لبخندی بی ادعا

: «بی مقدمه» مجموعه ای ساده و بی ادعاست که با هدف فراهم آوردن دقایقی مفرح برای تماشاگر تهیه شده و اتفاقا انتخاب زمان پخش آن حول وحوش 20 یعنی سبک ترین زمان شب عامل جانبی مهم و موثری برای تحقق یافتن این هدف است.
کد خبر: ۱۱۹۵۲۷

«بی مقدمه» نه موضوعش تازه است ، نه ماجراهایش و نه فضای آن که قبلا هم به دفعات همه اینها را در قالب سریال های دیگر دیده ایم. با این همه ، این مجموعه جذابیت های ساده ای برای جذب تماشاگر دارد ؛ مثل تیتراژ زیبایش که به صورت نقاشی متحرک (انیمیشن) ساخته شده. شبح خطی مردی که چاقو به دست راه می افتد و مواد لازم یک ساندویچ را به ترتیب درون نان مخصوصش جا می دهد و آخر سر هم ساندویچ پرو پیمان را آماده می کند.
نوشته های مجموعه در کنار همین تصاویر ظاهر می شوند. ناگفته نماند که موسیقی تیتراژ به اندازه کافی شاد و مفرح است و افت و خیزهای موقعیت های کمیک را بخوبی القا می کند. برگردیم به موضوع و فضای مجموعه ؛ خانه ای کوچک ، با اسباب و اثاثیه شکیل و خوش رنگ و حیاطی نقلی اما باصفا ، خانواده ای کم جمعیت شامل زن و شوهری میانسال و دختر جوان شان که دانشجو است و در کنار آنها ، شاگرد مغازه ای که بعدها داماد خانواده می شود و بالاخره محل کسب و کار مرد که عبارت است از ساندویچ فروشی جمع و جوری که به خانه اش چسبیده و...
از آن طرف ، آدمهایی که برای صرف غذا به ساندویچ فروشی می آیند مسائل و مشکلاتشان را هم با خودشان به آنجا می آورند که چه بسا با حضورشان ماجراهای جالبی هم شکل می گیرد. البته همه این ماجراها ختم به خیر می شوند چرا که مجموعه ای با این مشخصات نمی تواند و نباید پایان ناخوشی داشته باشد. ناگفته نماند که بسیاری از مشتری های ساندویچ فروشی در برخورد با صاحب مغازه و همسرش متوجه خوب و بد اعمال و رفتارشان می شوند و آخر سر در حالی که درس عبرتی هم گرفته اند از آنجا می روند.
اغلب هم آقابیگ و خانواده اش با خوشحالی آنها را بدرقه می کنند ؛ فضایی مناسب برای ارائه هر گونه ابتکار و نوآوری و ماجراهای متنوعی که از محتوای اخلاقی نیز برخوردارند. بی تردید ساختن چنین مجموعه ای نباید کار پیچیده ای باشد. صحنه ها اغلب داخلی اند و در دو فضای بسته خانه و ساندویچ فروشی اتفاق می افتند، مضاف بر این که مدت زمان هر قسمت از مجموعه حدود 15 دقیقه است ؛ اما حساس ترین و مهمترین مرحله تولید این گونه سریال ها ، انتخاب بازیگران آنهاست که اگر این انتخاب درست و مناسب صورت بگیرد؛ موفقیت سریال حتمی خواهد بود.
در غیر این صورت مطمئنا مجموعه آخر و عاقبت خوبی نخواهد داشت. درباره مجموعه بی مقدمه باید اذعان کرد که بازیگرانش هوشمندانه و متناسب با خصوصیات کاراکترها انتخاب شده اند. در نتیجه تماشاگر خیلی راحت و آسان وارد فضای مجموعه می شود. از شخصیت ها خوشش می آید و نسبت به آنها حس همدردی دارد و شکل روابطشان را به خوبی درک می کند.
همچنین دیالوگ ها و نحوه بیانشان واقعا به دل می نشیند. دیالوگ های مجموعه با دقت ، واضح و هوشمندانه نوشته شده اند. رد و بدل شدن دیالوگ ها که بار کمیک آنها لحظه به لحظه بیشتر می شود ، تماشاگر را واقعا به وجد می آورد. گرچه اغراق از ویژگی های اصلی کار طنز به شمار می آید ، اما در مجموعه بی مقدمه این ویژگی شخصیت ها را تبدیل به آدمهایی سطحی نمی کند. زیرا مرز میان سادگی و نادانی بدرستی حفظ و رعایت شده است.
از سوی دیگر ، شخصیت های این مجموعه برای تولید خنده از لودگی یا واژه های سبک و ناپسند به عنوان عناصر خنده آور استفاده نمی کنند ؛ چیزی که متاسفانه در غالب سریال های طنز اتفاق نمی افتد. عنصر خنده در این مجموعه از جنس دیگری است. بی مقدمه از آن مجموعه هایی است که تماشای آن در جمع خانواده باعث شرم حضور کسی نمی شود و صدای اعتراض کارشناسان امور تربیتی و مسائل اجتماعی را هم درنمی آورد.
در مجموعه های مفرح در تمام دنیا از بازیگر مهمان به عنوان فاکتور مهمی برای جذب تماشاگر استفاده می شود. سازندگان بی مقدمه هم از این موضوع غافل نبوده اند ، اگر چه احتمالا به خاطر آن که کارشان قالب رسمی و کلیشه ای پیدا نکند ، از چند بازیگر در نقشهای متفاوت و در قسمتهای مختلف استفاده کرده اند ؛ بازیگرانی مانند محمد فیاض بخش ، هایده حائری و کمند امیرسلیمانی که بازیگر توانایی است.
او برای ایفای نقشهای ساده و معمولی همان قدر مایه می گذارد که برای نقشهای سنگین و پیچیده و عجیب آن که هنوز براحتی می تواند شخصیت های جوان را بخوبی بازی کند. در مجموعه بی مقدمه او را در چند نقش متفاوت می بینیم ؛ زن نسبتا جوانی که مشکل عقلانی دارد، زن جوانی که سعی می کند به کمک همسرش از راههای غیرقانونی به مال و منالی برسد ، خانم جوانی که به دلیل مطالعات زیاده از حدش در مسائل روان شناختی دچار توهم شده و زنی که ظاهرا عاقل نیست اما نگاهش به دنیا و زندگی بشدت مثبت ، زیبا و تلطیف شده است.
او در بدو ورودش به ساندویچ فروشی چندان موردتوجه آقابیگ و خانواده اش قرار نمی گیرد اما اندک اندک آنها را مجذوب رفتار ساده و طرز فکر خود می کند ، به طوری که خانواده با کمال میل او را در جمع خودشان می پذیرند. مریم بانو (کمند امیرسلیمانی) دریچه های تازه ای را به روی اعضای خانواده آقابیگ می گشاید و به آنها یاد می دهد که چگونه برای سلامتشان و سایر نعمتهایی که خداوند به آنها بخشیده از او سپاسگزار باشند. آخر سر هم با آنها عکس یادگاری می گیرد. بی مقدمه مجموعه ای ساده و آسان است که تماشاگر را از خنده روده بر نمی کند اما تبسم شیرینی بر لبانش می نشاند.

محمودرضا جغتایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها