در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاغذبازی به نام مهاجر
ما امسال تا دلتان بخواهد سراغ بازار کاغذ رفتیم. گزارشهای خوب این حوزه را هم آذر مهاجر یک خبرنگار همه فن حریف مینوشت، خبرنگاری که زبان انگلیسی میداند و با هنرمندان خارجی هم چند باری در همین امسال گفتوگوهای خواندنی انجام داده است. ما در گروه او را سلطان رسانهای کاغذ میدانیم، از بس حواسش به هر اتفاقی که به کاغذ مربوط میشود، هست و هیچ خبری را از دست نمیدهد. یکی از گزارشهای پربازخورد مهاجر با تیتر «موریانههای ظهیرالاسلام» منتشر شد. ناگفته نماند در عالم رسانهای هم تعقیب و دستگیری سلطان کاغذ را اولین بار مهاجر نوشت و در همین روزنامه خودمان منتشرش کردیم. این را هم بگوییم که خبر دستگیری جناب سلطان چنان مهم بود که از یکی دو نهاد بوق با ما تماس گرفتند که این خبر را از کجا آوردهایم!
خبرنگار شاعر همه فن حریف
صابر محمدی فقط خبرنگار و شاعر نیست، اصلا یک دنیاست. هم کتابخوان و خوشفکر است و هم گرافیک صفحه را در روزنامه خوب میفهمد و برایش ایدههای جذاب دارد. شاید فکر کنید داریم زیادی از همکارمان تعریف میکنیم، اما باور بفرمایید اینطور نیست. محمدی امسال تا کرمانشاه و روستای محل زندگی فرنگیس رفت و درباره خاطرات او از جنگ و همینطور کرمانشاه بعد از زلزله گزارشهای تکاندهندهای نوشت. ضمن اینکه او درباره عکس مهم امراه یورولماز، عکاس ترک در ماجرای قتل جمال خاشقجی هم مطالب خوبی نوشت و دیگر همکارش که بنده باشم هم با کمی ترکی استانبولی دست و پا شکستهام با او همکاری کردم تا با یورولماز هم حرف بزنیم و به کارش بپردازیم. خلاصه که ببینید هم همکاریها در گروه فرهنگی بالاست و هم خبرنگارهای زباندان. اصلا بینالمللی شدهایم دیگر! در اهمیت پیدا کردن این عکاس ترک همین را بدانید که عکس معنادار او از کنسولگری سعودی علاوه بر اینکه در فضای مجازی بازخوردهای زیادی داشت، در تعدادی از روزنامههای داخلی هم عکس یک روزنامه شد. الغرض که شکار این عکاس را هم بگذارید به حساب یکی از شاهماهیهایی که در تور فرهنگی جامجم افتاد.
ماجرای قنبری و کلاه مخملیها
ساناز قنبری خبرنگار بخش سینماییمان همین هفته گفتوگویی با بازیگر نقش زندهیاد تختی در فیلمی که دربارهاش ساخته و در جشنواره فیلم فجر اکران شد، انجام داد. شما را نمیدانم، اما ما که حسابی از خواندن این گفتوگو لذت بردیم و از بازخورد مثبت مخاطبان هم نسبت به صحبتهای این نابازیگر خوشحال شدیم. حالا که صحبت از قنبری شده این را هم بگوییم که همین خبرنگار خوب و کاردرستمان که گزارش و مصاحبه «کلاه مخملیها» را بعد از درگذشت ناصر ملک مطیعی نوشت و مطلبش هم با یک تصویرسازی مناسب روی جلد روزنامه رفت و خیلی هم دیده شد. البته این را هم بگوییم که هرچند قنبری تلاش کرده بود این گزارش را فارغ از هر موضع و قضاوت بنویسد و به آن به عنوان صرفا یک سوژه نگاه کند، اما واکنشهای رسیده هم خیلی جالب بود و بزرگوارانی از چپ و راست لطف کردند و به این گزارش واکنشهای منفی نشان دادند. اصلا این گزارش از آن اتفاقات عجیب و غریبی بود که زخم خورده از چپ و راست شد و از هر گرایش فکری موضعی دربارهاش گرفته شد. بازخوردها و واکنشهایی که بعضا حتی تعجب نویسنده گزارش را هم برانگیخته بود.
تنها رستگار گروه و استاد علی نصیریان
علی رستگار، دیگر خبرنگار سینمایی روزنامه هم همین چند روز پیش گزارشی درباره اظهارات بهروز وثوقی و خنجرخوریها از برادرهایش نوشته بود که با تیتر «عافیت باشه قیصرخان!» رفت در صفحات فرهنگی و مورد توجه قرار گرفت. اما این همه هنر جناب رستگار نیست و او تکخالهای مهمتری دارد. شاید بتوان یکی از گزارشهای تاثیرگذار او را «آشیانه سیمرغ» دانست؛ گزارشی که یک عمر فعالیت سینمایی علی نصیریان را بررسی میکرد و نشان میداد سیمرغ نگرفتن این بازیگر در جشنواره فیلم فجر چه نامنصفانه بوده است. گزارش نصیریان در فضای مجازی با بازنشرهای زیادی روبهرو شد و چون در ایام جشنواره فیلم فجر هم چاپ شده بود حسابی دیده شد. قضیه تا جایی بالا رفت که بعضیها اعتقاد داشتند رابطه معناداری بین این جریانسازی و سیمرغ گرفتن نصیریان وجود دارد. اگر این را هم بدانید که سیمرغ بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره قرار بوده به بازیگر نقش عبدالمالک ریگی برسد و این تصمیم در لحظات آخر عوض شده این حق را به ما میدهید که حسابی از این بازخوردها کیف کنیم و لذت ببریم. تا بحث عوض نشده این را هم بگوییم که رستگار اولین کسی بود که چند سال پیش و زمان پخش سریال شهرزاد لقب بزرگ آقای بازیگری را هم بر اساس نقش نصیریان در این سریال به او اعطا و تیترش کرد و کمکم همهگیر شد. خلاصه رستگار در نصیریاندوستی ید طولایی دارد و این هم نشانه خوشسلیقگی اوست.
دبیر دست به قلم
و اما برسیم به دبیر گروه فرهنگ و هنر محمد صادق علیزاده، روزنامهنگاری که نگاه چند وجهی دارد و میتواند سوژه غیرفرهنگی را هم از منظر فرهنگی نگاه و بررسی کند. کلی از گزارشها و نگاههای تازه گروه فرهنگی به حوزه فرهنگ و هنر نتیجه همین نگاه متفاوت علیزاده است.
او اغلب روزها خودش هم دست به قلم میشود و از صفحه اول گرفته تا صفحات فرهنگی را مینویسد. گزارشی با تیتر «از کجا آوردهاید؟» هم که به تئاتر بینوایان و حاشیههایش میپرداخت به قلم علیزاده بود و میشود گفت از آن گزارشهایی است که امسال حسابی تاثیرگذار بود. بگذریم که نقل قول تحریف شده از این گزارش توسط یکی از سایتهای خبری هم حواشی این گزارش را حسابی پر و بال داد. او همچنین امسال گفتوگوی خواندنی و جذابی هم با غلامعلی حداد عادل انجام داد و انتقادات رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به رسمالخط رضا امیرخانی نویسنده کشورمان، بازتابهای زیادی در رسانههای مختلف پیدا کرد.
ما خیلی خوبیم
تیترش را از تکیهکلام رامبد جوان در برنامه خندوانه انتخاب کردیم که بگوییم بچههای گروه فرهنگی غیر از تکخالهایی که داشتهاند در چند مورد هم برگزیده شده و برخاسته و پرچم را آورده و بر سر خانه جامجم کوبیدهاند. جشنواره هنر مقاومت (یک برگزیده)، جشنواره مد و رسانه (دو برگزیده در دو رشته) و پویش مردمی بهترینهای دفاع مقدس (یک برگزیده) از مواردی بودهاند که گروه فرهنگی جامجم توانست شایستگی خود را به رخ بکشد.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: