نمی دانم چرا از تیم ملی خط خوردم!

: یک سال است که پیراهن تیم ملی بزرگسالان را در والیبال می پوشد ؛ اما توانایی هایش آنقدر بالا هست که بهنام محمودی را در پست خودش نیمکت نشین کند.
کد خبر: ۱۱۹۲۵۰

این یک نظر شخصی یا تعارف معمولی نیست ، چون همگان دیدند که مهدی بازارگرد در مسابقه های جهانی والیبال یکی از ارکان اصلی تیم ملی بود و در پستی که بهنام هم حضور داشت بیشتر از او در زمین حاضر شد. اما همین بازیکن توانمند در آستانه اعزام تیم ملی به بازیهای آسیایی خط خورد تا خیلی ها از شنیدن این حذف متعجب شوند. خودش از دستهای پشت پرده حرف می زند و می گوید: هیچ دلیل قانع کننده ای برای کنار گذاشتن من نداشتند.وقتی پای صحبت های رئیس فدراسیون والیبال می نشینیم بناچار به مهدی بازارگرد حق می دهیم. او در عین شایستگی از تیم ملی والیبال خط خورد. روزی که با او قرار این مصاحبه را گذاشتیم ، هنوز بازارگرد از تیم ملی خط نخورده بود ؛ اما ظرف 2 یا 3 روز او از تیم ملی کنار گذاشته شد تا حال و هوای این گفتگو هم تا اندازه زیادی تغییر کند. مهدی با دل پر به روزنامه «جام جم» آمد.

آقای بازارگرد متولد چه سالی هستید؛
متولد 1358هستم.
چند سال است که در تیم ملی بزرگسالان بازی می کنید؛
حدود 4 سال ؛ البته من از سال 74 سابقه عضویت در تیمهای ملی نوجوانان و جوانان ایران را دارم.
مشوق اصلی تو در والیبال چه کسی بود؛
پدر من والیبالیست بود ؛ البته والیبال را به طور حرفه ای دنبال نمی کرد ، ولی تقریبا هر هرفته برای بازی والیبال به باشگاه می رفت و من را به همراه خودش برای تماشا می برد. من خودم هیچ گاه فکر نمی کردم روزی والیبالیست شوم.
چرا فکر نمی کردی والیبالیست شوی مگر از این رشته بدت می آمد؛
نه ، چیزی که من را در کودکی از والیبال متنفر کرده بود پشه های سالنی بود که پدرم در آنجا بازی می کرد. من در همه دوران بازیهای پدرم ، مجبور بودم این پشه ها را از خودم دور کنم و هر دفعه که از سالن برمی گشتم دست کم 10 جای بدنم زخم می شد.
بعدها چه اتفاقی باعث شد به والیبال علاقه مند شوید؛
قد بلند و پنجه های بزرگم خودبه خود باعث شد در دبیرستان این رشته ورزشی را انتخاب کنم ، زیاد هم طول نکشید که به تیم ملی راه پیدا کردم. اگر اشتباه نکنم 6 ماه بعد به تیم ملی نوجوانان دعوت شدم.
یعنی چه سالی؛
سال 1374 بود. از آن سال تاکنون پیراهن تیم ملی را در اختیار دارم.
چطور شد که به اردوی تیم ملی دعوت شدید؛
خیلی ساده ، در تست تیم ملی نوجوانان شرکت کردم و قبول شدم. حضور من در تیم ملی نوجوانان انگیزه ام را برای ادامه فعالیت در والیبال زیاد کرد و تلاشهایم در تیم ملی نوجوانان سرانجام به انتخاب من برای حضور در تیم ملی منجر شد. از این که ملی پوش شده بودم ، هم احساس غرور و هم مانند بچه های دو سه ساله ذوق می کردم.
تحصیلات خود را به کجا رسانده ای؛
دیپلم را در هنرستان گرفتم و برای ادامه تحصیل در رشته ماشین ابزار به دانشگاه رفتم ؛ اما نتوانستم ادامه بدهم چون با فعالیت ورزشی ام جور درنمی آمد. با این حال اکنون دانشجوی رشته تربیت بدنی هستم ، ولی تا این لحظه که با شما صحبت می کنم هنوز سر کلاس ها نرفته ام.
اولین بازی را که در تیم ملی بزرگسالان انجام دادی چه زمان بود؛
حدود یک سال پیش بود که در بازیهای غرب آسیا برای نخستین بار پیراهن تیم ملی بزرگسالان را پوشیدم.
به نظر شما رسیدن به پیراهن تیم ملی در 26 سالگی کمی دیر نیست؛
نه ، برای کسی که شناسنامه اش را عوض نکرده و با سن واقعی اش به تیم ملی راه یافته دیر نیست. روزی که من به تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم مصادف بود با خداحافظی یکی از بازیکنان خوب والیبال کشورمان. وقتی از آن بازیکن پرسیدند والیبال را در چند سالگی کنار گذاشتی او در جواب گفت در 27 سالگی ، بعد با من مصاحبه کردند و پرسیدند پدیده جدید والیبال ما چند سال دارد که من در جواب گفتم: 26سال دارم. هر کس این دو گفتگو را از تلویزیون شنید از تعجب شاخ درآورد. یکی در 27 سالگی از والیبال خداحافظی می کند و یکی در 26 سالگی می تواند پدیده والیبال شود.
در تیمی که به عنوان تیم بزرگسالان به مسابقه های جهانی والیبال رفت چند بازیکن صغرسنی داشتیم؛
شاید 3 یا 4 بازیکن در این تیم شناسنامه واقعی داشته باشند و بقیه صغرسنی هستند.
چرا شما شناسنامه تان را عوض نکردید؛
نمی دانم چه جوابی بدهم. شاید اگر این کار را می کردم روزهای طلایی تری را در والیبال سپری می کردم ؛ اما از طرفی ناراحت هم نیستم چون می دانم هر چه هستم با تلاش و زحمت خودم به دست آمده است نه با کمک شناسنامه ام.
آیا والیبالیست ها هم مثل فوتبالیست ها بازی ملی شان را می شمارند؛
نه.
یعنی شما الان نمی دانید چند بازی ملی دارید؛
فکر نمی کنم کسی از اعضای تیم ملی بتواند پاسخ این پرسش را بدهد.
در مسابقه های فصل آینده لیگ برتر والیبال در کدام تیم بازی می کنید؛
من چند روز پیش با تیم پگاه ارومیه قرارداد یکساله ای امضاء کردم.
این قرارداد با چه مبلغی به امضاء رسید؛
(کمی مکث می کند و من هم مجبور می شوم از راه دیگری به پاسخم برسم.)
امسال سقف قراردادها در والیبال چقدر است؛
حدود 80 میلیون تومان برای یک فصل.
اما سال گذشته هم که سقف قراردادها همین قدر بود؛
نه ، شما اشتباه می کنید.
اما این چیزی بود که پیمان اکبری سال گذشته در مصاحبه با روزنامه «جام جم» گفته بود؛
او هم اشتباه گفته است . خود پیمان که بالاترین دستمزد را می گیرد پارسال بیشتر از 60 - 65 میلیون تومان از پیکان نگرفت و این سقف قراردادهای سال گذشته بود.
شما پارسال چقدر گرفتید؛
سال گذشته در سایپا بودم و 50 میلیون تومان گرفتم.
و امسال؛
(با کمی مکث جواب می دهد.) 60 میلیون تومان.
یادت هست اولین پولی که از والیبال گرفتی چقدر بود؛
حدود 200 هزار تومان بود که از باشگاه هما گرفتم.
این چندمین سالی است که در لیگ والیبال حضور دارید؛
من 4 سال در تیم پاس بودم و یک سال هم در تیم سایپا لیگ برتر را تجربه کردم. امسال هم ششمین سال حضور من در لیگ برتر است.
آیا امسال غیر از پگاه ارومیه از تیمهای دیگر هم پیشنهاد داشتید؛
بله. هم پیکانی ها من را می خواستند هم ماهشهری ها.

سرویس کازسکی آنقدر پرقدرت بود که تا یک ساعت آرم توپ والیبال روی پای من مانده بود

پیشنهاد پیکان را بنا به دلایل شخصی رد کردم و پیشنهاد پتروشیمی بندر امام را به خاطر مسائل مالی. البته اگر تیم بندر امام 100 میلیون تومان هم به من می داد قبول نمی کردم ، چون جو حاکم بر این تیم را به هیچ وجه دوست ندارم.
کارشناسان والیبال ، مهدی بازارگرد را یکی از بهترین های تیم ملی در مسابقه های جهانی والیبال می دانند ؛ اما در آستانه بازیهای آسیایی دوحه در حالی که فقط 2 روز از دور جدید تمرین های تیم ملی گذشته بود 2 نفر از فهرست نهایی تیم ملی برای بازیهای دوحه خط خورده اند یکی شما و دیگری آرش صادقیانی. چرا تو را از تیم ملی کنار گذاشتند؛
باور کنید هنوز هم با گذشت 2 هفته از این اتفاق نمی دانم چرا از تیم ملی خط خوردم.
یعنی به هیچ وجه انتظار نداشتی از تیم ملی در بازیهای دوحه کنار گذاشته شوی؛
نه. زمانی که تیم ملی از ژاپن برگشت انتظار داشتیم مردم در فرودگاه از تیم به خاطر شکست های پیاپی اش در مسابقه های جهانی انتقاد کنند ، اما وقتی برخورد مردم را با خودم و دیگر اعضای تیم دیدم متوجه شدم آنها هم مثل بچه های تیم که از عملکردشان رضایت نسبی داشتند ، راضی هستند. همین مساله انگیزه من را بالا برد تا در اردوی 10 روزه ای که برای بازیهای آسیایی قرار بود انجام شود با تمام قدرت حاضر شوم تا با آمادگی کامل همراه با دیگر نفرات در دوحه شرکت کنم. 3 روز اولی هم که از ژاپن برگشتیم کاملا استراحت کردم تا بدون کمترین خستگی آخرین دور تمرین ها را شروع کنم.
از چه تاریخی اردوی 10 روزه تیم ملی شروع شد؛
دوشنبه ، ششم آذر روز نخست این تمرین ها بود. در اولین روز تمرین متوجه حضور محمد سلیمانی که هم پست من است در اردوی تیم شدم. حضور او در اردو برایم کمی عجیب و نگران کننده بود. به همین علت با تمام توان تمرین هایم را شروع کردم تا بهانه ای برای خط خوردنم دست کادر فنی ندهم. غافل از آن که برنامه کنار گذاشتن من از قبل طراحی شده بود.
نظر آقای داورزنی درباره حذف شما از تیم ملی چه بود؛
با ایشان صحبت های زیادی کردم. در خصوص حذف شدنم از تیم علت را که از ایشان جویا شدم متاسفانه هیچ دلیل قانع کننده ای برای خط خوردنم نشنیدم. نظر ایشان در مورد من این بود که هم در مسابقه های جهانی خوب بودم و هم در تمرین های اخیر و تنها دلیل حذف من وجود 4 بازیکن هم سطح در پست اسپکر بود ، ولی همچنان من اصرار به توضیح بیشتر داشتم و نظر من این بود که اگر من ، عندلیب ، محمودی و سلیمانی در یک سطح هستیم ، چرا باید من که بیشتر از دیگران در تمرین ها و اردوهای تیم ملی بودم خط بخورم ، با آن که در تمام مسابقه ها و اردوهای تیم ملی حاضر بودم و 7 ماه از بهترین روزهای زندگی ام را فدای تیم ملی کردم تا بتوانم در مسابقه های آسیایی که از نظر من گل تمام مسابقه هاست حاضر باشم.
چقدر از این که الان همراه دیگر ملی پوشان در دوحه نیستی احساس ناراحتی می کند؛
خیلی زیاد. بیشتر ناراحتی ام به خاطر این است که 7 ماه از بهترین روزهای زندگی ام را در اردو سپری کردم. من فردای روزی که عقد کرده بودم به اردوی تیم ملی آمدم و از چهارم اردیبهشت تا روزی که خط خوردم حتی یک روز هم غیبت نکردم تا در مسابقه های دوحه بهترین عملکرد را از خودم به نمایش بگذارم. وقتی این حرفها را به آقای داورزنی گفتم ایشان در جواب گفت: تو جوان هستی و در دوره های بعدی هم می توانی تیم ملی را همراهی کنی و در پایان گفت ناراحت نباش غیر از تو صادقیانی هم خط خورده است.
آیا برای شما حضور در بازی های آسیایی مهمتر از شرکت در مسابقه های جهانی بود؛
نه ، اما به هر حال هدف اصلی تمامی بازیکنان و کادر فنی موفقیت در بازیهای آسیایی دوحه بود نه مسابقه های جهانی. ما در جریان بازیهای جهانی بدون توجه به این که مثلا فردا با ایتالیا یا بلغارستان بازی داریم بسختی وزنه می زدیم تا در نهایت برای بازیهای دوحه به مرز ایده آلی از آمادگی جسمانی برسیم. همه شاهد بودند که من ، منصوری و نادی در ژاپن بیشترین وزنه ها را می زدیم ، فقط برای این که در دوحه آماده تر از بقیه باشیم.
آیا شما معتقدید دستهای پشت پرده باعث شد سلیمانی جانشین بازارگرد شود؛
به کسی تهمت نمی زنم ، اما وقتی آقای داورزنی می گوید این تصمیم کیاچ (سرمربی تیم) بوده در حالی که ایشان اصلا بازی سلیمانی را ندیده ، چگونه می توان باور کرد؛ با توجه به این که او 3 ماه از تیم ملی دور بوده کیاچ چگونه توانسته طی 3 روز حضور او در تمرینات تشخیص بدهد که از من بهتر یا حداقل هم سطح من است؛
از مسابقه های جهانی والیبال و فضای حاکم بر آن صحبت کنید؛
ما در بهترین گروه مسابقه ها قرار داشتیم. البته این موضوع باعث خوشحالی تیم بود، چون همه ما می دانستیم شاید این برای اولین و آخرین باری باشد که زمان بازی مقابل تیمهای بزرگی چون ایتالیا و بلغارستان را به دست آوردیم. از طرفی قرار بود به این بازیها همچون دیدارهای تدارکاتی نگاه کنیم. آقای داورزنی که می دانست تیم ملی در این بازی ها نتیجه نمی گیرد از بچه ها خواست قدرتشان را برای بازیهای آسیایی نگه دارند ، با این هدف فقط می خواستیم در مقابل حریفهای مان زنگ تفریح نباشیم. که خدا را شکر همین طور شد و بد بازی نکردیم.
بازی اول ایران در مسابقه های جهانی مقابل جمهوری چک بود ، با چه روحیه ای وارد زمین شدید و چقدر استرس داشتید؛
البته همه اضطراب و ترس شدیدی داشتیم چون هیچیک از بچه ها تجربه حضور در مسابقه های جهانی را نداشتند ، از طرفی می دانستیم چک چندین دوره در مسابقه های جهانی حضور داشته و اکثر بازیکنانش در لیگ ایتالیا عضویت دارند. با این پیش زمینه ها وارد زمین شدیم تا به گفته بهنام محمودی فقط خوب بازی کنیم. اضطراب و ترس بچه ها هم خیلی زود از بین رفت و از اواسط گیم اول بود که بازی خودمان را انجام دادیم و کمتر اجازه می دادیم چک ها امتیاز آسان از ما بگیرند.
وضعیت تیم در مقابل بازی با ایتالیا چگونه بود؛
پیروزی تاریخی ایران مقابل ایتالیا در ست دوم تا مدتها از ذهن همه پاک نخواهد شد. در مقابل ایتالیا بچه ها انگیزه بسیار بالایی داشتند و همین انگیزه بالا و حس خوبی که بین تک تک بازیکنان بود باعث شد بتوانیم ایتالیا را در یک ست شکست دهیم خود من در آن بازی به طور کامل حضور داشتم و بعد از این که 4 امتیاز پیاپی سرویس از ایتالیایی ها گرفتم ، به این باور رسیدم که این تیم را هم می توان شکست داد.
اگر این شانتاژهای روحی در سایر دیدارهای تیم ملی بود، نتایج بهتری حاصل می شد؛
بله ، ما با انگیزه ای که در مقابل ایتالیا داشتیم ، می توانستیم ونزوئلا و امریکا را شکست بدهیم ، اما در آن بازیها این انگیزه وجود نداشت تنها دیداری که همه بچه ها پیش از آن مطمئن بودند گرفتن یک ست غیر ممکن است ، بازی با بلغارستان بود. آنها سرویس های وحشتناکی می زدند ، انگار با هر سرویس قصد داشتند یکی از بازیکنان ما را از زمین خارج کنند. اتفاقا در پایان مسابقه های جهانی ، کازسکی از بلغارستان به عنوان بهترین سرویس زن معرفی شد. البته شایان ذکر است که یکی از سرویس های همین بازیکن روی پای من فرود آمد. آن سرویس آنقدر پرقدرت بود که تا یک ساعت آرم توپ والیبال روی پای من مانده بود.
در مسابقه های جهانی قرار گرفتن شما یا بهنام محمودی در ترکیب اصلی تیم شایعاتی راجع به اختلافاتی در رابطه بین شما به وجود آورده بود این موضوع تا چه حد صحت دارد؛
اصلا درست نیست. بهنام محمودی تنها دوست صمیمی من در تیم ملی والیبال است. به نظر من او سالم ترین شخص در اردوی تیم ملی است و به همین دلیل هم برای من دوست داشتنی و عزیز است.
به نظر شما بهنام از چه لحاظ سالم ترین است؛
نمی خواهم زیاد وارد این بحث شوم. فقط می گویم حساب بهنام از تمام مسائل حاشیه ای که در تیم ملی والیبال وجود دارد جداست.
منظور از مسائل حاشیه ای چیست؛
دراین مقطع که تیم در بازیهای آسیایی حضور دارد چیزی نگویم بهتر است اما همین مسائل حاشیه ای و راحت تر بگویم باند بازی ها باعث شد من از تیم ملی خط بخورم. من عامل اصلی خط خوردنم را از درون تیم می دانم نه از کادر فنی و رئیس فدراسیون!

سارا شیرازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها