در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، شامگاه ششم فروردین امسال آتشنشانان تهرانی برای نجات زن میانسالی که در خانهاش در طبقه سوم خانهای در محله خانیآبادنو گرفتار شده بود، به آنجا اعزام شدند. امدادگران با بازکردن در خانه و ورود به آنجا با پیکر زخمی زن میانسالی که در راه پلههای طبقه دوم افتاده بود، روبهرو شدند، اما زن در حال انتقال به بیمارستان بهارلو فوت کرد. ابتدا به نظر میرسید او بر اثر سقوط از پلهها فوت کرده است. ماموران به تحقیق از دختر 25 ساله خانواده پرداختند که او مدعی شد برای خرید بیرون رفته و زمانی که بازگشته مادرش در را باز نکرده، بنابراین از آتشنشانان کمک خواسته است.
این در حالی بود که تحقیق از همسایهها نشان داد آنها صدای درگیری مادر و دختر را شنیدهاند. همین شک ماموران را برانگیخت و به تحقیقات ادامه دادند. در جریان تحقیقات معلوم شد که این زن و شوهرش از هفت سال قبل جدا از هم زندگی میکردند. قرار بود سهدانگ این خانه به نام دختر جوان ثبت شود، اما این کار انجام نشده و همین موضوع باعث درگیری میان این مادر و دختر شده بود. در تحقیقات بعدی ماموران متوجه شدند که آثار خراش و درگیری روی دستان زن میانسال و دخترش وجود دارد. همچنین لکههای خون مقتول روی لبه میزی در اتاق به جا مانده بود.
با دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران، دختر 25 ساله خانواده به عنوان مظنون در جنایت بازداشت شد. او اظهارات ضد و نقیضی را مطرح کرد تا اینکه سکوتش را شکست و به قتل اعتراف کرد. وی به افسر تحقیق گفت: شب حادثه دوباره بر سر ماجرای انتقال سند با مادرم جروبحث کردم. ساعت 9 شب دعوایمان شدت گرفت، موهایش را گرفتم و او را هول دادم که سرش با میز آرایش برخورد کرد و زخمی شد. چون اعصابم بههمریخته بود برای خرید تنباکو و زغال بیرون رفتم و ساعت 11 شب بازگشتم، در را باز نکرد که دلنگران شده و از آتشنشانی کمک خواستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: