سیاست خارجی کشورها بعضا نمونه های جالبی بروز می کند ، کشورهایی که دارای جنبش اجتماعی ، تغییر نظام سیاسی دچار تجزیه یا جنگ می شوند قاعدتا تحول چشمگیری در رفتار خارجی آنها ایجاد می گردد ، اما پس از مدتی به همان الگوی رفتاری سابق در نظام بین المللی برمی گردند. تغییر ایدئولوژی یا رهبران یک کشور همیشه به وجود آورنده تغییرات مورد انتظار در رفتار خارجی کشورها نیست چون فرآیند عوامل موثر بر شکل گیری سیاست خارجی کشورها به طور مستقل از تمایلات نخبگان جامعه عمل می کند و به همین دلیل در مقاطعی با خصوصیات کاملا متفاوت ، رفتار خارجی حکومت ها تشابه زیادی با یکدیگر دارند.
عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری سیاست خارجی معمولا به دو گروه ثابت و متغیر تقسیم می شوند ، البته این امر به معنای این نیست که عوامل ثابت تغییر کمی یا کیفی پیدا نمی کنند بلکه میزان تاثیرگذاری شان ممکن است با شرایط تغییر نماید ، از عوامل ثابت می توان به تجارت تاریخی و موقعیت جغرافیایی اشاره کرد ، در حالی که عوامل متغیر شامل منابع اقتصادی ، نیازهای اقتصادی ، ایدئولوژی ، نظام سیاسی ، رهبری و نخبگان ، احزاب ، گروه های فشار، رسانه های گروهی ، اوضاع داخلی ، افکار عمومی و تحولات سیاسی است. برخی تقسیم بندی نیز هنگام تحلیل کلان سیاست خارجی ، کلیه عوامل فوق را در دو گروه داخلی و سیاسی بین المللی جای داده و برای گروه دوم اهمیت بیشتری قائل می شوند که با توجه به روند جهانی شدن و تاثیرپذیری بیشتر کشورها از تحولات سیاسی این نوع نگرش منطقی تر به نظر می رسد.

نهادهای مسوول تصمیم گیری و اجرای سیاست خارجی

روند تصمیم گیری سیاست خارجی در کشورهای مختلف متفاوت است اما در اجرا تشابهات زیادی وجود دارد ، در نهادهای مختلف ؛ قوای مقننه ، مجریه و قضایی بستگی به نوع اختیارات قانونی در شکل گیری و عمل کردن سیاست ها ، ایفای نقش می کنند.
نوع ارتباط بین 3 قوه بر ساختار اداری و مدل های مدیریتی از ویژگی های هر کشور به حساب می آیند و الزاما با الگوهای نظری حاکم منطبق نیست. مثلا این انتظار وجود دارد که در نظام های رئالیستی رئیس جمهور از اقتدار زیادی در زمینه سیاست خارجی برخوردار باشد ، در حالی که در امریکا اختیار تصمیم گیری در این زمینه بین قوای مجریه و سنا تقسیم شده و رئیس جمهور فقط در چارچوب قانون اساسی و تفکیک قوا می تواند عمل کند.

دو پشتیبان وابسته


تحولات بین المللی همچون حلقه هایی از یک زنجیر هستند و ارتباط و پیوستگی آنها با یکدیگر سبب می شود هر اتفاقی که در گوشه ای از جهان می افتد ، پیامدها و نتایجی در نقاط دیگر جهان داشته باشد. انقلاب ها از مهمترین وقایع جهان به حساب می آیند که نه تنها سرنوشت خود را دگرگون می سازند ، بلکه بر تعاملات سیاسی جهان نیز تاثیر می گذارند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه سال 1357 ، قطعا در موفقیت ساندینست های نیکاراگوئه برای سرنگون کردن رژیم سوموزا در پاییز 1358 یا تحولات زیمبابوه سال 1359 ، فیلیپین 1360 و آفریقای جنوبی سال 1373 بی تاثیر نبود. ابعاد بین المللی انقلاب هایی مانند شوروی ، چین ، ایران و کوبا بعضا بیش از ابعاد داخلی آنها جلب نظر می کند ، چون به فکر تغییر ارزشها در جوامع همجوار و تغییر روابط بین دولتها هستند ، سیاست خارجی دولتهای انقلابی بدقت مورد مطالعه قرار می گیرند و تحلیل های مختلفی درباره آن ارائه می شود. با عنایت به ناهمگونی ابزار و مشکلات نظری و ساختاری رفتار خارجی به نظر می رسد ، جمهوری اسلامی ایران با اندیشه و تدبیر برای حل مشکلات یاد شده در طول مدت زمان سپری شده از الگویی عقلایی پیروی کرده است و در صورت بر طرف کردن تعارضات فوق می تواند از موقعیت و موفقیت های به دست آمده بهترین و بیشترین بهره برداری را داشته باشد.
تغییر شرایط جهانی در ابتدای قرن 21 همه کشورها را به بازیگری در بینش جهانی و سیاست خارجی واداشته است.

جهانی شدن اقتصاد و آزادی های وضع شده در تجارت جهانی سبب گرایش بیشتر حکومت های اقتداگرا به دموکراسی ، کاهش تعارضات ایدئولوژیک ، نزدیکی و هماهنگی بیشتر بین بازیگران سیاسی و گسترش انفجار اطلاعات شده و شرایط داخلی و خارجی کل واحدهای سیاسی بین المللی را تحت الشعاع قرار داده است. در چنین شرایطی تدوین سیاست خارجی جدید یک ضرورت است ؛ یک سیاست خارجی که نگرش اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی داشته باشد و بتواند منافع تجاری و سیاست های تجاری را یکی از ارکان ملاحظات خود قرار دهد. دیپلماسی ایران باید نگران منافع تجاری ایران نیز باشد.
سیاست خارجی و تجارت خارجی پشتیبان یکدیگر هستند و سازمان هایی که مسوولیت تبیین و اجرای سیاست خارجی را عهده دار هستند ، ضرورت دارد به تدوین دیپلماسی تجاری کشور بپردازند. سهم ایران در تجارت جهانی از 1.5 درصد در سال 1356 به 5 درصد در سال 1378 کاهش یافت اهمیت این مساله در سیاست خارجی کشور ، کمتر از اهمیت کشورهای عراق و افغانستان نخواهد بود

در نظام پارلمانی انگلیس هر چند هدایت روابط خارجی به پادشاه یا ملکه واگذار شده ، اما نخست وزیر تصمیم گیرنده اصلی سیاست خارجی است ، چون حزبی که توانسته در انتخابات مجلس عوام اکثریت کرسی ها را به خود اختصاص دهد با پشتیبانی همه جانبه خود زمینه فکری و عملی منسجم در روابط خارجی را برای نخست وزیر و وزیر امورخارجه فراهم ساخته است. در کشورهای اقتدارگرا مسائل سیاست خارجی در بین گروه خاصی از نخبگان به بحث گذاشته می شود ، اما تصمیم نهایی معمولا از سوی یک نفر اتخاذ می شود.

روند برنامه ریزی سیاست خارجی

یک برنامه اجرایی ، برونداد روند شکل گیری و تصمیم گیری است. برای تنظیم هر برنامه ابتدا باید به تبیین اهداف پرداخت سپس راههای دستیابی به اهداف را مشخص کرد ، بعد ابزار موجود را در نظر گرفت و با توجه به آنها برنامه ای عملی و اجرایی از کوتاه ترین راه و با کمترین هزینه تنظیم کرد ، برنامه مربوطه باید در مقاطع مشخصی بازبینی و در صورت لزوم تجدید شود. در تمام موارد یاد شده نقش اطلاعات بسیار حیاتی است ، هر چه دقت اطلاعات و جامعیت تحلیل ها بیشتر باشد برنامه های عینی تر و واقعگرایانه تری تنظیم می شود.
اطلاعات ابزار قدرت است. در جنگ جهانی دوم ، انگلیسی ها توانستند با اطلاعات به دست آمده کدهای ارتباطی نظامی آلمانی ها را کشف و بسیاری از عملیات تاکتیکی و استراتژیک آنها را خنثی کنند. سفارتخانه ها در حقیقت دو وظیفه مشخص دارند. از یک سو نماینده کشور خود نزد کشور محل ماموریت را عهده دار بوده و از منافع دولت و اتباع دفاع می کنند و از سوی دیگر با برقراری تماس ها و ارتباطات لازم با مسوولان و مردم ، آگاهی لازم و اطلاعات را به دست می آورند و با تحلیل و انعکاس آنها به مرکز ، زمینه را برای برنامه ریزی مهیا می سازند.
این ارتباط مستمر بوده و باید دربر گیرنده آماری دقیق در زمینه های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی باشد. به جرات می توان گفت وظیفه دوم سفرا در تنظیم سیاست خارجی اهمیتی کمتر از کار اول آنها ندارد و در برخی موارد با هزینه کمتر دستاوردی به مراتب بیشتر دارد.

سیاست خارجی ایران در روند جهانی شدن

پس از بررسی روند جهانی شدن و مطالعه سیاست خارجی ، باید دید این دو پدیده چه تاثیری می توانند بر یکدیگر داشته باشند و این اثرگذاری در مورد خاص جمهوری اسلامی ایران چه شکلی پیدا خواهد کرد ؛ بدیهی است وقتی در نظام سیاسی تحولی رخ می دهد رفتار بازیگران نیز به تبع آن تغییر می کند ، هر بازیگری به بررسی ارزشها ، منافع ملی و ابزار در دسترس خود پرداخته و در صورت مثبت بودن فرآیند جامعه برای تطبیق خود با وضعیت جدید سعی می کند ، در صورت منفی بودن نتایج احتمالی ، آن بازیگر نسبت به پدیده موردنظر موضع منفی اتخاذ خواهد کرد یا با مطالعه و بررسی شرایط جدید ، برای کاهش هزینه ها و استفاده بهینه از منابع تلاش می کند.
پدیده جهانی شدن پیامدهای غیرقابل گریزی برای تمامی کشورها به دنبال داشته است. کشورهای توسعه یافته با بهره گیری از ابزارهای گوناگون اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی توانسته اند از نتایج مثبت جهانی شدن استفاده کرده ، متناسب با قدرت سیاسی خود بر این روند تاثیر بگذارند ، ولی کشورهای در حال توسعه به دلیل مواجهه با کمبود منابع و مشکلات توسعه ، تاثیرپذیری بیشتری از این چرخه دارند و اغلب مجبور به تقبل هزینه های بیشتر هستند.
در سلسله مراتب قدرت سیاسی جهان ، جمهوری اسلامی را می توان در گروه کشورهای متوسط جای داد. کشورهای متوسط معمولا نمی توانند به تنهایی روند تحولات سیاسی را تحت شعاع منافع خود قرار دهند ، اما اقدام جمعی این کشورها منشائ اثرات چشمگیری خواهد بود. از آنجا که هماهنگی رفتار خارجی با سایر کشورها مستلزم تحقق پیش شرطهای متعدد است ، باید ابتدا اثرات احتمالی جهانی شدن بر سیاست خارجی بررسی شود.
در این زمینه تاثیرات احتمالی در مبانی نظری ، روند تصمیم گیری ، روش برنامه ریزی ، ساختار اجرایی و سازوکار و بررسی و تجدیدنظر مورد بحث قرار می گیرد.

اصغر مینایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها