1. واسه پوله، واسه پوله
اولریش مارزلف، ایرانشناس آلمانی که مطالعه جامعی بر ادبیات شفاهی و داستانهای فولکلوریک فارسی داشته، معتقد است که در بسیاری از این داستانها میتوان علاقه ایرانیها به بخت و اقبال را شاهد بود. او میگوید: «زندگی مردم ایران همیشه خیلی سخت بوده و قهرمانهای قصههای ایرانی هم معمولا از همین مردمی بودهاند که زندگی سختی داشتهاند؛ مثلا پینهدوز یا خانوادههای فقیر. این قهرمانها همیشه به دنبال این بودند که زندگیشان تغییر کند و به شرایط بهتری برسند. آنها آرزوهای خیلی بزرگی نداشتند، بلکه در فکر این بودند که به زندگی راحتی دست پیدا کنند. برای همین قهرمانهای قصههای ایرانی همیشه دنبال گنج هستند.»
به استناد برداشت این پژوهشگر آلمانی و البته با رجوع به امیال درونی خودمان و میل به غلبه بر مشکلات اقتصادی و رسیدن به رفاه و شرایط مالی بهتر میتوانیم بفهمیم که کتابهای انگیزشی از نوع اقتصادی و مالی برای بسیاری از ما جذاب هستند و حتی کسانی که شاید هرگز در زندگی کتابی جز کتابهای درسی به دست نگرفتهاند وسوسه شوند که یکی از این کتابها را بخوانند. به صورت کاملا منطقی طبیعی است که کسانی بخواهند کتابهای هوش مالی یا پدر پولدار، پدر بیپول را بخوانند و در نتیجه این دو کتاب در فهرست اقلام مورد توجه قاچاقچیان قرار داشته باشد. قاچاقچیان کتاب، احتمالا از میزان استقبالی که در بازار کتاب شاهد بودهاند، دست به تولید و عرضه غیرقانونی این نوع کتابها میزنند.
البته میل و علاقه به کتابهای انگیزشی صرفا به نوع اقتصادی ختم نمیشود و کتابهای روانشناسی انگیزشی هم طرفداران بسیار دارند و در نتیجه در فهرست آثار قاچاق دیده میشوند؛ کتابهایی مانند راز یا قدرت ذهن و امثال آن که براساس نظریههای اثبات نشده به ظاهر علمی، مخاطب را به سمت ساختن زندگی راحتتر و آرامتر تشویق میکنند.
2. من یک روشنفکرم
در میان کتابهای قاچاق، دستهای از آثار هستند که صرفا به دلیل محبوبیت در میان خوانندگان و پرفروش بودن قاچاق شدهاند. نکته قابل توجه درباره این دسته از کتابها آن است که تک تک آنها را میتوان از کتابفروشیهای معتبر و از ناشران خریداری کرد و خواند. این کتابها نه چاپشان تمام شده، نه ممیزی شدهاند و نه کمیاب و نایاب هستند، اما کمی ارزانتر در بساط قاچاقچیان میتوان پیدایشان کرد ولو با کیفیت پایینتر و در مواردی با همان کیفیت اصلی. از این دسته کتابها میتوان به صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز اشاره کرد که هنوز و همچنان پرفروش است و اصلا خواندن این کتاب برای خیلیها به معنای راه یافتن به جرگه فرهیختگان گرامی است و نشانه و دلیل روشنفکری و ادب دوستی!
احتمالا به خاطر دارید وقتی مرحوم مارکز، جهان فانی را وداع گفت ما ایرانیها خیلی بیشتر از کلمبیاییها و حتی لاتینزبانها به سوگ نشستیم و از این خسران چنان نالیدیم که تبدیل به سوژه شدیم و طنزها برای خودمان نوشتیم و کشیدیم.
قصه کتابهای محبوب به صدسال تنهایی مارکز و آثار آلبرت کامو و فرانتس کافکا ختم نمیشود؛ یک رمان ساده و نوجوانانه درباره تاریخ فلسفه هم میتواند چنان محبوب شود که سر از بازار قاچاق در بیاورد. به همین دلیل ساده است که با وجود چند ترجمه متفاوت از کتاب دنیای سوفی و انتشار آن توسط چند ناشر، این کتاب هم به فهرست قاچاقچیان راه پیدا کرده است.
اصلا چرا راه دور برویم، کتاب
«من او» نوشته رضا امیرخانی هم در میان کتابهای قاچاق دیده میشود، چون کتابخوانها و آدمهای اهل مطالعه دربارهاش حرف میزنند یا مثلا کتاب ملت عشق که در بازار کتاب ایرانی حسابی طرفدار پیدا کرد و آنقدر خوب فروخت که قاچاقچیان نتوانستند از سود سرشار فروش این کتاب بگذرند.
3. وسوسههای پولساز
شاید به گفته یوسف علیخانی، قاچاقچیان کتاب آدمهای خطرناکی باشند که اسلحه حمل میکنند و نسبتی با ادب و فرهنگ ندارند، اما این آدمها آنقدرها هم که این نویسنده ارجمند میگوید با تفکر و تعقل و اندیشه بیگانه نیستند و دستکم این گفته اندیشمندان دینی را به تجربه دریافتهاند که آدمیزاد به هر آنچه منعش کنند حریص میشود و به همین دلیل ساده، قاچاقچیان کتابهای زیادی را به خلقا... میفروشند.
یکی از جالبترین نمونه کتاب کهندیارا است که به وفور در انبار قاچاق پیدا شده و خیلیها دربارهاش کنجکاو هستند، چون گفته میشود این کتاب راوی خاطران فرح دیبا پهلوی است. افراد زیادی از روی کنجکاوی، کیسه قاچاقچیان را پر کردهاند در حالی که همسر پهلوی دوم چندباری گفته کتاب خاطراتش در ایران ساختگی است.
قصه وسوسهها و کنجکاویها به همینجا ختم نمیشود و به نظر میرسد قاچاقچیان کتاب از این ترفند خوب بهره گرفتهاند که هر کتابی را با ادعای کامل بودن به خورد مردم بدهند.
آذر مهاجر
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم